دکتر حسن‌ کهنسال‌ واجارگاه‌ (دانشگاه‌ گیلان‌)

چکیده‌:
در ابتدای‌ قرن‌ بیستم‌، رقابتهای‌ استعماری‌ امپراطوریهای‌ انگلستان‌ و روسیه‌ بر سر ایران‌ شروع‌ شد. باظهور قدرتمند آلمان‌ در عرصة‌ سیاست‌ جهانی‌ و ضعف‌ روسها در آسیا و خاور دور باعث‌ شد که‌ دولتهای‌انگلستان‌ و روسیه‌ رقابتهای‌ میان‌ خود را کنار گذاشته‌ و قرارداد ۱۹۰۷ میلادی‌ را منعقد کردند. توسعه‌اختلافهای‌ میان‌ آلمان‌ و روسیه‌ از یکطرف‌ و آلمان‌ و انگلستان‌ از سوی‌ دیگر در ایران‌ جزیی‌ از مناقشاتی‌ بودکه‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ را وارد عرصه‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (۱۸ ـ ۱۹۱۴ م‌) نمود. با وصف‌ اعلام‌ بیطرفی‌ ایران‌ درجنگ‌ جهانی‌ اول‌، مناطق‌ شمالی‌ و جنوبی‌ ایران‌ توسط‌ روسیه‌ و انگلستان‌ به‌ تصرف‌ درآمدند.
در چنین‌ شرایطی‌ در اطراف‌ و اکناف‌ ایران‌ افرادی‌ یافت‌ شدند که‌ هدفشان‌ تامین‌ آزادی‌ و استقلال‌ وخروج‌ بیگانگان‌ از کشور بودند. ضعف‌ دولت‌ مرکزی‌ و اوضاع‌ نابسامان‌ اقتصادی‌ ریشه‌ نهضتهایی‌ چون‌نهضت‌ جنگل‌ به‌ رهبری‌ میرزا کوچک‌ خان‌ در گیلان‌ در زمان‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ بود.
با انقلاب‌ روسیه‌ در سال‌ ۱۹۱۷ میلادی‌ و خروج‌ نیروهای‌ آن‌ کشور از شمال‌ ایران‌ و لغو قرارداد ۱۹۰۷ م‌و پیروزی‌ متفقین‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌، انگلستان‌ با تحمیل‌ قرارداد ۱۹۱۹ م‌ در زمان‌ نخست‌ وزیری‌ وثوق‌الدوله‌ خواستار تحقق‌ سلطه‌ کامل‌ سیاسی‌، اقتصادی‌ و نظامی‌ بر ایران‌ شد.
اعتراضات‌ زیادی‌ از جانب‌ شخصیت‌ها بر علیه‌ قرارداد ۱۹۱۹ م‌ در ایران‌ صورت‌ گرفت‌ که‌ دررأس‌ آنهامی‌توان‌ آیت‌ الله‌ مدرس‌ را نام‌ برد. در زمان‌ قرارداد، نهضت‌ جنگل‌، که‌ به‌ رهبری‌ میرزا کوچک‌ خان‌ به‌فعالیتهای‌ خود در خروج‌ بیگانگان‌ از کشور ادامه‌ می‌داد، آن‌ را سند فروش‌ ایران‌ نامگذاری‌ کرد. میرزا ونهضت‌ جنگل‌ به‌ مناسبتهای‌ مختلف‌ در اعلامیه‌ها، سخنرانیها و مذاکرات‌ سیاسی‌، علاوه‌ بر متهم‌ نمودن‌وثوق‌ الدوله‌، خواستار لغو معاهده‌های‌ استعماری‌ از جمله‌ قرار داد ۱۹۱۹ م‌ می‌شدند.
قرارداد ۱۹۱۹ که‌ عملاً با اعتراضات‌ گوناگون‌ مردم‌ ایران‌ منسوخ‌ شده‌ بود در تاریخ‌ ۲۴ فوریه‌ ۱۹۲۱ م‌/۸ اسفند ۱۲۹۹ ش‌ رسماً از جانب‌ دولت‌ ایران‌ لغو گردید.
دولت‌ شوروی‌ پس‌ از انجام‌ قرارداد با ایران‌ و انگلستان‌، حمایت‌ خود را از نهضت‌ جنگل‌ خاتمه‌ داد ودولت‌ ایران‌ با مساعدت‌ انگلستان‌ نهضت‌ جنگل‌ را سرکوب‌ کرد.
واژه‌های‌ کلیدی‌: نهضت‌ جنگل‌ ـ میرزا کوچک‌ خان‌ ـ انگلستان‌ ـ قرارداد ۱۹۱۹ میلادی‌.


مقدمه‌
پس‌ از انقلاب‌ مشروطه‌ ایران‌ در سال‌ ۱۹۰۶ میلادی‌، رقابتهای‌ استعماری‌ بر سر ایران‌ میان‌امپراطوریهای‌ انگلستان‌ و روسیه‌ ادامه‌ یافت‌. روسیه‌، پس‌ از شکست‌ از ژاپن‌(۱) در سال‌ ۱۹۰۴ میلادی‌،تضعیف‌ شده‌ و با ظهور قدرتهای‌ آلمان‌ و عثمانی‌ در عرصه‌ سیاست‌ جهانی‌، موقتاً روسیه‌ و انگلستان‌رقابت‌ میان‌ خود را کنار نهاده‌ و قرارداد ۱۹۰۷ (۲) میلادی‌ را منعقد نمودند. بر اساس‌ آن‌، ایران‌ به‌ سه‌بخش‌ منطقه‌ی‌ تحت‌ نفوذ روسیه‌ در شمال‌ و منطقه‌ تحت‌ نفوذ انگلستان‌ در جنوب‌ و منطقه‌ی‌ بیطرف‌تقسیم‌ گردید و بعدها در قرارداد ۱۹۱۵ میلادی‌ (۳) میان‌ دو کشور، ایران‌ عملاً به‌ دو منطقه‌ تحت‌ نفوذتقسیم‌ گردید. اقدامات‌ توسعه‌آمیز آلمان‌ کماکان‌ ادامه‌ یافت‌. اختلاف‌ آلمان‌ و روسیه‌ از یکطرف‌ و آلمان‌ وانگلستان‌ از سوی‌ دیگر در ایران‌ جزئی‌ از مناقشاتی‌ بود که‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ را در عرصه‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌(۱۸ ـ ۱۹۱۴ م‌) قرار داد.
در آغاز جنگ‌ جهانی‌ اول‌ که‌ میان‌ دو گروه‌ متخاصم‌ تحت‌ عنوان‌ متحدین‌ یا اتحاد مثلث‌ و اتفاق‌مثلث‌ یا متفقین‌ (۴) در جریان‌ بود، ایران‌ اعلام‌ بیطرفی‌ نمود، ولی‌ با وجود این‌ با اشغال‌ شمال‌ و جنوب‌ایران‌ توسط‌ روسیه‌ و انگلستان‌ این‌ امر مورد نقض‌ واقع‌ شد.
تسلط‌ بیگانگان‌، ضعف‌ دولت‌ مرکزی‌ و اوضاع‌ نابسامان‌ اقتصادی‌ ریشه‌ قیامهایی‌ در ایران‌ چون‌نهضت‌ جنگل‌ بود.(۵) نهضت‌ جنگل‌ شدیدترین‌ اعتراضی‌ بود که‌ در جریان‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ از طرف‌مردم‌ علیه‌ مداخلات‌ ناروای‌ بیگانگان‌ و سیاستهای‌ استعماری‌ آنان‌ در ایران‌ ابراز گردید.

نهضت‌ جنگل‌ و مبارزات‌ استعماری‌
در جریان‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌، اوضاع‌ اقتصادی‌ گیلان‌ سخت‌ وخیم‌ شد و سرزمین‌ گیلان‌ در معرض‌هجوم‌ ارتش‌ روسیه‌ قرار گرفت‌. این‌ شرایط‌ همراه‌ با نارضایتی‌ شدید و دیرینه‌ توده‌ مردم‌، سرانجام‌ نطفه‌نهضتی‌ را در جنگلهای‌ گیلان‌ به‌ وجود آورد.(۶) که‌ رهبری‌ آن‌ با یکی‌ از مجاهدان‌ صدر مشروطیت‌ موسوم‌به‌ میرزا کوچک‌ خان‌ بود.
پس‌ فعالیتهای‌ سیاسی‌ مغایر با منافع‌ روسیه‌، میرزا کوچک‌، توسط‌ کنسول‌ روسیه‌ به‌ تهران‌ تبعیدگردید.(۷) در آغاز او با مردان‌ خوشنام‌ وابسته‌ به‌ سازمان‌ اتحاد اسلام‌ تماس‌ برقرار نمود. پس‌ از مشورت‌ باآنها به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ اگر کانون‌ ثابتی‌ بر ضد تجاوز و بیدادگری‌ بیگانگان‌ و عوامل‌ داخلی‌ آنها به‌وجودآید از شدت‌ ظلم‌ و فشار کاسته‌ خواهد شد و در راه‌ اصلاح‌ جامعه‌ پیشرفتهایی‌ حاصل‌ خواهد آمد. کانون‌این‌ مبارزه‌ به‌ نظر میرزاکوچک‌ خان‌ می‌توانست‌ جنگلهای‌ گیلان‌ باشد، که‌ مورد تأیید اعضای‌ سازمان‌اتحاد اسلام‌ قرار گرفت‌. میرزا کوچک‌ خان‌ در رشت‌ با عده‌ای‌ از روشنفکران‌ و آزادیخواهان‌ و اعضای‌حزب‌ دموکرات‌ و حزب‌ اتفاق‌ ترقی‌ تماس‌ برقرار کرد. آنان‌ ضمن‌ پذیرفتن‌ کمکهای‌ مادی‌ و معنوی‌،خواستار شروع‌ فوری‌ فعالیتهای‌ وی‌ شدند. ضمینه‌ فعالیت‌ او مهیا بود، زیرا مردم‌ گیلان‌ از تسلط‌ بیگانگان‌و دخالتهای‌ ناروای‌ آنان‌ در تمام‌ شئون‌ زندگی‌ و همچنین‌ تجاوز و تعدی‌ عمال‌ بیگانه‌ به‌ حقوق‌ مسلم‌ایشان‌ به‌ مراحل‌ غیر قابل‌ قبولی‌ رسیده‌ بود. در این‌ زمان‌ حاکم‌ سیاسی‌ روسیه‌ در گیلان‌، فرمانروای‌ مطلق‌به‌ حساب‌ می‌آمد و برخی‌ از روشنفکران‌ و آزادیخواهان‌ را اعدام‌ و اخراج‌ کرده‌ بود. کارگزاران‌ دولت‌ روسیه‌به‌ حمایت‌ از اتباع‌ روسیه‌ مردم‌ را تحت‌ فشار قرار می‌دادند و هر طبقه‌ روس‌ قادر به‌ تجاوز به‌ مال‌ و جان‌ وناموس‌ مردم‌ بود و مقامات‌ قضایی‌ و اداری‌ ایران‌ حق‌ نداشتند برای‌ احقاق‌ حقوق‌ مردم‌ به‌ هیچ‌ عملی‌دست‌ بزنند.(۸) در چنین‌ شرایطی‌ نهضت‌ جنگل‌ با عده‌ای‌ به‌ رهبری‌ میرزا کوچک‌ خان‌ بنا نهاده‌ شد، که‌منظور آنان‌ مبارزه‌ با استبداد و بی‌ عدالتی‌، اخراج‌ بیگانگان‌ از کشور و قطع‌ نفوذ آنان‌ و نیز برقراری‌ امنیت‌ وعدالت‌ اجتماعی‌ بود. آنان‌ اهداف‌، آرمانها و طرز تفکر خود را چنین‌ بیان‌ می‌کنند:
«…امروز هر ایرانی‌ سوال‌ شود که‌ در چه‌ حالیم‌، بدون‌ مقدمه‌، تأمل‌ می‌گوید که‌ مملکت‌ خراب‌است‌…قشون‌ بیگانه‌…مشغول‌ غارت‌ و چپاول‌ است‌…بیطرفی‌ ما را…نقض‌ کرده‌اند(۹) جنگلیها می‌گویندایرانی‌ مال‌ ایرانی‌ است‌، دست‌ اغیار باید از استیلای‌ این‌ مملکت‌ بکلی‌ قطع‌ شود…ماقبل‌ از هر چیزطرفدار استقلال‌ مملکت‌ ایرانیم‌، استقلال‌ به‌ تمام‌ معنی‌ کلمه‌ یعنی‌ بدون‌ اندک‌ مداخله‌ هیچ‌ دولت‌ اجنبی‌و از آن‌ نقطه‌ نظر تمام‌ دول‌ اجانب‌ چه‌ همجوار و چه‌ غیر همجواز در مقابل‌ یکسان‌ است‌. ما هیچ‌ نظردوستی‌ و دشمنی‌ نداریم‌. با دولت‌ ایران‌ دوستیم‌ و با دشمن‌ این‌ آب‌ و خاک‌ با تمام‌ خصومت‌ دشمن‌…بعد ازاحراز استقلال‌، اصلاحات‌ اساسی‌ مملکت‌ و رفع‌ فساد و تشکیلات‌ دولتی‌ نقطه‌ نظر ما است‌…قبل‌ از هرچیز مرکزیت‌ دادن‌ به‌ دولت‌ را تقدیس‌ و اقدام‌ می‌کنیم‌…».(۱۰)
در مورد اهداف‌ جنگل‌، میر احمد مدنی‌ در خاطراتش‌ می‌گوید که‌ میرزا کوچک‌ خان‌ و همراهانش‌اهتمام‌ داشتند که‌ بیگانگان‌ درامور داخلی‌ ایران‌ مداخله‌ نکنند و ایران‌ بایستی‌ با دست‌ ایرانی‌ اداره‌ شود ودر قبال‌ هر قشون‌ بیگانه‌ ایستادگی‌ می‌نمودند و سعی‌ داشتند که‌ مقدرات‌ کشور به‌ مردان‌ صالح‌ سپرده‌ شودتا آمال‌ و آرزوی‌ آزادیخواهان‌ اجرا گردد و به‌ همین‌ منظور با هر نیت‌ ارتجاعی‌ و استثماری‌ مخالفت‌می‌نمودند. آنها برای‌ حفظ‌ دیانت‌ و شرافت‌ خود قیام‌ نموده‌اند. آنها برای‌ استقلال‌ وطن‌ فدا می‌شوند، برای‌آزادی‌ و حریت‌ ایران‌ قربانی‌ می‌دهند. از نظر آنها انگلیس‌ است‌ که‌ در ایران‌ مداخله‌ می‌کند. اوست‌ که‌نمی‌گذارد ایران‌ به‌ اصلاحات‌ مشغول‌ شده‌ و استقلال‌ خود را محکم‌ نماید. در این‌ صورت‌ اشتباهکاری‌ واباطیل‌ او را رونقی‌ نخواهد بود، آنها برای‌ پاس‌ حقوق‌ این‌ آب‌ و خاک‌ تا آخرین‌ سرحد امکان‌ دفاع‌ کرده‌،فدا می‌شوند. آنها یقین‌ دارند که‌ هر انسان‌ منصفی‌ تصدیق‌ خواهد نمود که‌ آنها حق‌ دفاع‌ دارند(۱۱).
از دیدگاه‌ ژنرال‌ انگلیسی‌ دنسترویل‌ برنامه‌های‌ نهضت‌ جنگل‌ چنین‌ بود:
«پروگرام‌ نهضت‌ جنگل‌ حاوی‌ همان‌ افکار و اصول‌ و مرامهای‌ مبتذل‌ و غیر قابل‌ تحمل‌ می‌باشد من‌جمله‌، آزادی‌، مساوات‌، اخوت‌، ایران‌ مال‌ ایرانیان‌ است‌، دور باد خارجی‌…(۱۲).»
جنگلیها مصمم‌ بودند تا اخراج‌ نیروهای‌ بیگانه‌ از کشور قدمی‌ به‌ عقب‌ نگذارند. میرزا و یارانش‌ خوب‌درک‌ کرده‌ بودند که‌ مساعدت‌ و تعاون‌ چاره‌ ساز کارها خواهد شد و بر این‌ اساس‌ طرفدار یگانگی‌ عموم‌مسلمانان‌ (۱۳) بودند. آنان‌ تا زمانی‌ که‌ موفق‌ به‌ خروج‌ نیروهای‌ بیگانه‌ نشده‌اند به‌ آرایش‌ سر و صورت‌نمی‌پردازند(۱۴).
نیت‌ مبارزان‌ نهضت‌ جنگل‌، کوتاه‌ کردن‌ دست‌ اجنبی‌ (۱۵) و اخراج‌ نیروهای‌ بیگانه‌ و برقراری‌ امنیت‌ ورفع‌ بی‌ عدالتی‌ و مبارزه‌ با خودکامگی‌ استبداد بوده‌ است‌. با پا گرفتن‌ نهضت‌ و تشکیل‌ کنگره‌ کسماجنگلیها مشی‌ آینده‌ خود را به‌ مبنای‌ اصول‌ سوسیالیسم‌ برگزیدند و مرامنامه‌ای‌ را تصویب‌ نمودند(۱۶).
جنگلیها در نخستین‌ سالهای‌ قیام‌ با چوب‌ و چماق‌ و داس‌ و تبر و دهر و تعدادی‌ سلاح‌ کهنه‌ به‌ جنگ‌دشمن‌ می‌رفتند و معتقد بودند که‌ اهمیت‌ وسایل‌ ناچیز و با مقداری‌ عشق‌ و ایمان‌ به‌ وطن‌ و معتقدات‌مذهبی‌ برای‌ غلبه‌ به‌ خصم‌ کافی‌ است‌. معهذا وقتی‌ توانستند عملیات‌ انقلابی‌ را شروع‌ کنند مقداری‌اسلحه‌ و مهمات‌ جنگی‌ به‌ دست‌ آوردند. پس‌ از بالا گرفتن‌ نهضت‌، افسران‌ تعلیم‌ یافته‌ و آشنا به‌ فنون‌نظام‌ به‌ خدمت‌ آنها در آمدند و وضع‌ و ترکیب‌ نفرات‌ نیز تغییراتی‌ پیدا کرد(۱۷).
با توجه‌ به‌ برنامه‌های‌ نهضت‌ جنگل‌ و شیوه‌ کار اجتماعی‌ و سیاسی‌ و رهبران‌ و وابستگان‌ آن‌، اثبات‌می‌شد که‌ این‌ نهضت‌ قیامی‌ مردمی‌ بود. یاران‌ جنگل‌ عمدتاً از قشر معمولی‌ جامعه‌ یعنی‌ زارع‌ و پیشه‌وربودند.(۱۸) از نظر تاریخی‌ این‌ نهضت‌ ریشه‌ دار و اصیل‌ و حلقه‌ای‌ از زنجیر مبارزات‌ محرومین‌ ایران‌ برای‌رهایی‌ از فقر و ظلم‌ می‌باشد. سران‌ نهضت‌ بر ایرانی‌ و اسلامی‌ بودن‌ خود تکیه‌ می‌کردند(۱۹).

سیاستهای‌ شوروی‌ و انگلستان‌ در ایران‌
با انقلاب‌ شوروی‌ در سال‌ ۱۹۱۷ میلادی‌ و خروج‌ نیروهای‌ روسی‌ از شمال‌ ایران‌ و پیروزی‌ انگلستان‌و متفقین‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و شکست‌ و اضمحلال‌ برخی‌ از امپراطوری‌ها زمینه‌ مساعد را برای‌ نفوذگسترده‌تر استعماری‌ انگلستان‌ در کشورهای‌ مختلف‌ از جمله‌ ایران‌ را ایجاد کرد.
قبل‌ از انقلاب‌ اکتبر روسیه‌ در سال‌ ۱۹۱۷ میلادی‌ و روی‌ کار آمدن‌ رژیم‌ جدید، دولت‌ انگلستان‌ که‌سالها با روسیه‌ تزاری‌ بر سر غارت‌ و چپاول‌ هر چه‌ بیشتر ایران‌، تاخت‌ و تاز گذارده‌ بود، اینک‌ رژیم‌ جدیددر شوروی‌ را برای‌ خود رقیبی‌ نیرومند به‌ حساب‌ می‌آورد. اهداف‌ انگلستان‌ در این‌ زمان‌ این‌ بود که‌ به‌ هرنحو ضد انقلابیون‌ روسیه‌ را دوباره‌ به‌ قدرت‌ برساند و یا در صورت‌ شکست‌، خود میراث‌ خوار تزارها باشد وجا پای‌ آنان‌ را در شمال‌ ایران‌ و نواحی‌ قفقاز برای‌ خود محکم‌ گرداند(۲۰). در این‌ میان‌ مردان‌ جنگل‌ درمنطقه‌ سدی‌ مهم‌ برای‌ اهداف‌ آنان‌ به‌ شمار می‌آمدند.
بیانات‌ رهبران‌ شوروی‌ علیه‌ استعمار جهانی‌ و انگلستان‌ درمیان‌ روشنفکران‌ و آزادیخواهان‌ و نیزنهضت‌ جنگل‌ با استقبال‌ صمیمانه‌ای‌ روبه‌ رو گردید و موجب‌ رشد و امیدواریهای‌ تازه‌ای‌ شد. در تاریخ‌ ۷دسامبر ۱۹۱۷ میلادی‌ / ۱۶ آذر ۱۲۹۶ شمسی‌ بیانیه‌ای‌ از طرف‌ دولت‌ شوروی‌ خطاب‌ به‌ مسلمانان‌روسیه‌ و شرق‌ انتشار یافت‌ که‌ طی‌ آن‌ در رابطه‌ با مسئله‌ ایران‌ اعلام‌ شد که‌ از نظر دولت‌ شوروی‌، قرارداد۱۹۰۷ میلادی‌ که‌ میان‌ روسیه‌ و انگلستان‌ بسته‌ شده‌ بود و ایران‌ را به‌ دو منطقه‌ قابل‌ نفوذ تقسیم‌می‌نمود، باطل‌ و فسخ‌ می‌نماید(۲۱).
انگلستان‌ در تبلیغات‌ کمونیستی‌ شوروی‌ نه‌ فقط‌ منافع‌ خود را در ایران‌ بلکه‌ در هند و مصر در خطرمی‌دید. برای‌ جلوگیری‌ از رشد همکاری‌ سیاسی‌ و نظامی‌ دولت‌ شوروی‌ با ملل‌ شرق‌ بود که‌ انگلستان‌اصرار داشت‌ دولت‌ شوروی‌ را ملزم‌ به‌ صرفنظر کردن‌ از ادامه‌ تبلیغات‌ علیه‌ انگلستان‌ در شرق‌ بنماید. تنهادر این‌ صورت‌ بود که‌ انگلستان‌ حاضر بود از تکالیف‌ و وظائف‌ خود در قفقاز و ایران‌ پرهیز کند و با دولت‌شوروی‌ قرارداد اقتصادی‌ منعقد نماید.(۲۲) برپایه‌ همین‌ اصول‌ بود که‌ بعد میان‌ شوروی‌ و انگلستان‌سازش‌ صورت‌ گرفت‌ و شوروی‌ حمایت‌ خود را از نهضتهای‌ رهائی‌ بخش‌ چون‌ نهضت‌ جنگل‌ دست‌کشید. با وجود برخورد نظامی‌ میان‌ انگلستان‌ و شوروی‌ در قفقاز، هر دو دولت‌ می‌کوشیدند تا روابط‌ سیاسی‌را با یکدیگر برقرار کنند. روابط‌ سیاسی‌ ایران‌ با دولت‌ شوروی‌ تأسی‌ از روابط‌ با انگلستان‌ بود(۲۳).

نهضت‌ جنگل‌ و قرارداد ۱۹۱۹ میلادی‌
با انقلاب‌ شوروی‌ و پیروزی‌ انگلستان‌ و متفقین‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌، برای‌ بهره‌گیری‌ از فرصت‌ پیش‌آمده‌ انگلیسیها تصمیم‌ گرفتند هر چه‌ بیشتر در امور داخلی‌ ایران‌ نفوذ کنند. در راستای‌ تحقق‌ این‌برنامه‌ریزی‌، فردی‌ به‌ نام‌ وثوق‌ الدوله‌ را در بین‌ سالهای‌ ۱۹۱۸ و ۱۹۲۰ میلادی‌ به‌عنوان‌ رئیس‌ دولت‌ براحمد شاه‌ تحمیل‌ کردند. برای‌ اجرای‌ منافع‌ انگلستان‌ در ایران‌، در اوت‌ سال‌ ۱۹۱۹ میلادی‌ / مرداد۱۲۹۸ شمسی‌، وثوق‌ الدوله‌ قراردادی‌ با انگلیسیها منعقد نمود که‌ مفاد آن‌ عبارت‌ بودند:
الف‌ ـ قرارداد سیاسی‌ ـ نظامی‌
ماده‌ ۱ ـ حکومت‌ بریتانیای‌ کبیر به‌ صریحترین‌ و مؤکدترین‌ بیانی‌ که‌ ممکن‌ است‌ قولها و وعده‌هائی‌را که‌ در گذشته‌ بارها داده‌ است‌ دایر بر اینکه‌ استقلال‌ و تمامیت‌ ارضی‌ ایران‌ را محترم‌ بشمارد، هر آن‌قولها و تعهدات‌ را یکبار دیگر ضمن‌ قرار داد کنونی‌، تأکید ابرام‌ می‌کند.
ماده‌ ۲ ـ حکومت‌ بریتانیای‌ کبیر بر عهده‌ می‌گیرد که‌ به‌ خرج‌ دولت‌ ایران‌ هر عدّه‌ مستشار و کارشناس‌که‌ حضورشان‌ در ایران‌، پس‌ از شور و مذاکرات‌ لازم‌ میان‌ طرفین‌، ضرور تشخیص‌ داده‌ شود، در اختیارحکومت‌ ایران‌ بگذارد تا اصلاحات‌ لازم‌ را در وزارتخانه‌ها و دوایر دولتی‌ ایران‌ آغاز کنند. استخدام‌ این‌مستشاران‌ که‌ مورد نظر هستند صورت‌ خواهد گرفت‌ و در انجام‌ وظایفی‌ که‌ عهده‌دار می‌شوند اختیارات‌لازم‌ و مکفی‌ به‌ آنها داده‌ خواهد شد. نحوه‌ این‌ اختیارات‌ در همان‌ پیمان‌ نامه‌هایی‌ که‌ قرار است‌ میان‌حکومت‌ ایران‌ و خود این‌ مستشاران‌ منعقد گردد، تعیین‌ و تصریح‌ خواهد شد.
ماده‌ ۳ ـ حکومت‌ انگلستان‌ متعهد می‌شود به‌ هزینه‌ دولت‌ ایران‌، هر تعداد افسر و هر میزان‌ اسلحه‌ ومهمات‌ (از نوع‌ جدید) که‌ به‌ تشخیص‌ کمیسیون‌ مختلط‌ نظامی‌ برای‌ نوسازی‌ ارتش‌ ایران‌ لازم‌ باشد دراختیار حکومت‌ ایران‌ قرار دهد. این‌ کمیسیون‌ مختلط‌، که‌ در آن‌ افسران‌ ایرانی‌ و انگلیسی‌ بالسّویه‌عضویّت‌ خواهند داشت‌، بیدرنگ‌ پس‌ از امضای‌ قرارداد فعلی‌ تشکیل‌ خواهد داشت‌. حکومت‌ ایران‌تشکیل‌ یک‌ چنین‌ ارتش‌ متحدالشکل‌ را برای‌ ایجاد نظم‌ در داخله‌ مملکت‌ و حفظ‌ تمامیّت‌ و امنیّت‌مرزهایش‌ لازم‌ تشخیص‌ می‌دهد.
ماده‌ ۴ ـ حکومت‌ بریتانیای‌ کبیر آماده‌ است‌ اعتبارات‌ مالی‌ لازم‌ را برای‌ اجرای‌ اصلاحاتی‌ که‌ درمواد ۲و ۳ این‌ قرارداد پیش‌ بینی‌ شده‌ است‌، به‌ صورت‌ وامی‌ کلان‌ در اختیار حکومت‌ ایران‌ بگذارد. وثیقه‌ مکفی‌برای‌ بازپرداخت‌ این‌ وام‌ را دولتین‌ امضاء کننده‌ قرارداد، با مشورت‌ همدیگر، از محل‌ در آمدهای‌ گمرکی‌ یاسایر منابع‌ درآمد مالی‌ که‌ در اختیار دولت‌ ایران‌ هست‌ تأمین‌ خواهند کرد. تا موقعی‌ که‌ مذاکرات‌ مربوط‌ به‌دریافت‌ این‌ وام‌ تکمیل‌ نشده‌ است‌، حکومت‌ بریتانیای‌ کبیر قول‌ می‌دهد که‌ اعتبارات‌ مالی‌ لازم‌ را برای‌شروع‌ اصلاحات‌ مورد نظر علی‌الحساب‌ از محل‌ همین‌ وام‌ بپردازد.
ماده‌ ۵ ـ حکومت‌ بریتانیای‌ کبیر که‌ ضرورت‌ اصلاح‌ راهها و سایر وسایل‌ ارتباطی‌ را در ایران‌، هم‌ به‌منظور گسترش‌ تجارت‌ و هم‌ به‌ قصد جلوگیری‌ از وقوع‌ قحطی‌، کاملاً تشخیص‌ می‌دهد، حاضر است‌ بادولت‌ ایران‌ برای‌ سرمایه‌ گذاری‌ در این‌ زمینه‌ همکاری‌ کند. این‌ همکاری‌ شامل‌ کمکهای‌ لازم‌ به‌ دولت‌ایران‌ برای‌ ساختمان‌ راه‌ آهن‌، راههای‌ شوسه‌، و سایر طرق‌ مو اصلاتی‌ خواهد بود. سرمایه‌ گذاری‌ در این‌گونه‌ طرحها هماره‌ مشروط‌ به‌ بررسی‌ قبلی‌ آنها توسط‌ کارشناسان‌ صاحبنظر است‌، که‌ با موافقت‌ دولت‌ایران‌ عملی‌ترین‌، ضرورتی‌ترین‌ و سودآورترین‌ طرحها را برگزینند و اجرای‌ آنها را توصیه‌ کنند.
ماده‌ ۶ ـ دولتین‌ امضاء کننده‌ قرارداد موافقند که‌ کمیسیونی‌ مختلط‌، با کسب‌ از کارشناسان‌ هر دو کشور،برای‌ بررسی‌ و تجدید نظر در تعرفه‌های‌ گمرکی‌ بیدرنگ‌ تشکیل‌ گردد. هدف‌ این‌ کمیسیون‌، نوسازی‌تشکیلات‌ گمرک‌ ایران‌ و ریختن‌ شالوده‌ای‌ جدید برای‌ این‌ تشکیلات‌ است‌ که‌ با منافع‌ مشروع‌ کشور وتامین‌ رفاه‌ و آبادانی‌اش‌ هماهنگ‌ باشد.
ب‌ ـ قرارداد مالی‌ (مشهور به‌ قرارداد وام‌)
ماده‌ ۱ ـ حکومت‌ انگلستان‌ دو میلیون‌ لیره‌ استرلینگ‌ به‌ عنوان‌ وام‌ به‌ دولت‌ ایران‌ می‌پردازد که‌ صرف‌اصلاحات‌ منظور در قرارداد اصلی‌ گردد. این‌ وام‌ در اقساط‌ و تاریخهای‌ معیّن‌ که‌ جزئیات‌ آن‌ را خودحکومت‌ ایران‌ پس‌ از مشاوره‌ با مستشار دارائی‌ انگلیسی‌ تعیین‌ خواهد کرد، پرداخت‌ خواهد شد. مستشارمزبور که‌ استخدامش‌ در ماده‌ ۲ قرارداد اصلی‌ پیش‌ بینی‌ شده‌ است‌، پس‌ از اینکه‌ وظایف‌ خود را در تهران‌تحویل‌ گرفت‌، نحوه‌ دریافت‌ این‌ وام‌ و محل‌ مصرف‌ آن‌ را به‌ دولت‌ ایران‌ پیشنهاد خواهد کرد.
ماده‌ ۲ ـ حکومت‌ ایران‌ بر عهده‌ می‌گیرد که‌ بهره‌ این‌ وام‌ را ماه‌ به‌ ماه‌ به‌ مأخذ سالیانه‌ ۷۰% پرداخت‌کند. هر آن‌ مبلغی‌ که‌ ماده‌ یک‌ این‌ قرارداد، تا بیستم‌ مارس‌ ۱۹۲۰ به‌ دولت‌ ایران‌ پرداخت‌ کند، مشمول‌بهره‌ ۷۰% خواهد بود. از آن‌ تاریخ‌ ببعد، دولت‌ ایران‌ بازپرداخت‌ وام‌ خود را چنان‌ تقسیط‌ خواهد کرد که‌اصل‌ مبلغ‌ و بهره‌ سالیانه‌ آن‌ (۷%) کلاً در عرض‌ بیست‌ سال‌ بعدی‌ مستهلک‌ گردد.
ماده‌ ۳ ـ کلیه‌ درآمدها و عواید گمرکی‌ کشور که‌ طبق‌ قرارداد مورخ‌ هشتم‌ مه‌ ۱۹۱۱ برای‌ بازپرداخت‌وام‌ قبلی‌ ایران‌ به‌ دولت‌ انگلیس‌ (به‌ میزان‌ ۲۵۰۰۰۰ لیره‌ استرلینگ‌) تخصیص‌ داده‌ شده‌ است‌ از این‌تاریخ‌ ببعد، به‌ عنوان‌ محل‌ تأدیه‌ وام‌ کنونی‌ تلقی‌ خواهد شد و تمام‌ شرایط‌ مندرج‌ در قرارداد فوق‌ (قرارداد۱۹۱۱ م‌) به‌ قدرت‌ و اعتبار سابق‌ خود باقی‌ خواهد ماند. بازپرداخت‌ وام‌ کنونی‌ از محل‌ درآمدهای‌ مذکور دراین‌ ماده‌ به‌ تمامی‌ بدهی‌های‌ دیگر دولت‌ ایران‌، به‌ جز وام‌ ۱۹۱۱ م‌ و وامهائی‌ که‌ در آتیه‌ ممکن‌ است‌ ازطرف‌ حکومت‌ انگلستان‌ به‌ حکومت‌ ایران‌ پرداخت‌ گردد، تقدّم‌ خواهد داشت‌. در صورتی‌ که‌ درآمدهای‌مذکور در این‌ ماده‌ برای‌ بازپرداخت‌ اقساط‌ وام‌ کنونی‌ کافی‌ نباشد، حکومت‌ ایران‌ بر عهده‌ می‌گیرد که‌کمبود آن‌ را از محل‌ درآمدهای‌ دیگر تامین‌ کند و در صورت‌ لزوم‌ درآمدهای‌ گمرکی‌ تمام‌ نقاط‌ دیگر ایران‌که‌ تحت‌ اختیارش‌ هست‌، با رعایت‌ تمام‌ قیود و شرایطی‌ که‌ در قرارداد ۱۹۱۱ تصریح‌ شده‌، به‌ بازپرداخت‌وام‌ کنونی‌ و دیگر وامهایی‌ که‌ ممکن‌ است‌ در آینده‌ دریافت‌ کند، اختصاص‌ دهد.
ماده‌ ۴ ـ حکومت‌ ایران‌ حق‌ دارد وام‌ کنونی‌ را هر موقع‌ که‌ مایل‌ بود از محل‌ اعتبار وامهای‌ جدیدی‌ که‌ممکن‌ است‌ از انگلستان‌ بگیرد، مستهلک‌ سازد.(۲۴)
منظور از قرارداد ۱۹۱۱ میلادی‌ چیزی‌ جز حاکمیت‌ مطلق‌ انگلستان‌ بر ایران‌ نبود. چه‌ مفهوم‌ این‌قرارداد جز این‌ نیست‌ که‌ دولت‌ ایران‌ را مکلف‌ می‌سازد منحصراً از دولت‌ انگلستان‌ مستشار بخواهد ومنحصراً از آنها استقراض‌ نماید، قواء نظامی‌ ایران‌ تحت‌ نظر افسران‌ انگلیسی‌ باشد، راه‌ آهن‌ ایران‌ وهیچ‌گونه‌ وسیله‌ نقلیه‌ دیگر جز بمیل‌ و رضایت‌ انگلستان‌ به‌ وجود نیاید، جرح‌ و تعدیل‌ تعرفه‌ گمرکی‌ به‌دلخواه‌ آنان‌ صورت‌ گیرد و تمام‌ عواید کشور در بست‌ در اختیارشان‌ باشد و در یک‌ جمله‌ دولت‌ ایران‌، زیرپوشش‌ عبارات‌ ظاهرپسند، از استقلال‌ سیاسی‌ و اقتصادیش‌ محروم‌ شد.(۲۵)
دور اندیشان‌ و آزادیخواهان‌ ایران‌ و همه‌ کسانی‌ که‌ با اهداف‌ استعماری‌ انگلستان‌ آگاه‌ بودند به‌مخالفت‌ با قرارداد ۱۹۱۹ میلادی‌ پرداختند، که‌ در رأس‌ همه‌ آنها می‌توان‌ آیت‌ الله‌ مدرس‌ را نام‌ برد. خوداحمد شاه‌ قاجار با آن‌ موافقت‌ نداشت‌ و در میان‌ دولتهای‌ خارجی‌ آمریکا و فرانسه‌ نیز از این‌ قرارداد راضی‌نبودند.(۲۶)
در چنین‌ جو اعتراض‌آمیزی‌، وثوق‌ الدوله‌ برای‌ اجرای‌ قرارداد سیاست‌ خشن‌ و کوبنده‌ را انتخاب‌ کرد وبهمین‌ جهت‌ با ایجاد وحشت‌، آزادی‌ را از مردم‌ سلب‌ نمود و عده‌ای‌ از زعمای‌ ملیون‌ مخالف‌ قرارداد رابازداشت‌ و تبعید کرد. اما در نهایت‌ نتیجه‌ای‌ از این‌ اقداماتش‌ نبرد.
اسناد و مدارک‌ موجود درباره‌ نهضت‌ جنگل‌ بخوبی‌ اثبات‌ می‌کند که‌ آنها با هر گونه‌ معاهده‌ و قرارداداستعماری‌ مخالف‌ بودند. جنگلیها مدتها پیش‌ از اعلام‌ قرارداد ۱۹۱۹ میلادی‌ از آن‌ اطلاع‌ حاصل‌ کرده‌بودند(۲۷). میرزا کوچک‌ در موارد گوناگون‌ مخالفتهای‌ خود را با این‌ قرارداد و عاقد آن‌ بیان‌ کرده‌ است‌.
میرزا کوچک‌ خان‌ معتقد بود که‌ وثوق‌ الدوله‌ مردی‌ آزموده‌ و زبردست‌ در سیاست‌ است‌ اما فردی‌مرتجع‌ و مطیع‌ به‌ اداره‌ سیاست‌ بیگانه‌ یعنی‌ انگلستان‌ است‌(۲۸).
روزنامه‌ جنگل‌، دیدگاه‌ جنگلیها را در مورد وثوق‌ الدوله‌ چنین‌ توصیف‌ می‌کند:
…وثوق‌ الدوله‌ و…را تکذیب‌ می‌کنیم‌، بد می‌دانیم‌، بفسادشان‌ تصدیق‌ می‌نمائیم‌، محو آنها را یگانه‌علاج‌ دردهای‌ امروزی‌ می‌دانیم‌، با تمام‌ قوای‌ خود بانهدام‌ خیالات‌ سوء این‌ بر باد دهندگان‌ شرافت‌ وآدمیت‌ قیام‌ می‌کنیم‌. چرا برای‌  اینکه‌ خیانت‌ کردند…وطن‌ را بدراهم‌ معدود به‌ بیگانگان‌ فروختند،امتیازات‌ دادند، مزدور اجانب‌ شدند، کارگر دشمنان‌ ایران‌ گشتند….(۲۹).
در نامه‌ میرزا در تاریخ‌ ۱۳۳۷ قمری‌ به‌ تمسترکیکاچینکوف‌، رئیس‌ آتریاد تهران‌ که‌ تقاضای‌ تسلیم‌شدن‌ او را کرده‌ بود، چنین‌ آمده‌ است‌:
…بنده‌ (میرزا) به‌ کلمات‌ عقل‌ فریبانه‌ اتباع‌ این‌ دولت‌ که‌ منفور هستند فریفته‌ نخواهم‌ شد. از این‌پیشتر، نمایندگان‌ دولت‌ انگلیس‌ با وعده‌هایی‌ که‌ به‌ سایرین‌ دادند و یکبارگی‌ قباله‌ ایران‌ را گرفتند، تکلیفم‌کردند، تسلیم‌ نشدم‌…وظیفه‌ ملت‌ است‌ برای‌ خلاص‌ وطنش‌ قیام‌ کنند…(۳۰)
دولت‌ ایران‌ در زمان‌ وثوق‌ الدوله‌ برای‌ صلح‌ با جنگلیها، احمد آذری‌ را مامور این‌ امر کرد. میرزا درملاقات‌ با نماینده‌ دولت‌، وثوق‌ الدوله‌ را مورد نکوهش‌ قرار داد و پس‌ از توضیح‌ مختصری‌ در اطراف‌عملیات‌ نامبرده‌ گفت‌:
آیا عاقد چنین‌ قراردادی‌ صلاحیت‌ مداخله‌ در سرنوشت‌ کشور را داراست‌؟
در نهایت‌ گفت‌ و شنودهای‌ میرزا با نماینده‌ دولت‌ مرکزی‌ به‌ آنجا منتهی‌ شد که‌ موافقت‌ گردید مادام‌که‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ افتتاح‌ نشده‌ و تکلیف‌ قرارداد را معلوم‌ نکرده‌ است‌ عملیات‌ خصمانه‌ از هر دو طرف‌موقوف‌ و قواء جنگل‌ با حفظ‌ نفراتش‌ باقی‌ بماند، در عوض‌ جنگلیها از مداخله‌ با ادارات‌ دولت‌ خودداری‌ وپادگان‌ نظامی‌ دولت‌ در رشت‌ برقرار و پیشوای‌ جنگل‌ از طرف‌ دولت‌ عهده‌ دار امنیت‌ فومنات‌ باشد(۳۱).
جنگلیها قرارداد ۱۹۱۹ میلادی‌ را «سند فروش‌ ایران‌» (۳۲) نامگذاری‌ کرده‌اند و بعد از توافق‌ بارهبران‌ بلشویکی‌ شوروی‌، در اعلامیه‌ای‌ در ۱۸ رمضان‌ ۱۳۳۸ه ق‌ / ۱۲۹۹ ش‌ با عنوان‌ هوالحق‌ فریادملت‌ مظلوم‌ ایران‌ از حلقوم‌ فدائیان‌ جنگل‌ از طرف‌ سران‌ نهضت‌ جنگل‌ صادر کردند و در یکی‌ از مفاداصول‌ جمعیت‌ انقلاب‌ سرخ‌ ایران‌ آمده‌ است‌:
هر نوع‌ معاهده‌ و قراردادی‌ که‌ بضرر ایران‌ قدیماً و جدیداً با هر دولتی‌ شده‌ لغو و باطل‌ می‌شناسد(۳۳).
بعد از اعلام‌ جمهوری‌ شورایی‌ در گیلان‌، میرزا در طی‌ سخنرانی‌ در تاریخ‌ ۱۸ رمضان‌ ۱۳۳۸ ه ق‌ درمقبره‌ دکتر حشمت‌، به‌ نکوهش‌ از اعمال‌ وثوق‌ الدوله‌ و به‌ خیانت‌ رجال‌ بیگانه‌ پرست‌ و از قرارداد ۱۹۱۹میلادی‌ و اینکه‌ از سرتاسر این‌ پیمان‌ جنایت‌ و خیانت‌ می‌چکد، پرداخت‌(۳۴). از شرایط‌ صلح‌ پیشنهادی‌میرزا کوچک‌ خان‌ برای‌ سفیر شوروی‌، روتشتین‌، جهت‌ ارائه‌ به‌ رئیس‌ دولت‌، قوام‌ السلطنه‌، آمده‌ است‌ که‌هیئت‌ دولت‌ باید قول‌ دهد که‌ قراردادهای‌ مخالف‌ با اقتدار ملی‌ را فسخ‌ نماید(۳۵).
سرانجام‌، پنج‌ روز پس‌ از کودتای‌ رضاخان‌ در ۲۴ فوریه‌ ۱۹۲۱ / ۸ اسفند ۱۲۹۹ شمسی‌، اگر چه‌قرارداد ۱۹۱۹ م‌ عملاً با اعتراضات‌ مردم‌ ایران‌ منسوخ‌ شده‌ بود، رسماً از جانب‌ دولت‌ ایران‌ منسوخ‌ گردید وخود انگلستان‌ نیز خواستار لغو آن‌ بود، زیرا با انجام‌ کودتا منافع‌ سیاسی‌، اقتصادی‌ و نظامی‌ او برآورده‌ واعتراضات‌ دولت‌ فرانسه‌ و آمریکا نیز پایان‌ داده‌ شده‌ و رضایت‌ شوروی‌ با دور شدن‌ ارتش‌ انگلستان‌ ازشمال‌ ایران‌ حاصل‌ می‌شد(۳۶).
با قراردادهای‌ شوروی‌ با دولت‌ ایران‌ (۳۷) در ۲۶ فوریه‌ ۱۹۲۱ م‌ / ۷ اسفند ۱۳۰۰ شمسی‌ و بعد باانگلستان‌ در ۹ مارس‌ ۱۹۲۱ / ۱۹ اسفند ۱۳۰۰ ش‌، نهضت‌ جنگل‌ مورد مصالحه‌ واقع‌ گشت‌ و با قطع‌حمایتهای‌ شوروی‌ از نهضت‌ جنگل‌، زمینه‌ سرکوبی‌ آن‌ توسط‌ دولت‌ ایران‌ توسط‌ رضاخان‌ سردار سپه‌، که‌از مساعدت‌ دولت‌ انگلستان‌ نیز برخوردار بود، به‌ وجود آمد.
آنچه‌ به‌ عنوان‌ نتیجه‌گیری‌ می‌توان‌ گفت‌ این‌ است‌ که‌ میرزا کوچک‌ خان‌ و جنگلیها مخالف‌ حضوربیگانگان‌ در ایران‌ بودند و با هر عامل‌ یا وسیله‌ای‌ که‌ تسلط‌ آنان‌ را بر ایران‌ تحکیم‌ می‌بخشید، به‌ مبارزه‌بر می‌خاستند. بر این‌ اساس‌ با قراردادها و معاهده‌های‌ استعماری‌، بویژه‌ قرارداد ۱۹۱۹ میلادی‌، به‌اعتراض‌ برخاسته‌ و خواستار لغو آن‌ شدند.

توضیحات‌ و منابع‌

۱ ـ ر. ک‌: پالمر، رابرت‌ روزول‌، تاریخ‌ جهان‌ نو،ترجمه‌ ابوالقاسم‌ طاهری‌، جلد دوم‌، انتشارات‌امیرکبیر، ۱۳۴۹، ص‌ ۳۱۹ و بعد.
۲ ـ بخش‌ اول‌ این‌ قرارداد که‌ مربوط‌ به‌ تقسیم‌ایران‌ به‌ مناطق‌ تحت‌ نفوذ روس‌ و انگلیس‌ و دوبخش‌ دیگر مربوط‌ به‌ حل‌ اختلاف‌ دیرین‌ این‌ دودولت‌ بر سر افغانستان‌ و تبّت‌ بود.
۳ ـ به‌ موجب‌ قول‌ و قرارهای‌ مورخ‌ ۲۰ مارس‌۱۹۱۵ دولت‌ انگلستان‌ قبول‌ کرده‌ بود بندرقسطنطنیه‌ (استانبول‌ کنونی‌) و بغازهای‌ بسفر وداردانل‌، پس‌ از خاتمه‌ جنگ‌ به‌ تصرف‌ روسیه‌درآیند و روسیه‌ هم‌ در مقابل‌ رضایت‌ داده‌ بود که‌منطقه‌ بیطرف‌ ایران‌ پس‌ از خاتمه‌ جنگ‌ رسماًبه‌ نفوذ بریتانیا ملحق‌ گردد. دولت‌ انگلستان‌ درعین‌ حال‌ آزادی‌ عمل‌ کامل‌ روسها را در منطقه‌نفوذشان‌ تصدیق‌ کرده‌ بود.
نگاه‌ کنید: اسناد محرمانه‌ وزارت‌ خارجه‌بریتانیا، ترجمه‌ دکتر جواد شیخ‌ الاسلامی‌، جلداول‌، انتشارات‌ کیهان‌، ۱۳۶۵، ص‌ ۹/
۴ ـ اتحاد مثلث‌ (متحدین‌ یا اتحاد ثلاثه‌) شامل‌آلمان‌، ایتالیا، اتریش‌ و اتفاق‌ مثلث‌ (متفقین‌ یاتفاهم‌ ثلاثه‌) شامل‌ فرانسه‌، روسیه‌ و انگلستان‌می‌باشند. با خروج‌ روسیه‌ از جنگ‌ پس‌ از انقلاب‌۱۹۱۷ م‌، ایالات‌ متحده‌ در اواخر جنگ‌ به‌ جناح‌متفقین‌ پیوست‌.
نگاه‌ کنید: پالمر، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۳۲۶ و بعد
۵ ـ مدنی‌، سید جمال‌ الدین‌، تاریخ‌ سیاسی‌معاصر ایران‌، جلد اول‌، دفتر انتشارات‌ اسلامی‌،۱۳۶۱، ص‌ ۸۲
۶ ـ کتابی‌، احمد، سرزمین‌ میرزا کوچک‌ خان‌،انتشارات‌ معصومی‌، ۱۳۶۲، ص‌ ۱۲۵ ـ ۱۲۴/
۷ ـ فخرایی‌، ابراهیم‌، سردار جنگل‌، سازمان‌انتشارات‌ جاویدان‌، ۱۳۶۶، ص‌ ۴۱/
۸ ـ کتاب‌ گیلان‌، گروه‌ پژوهشگران‌ ایران‌ به‌سرپرستی‌ ابراهیم‌ اصلاح‌ عربانی‌، جلد دوم‌،وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، ۱۳۴۷، ص‌۱۸۱/
۹ ـ روزنامه‌ جنگل‌، شماره‌ دهم‌، سال‌ اول‌(۱۳۳۵)، ص‌ ۱۰/
۱۰ ـ روزنامه‌ جنگل‌، شماره‌ ۲۸، سال‌ اول‌(۱۳۳۶)، ص‌ ۱، ۲، ۳/
۱۱ ـ خاطرات‌ میراحمد مدنی‌، جنبش‌ میرزاکوچک‌ خان‌، به‌ کوشش‌ سید محمد تقی‌میرابوالقاسمی‌، فرشیده‌، ۱۳۷۷، ص‌ ۷۳ و ۷۲/
۱۲ ـ فخرایی‌، ابراهیم‌، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۴۵۷/
۱۳ ـ روزنامه‌ جنگل‌، شماره‌ ۲۸، سال‌ اول‌(۱۳۳۶)، ص‌ ۲/
۱۴ ـ فخرایی‌، ابراهیم‌، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۵۵/
۱۵ ـ کوچکپور، صادق‌، نهضت‌ جنگل‌ و اوضاع‌فرهنگی‌ و اجتماعی‌ گیلان‌ زمین‌، نشر گیلکان‌،چاپ‌ اول‌ ۱۳۶۹، ص‌ ۱۶/
۱۶ ـ کتاب‌ گیلان‌، ص‌ ۱۸۶/
۱۷ ـ فخرائی‌، ابراهیم‌، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۵۵ ـ ۵۴/
۱۸ ـ گروگان‌، حمید، حماسه‌ میرزا کوچک‌خان‌،انتشارات‌ وزارت‌ ارشاد اسلامی‌، ۱۳۶۴، ص‌ ۴۴ ـ۴۳/
۱۹ ـ رواسانی‌، شاپور، نهضت‌ میرزا کوچک‌خان‌ جنگلی‌،  نشر شمع‌، ۱۳۶۸ ص‌ ۱۵۷/
۲۰ ـ گروگان‌، حمید، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۶۹ ـ ۶۸/
۲۱ ـ رواسانی‌، شاپور ،همان‌ کتاب‌، ص‌ ۲۴۱ ـ۲۴۰/
۲۲ ـ همان‌ منبع‌، ص‌ ۲۴۷/
۲۳ ـ همان‌ منبع‌، ص‌ ۲۴۴/
۲۴ ـ اسنادمحرمانه‌ وزارت‌ خارجه‌ بریتانیا،ص‌ ۲۹۵ ـ ۲۹۳/
۲۵ ـ فخرایی‌، ابراهیم‌، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۱۸۸/
۲۶ ـ همان‌ منبع‌، ص‌ ۱۸۹ و ۱۹۳/
۲۷ ـ همان‌ منبع‌، ص‌ ۱۹۳/
۲۸ ـ همان‌ منبع‌، ص‌ ۱۷۷/
۲۹ ـ روزنامه‌ جنگل‌، شماره‌ ۲۱، سال‌ اول‌(۱۳۳۶)، ص‌ ۴/
۳۰ ـ فخرایی‌، ابراهیم‌، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۲۲۰ ـ۲۱۹/
۳۱ ـ همان‌ منبع‌.
۳۲ ـ همان‌ منبع‌، ص‌ ۱۸۹/
۳۳ ـ رواسانی‌، شاپور، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۱۶۶ ـ۲۴۰، فخرایی‌، ابراهیم‌،  همان‌ کتاب‌، ص‌ ۲۴۹/
۳۴ ـ فخرایی‌، ابراهیم‌، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۲۵۰/
۳۵ ـ کتاب‌ گیلان‌، ص‌ ۲۳۰/
۳۶ ـ رواسانی‌، شاپور، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۲۵۰/
۳۷ ـ بر طبق‌ ماده‌ سوم‌ توافق‌ میان‌ دولت‌ ایران‌ وشوروی‌، گیلان‌ به‌عنوان‌ جزئی‌ از خاک‌ ایران‌ وقلمرو حکومت‌ مرکزی‌ باشد، شناخته‌ شد.بنابراین‌ از لحاظ‌ حقوق‌ بین‌ المللی‌، دولت‌ میرزاکوچک‌ خان‌ نمی‌تواند با دولت‌ دیگر رابطه‌سیاسی‌ و اقتصادی‌ برقرار ساخته‌ و در صورت‌لزوم‌ قرارداد دولتی‌ و یا نظامی‌ منعقد نماید. برطبق‌ ماده‌ پنجم‌ که‌ ماده‌ سوم‌ را تکمیل‌ می‌کند،آماده‌ است‌ که‌ هر یک‌ از طرفین‌ آمادگی‌ خود رااعلام‌ می‌نماید که‌ از تشکیل‌ و یا اقامت‌ هرسازمان‌ و یا افرادی‌ که‌ با طرف‌ دیگر خصومت‌می‌ورزند و همچنین‌ از حمل‌ و نقل‌ اسلحه‌ که‌علیه‌ طرف‌ دیگر می‌تواند بکار برده‌ شود از قلمروخاک‌ خود جلوگیری‌ نمایند. نگاه‌ کنید: رواسانی‌،شاپور، همان‌ کتاب‌، ص‌ ۲۵۰/
با توجه‌ به‌ اینکه‌ حمایتهای‌ پولی‌ و نظامی‌جنگل‌ از طریق‌ قفقاز (باکو) امکان‌پذیر بود،مشخص‌ می‌شود با اجرای‌ ماده‌ ۵ دیگر چنین‌کمکهایی‌ امکان‌پذیر نبود و انقلاب‌ گیلان‌ از نظرنظامی‌ در محاصره‌ کامل‌ قرار گرفت‌.