‌نیما فرید مجتهدی‌

مقدمه:
«بازیابی‌ معانی‌ و چگونگی‌ نام‌ گذاری‌ واژه‌های‌ جغرافیایی‌ کار پیچیده‌ و دشواری‌ است. بسیاری‌ از این‌ نام‌ واژه‌ها یا در بستر دگرگونی‌های‌ زبانی‌ رنگ‌ باخته‌اند یا در گذرگاه‌های‌ گفتاری‌ گوناگون‌ شده‌اند و با گذشت‌ سده‌ها و هزاره‌ها، بن‌ مایه‌های‌ خود را از دست‌ داده‌اند. با این‌ همه‌ تنها راه‌ پیش‌ روی‌ ما سفر به‌ دنیای‌ درون‌ این‌ نام‌ واژه‌ها و رسیدن‌ به‌ سرچشمه‌های‌ نخستین‌ آنها است. در این‌ سفر می‌توانیم‌ به‌ برش‌های‌ زیبای‌ فرهنگ‌ پیشینیان‌ دست‌ یابیم‌ و از چگونگی‌ نگاه‌ و نگرش‌ آنها به‌ طبیعت، تاریخ، اسطوره، باورهای‌ دینی‌ و پیوندهای‌ گونه‌ گون‌ فرهنگی‌ آشنا شویم» (شجاعی‌ فرد، ۱۳۷۱). شاید گریزی‌ از این‌ تطور و تحول‌ نام‌ واژه‌ها در گذر زمان‌ نباشد. اما متاسفانه‌ به‌ دلیل‌ اهمال‌ برخی‌ افراد و نویسندگان، بعضی‌ از نام‌ واژه‌های‌ گیلکی‌ دچار تغییراتی‌ شده‌اند که‌ حتی‌ برای‌ خیلی‌ از اهالی، این‌ نام‌ها جا افتاده‌ است، همانند جواهر ده‌ (جؤ‌رده) و کیکاوس‌ (کلکاموس) و…این‌ امر جدا شدن‌ از باورها و تجارب‌ گذشتگان‌ می‌باشد. در این‌ پژوهش‌ نگارنده‌ سعی‌ نموده‌ ریشه‌ نام‌ واژه‌های‌ اِسِل‌ محله‌ (عسل‌ محله)، دریاسر و دریاآب‌ و دلیل‌ نام‌ گذاری‌ و نقش‌ عوامل‌ جغرافیایی‌ طبیعی‌ را (به‌ ویژه‌ فرسایش‌ یخچالی) در این‌ رابطه‌ نشان‌ دهد. اما با توجه‌ به‌ طیف‌ خوانندگان، نگارنده‌ ابتدا لازم‌ می‌داند درباره‌ مبنای‌ نظری‌ علمی‌ این‌ مقوله‌ به‌ ارائه‌ توضیحات‌ مختصری‌ پرداخته‌ و سپس‌ نام‌ واژه‌ها را واکاوی‌ نماید.

مبانی‌ نظری‌ پژوهش:
‌اشکال‌ ناهمواری‌های‌ سطح‌ زمین‌ حاصل‌ عملکرد سیستم‌های‌ فرسایشی‌ مختلفی‌ هم‌ چون‌ آبی، بادی‌ و یخچالی‌ می‌باشند، که‌ یافتن‌ نحوه‌ پیدایش‌ این‌ اشکال، به‌ شناسایی‌ ساز و کارهای‌ پدید آورنده‌ آنها نیازمند است. یکی‌ از عوامل‌ مهم‌ انتقال‌ رسوب‌ها، یخچال‌ها هستند. چون‌ تشکیل‌ یخچال‌ها به‌ شرایط‌ خاصی‌ بستگی‌ دارد، بنابراین‌ فقط‌ در نواحی‌ ویژه‌ای‌ از سطح‌ کره‌ زمین‌ وجود دارند. اصولاً‌ تشکیل‌ یخچال‌ها حاصل‌ تغییر شکل‌ برف‌ است. بدین‌ ترتیب‌ که‌ در شرایط‌ مساعد(پایین‌ آمدن‌ دما در حد کمتر از صفر)، بر اثر تراکم‌ سالیانه‌ برف، انباشتگی‌ هایی‌ به‌ وجود می‌آیند. عمل‌ توأمان‌ فشار لایه‌های‌ فوقانی‌ برف‌ و ذوب‌ جزیی‌ برف‌ در تابستان‌ها موجب‌ تبدیل‌ تدریجی‌ برف‌ زیرین‌ به‌ یخ‌ برفی‌ می‌شود. ادامه‌ این‌ اعمال‌ با افزایش‌ فشار لایه‌های‌ فوقانی‌ برف، یخ‌ برفی‌ را ابتدا به‌ یخ‌ حبابدار و سپس‌ بر اثر افزایش‌ فشار و خروج‌ کامل‌ هوا به‌ یخ‌ بلوری‌ تبدیل‌ می‌کند. به‌ طور کلی‌ یخچال‌ها بر دو نوعند: یخچال‌های‌ قاره‌ای‌ (یخچال‌های‌ قطب‌های‌ شمالی‌ و جنوبی‌ زمین) و یخچال‌های‌ مناطق‌ کوهستانی. چون‌ یخچال‌های‌ قاره‌ای‌ مختص‌ به‌ مناطق‌ قطبی‌ می‌باشند و شامل‌ منطقه‌ مورد مطالعه‌ نمی‌شود، از بحث‌ پیرامون‌ آن‌ خودداری‌ شد. کانون‌ تمرکز یخ‌ یخچال‌ها در مرتفع‌ترین‌ قسمت‌ دره‌ و در مجاور قلل‌ کوهستان‌ها قرار دارد، پس‌ از تراکم‌ یخ‌ در حفره‌ (سیرک)، به‌ تدریج‌ مازاد آن‌ به‌ شکل‌ بازو یا زبانه‌ای‌ در امتداد دره‌ کشیده‌ می‌شود. این‌ بازو بخش‌ ناشر را تشکیل‌ می‌دهد. فرسایش‌ یخچالی، اشکال‌ ویژه‌ای‌ را که‌ مختص‌ یخچال‌ می‌باشند به‌ وجود می‌آورد. به‌ طور مثال‌ سیرک‌های‌ یخچالی، دره‌های‌ یخچالی، اشکال‌ حاصل‌ از یخرفت‌ و…مجموعه‌ رسوب‌ هایی‌ که‌ به‌ وسیله‌ توده‌ عظیم‌ یخ‌ و یا زبانه‌های‌ یخی‌ از بستر یخچال‌های‌ کوهستانی‌ کنده‌ می‌شوند و بر اثر فشار یخ‌ جابه‌ جا می‌گردند و رویهم‌ انباشته‌ می‌شوند«یخرفت» نامیده‌ می‌شود. به‌ این‌ مرحله‌ از فرایند یخچالی، مرحله‌ انباشتی‌ یا تراکمی‌ می‌گویند. اما گاهی‌ ترکیب‌ کانی‌شناسی‌ سنگ‌ها در برابر عوامل‌ فرسایش‌ از چنان‌ اهمیتی‌ برخوردار است‌ که‌ نقش‌ مقاومت‌ و ساختمان‌ زمین‌ ساخت‌ را در درجه‌ دوم‌ اهمیت‌ قرار می‌دهد. سنگ‌ آهک‌ نماد چنین‌ شرایطی‌ است. حساسیت‌های‌ سنگ‌های‌ آهک‌ در برابر انحلال‌ و اهمیت‌ آن‌ در ویژگی‌ ناهمواری‌ها موجب‌ پیدایش‌ اشکال‌ خاصی‌ است‌ که‌ اصطلاحاً‌ به‌ نام‌ «کارست» موسوم‌ است.مهم‌ترین‌ اشکال‌ کارستی‌ عبارت‌ است‌ از: ۱ - لاپیه‌ها ۲ - چاله‌های‌ بسته‌ ۳ - حفره‌های‌ زیرزمینی. چاله‌های‌ بسته، خود اشکال‌ گوناگونی‌ را همچون‌ پولیه‌ها شامل‌ می‌شوند. پلیه‌ها، چاله‌ بسته‌ای‌ با کف‌ هموار و ابعاد کیلومتری‌ است، که‌ دامنه‌های‌ پرشیب‌ و بریده‌ای‌ دارد. وسیع‌ترین‌ آنها با ابعاد چندین‌ ده‌ کیلومتر و گودی‌ چندین‌ صدمتر در آهک‌های‌ ضخیم‌ لایه‌ تشکیل‌ می‌شوند. کف‌ پلیه‌ها نسبتاً‌ هموار و از رسوب‌های‌ رس‌ آهک‌زدایی‌ شده‌ یا آبرفت‌ و یا اغلب‌ رسوب‌های‌ دریاچه‌ای‌ انباشته‌ می‌شود. مازاد آب‌ها از طریق‌ چاه‌ هایی‌ تخلیه‌ می‌شوند که‌ «پورنور» نام‌ دارند. این‌ چاه‌ها در ارتباط‌ با شبکه‌ آب‌های‌ زیرزمینی‌ هستند.در رابطه‌ با حجم‌ آب‌ها و ظرفیت‌ تخلیه‌ چاه، اغلب‌ درکف‌ پولیه‌ها دریاچه‌های‌ فصلی‌ یا دایمی‌ به‌ وجود می‌آیند.(۸۷)

دلایل‌ نام‌ گذاری‌ اِسِل‌ محله، دریاسر و دریاآب‌ از دیدگاه‌ جغرافیای‌ طبیعی:
‌اِسِل‌ محله‌ نام‌ روستایی‌ از توابع‌ دهستان‌ دو هزار بخش‌ مرکزی‌ تنکابن‌ می‌باشد که‌ آخرین‌ روستا در دره‌ رودخانه‌ هلوکله‌ (از شاخه‌های‌ رودخانه‌ دو هزار) است‌ (شکل‌ - ۱ و ۳). دریاسر نام‌ دره‌ای‌ ییلاقی‌ در ۲۵ کیلومتری‌ ارتفاعات‌ جنوبی‌ این‌ روستای‌ کوهستانی، در دامنه‌های‌ کوه‌های‌ سیالان‌ و خانه‌ بن‌ می‌باشد و نیز دریاآب‌ نام‌ دریاچه‌ای‌ فصلی‌ در پای‌ قله‌ سیالان‌ است. (شکل‌های‌ - ۴ و ۷).

عَسَل‌ محله‌ یا اِسِل‌ محله؟
‌در واکاوی‌ معنای‌ نام‌ واژه‌ اِسِل‌ (عسل‌ محله) از دو روش‌ میدانی‌ و کتابخانه‌ای‌ استفاده‌ گردید. در پژوهش‌ میدانی‌ از طریق‌ گفتگو با ریش‌ سفیدان‌ و معتمدان‌ محلی، نگارنده‌ متوجه‌ شد برخلاف‌ تلفظ‌ و نوشتار غلط‌ امروزی‌ عسل‌ محله، آن‌ را اِسِل‌ محله‌ می‌خوانند.در مطالعه‌ کتابخانه‌ای‌ درکتاب‌ «از آستارا تا استرآباد»، در بخش‌ راه‌های‌ قدیمی‌ منطقه‌ دو هزار تنکابن‌ از واژه‌ «اسل‌ محله» (به‌ کسر الف‌ و سین)، به‌ معنای‌ استخر استفاده‌ شده‌ است(ستوده، ۱۳۷۱). کوه‌ سیالان‌ با توجه‌ به‌ ارتفاع‌ ۴۱۲۷ متری‌ و عرض‌ جغرافیایی‌اش، در طول‌ دوران‌ چهارم‌ زمین‌شناسی‌ قدیم‌ دارای‌ یخچال‌های‌ کوهستانی‌ بوده‌ است(مطالعات‌ میدانی‌ نگارنده‌ در بهار و تابستان‌ ۱۳۸۶). با توجه‌ به‌ مطالب‌ اشاره‌ شده‌ در مبانی‌ نظری، در دوران‌ چهارم‌ زمین‌شناسی‌ زبانه‌ یخچالی‌ کوه‌ سیالان‌ که‌ از سیرک‌ها زیر قله‌ انشعاب‌ یافته‌ بود و با عبور از دره‌ رودخانه‌ هلوکله‌ تا جنوب‌ روستای‌ اِسِل‌ محله‌ کشیده‌ شده‌ بود. طبق‌ مطالعات‌ میدانی‌ و شواهد زمین‌شناسی‌ و ریخت‌شناسی، این‌ فرضیه‌ از سوی‌ نگارنده‌ مطرح‌ شده‌ است‌ که‌ در محل‌ فعلی‌ دره‌ هلوکله‌ در شمال‌ آن‌ قبل‌ از تپه‌ دریاسر که‌ مشرف‌ به‌ روستای‌ اِسِل‌ محله‌ است، در دوره‌های‌ بعد از یخچالی‌ یعنی‌ حدوداً‌ از ده‌ هزار سال‌ قبل‌ (گرم‌ شدن‌ زمین‌ و آب‌ شدن‌ یخچال) دریاچه‌ای‌ وجود داشته‌ است.
‌در دوره‌ بعد یخچالی‌ آب‌ این‌ دریاچه‌ دایمی‌ به‌ مرور زمان‌ با فرسایش‌ و ایجاد یک‌ کانال‌ سرریز در دیواره‌ تپه‌ دریاسر، آب‌ آن‌ تخلیه‌ گشته‌ و در حال‌ حاضر به‌ صورت‌ دریاچه‌های‌ اتفاقی‌ یا فصلی‌ در آمده‌ است، اما اگر فرضیه‌ دریاچه‌ دایمی‌ بعد از یخچالی‌ را کنار بگذاریم‌ (۸۸)، در حال‌ حاضر نیز هر ساله‌ در این‌ مکان‌ دریاچه‌ای‌ کم‌ عمق‌ فصلی‌ پدید می‌آید(شکل‌ - ۵)، که‌ علت‌ آن‌ را این‌ گونه‌ می‌توان‌ توجیه‌ نمود.
‌طبق‌ مطالعات‌ میدانی‌ دره‌ دریاسر یک‌ پولیه‌ (چاله‌ آهکی‌ وسیع) تشخیص‌ داده‌ شده‌ است‌ و از ویژگی‌های‌ پولیه‌ها تشکیل‌ دریاچه‌های‌ فصلی، گاه‌ دایمی، به‌ علت‌ چاه‌ و چشمه‌های‌ آهکی‌ کف‌ آن‌ می‌باشد (شکل‌ - ۶). بنابراین‌ «شکل‌ خاص‌ دره‌ دریاسر»، «نوع‌ سازنده‌های‌ زمین‌شناسی‌ آن» و «تپه‌ای‌ که‌ در خارج‌ از دره‌ دریاسر همچون‌ سدی‌ می‌باشد،«ارتفاع‌ ۷۶ متر» از یک‌ سو و زهکشی‌ آب‌ زیرزمینی‌ از ارتفاعات‌ مشرف‌ به‌ دره، به‌ همراه‌ حجم‌ بالای‌ دبی‌ و سیلاب‌ هایی‌ که‌ در موقع‌ ذوب‌ برف‌ (اواخر زمستان‌ و اوایل‌ بهار) به‌ منطقه‌ سرازیر می‌شود، به‌ همراه‌ بالا آمدن‌ سطح‌ آب‌ زیرزمینی‌ و به‌ تبع‌ آن‌ تراوش‌ فراوان‌ آب‌ از چشمه‌های‌ موجود در دریاسر، این‌ دریاچه‌ فصلی‌ شکل‌ می‌گیرد. با توجه‌ به‌ موارد ذکر شده‌ می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ وجود دریاچه‌ای‌ دایمی‌ در دوره‌ بعد یخچالی، که‌ احتمالاً‌ تا چند هزار سال‌ پیش‌ وجود داشته‌ و همچنین‌ دریاچه‌ای‌ فصلی‌ که‌ هر ساله‌ در اواخر اسفند و اوایل‌ بهار در محل‌ پولیه‌ (چاله‌ آهکی) تشکیل‌ می‌شود، سبب‌ شده‌ که‌ روستای‌ اِسِل‌ محله‌ به‌ علت‌ قرارگرفتن‌ در نزدیکی‌ این‌ دریاچه‌ به‌ این‌ نام‌ خوانده‌ شود. یعنی‌ اسل‌ محله‌ = سِل‌ محله‌ = استخر محله‌ = محله‌ای‌ که‌ کنار دریاچه‌ قرار دارد. این‌ نوع‌ نام‌ واژه‌ درنقاطی‌ دیگر در مناطق‌ کوهستانی‌ غرب‌ مازندران‌ و شرق‌ گیلان‌ با تفاوتی‌ در تلفظ‌ مشاهده‌ می‌شود. استل‌ کنار (استخر کنار)، اِسِل‌ پشته‌ (عسل‌ پشته) و اِسِل‌ کوه‌ (کوه‌ اِستَل) از توابع‌ دهستان‌ سخت‌ سر رامسر (سجادی، ۱۳۸۳) و سیا اِسِل‌ سر (کسگر چال) (مشایخی، ۱۳۸۱) و همچنین‌ سل‌ سر (استلخ‌ سر) (ستوده، ۱۳۷۴). اما در مورد دره‌ ییلاقی‌ دریاسر که‌ در نزدیکی‌ همین‌ روستا قرار گرفته، به‌ دلیل‌ این‌ که‌ محل‌ تشکیل‌ دریاچه‌ می‌باشد، به‌ خاطر وجود همین‌ دریاچه، با پسوند«سر» و «سرا» مشهور شده‌ است. این‌ پسوند در زبان‌ گیلکی‌ به‌ فراوانی‌ در نام‌ مکان‌ها به‌ کار برده‌ می‌شود. همچون‌ بیجارسر (محل‌ مزرعه‌ برنج)، دریاسر (محل‌ دریا، دریاچه) به‌ عنوان‌ نمونه‌ می‌توان‌ از روستای‌ دریاسر لنگرودو…نام‌ برد. در پای‌ قله‌ سیالان‌ در انتهای‌ دره‌ هلوکله‌ دریاچه‌ دیگری‌ است‌ که‌ گالش‌های‌ تنکابنی‌ و دامداران‌ هنیزی‌ الموتی‌ به‌ آن‌ دریا آب‌ می‌گویند(شکل‌ - ۷) که‌ دلیل‌ نام‌گذاری‌ آن‌ را می‌توان‌ ناشی‌ از اثر حرکت‌ و فعالیت‌ کاوشی‌ و انباشتی‌ یخچال‌ کوه‌ سیالان‌ در سیرک‌ زیر قله‌ سیالان‌ دانست‌ که‌ پستی‌ و بلندی‌هایی‌ در کف‌ سیرک‌ شکل‌ داده‌اند، که‌ در فصل‌ تابستان، ذوب‌ برف‌ و جاری‌ شدن‌ چشمه‌ در آن‌ به‌ وجود می‌آید.

نتیجه‌گیری:
‌در طول‌ دوران‌ چهارم‌ زمین‌شناسی‌ و دوره‌ پلئیستوسن‌ (از دو میلیون‌ تا ۱۰ هزار سال‌ پیش) آب‌ و هوای‌ این‌ منطقه‌ سرد و همراه‌ با بارش‌ برف‌ بیشتری‌ بوده‌ و یخچال‌های‌ کوهستانی‌ را در این‌ محدوده‌ به‌ وجود آورده‌ است. فرسایش‌ یخچالی‌ کوه‌ سیالان‌ موجب‌ به‌ وجود آمدن‌ اشکال‌ خاص‌ یخچالی‌ در طول‌ دره‌ هلوکله‌ (شاخه‌ای‌ از رودخانه‌ دو هزار) گشته‌ است.
‌الف‌ - مواد کاوشی‌ از کف‌ و دیواره‌های‌ سیرک‌ (حفره) سیالان‌ موجب‌ ایجاد پستی‌ و بلندی‌ در درون‌ سیرک‌ و مسیر دره‌ یخچالی‌ شده، این‌ پستی‌ و بلندی‌ها در ایجاد دریاچه‌ها نقش‌ اصلی‌ را ایفا کرده‌اند، که‌ یکی‌ از این‌ دریاچه‌ها دریا آبی‌ خوانده‌ می‌شود.
‌ب‌ - در طول‌ دره، شکل‌ خاص‌ فرسایش‌ یخچالی‌ (به‌ همراه‌ دیگر عوامل‌ زمین‌شناسی‌ مثل‌ گسل‌ها) در جنوب‌ روستای‌ اسل‌ محله‌ موجب‌ تشکیل‌ دریاچه‌ دایمی‌ یخچالی‌ درگذشته‌ شده‌ است. همچنین‌ به‌ علت‌ جنس‌ آهکی‌ بستر دره‌ هلوکله‌ اشکال‌ ویژه‌ فرسایش‌ انحلالی‌ آهکی‌ در محل‌ ایجاد شده‌ است. یکی‌ از این‌ اشکال‌ آهکی‌ پولیه‌ می‌باشد. یکی‌ از ویژگی‌های‌ پولیه‌ها شکل‌گیری‌ دریاچه‌های‌ فصلی‌ و دایمی‌ به‌ دلیل‌ تغذیه‌ از چاه‌ها و چشمه‌های‌ کف‌ آن‌ می‌باشد. به‌ این‌ دلیل‌ با توجه‌ به‌ فرضیه‌ تشکیل‌ دریاچه‌ دایمی‌ پس‌ از دوران‌ یخچالی‌ و همچنین‌ دریاچه‌ فصلی‌ که‌ در زمان‌ حاضر در کف‌ پولیه‌ آهکی‌ تشکیل‌ می‌شود به‌ این‌ محل‌ دریاسر گفته‌ می‌شود.
‌پ‌ - و روستای‌ اسل‌ محله‌ در ارتباط‌ با همین‌ دریاچه‌ به‌ روستای‌ اسل‌ محله‌ (محل‌ کنار دریاچه) مشهور شده‌ است. البته‌ اینکه‌ چرا این‌ دو دریاچه‌ را در محل‌ به‌ نام‌ دریا می‌خوانند در خور توجه‌ و پژوهش‌ جداگانه‌ای‌ است.

تشکر و قدردانی‌
‌از خانواده‌ی‌ محترم‌ حنفیه‌ و ناجی‌ و به‌ ویژه‌ دوستان‌ عزیزم، مهران‌ و بهنام‌ حنفیه‌ که‌ زمینه‌ی‌ اقامت‌ را برای‌ تحقیقات‌ درباره‌ی‌ منطقه‌ی‌ دو هزار و کوه‌ سیالان‌ فراهم‌ نمودند کمال‌ تشکر را دارم.
منابع:
۱ - مشایخی، حبیب‌ ا…، (۱۳۸۱)، نگاهی‌ همه‌ سویه‌ به‌ تنکابن، انجمن‌ آثار و مفاخر فرهنگی، تهران.
۲ - سجادی، سید محمد تقی، (۱۳۸۳)، تاریخ‌ و جغرافیای‌ تاریخی‌ رامسر، انتشارات‌ معین، تهران.
۳ - ستوده، منوچهر، (۱۳۷۴)، از آستارا تا اِستارباد، جلد سوم، آثار و بناهای‌ تاریخی‌ مازندران‌ غربی، انجمن‌ آثار و مفاخر فرهنگی، تهران.
۴ - سازمان‌ جغرافیایی‌ نیروهای‌ مسلح، (۱۳۸۳۹، نقشه‌ توپوگرافی‌ ۵۰۰۰۰:۱، لاکتراشان‌۳۶۱۶ III .
5 - سازمان‌ زمین‌شناسی، نقشه‌ زمین‌شناسی‌ ۱۰۰۰۰۰ رامسر.
۶ - سازمان‌ نقشه‌ برداری‌ کشور، نقشه‌ توپوگرافی‌ ۲۵۰۰۰:۱ هلوکله.
۷ - محمودی، فرج‌ الله، (۱۳۷۹)، ژئومورفولوژی‌ ساختمانی، انتشارات‌ دانشگاه‌ پیام‌ نور، تهران.
۸ - محمودی، فرج‌ الله، (۱۳۷۷)، ژئومورفولوژی‌ دینامیک، انتشارات‌ دانشگاه‌ پیام‌ نور، تهران.