هندوانه‌ آرژانتین‌!

امور اجتماعی‌ که‌ جزیی‌ از زندگی‌ فرد اجتماعی‌ است‌ گاهی‌ به‌ گونه‌ای‌ شکل‌ می‌گیرند و پیش‌ می‌روندکه‌ افراد جامعه‌ آگاهانه‌ یا ناخودآگاه‌ به‌ بسیاری‌ از هنجارها و ناهنجارهای‌ روزمره‌ به‌ راحتی‌ تن‌ می‌دهند وآنها را جزیی‌ از زندگی‌ خود قرار می‌دهند. این‌ امور می‌توانند بسیاری‌ از نیازهای‌ سادة‌ زندگی‌ تا مسائل‌پیچیدة‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ و فرهنگی‌ را شامل‌ شوند، که‌ با مرور زمان‌ و تکرار مداوم‌ به‌ صورت‌ فرهنگی‌پایدار در می‌آید و قطعاً در درازمدّت‌ بر کار و تلاش‌، رفتارهای‌ اجتماعی‌، نحوة‌ مصرف‌ و بسیاری‌ مسائل‌دیگر تاثیر بسزایی‌ خواهد گذاشت‌، که‌ شاید بخش‌ زیادی‌ از مشکلات‌ اجتماعی‌ امروز ریشه‌ در این‌ گونه‌رفتارهای‌ گذشتگان‌ داشته‌، که‌ جای‌ بحث‌ و تأمل‌ فراوان‌ دارد.
هدف‌ از این‌ مقدمه‌چینی‌ پیش‌ کشیدن‌ یکی‌ از مسائل‌ ساده‌ اجتماعی‌ ماست‌، که‌ اکنون‌ به‌ طور فراگیردر کشور گسترش‌ یافته‌ و ظاهراً به‌ منظور تامین‌ نیازهای‌ مردم‌ صورت‌ می‌گیرد، ولی‌ یقیناً آیندة‌ درخشانی‌نمی‌توان‌ برای‌ آن‌ تصور کرد، چون‌ جز تنبلی‌ و مصرف‌ گرایی‌ بیشتر و بی‌ حدّ و مرز را به‌ دنبال‌ نخواهدداشت‌، و قطعاً این‌ امر برای‌ هر کشور و ملّتی‌ می‌تواند خطرناک‌ باشد، که‌ انشاءالله‌ چنین‌ نخواهد شد.
چندی‌ پیش‌، عصر جمعه‌ای‌ چند نفر از دوستان‌ جمع‌ بودند، علی‌ آقا که‌ همیشه‌ در این‌ گونه‌ جلسات‌زودتر از همه‌ حاضر می‌شد، آخرین‌ نفری‌ بود که‌ حضور پیدا کرد. چای‌ خود را هنوز به‌ اتمام‌ نرسانده‌ بود که‌شکایت‌ از گرانفروشی‌ بازاریان‌ را آغاز کرد، از جمله‌ پرسید که‌ شما یک‌ هندوانه‌ کوچک‌ به‌ قیمت‌ شش‌هزار تومان‌ شنیده‌اید؟ از پیش‌ میوه‌ فروش‌ محلّه‌ ما، که‌ درمرور زمان‌ مدعی‌ دوستی‌ با من‌ است‌،هندوانه‌ای‌ را انتخاب‌ کردم‌، بعد از اینکه‌ وزن‌ کرد، قیمتش‌ را اعلام‌ داشت‌، که‌ وقتی‌ از او علت‌ گرانی‌ راپرسیدم‌، گفت‌ در نوع‌ خود بی‌نظیر است‌، از کشور آرژانتین‌ وارد شده‌ است‌. با خود گفتم‌ چه‌ دروغ‌شاخداری‌؟! یکی‌ از حاضران‌ جلسه‌ خطاب‌ به‌ علی‌ آقا اظهار داشت‌ که‌ میوه‌ فروش‌ محله‌ شما دروغ‌نگفته‌، انواع‌ و اقسام‌ میوه‌ها، از مرکبات‌ و به‌ و گلابی‌ و خوج‌(!) و خربزه‌ و انگور و غیره‌، حتی‌ سیر و پیاز،وحتی‌ وسایل‌ پیش‌ افتاده‌ای‌ مانند سوزن‌ و سنجاق‌ و پیچ‌ و مهره‌ و مهر(نماز) از کشورهایی‌ چون‌ ترکیه‌ وچین‌ و ونزوئلا و بورکینافاسو و کومور و…وارد می‌شوند. دوست‌ ما با شنیدن‌ این‌ حرف‌ها، خطاب‌ به‌ آقاغلامحسین‌، که‌ ما را در کارخانه‌ یاری‌ می‌دهد و اهل‌ یکی‌ از روستاهای‌ سنگر است‌ و ارادتی‌ خاص‌ هم‌ به‌علی‌ آقا دارد، گفت‌ تا چای‌ دوّم‌ را بیاورد. علی‌ آقااز آقاغلامحسین‌ سوال‌ کرد که‌ در ده‌ شما خیار و خربزه‌ وهندوانه‌ و امثال‌ آن‌ هنوز فراوان‌ وجود دارد؟ آقا غلامحسین‌ در پاسخ‌ گفت‌ که‌ روستائیان‌ ده‌ ما انواع‌ میوه‌هاو حتی‌ تخم‌ مرغ‌ و جوجه‌ و چیزهای‌ دیگر را از بازار رشت‌ می‌خرند! مخصوصاً بعد از اینکه‌ صاحب‌ زمین‌شدند، اربابی‌ زندگی‌ می‌کنند؟! علی‌ آقای‌ عزیز ما دیگر کفرش‌ در آمد. از حاضرین‌ سوال‌ کرد، مگرفراموش‌ کردید که‌ از همین‌ دهات‌ دور و نزدیک‌ رشت‌ انواع‌ هندوانه‌ و خربزه‌ و میوه‌ها را می‌آوردند و مردم‌ بارغبت‌ و لذّت‌ مصرف‌ می‌کردند! و امروز کار ما به‌ آنجا رسیده‌ که‌ باید میوه‌ را از کشورهای‌ خارج‌ وارد کنیم‌؟!دوست‌ دیگر به‌ علی‌ آقا گفت‌: دوست‌ عزیز، همه‌ این‌ میوه‌ها و سایر اجناس‌ ریز و درشت‌، همه‌ و همه‌، اگرکمی‌ توّجه‌ کنی‌، بوی‌ نفت‌ می‌دهند؛ ساده‌تر بگویم‌، آن‌ها، به‌ ویژه‌ آن‌ به‌ اصطلاح‌ صنعتی‌ها وپیشرفته‌ها!که‌ خریداران‌ اصلی‌ نفت‌اند، و برخی‌ از توسعه‌ نیافته‌ها که‌ خریدار محصولات‌ ما هستند، به‌ ما بدهکارند؛ بامحبّتی‌ که‌ دارند، سعی‌ می‌کنند در پرداخت‌ بدهی‌ خود خوش‌ قول‌ باشند، ترتیبی‌ اتخاذ می‌کنند که‌ در عین‌حال‌ رفع‌ مایحتاج‌ ما بشود و بدهی‌های‌ خود را تسویه‌ نمایند. بنابراین‌ مشاهده‌ این‌ همه‌ کالاهای‌جورواجور، اعم‌ از متاع‌های‌ صنعتی‌ و الکترونیکی‌ و میوه‌ها و غیره‌، در بازارهای‌ ما امری‌ طبیعی‌ و برای‌رفع‌ احتیاجات‌ مردم‌ است‌! خودت‌ را بیش‌ از این‌ آزار نده‌ و بهتر است‌ از میوه‌ فروش‌ محله‌ نیز عذرخواهی‌کنی‌ و از گناهی‌ که‌ کرده‌ای‌ و او را دروغگو دانسته‌ای‌ پوزش‌ بخواهی‌ و با اطمینان‌ کامل‌ بدانی‌ که‌ هندوانه‌ ازآرژانتین‌ آمده‌ است‌!
محمد علی‌ فائق‌