دکتر بهمن‌ رمضانی‌
دکتر محمد طالقانی‌
زهرا سربازی‌

چکیده‌:
اصطلاح‌ توسعه‌ پایدار (Sustainable Development) مدت‌ کوتاهی‌ است‌ که‌ در ادبیّات‌ علمی‌و اقتصاد سیاسی‌ جهان‌ رواج‌ یافته‌، اما چنان‌ جهانشمول‌ شده‌ که‌ درباره‌ آن‌ اجلاس‌ جهانی‌ برگزار شده‌ است‌.(ژوهانسبورگ‌، ۲۰۰۲).
در اجلاس‌ ژوهانسبورگ‌ «مری‌ رابینسون‌»، کمیسر عالی‌ حقوق‌ بشر سازمان‌ ملل‌ متّحد، در سخنرانی‌جالب‌ توّجه‌ خود، تعابیر زیبایی‌ در مورد ارتباط‌ توسعه‌ پایدار و حفاظت‌ از منابع‌ طبیعی‌ مطرح‌ کرد. وی‌ درمصاحبه‌ای‌ درمورد سخنان‌ خود گفت‌: فکر می‌کنم‌ که‌ در آینده‌ نزدیک‌، جامعه‌ جهانی‌ به‌ این‌ نتیجه‌ خواهدرسید که‌ مهمترین‌ مسائل‌ بشری‌ عبارتند از: توسعه‌ پایدار، حفاظت‌ از محیط‌ زیست‌ و رعایت‌ حقوق‌ بشر. درواقع‌ این‌ سه‌ مسئله‌، اضلاع‌ ضروری‌ یک‌ مثلث‌ هستند که‌ سرنوشت‌ بشر را رقم‌ می‌زند. بدون‌ هر یک‌ از این‌سه‌، بهبود وضعیت‌ انسانها و جوامع‌ ناممکن‌ خواهد بود. تحقّق‌ توسعه‌ پایدار مستلزم‌ توجّه‌ به‌ حقوق‌ بشر وحفاظت‌ از منابع‌ طبیعی‌ و محیط‌ زیست‌ است‌. از طرف‌ دیگر، حقوق‌ بشر آن‌ گاه‌ رعایت‌ و محیط‌ زیست‌ آن‌ گاه‌محافظت‌ خواهد شد که‌ توسعه‌ پایدار در تمامی‌ جهان‌ تحقّق‌ پیدا کند.
(گفتگوی‌ خبرنگار اعزامی‌ روزنامه‌ ایران‌ به‌ ژوهانسبورگ‌ با «مری‌ رابینسون‌»، روزنامه‌ ایران‌، سه‌شنبه‌ ۹مهر ۱۳۸۱، صفحه‌ ۹).
واژه‌های‌ کلیدی‌:  جنگل‌، جنگلداری‌، جنگلهای‌ شمال‌ کشور، دولت‌، مدیریت‌، بهره‌برداری‌وتوسعه‌پایدار.
۱ ـ مقدّمه‌
۱ ـ ۱/ جنگل‌، جنگلداری‌، پایداری‌
آلودگی‌ هوا و محیط‌ زیست‌، تغییر آب‌ و هوای‌ زمین‌، بارشهای‌ بی‌ سابقه‌ و سیلهای‌ ویرانگر، گسترش‌زندگی‌ شهری‌ و نیاز به‌ محیطی‌ آرام‌، سالم‌ و زیبا، هر روز بیش‌ از پیش‌ توجّه‌ جهانیان‌ را به‌ جنگل‌ و اهمیت‌آن‌ جلب‌ می‌کند.
دانشمدان‌ بر این‌ باورند که‌ در گذشته‌های‌ دور، نیمی‌ از خشکیهای‌ کره‌ زمین‌ از جنگل‌ پوشیده‌ شده‌بود، حال‌ آن‌ که‌ بر اساس‌ آمارهای‌ موجود، هم‌ اینک‌ حدود ۳۰ درصد خشکیهای‌ جهان‌ را جنگل‌ تشکیل‌می‌دهد. ایران‌ از نظر پوشش‌ جنگلی‌، به‌ علّت‌ موقعیت‌ جغرافیایی‌، رتبه‌ خوبی‌ در میان‌ کشورهای‌ جهان‌ندارد. در خوشبینانه‌ترین‌ برآوردها ۷درصد خشکیهای‌ کشور پوشش‌ جنگلی‌ دارد که‌ از این‌ مقدارجنگلهای‌ تولیدی‌ و تجاری‌ فقط‌ یک‌ تا دو درصد خاک‌ کشور است‌.
استانهای‌ شمالی‌ ایران‌، از نظر پوشش‌ جنگلی‌، موقعیت‌ ممتازی‌ دارند. جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ با ۸/۱میلیون‌ هکتار مساحت‌، ۳۰ درصد مساحت‌ استانهای‌ گیلان‌، مازندران‌ و گلستان‌ را تشکیل‌ می‌دهد که‌برابر با میانگین‌ جهانی‌ است‌. این‌ جنگلها، تنها جنگل‌ در ایران‌ است‌ که‌ علاوه‌ بر فواید زیست‌ محیطی‌،قابلیت‌ تولید چوبهای‌ تجاری‌ را نیز دارد.
دهه‌ چهل‌ شمسی‌، از نقاط‌ عطف‌ تاریخ‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ محسوب‌ می‌شود. در آغاز این‌ دهه‌،حق‌ّ مالکیتهای‌ خصوصی‌، وقفی‌ و…بر جنگلها لغو شد و جنگلها به‌ مالکیت‌ عمومی‌ درآمد و تقریباًهمزمان‌ با آن‌، بهره‌برداری‌ از جنگلها، صرفاً با داشتن‌ طرح‌ جنگلداری‌ مصوّب‌ سازمان‌ جنگلبانی‌ ایران‌امکان‌پذیر شد.
اگر چه‌ مدیریت‌ علمی‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ سابقه‌ای‌ چهل‌ ساله‌ دارد اما در مقایسه‌ با کشورهای‌صاحب‌ جنگل‌ جهان‌، بسیار جوان‌ به‌ شمار می‌رود و فرصت‌ مناسبی‌ در استفاده‌ از تجربه‌های‌ جهانی‌ دراختیار دارد.
اعمال‌ کنندگان‌ مدیریت‌ علمی‌ بر جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌، از همان‌ آغاز، رویاروی‌ جنگل‌ نشینانی‌ قرارگرفتند که‌ می‌گفتند: ما به‌ پشتیبانی‌ جنگل‌ زنده‌ایم‌! ۳۳ هزار سرای‌ دامداری‌، ۴ هزار آبادی‌ و یک‌ میلیون‌جمعیت‌ یک‌ سوی‌ این‌ چالش‌ بزرگ‌ و کهنه‌ را تشکیل‌ داده‌ و می‌دهند.
انطباق‌ خلّاقانه‌ اصول‌ علم‌ جنگلداری‌ که‌ خاستگاه‌ غربی‌ داشت‌ با شرایط‌ ویژه‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌و سطح‌ عمومی‌ توسعه‌ ملّی‌ و منطقه‌ای‌ (اعم‌ از مسائل‌ طبیعی‌، فنّی‌، اداری‌، حقوقی‌، سیاستگذاری‌، نیروی‌انسانی‌ و…) معضل‌ دیگر برنامه‌ریزان‌ و کارشناسان‌ بوده‌ و هست‌.
این‌ مقاله‌ با بحث‌ درباره‌ موضوعهایی‌ از قبیل‌: وضعیت‌ کمّی‌ و کیفی‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌، وضعیت‌جنگل‌نشینان‌، بهره‌برداری‌ قدیمی‌ و سنّتی‌، بهره‌برداری‌ علمی‌، چالشهای‌ کهنه‌ و نو و تنگناها وتوانمندیها به‌ نقد راهبردهای‌ قدیم‌ و طرح‌ راهبردهای‌ نو می‌پردازد، راهبردهایی‌ با هدف‌ توسعه‌ پایدار که‌آماج‌ دوگانه‌ مردم‌ و منابع‌ را در نظر می‌گیرد.

۱ ـ ۲/ اهمیت‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌

به‌ رغم‌ رشد فناوری‌ در ایران‌ و جهان‌، از جنگلهای‌ کشور آمارهای‌ دقیق‌ و روزآمد و نقشه‌های‌ معتبر دردست‌ نیست‌. در جدیدترین‌ آمار رسمی‌ که‌ تفاوت‌ چندانی‌ با آمارهای‌ گذشته‌ ندارد، مساحت‌ جنگلهای‌ایران‌ ۴/۱۲ میلیون‌ هکتار اعلام‌ شده‌ که‌ شرح‌ آن‌ به‌ تفکیک‌ ناحیه‌های‌ رویشی‌ در جدول‌ شماره‌ (۱) آمده‌است‌.

جدول‌ شماره‌ (۱): مساحت‌ جنگلهای‌ ایران‌ به‌ تفکیک‌ ناحیه‌ رویشی‌.

ردیف‌    ناحیـــه‌    مساحت‌ میلیون‌ هکتار    درصد به‌    درصد به‌
وسعت‌ جنگل‌    وسعت‌ کشور
۱    جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌    ۹۱/۱    ۴/۱۵    ۱۶/۱
۲    جنگلهای‌ زاگرس‌    ۷۵/۴    ۳/۳۸    ۸۸/۲
۳    جنگلهای‌ ایران‌ و تورانی‌    ۴۵/۳    ۸/۲۷    ۰۹/۲
۴    جنگلهای‌ خلیج‌ فارس‌ و عمانی‌    ۱۳/۲    ۲/۱۷    ۲۹/۱
۵    جنگلهای‌ ارسباران‌    ۱۶/۰    ۳/۱    ۱۰/۰
جمع‌    ۴/۱۲    ۱۰۰    ۵۲/۷

همان‌ طور که‌ از جدول‌ شماره‌ (۱) بر می‌آید، وسعت‌ مجموع‌ جنگلهای‌ ایران‌ ۵/۷ درصد وسعت‌خشکیهای‌ آن‌ است‌، به‌ همین‌ دلیل‌ ایران‌ در رده‌ کشورهای‌ با پوشش‌ کم‌ جنگل‌ (Low Forest) (کمتراز ۱۰ درصد) جای‌ گرفته‌ است‌.
توّجه‌ خاص‌ به‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌، علّت‌ تفاوتهایی‌ است‌ که‌ از نظر تقسیم‌ بندی‌ جغرافیای‌ گیاهی‌جهان‌ در رده‌ ایالت‌ و ناحیه‌ با جنگلهای‌ دیگر دارد و نیز از این‌ نظر که‌ تنها جنگل‌ درکشور است‌ که‌ علاوه‌بر عملکردهای‌ زیست‌ محیطی‌، قابلیت‌ تولید چوبهای‌ تجاری‌ و فرآورده‌ هایی‌ چون‌ گرده‌ بینه‌ و الوار راداراست‌. درباره‌ ارزشهای‌ زیست‌ محیطی‌ و اقتصادی‌ جنگلهای‌ شمال‌، زیاد گفته‌ و نوشته‌اند. زیبایی‌چهره‌زمین‌، ساماندهی‌ گردش‌ آب‌ در طبیعت‌، حفاظت‌ خاک‌، تلطیف‌ هوا، جلوگیری‌ از سر و صدا،جاذبه‌های‌ گردشگری‌ و بالاخره‌ تولید فرآورده‌های‌ چوبی‌ از جمله‌ مواردی‌ است‌ که‌ معمولاً در اهمیت‌جنگل‌ برشمرده‌ می‌شود اما به‌ تنوّع‌ زیستی‌ (Biodiversity) در سطوح‌ مختلف‌ اکو سیستم‌(Ecosystem)، گونه‌ (Species) و ژن‌ (Gene) کمتر پرداخته‌ شده‌ است‌.
دیرینه‌گی‌ (Traditionally) از مهمترین‌ دلایل‌ اهمیت‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ است‌. دانشمندان‌ براین‌ باورند که‌ جنگلهای‌ دنیا از حدود ۱۴۰ تا ۶۰ میلیون‌ سال‌ پیش‌ پدید آمده‌ و دائماً در حال‌ تحوّل‌ وتکامل‌ بوده‌ است‌. سوزنی‌ برگان‌ در دوران‌ دوّم‌ زمین‌شناسی‌ در دوره‌ کرتاسه‌ (۱۴۰ میلیون‌ سال‌ قبل‌) وپهن‌ برگان‌ در دوران‌ سوّم‌ زمین‌شناسی‌ (۶۰ میلیون‌ سال‌ پیش‌) به‌ وجود آمده‌اند. در اواخر دوران‌ سوّم‌،اقلیم‌ کره‌ زمین‌ رو به‌ سردی‌ گذاشت‌ و از اوایل‌ دوران‌ چهارم‌ (یک‌ میلیون‌ سال‌ قبل‌) در عرضهای‌جغرافیایی‌ بالاتر از ۴۰ درجه‌ شمالی‌ و ارتفاعات‌ بالای‌ ۳ تا ۴ هزار متری‌ عرضهای‌ پایین‌تر، یخچالهای‌طبیعی‌ تشکیل‌ شد و به‌ تدریج‌ گسترش‌ یافت‌. سپس‌ اکثر یخچالها عقب‌ نشینی‌ کردند. این‌ رفت‌ وبرگشت‌ چند بار تکرار شد که‌ واپسین‌ آن‌ مربوط‌ به‌ ۱۸ هزار سال‌ پیش‌ است‌. دانشمندان‌ معتقدندجنگلهای‌ ایران‌ به‌ ویژه‌ جنگلهای‌ شمال‌ از هجوم‌ یخچالها در امان‌ ماندند و به‌ توسعه‌ و تکامل‌ خود ادامه‌دادند، زیرا ایران‌ در آن‌ هنگام‌ دوران‌ بارانی‌ را می‌گذارند. به‌ عبارت‌ دیگر، جنگلهای‌ کنونی‌ کشورهای‌اروپایی‌، شمال‌ آمریکا و آسیای‌ شمالی‌ جنگلهای‌ جوان‌ هستند و قدمت‌ آنها به‌ ۱۰ هزار سال‌ هم‌نمی‌رسد، در حالی‌ که‌ جنگلهای‌ راش‌ شمال‌ ایران‌، منطقه‌ قفقاز و شمال‌ ترکیه‌، جزو جنگلهای‌ کهن‌ وپهن‌ برگ‌ مناطق‌ معتدله‌ محسوب‌ می‌شوند که‌ هنوز یادگارهایی‌ از دوران‌ سوّم‌ را به‌ صورت‌ زنده‌ حفظ‌کرده‌اند. اگر بپذیریم‌ که‌ دانش‌ ژنتیک‌، هنوز در ابتدای‌ راه‌ است‌ و قبول‌ کنیم‌ که‌ هیچ‌ بیماری‌ در جهان‌ وجودندارد که‌ داروی‌ آن‌ در طبیعت‌ نباشد، به‌ اهمیت‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌، این‌ بانک‌ ژن‌ طبیعی‌ و عظیم‌، پی‌خواهیم‌ برد (مروی‌ مهاجر، ۱۳۷۸ و ۱۳۸۱).
۱ ـ ۳/ پرسشهای‌ اساسی‌

همان‌ طور که‌ در بند ۱ ـ ۱ آمد، در این‌ مقاله‌ پرسشهای‌ زیر مطرح‌ و بررسی‌ می‌شود:
وضعیت‌ کمّی‌ و کیفی‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌، به‌ عنوان‌ یکی‌ از مهمترین‌ منابع‌ طبیعی‌ کشور، چگونه‌است‌؟ چند نفر در داخل‌ و حاشیه‌ این‌ جنگلها زندگی‌ می‌کنند؟ و چه‌ ارتباطی‌ با این‌ منبع‌ طبیعی‌ دارند؟
این‌ جنگلها، بدون‌ برنامه‌ یا با برنامه‌ مدوّن‌، تحت‌ تأثیر چه‌ عواملی‌ قرار گرفته‌ و چه‌ تغییر و تحوّلی‌یافته‌اند؟ اعمال‌ مدیریت‌ علمی‌ بر این‌ جنگلها، با چه‌ چالشهایی‌ روبه‌ روست‌؟ با توجّه‌ به‌ تنگناها وتوانمندیهای‌ موجود، چشم‌ انداز آینده‌ این‌ جنگلها چگونه‌ است‌؟ چه‌ راهبردهایی‌ برای‌ اعمال‌ مدیریت‌پایدار بر جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ توصیه‌ می‌شود؟
۲ ـ روش‌ کار
روش‌ کار در تدوین‌ این‌ مقاله‌ به‌ شرح‌ ذیل‌ بوده‌ است‌:
الف‌) مراجعه‌ به‌ اسناد منتشره‌: مدارکی‌ که‌ درباره‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌، به‌ ویژه‌ همّت‌ سازمان‌جنگلها و مراتع‌ کشور، انتشار یافته‌، دقیقاً بررسی‌ شده‌ است‌.
ب‌) یادداشتهای‌ کارشناسی‌: از یادداشتهای‌ کارشناسان‌ و متخصّصان‌ شرکت‌ کننده‌ در دو بازدید دوره‌ای‌جنگلهای‌ شمال‌ (۱۳۷۳ و ۱۳۷۹) از آستارا تا گلیداغ‌ که‌ مسائل‌ و مشکلات‌ علمی‌، فنّی‌، اجتماعی‌ واقتصادی‌ این‌ عرصه‌ها را شامل‌ می‌شود، برای‌ نگارش‌ این‌ مقاله‌ استفاده‌ شده‌ است‌.
ج‌) مشاهده‌ها: مشاهده‌ها و تجربه‌های‌ کارشناسی‌ حاصل‌ از دو دهه‌ فعالیتهای‌ علمی‌ و پژوهشی‌کارشناسان‌ و محقّقان‌ در جنگلهای‌ مختلف‌ استانهای‌ شمال‌ کشور در تدوین‌ این‌ مقاله‌ به‌ کار رفته‌ است‌.در نهایت‌ این‌ داده‌ها واطلاعات‌ تلفیق‌، جمع‌بندی‌ و از آنها نتیجه‌گیری‌ شده‌ است‌.

۳ ـ داده‌ها و اطلاعات‌
۳ ـ ۱/ وضعیت‌ کمّی‌ و کیفی‌ جنگلهای‌ شمال‌ (منابع‌ طبیع‌)
جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ تاکنون‌ پنج‌ بار به‌ طور سراسری‌ و در مقیاس‌ بزرگ‌ بررسی‌ و مطالعه‌ شده‌ است‌و به‌ علل‌ گوناگون‌، از جمله‌ نبود اصطلاح‌شناسی‌ (Terminology) جنگل‌ و وجود تعاریف‌ مختلف‌،روشهای‌ مطالعاتی‌ (Methodology) متفاوت‌، مقایسه‌ داده‌های‌ دوره‌های‌ مختلف‌ خالی‌ از اشکال‌نخواهد بود. پنج‌ دوره‌ آمار برداری‌ سراسری‌ از جنگلهای‌ شمال‌ کشور عبارت‌ است‌ از راجرز ۱۳۳۷، ویلیام‌۱۳۵۲، شرکت‌ یاکوپویری‌ ۱۳۵۳، نجّاران‌ ۱۳۶۴ و مشتاق‌ ۱۳۷۵/ (مشتاق‌ کهنمویی‌، ۱۳۷۸).
در مورد مساحت‌ این‌ جنگلها، رقم‌ ۴/۳ میلیون‌ هکتار اوّلیه‌ در جامعه‌ جنگلبانی‌ ایران‌ پذیرفته‌ و بارهااستفاده‌ شده‌ است‌ امّا در سال‌ ۱۳۷۹ سازمان‌ جنگلها و مراتع‌ کشور این‌ رقم‌ را غیر واقعی‌ دانسته‌ ومساحت‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ را بر اساس‌ نقشه‌های‌ ۱۳۳۴، ۱/۲ میلیون‌ هکتار برآورد کرده‌ و بر این‌اساس‌ و با مقایسه‌ نقشه‌های‌ توپوگرافیک‌ سال‌ ۱۳۷۳ رسماً اعلام‌ کرده‌ که‌ طی‌ ۴۰ سال‌، مساحت‌جنگلهای‌ شمال‌ کشور فقط‌ ۱۴۰ هزار هکتار کاهش‌ داشته‌ است‌ (منطقی‌ و سمّاک‌، ۱۳۸۰).
برای‌ آشنایی‌ با وضعیت‌ کمّی‌ و کیفی‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌، نمونه‌ هایی‌ از نتایج‌ مطالعات‌ دوره‌پنجم‌ که‌ در اسفند ۱۳۷۸ انتشار یافته‌ به‌ صورت‌ جدولهایی‌ در پی‌ خواهد آمد. این‌ مطالعات‌ درحدود ۵/۲میلیون‌ هکتار از حوزه‌های‌ جنگلی‌ شمال‌ و با ۴۹۷۳ نمونه‌ آماری‌ از سال‌ ۱۳۷۵ تا سال‌ ۱۳۷۸ توسط‌گروهی‌ به‌ سرپرستی‌ محمد حسن‌ مشتاق‌ کهنمویی‌ انجام‌ شده‌ است‌(مشتاق‌ کهنمویی‌، ۱۳۷۸).
در این‌ جدولها، انواع‌ جنگلها و کاربری‌ آنها، انبوهی‌، درجه‌ کیفی‌ و ترکیب‌ گونه‌ها آورده‌ شده‌ است‌(جدولهای‌ شماره‌ ۲ تا ۵)

جدول‌ شماره‌ (۲): انواع‌ جنگل‌ و کاربریها در حوزه‌های‌ جنگلی‌ شمال‌ کشور (۱۳۷۵)

ردیف‌    نــــــــــوع‌    درصــــد
۱    جنگلهای‌ تولیدی‌ (تجاری‌)    ۲/۵۳
۲    جنگلهای‌ حفاظتی‌ و حمایتی‌    ۸/۱۳
۳    بیشه‌زار    ۸/۱۰
۴    نقاط‌ خالی‌ داخل‌ جنگل‌    ۸/۱
۵    جنگلهای‌ در دست‌ کاشت‌    ۶/۴
۶    باغها و حاشیه‌ روستاها    ۲/۱۱
۷    مراتع‌ ییلاقی‌    ۶/۴
جمع‌    ۱۰۰

جدول‌ شماره‌ (۳): وضعیت‌ انبوهی‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ (۱۳۷۵)

ردیف‌    شـــــرح‌    درصـــد    درجه‌ تاج‌ پوشش‌
۱    جنگلهای‌ انبوه‌    ۱/۳۵    ۷/۰ >
2    جنگلهای‌ نیمه‌ انبوه‌    ۵/۳۹    ۷/۰ ـ ۴/۰
۳    جنگلهای‌ تنک‌    ۴/۲۵    ۴/۰ <
جمع‌    ۱۰۰    ـــــــ
جدول‌ شماره‌ (۴): وضعیت‌ درجة‌ کیفی‌ جنگلهای‌ شمال‌ (۱۳۷۵)

ردیف‌    نوع‌    تعـریـف‌    درصد حجم‌    میانگین‌ مترمکعب‌
۱    درجه‌ یک‌    ۳۵۰ >متر مکعب‌ در هکتار    ۱/۱۹    ۹۸/۴۹۵
۲    درجه‌ دو    ۳۵۰ ـ ۲۰۰ مترمکعب‌ در هکتار    ۶/۲۲    ۷۴/۲۷۲
۳    درجه‌ سه‌    ۲۰۰ ـ ۱۰۰ مترمکعب‌ در هکتار    ۵/۲۷    ۸۹/۱۵۱
۴    درجه‌ چهار    ۱۰۰< مترمکعب‌ در هکتار    ۸/۳۰    ۸۵/۴۵
جمع‌    ــــــ    ۲۶/۲۱۲    ۱۰۰

جدول‌ شماره‌ (۵): وضعیت‌ ترکیب‌ گونه‌ها در شمال‌ ایران‌ (۱۳۷۵)

ردیف‌    نام‌ گونه‌    درصد تعداد    درصد حجم‌
۱    راش‌    ۶/۲۳    ۰/۳۰
۲    ممرز    ۰/۳۰    ۵/۳۰
۳    بلوط‌    ۷/۷    ۰/۸
۴    توسکا    ۹/۴    ۱/۹
۵    افرا    ۷/۲    ۸/۵
۶    خرمندی‌    ۵/۸    ۵/۲
۷    سایر گونه‌ها    ۱/۱۲    ۷/۸
جمع‌    ۱۰۰    ۱۰۰

۳ ـ ۲/ وضعیت‌ جنگل‌نشینان‌ در جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ (مردم‌)
معتبرترین‌ و پراستفاده‌ترین‌ داده‌ها درباره‌ وضعیت‌ جنگل‌نشینان‌ در جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ مربوط‌ به‌طرح‌ جامع‌ مقدّماتی‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ (۱۳۶۵) است‌.
در این‌ سری‌ مطالعات‌ که‌ به‌ تعبیری‌ چهارمین‌ دوره‌ بررسیهای‌ سراسری‌ جنگلهای‌ شمال‌ نامیده‌شده‌ (مشتاق‌ کهنمویی‌، ۱۳۷۸)، برای‌ اوّلین‌ بار ذیل‌ سرفصل‌ مطالعات‌ اجتماعی‌، اقتصادی‌ اطلاعات‌مفصّلی‌ از طریق‌ سرشماری‌ درباره‌ تعداد روستاهای‌ داخل‌ و حاشیه‌ جنگل‌، جمعیت‌ جنگل‌ نشینان‌،وضعیت‌ اشتغال‌، امکانات‌ رفاهی‌ روستاها، وضعیت‌ دامداری‌ در جنگل‌، مصارف‌ سوختی‌ و ساختمانی‌،راههای‌ روستایی‌، وضعیت‌ کشاورزی‌ و مانند آن‌ در ۱۰۳ حوزه‌ آبخیز جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ به‌ همّت‌تعداد زیادی‌ از کارشناسان‌ سازمان‌ جنگلها و مراتع‌ کشور به‌ سرپرستی‌ قنبر نجّاران‌ جمع‌ آوری‌ شده‌است‌(نجّاران‌، ۱۳۶۶). در این‌ قسمت‌، با نگاهی‌ به‌ مطالعات‌ طرح‌ جامع‌ مقدّماتی‌ سال‌ ۱۳۶۵ به‌ مواردی‌از مسائل‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ در قالب‌ جدولهای‌ شمارة‌ ۶ تا ۸ اشاره‌ می‌شود.

جدول‌ شماره‌ (۶): وضعیت‌ روستاهای‌ داخل‌ و حاشیه‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ (۱۳۶۵)

ردیف‌    شـــرح‌    میزان‌    واحد
۱    تعداد روستاها    ۴۳۱۶    پارچه‌
۲    جمعیت‌    ۱۶۵۰۷۱    خانوار
۳    جمعیت‌    ۱۰۶۱۳۹۱    نفـــر

جدول‌ شماره‌ (۷): موقعیت‌ روستاهای‌ دائمی‌ حوزه‌های‌ آبخیز جنگلهای‌ شمال‌ (۱۳۶۵)

ردیف‌    شـــرح‌ موقعیت‌    تعداد روستا    درصد
۱    جلگه‌ غیرجنگلی‌    ۱۸۶    ۴/۳
۲    حاشیه‌ شمالی‌ جنگل‌    ۳۶۵    ۵/۸
۳    جنگلهای‌ جلگه‌ای‌    ۲۸۲    ۵/۶
۴    جنگلهای‌ پایین‌ بند (۷۰۰< متر)    ۱۵۵۵    ۰/۳۶
۵    جنگلهای‌ میان‌ بند (۱۲۰۰ ـ ۷۰۰ متر)    ۱۱۳۸    ۴/۲۶
۶    جنگلهای‌ بالابند (۱۲۰۰< متر)    ۴۲۶    ۹/۹
۷    حاشیه‌ جنوبی‌ جنگل‌    ۱۷۹    ۱/۴
۸    مناطق‌ ییلاقی‌    ۱۸۵    ۳/۴
جمع‌    ۴۳۱۶    ۱۰۰

جدول‌ شماره‌ (۸): وضعیت‌ دامداری‌ در جنگلهای‌ شمال‌ کشور (۱۳۶۵)

ردیف‌    شـــرح‌    تعــداد    واحــد
۱    دامهای‌ متحرّک‌ و نیمه‌ متحرّک‌    ۴۳۷۰۵۱۶    واحد دامی‌
۲    دامهای‌ خانگی‌ (غیربنه‌ای‌)    ۱۴۲۷۰۳۰    واحد دامی‌
۳    تعداد واحدهای‌ دامداری‌    ۳۳۱۰۷    واحد دامی‌
۴    مساحت‌ اتراقگاههای‌ داخل‌ جنگل‌    ۵۷۰۴۲    هکتار
۵    نیروی‌ کار دامداریها    ۵۰۰۵۴    نفــر

۳/ ۳ مروری‌ بر وضعیت‌ جنگلها تا سال‌ ۱۳۴۰ شمسی‌ (تاریخچه‌)
جنگلها از قدیم‌الایّام‌ همواره‌ و در همه‌ جا مورد بهره‌برداری‌ قرار می‌گرفته‌اند و این‌ امر در مورد کشورایران‌ نیز صدق‌ می‌کند (سعید، ۱۳۷۴).
نگاهی‌ به‌ تاریخچه‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ نشان‌ می‌دهد که‌ دست‌ کم‌ در یکصد سال‌ اخیر، دو نوع‌بهره‌برداری‌ و دخالت‌ دولتی‌ و عمومی‌ در این‌ جنگلها صورت‌ گرفته‌ است‌.
شایان‌ ذکر است‌ که‌ جنگل‌ زدایی‌ (deforestation) که‌ تخریب‌ جنگل‌ و تبدیل‌ اراضی‌ آن‌ به‌ سایرکاربریهاست‌ و به‌ ویژه‌ به‌ دست‌ روستائیان‌ داخل‌ و حاشیه‌ جنگل‌ طی‌ سالیان‌ متمادی‌ صورت‌ گرفته‌ و درگذشته‌ از آن‌ با نام‌ مثبت‌ «آباد کردن‌ جنگل‌» یاد می‌شده‌ و نیز واگذاری‌ زمینهای‌ جنگلی‌ را برای‌فعّالیتهای‌ دیگر نمی‌توان‌ به‌ معنی‌ بهره‌برداری‌ از جنگل‌ دانست‌ و آن‌ را باید در بحث‌ تخریب‌ جنگل‌دنبال‌ کرد.
به‌ هر حال‌ برای‌ داشتن‌ تصویری‌ روشن‌ تا نقطه‌ عطف‌ دهه‌ چهل‌، به‌ طور خلاصه‌ به‌ وضعیت‌ گذشته‌جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ نظری‌ اجمالی‌ می‌افکنیم‌.
۳ - ۳ - ۱/ دخالتهای‌ دولتی‌
در تاریخ‌ از واگذاری‌ امتیاز بهره‌برداری‌ از جنگلهای‌ شمال‌ و انعقاد قرارداد با شرکتهای‌ خارجی‌نشانه‌های‌ فراوانی‌ دیده‌ می‌شود ولی‌ از میزان‌ این‌ نوع‌ بهره‌برداریها، سطح‌ عمل‌، شکل‌ کار و… اطلاع‌دقیقی‌ در دست‌ نیست‌. به‌ همین‌ سبب‌ نمی‌توان‌ قضاوت‌ دقیقی‌ کرد، ولی‌ برای‌ اثبات‌ این‌ نکته‌ از این‌جنگلها همواره‌ بهره‌برداری‌ شده‌، فهرست‌وار به‌ پاره‌ای‌ از این‌ موارد اشاره‌ می‌شود. (کلّیه‌ نمونه‌ها از سعید،۱۳۷۴ اقتباس‌ شده‌ است‌).
پادشاهان‌ قاجار در سال‌ ۱۲۸۷ شمسی‌، امتیاز بهره‌برداری‌ از درختان‌ شمشاد ایران‌ را به‌ یک‌ شرکت‌یونانی‌ دادند. بعدها نویسنده‌ کتاب‌ «ایرانیها در گذشته‌ و حال‌» در این‌ باره‌ یادآور شد که‌ جنگلهای‌ شمشادطی‌ هفت‌ سال‌ منهدم‌ شدند.
در سال‌ ۱۲۹۹ شمسی‌، قراردادی‌ بین‌ یک‌ شرکت‌ یونانی‌ و دولت‌ ایران‌ برای‌ بهره‌برداری‌ ازجنگلهای‌ طوالش‌ منعقد شد که‌ طبق‌ آن‌ گرده‌ بینه‌ها به‌ ساحل‌ دریای‌ خزر حمل‌ و از آن‌ جا به‌ روسیه‌ برده‌می‌شد.
قرارداد دیگری‌ با یک‌ شرکت‌ فرانسوی‌ ـ سوئدی‌ منعقد شد که‌ بر آن‌ اساس‌ شرکت‌ مذکور می‌توانست‌درختان‌ گردوی‌ جنگلها و جلگه‌های‌ منطقه‌ آستارا را قطع‌ و از آنها استفاده‌ کند.
در سال‌ ۱۳۰۷ شرکت‌ یونانی‌ «ساندی‌ پولوز» باز هم‌ قراردادی‌ برای‌ صدور درختان‌ شمشاد جنگلهای‌گیلان‌ با دولت‌ ایران‌ منعقد کرد.
در سال‌ ۱۳۰۸ اجرای‌ طرح‌ احداث‌ راه‌ آهن‌ سراسری‌ ایران‌ آغاز شد. در همان‌ زمان‌ برای‌ تهیّه‌تراورسهای‌ چوبی‌، شرکت‌ دولتی‌ موسوم‌ به‌ «شرکت‌ چوب‌ ایران‌» در سواد کوه‌ مازندران‌، برای‌ بهره‌برداری‌از جنگلهای‌ بکر این‌ منطقه‌ شروع‌ به‌ کار کرد.
هنگام‌ اشغال‌ ایران‌ به‌ دست‌ متّفقین‌ (۱۳۲۴ تا ۱۳۲۰ شمسی‌) روسها علاوه‌ بر تأمین‌ مصارف‌سوختی‌ نظامیان‌، از جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ بهره‌برداریهای‌ دیگر نیز می‌کرده‌اند.
گرچه‌ بر این‌ فهرست‌، موارد دیگری‌ را نیز می‌توان‌ افزود امّا به‌ همین‌ مقدار بسنده‌ می‌شود.

۳ - ۳ - ۲/ بهره‌برداری‌ سنّتی‌
مراد از بهره‌برداری‌ سنّتی‌، دخالتهای‌ بدون‌ برنامه‌ مردم‌ بومی‌ برای‌ تأمین‌ نیازهایشان‌ یا برای‌ کسب‌درآمد است‌. این‌ دخالتها در صورت‌ تناسب‌ با توان‌ جنگل‌، قابل‌ جبران‌ است‌ امّا با افزایش‌ جمعیت‌ وتشدید بهره‌برداری‌، نقش‌ تخریبی‌ آن‌ آشکار می‌شود.
به‌ گواهی‌ گزارش‌ سالهای‌ آغازین‌ تأسیس‌ تشکیلات‌ جنگلبانی‌ در ایران‌، زغال‌گیری‌ از آفات‌ جنگل‌به‌ حساب‌ می‌آمده‌ است‌. این‌ امر نه‌ مربوط‌ به‌ نقش‌ کار، که‌ مربوط‌ به‌ شیوه‌ عمل‌ آن‌ بوده‌ است‌، به‌ این‌معنی‌ که‌ در شمال‌ کشور معمولاً زغال‌گیر در هر جایی‌ که‌ مناسب‌ می‌دانست‌ کوره‌ بنا می‌کرد و سپس‌درختان‌ پیرامون‌ کوره‌ را تا شعاع‌ معیّنی‌ می‌انداخت‌ و به‌ قطع‌ شاخه‌ها و سوزاندن‌ آنها در کوه‌ اکتفا می‌کرد وتنه‌ درخت‌ بریده‌ شده‌ را رها می‌کرد تا بپوسد یا روزی‌ کاربرد ویژه‌ای‌ پیدا کند و پس‌ از پایان‌ کار به‌ محل‌ّدیگری‌ می‌رفت‌ و همین‌ کار را در آن‌ جا تکرار می‌کرد.
اگرچه‌ بنگاه‌ جنگلها، با ساختن‌ انواع‌ کوره‌های‌ فلزی‌ انفصال‌پذیر و قابل‌ انتقال‌ فرانسوی‌ و کوره‌های‌ثابت‌ آمریکایی‌ که‌ نسبت‌ به‌ کوره‌های‌ محلّی‌ بازده‌ بیشتری‌ داشتند، کوشید به‌ نحوی‌ دامنه‌ خرابی‌ راکاهش‌ و درآمد زغال‌گیران‌ را افزایش‌ دهد امّا از همان‌ اوان‌، ضرورت‌ رسانیدن‌ نفت‌ به‌ روستاهای‌ داخل‌ یامجاور جنگل‌ مطرح‌ بود. همچنان‌ که‌ اکنون‌ نیز این‌ نیاز مطرح‌ است‌ و ضرورت‌ گازرسانی‌ نیز به‌ آن‌ اضافه‌شده‌ است‌. (مقالات‌ همایش‌ ملّی‌ مدیریت‌ جنگلهای‌ شمال‌ و توسعه‌ پایدار، ۱۳۸۰)
نیاز به‌ تأمین‌ زغال‌ چنان‌ جدّی‌ بود که‌ سازمان‌ جنگلبانی‌ ایران‌، خود به‌ تهیّه‌ و اجرای‌ طرحهای‌زغال‌گیری‌ به‌ ویژه‌ در جنگلهای‌ جلگه‌ای‌ اقدام‌ می‌کرد.
آثار کوره‌های‌ زغال‌، اینک‌ نیز در جنگلهای‌ شمال‌، در میان‌ درختان‌ جوان‌ و تیری‌ قابل‌ مشاهده‌ است‌.بعضی‌ از این‌ مناطق‌ در یکصد سال‌ گذشته‌ تا دوبار برای‌ تهیّه‌ زغال‌، قطع‌ یکسره‌ شده‌ است‌.
پیمانکاری‌ در جنگل‌: در سال‌ ۱۳۴۲ جنگلهای‌ ایران‌ ملّی‌ شد. قبل‌ از آن‌، نوع‌ مالکیت‌ به‌ شرح‌ ذیل‌بود: جنگلهای‌ خصوصی‌ ۷۵ درصد، جنگلهای‌ موقوفه‌ ۲۰ درصد و جنگلهای‌ دربار ۵ درصد (سعید،۱۳۷۴). به‌ گواهی‌ طرحهای‌ اوّلیه‌ از سال‌ ۱۳۳۹، قبل‌ از این‌ تاریخ‌ پیمانکاران‌ جنگل‌ که‌ عمدتاً کار تهیّه‌تراورس‌ را برای‌ راه‌ آهن‌ انجام‌ می‌دادند با پرداخت‌ بهره‌ به‌ مالکان‌ خصوصی‌ بر طبق‌ قوانین‌ موجود آن‌زمان‌ به‌ بهره‌برداری‌ از جنگل‌ و تهیّه‌ الوار و تراورس‌ می‌پرداختند.
تهیّه‌ چوبهای‌ ساختمانی‌: روستائیان‌ حاشیه‌ جنگل‌، جنگل‌نشینان‌ و دامداران‌ مستقر در جنگل‌ برای‌تهیّه‌ خانه‌ و سرای‌ دامداری‌ از چوب‌ درختان‌ صنعتی‌ جنگل‌ استفاده‌ می‌کردند. هنوز خانه‌های‌ قدیمی‌ رادر بعضی‌ از روستاها می‌توان‌ یافت‌ که‌ از چوب‌ برای‌ بامشان‌ استفاده‌ شده‌ و نوع‌ دیگری‌ از خانه‌ها بااستفاده‌ از درختان‌ تیری‌ ساخته‌ می‌شد که‌ بیشتر در روستاهای‌ ییلاقی‌ مشاهده‌ می‌شود.
تأمین‌ سوخت‌: در سالهای‌ قبل‌ از ملّی‌ شدن‌ جنگلها، علاوه‌ بر سوخت‌ روستاهای‌ داخل‌ جنگل‌،سوخت‌ خانگی‌ بسیاری‌ از شهرهای‌ نزدیک‌ جنگل‌ نیز از چوب‌ درختان‌ جنگلی‌ تأمین‌ می‌شده‌ است‌.سوخت‌ نانواییها، حمّام‌ شهرها و روستاها و حتّی‌ پاره‌ای‌ از مدرسه‌ها و اداره‌های‌ دولتی‌ نیز هیزم‌ بود. به‌این‌ ترتیب‌ می‌توان‌ به‌ حجم‌ عظیم‌ مصارف‌ سوختی‌ جامعه‌ توسعه‌ نیافته‌ آن‌ روز پی‌ برد. دامداران‌جنگل‌نشین‌، به‌ هنگام‌ اقامت‌ در جنگل‌، همواره‌ آتشی‌ روشن‌ در سرای‌ خود داشتند. آنها گاه‌ درختان‌تیری‌ را به‌ صورت‌ تنه‌ در کلبه‌ خود آرام‌ آرام‌ می‌سوزاندند. در روستاهایی‌ که‌ کشت‌ توتون‌ معمول‌ بود، برای‌گرمخانه‌های‌ توتون‌ نیز از مقادیر زیادی‌ هیزم‌ استفاده‌ می‌کردند.
محصولات‌ فرعی‌: علاوه‌ بر مصارف‌ چوبی‌، جنگل‌نشینان‌ از میوه‌های‌ جنگلی‌ چون‌ انار، خرمندی‌،ازگیل‌، زالزالک‌، غوره‌، زرشک‌، توت‌، انجیر و… برای‌ مصارف‌ مستقیم‌ یا تهیّه‌ رب‌ استفاده‌ می‌کردند و ازسرشاخه‌ و بذر درختان‌ و گیاهان‌ انگلی‌ یا همیشه‌ سبز مانند عشقه‌، دار واش‌ و همیشک‌ هم‌ برای‌ تعلیف‌دام‌ استفاده‌ می‌شد.

۳ ـ ۴/ مدیریت‌ علمی‌ بر جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ (برنامه‌)
اگرچه‌ از دهه‌ اوّل‌ قرن‌ چهاردهم‌ هجری‌ شمسی‌، قوانینی‌ برای‌ بهره‌برداری‌ از جنگل‌ تنظیم‌ شد و به‌ اجرادرآمد؛ نقطه‌ عطف‌ مهم‌، الزام‌ بهره‌برداران‌ به‌ داشتن‌ کتابچه‌ طرح‌ جنگلداری‌ بود. این‌ طرح‌ تنها در صورت‌تصویب‌ سازمان‌ جنگلبانی‌ ایران‌ لازم‌الاجرا بود.
از نظر تحوّل‌ جنگلداری‌ و بهره‌برداری‌ از جنگل‌، باید سال‌ ۱۳۳۸ شمسی‌ را مبنا قرار داد که‌ مجلس‌شورای‌ ملّی‌، لزوم‌ بهره‌برداری‌ از جنگل‌ را منطبق‌ بر طرح‌ جنگلداری‌ تصویب‌ کرد. این‌ امر از دیدگاه‌ علمی‌نسبت‌ به‌ گذشته‌ یک‌ گام‌ به‌ جلو به‌ حساب‌ می‌آید. (مقالات‌ همایش‌ ملّی‌ مدیریت‌ جنگلهای‌ شمال‌ وتوسعه‌ پایدار، ۱۳۸۰)
طرحهای‌ جنگلداری‌ اوّلیه‌، زیر نظر کارشناسان‌ خارجی‌ (عمدتاً پاکستانی‌ چون‌ ظهرالدّین‌، سیّدمحمّدو خطک‌) تهیّه‌ شده‌ است‌. شرکتهای‌ بزرگ‌ بعدی‌ چون‌ فریم‌، نکا چوب‌ و شفارود نیز زیر نظر کارشناسان‌خارجی‌ اوراقی‌ به‌ کتاب‌ دانش‌ جنگل‌ در ایران‌ افزودند امّا در مقطع‌ انقلاب‌ اسلامی‌ (۱۳۵۷) دیگر در زمینه‌تهیّه‌ طرح‌ جنگلداری‌ نیازی‌ به‌ کارشناسان‌ خارجی‌ احساس‌ نمی‌شد.
علاوه‌ بر آن‌ ملّی‌ شدن‌ جنگلها در سال‌ ۱۳۴۱ را نیز باید از جمله‌ فرازهای‌ دیگر جنگلبانی‌ ایران‌دانست‌ و چون‌ طرحهای‌ جنگلداری‌ اوّلیه‌ نیز عمدتاً از آغاز دهه‌ ۴۰ شمسی‌ به‌ مرحله‌ اجرا درآمدند، این‌مقطع‌ به‌عنوان‌ آغاز دوران‌ جدید مدیریت‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ به‌ حساب‌ آمده‌ است‌.


۳ - ۴ - ۱/ طرحهای‌ جنگلداری‌
تا پایان‌ سال‌ ۱۳۸۶ برای‌ ۳/۱ میلیون‌ هکتار از جنگلهای‌ شمال‌ طرح‌ جنگلداری‌ تهیّه‌ شده‌ است‌ که‌۷۸ درصد آن‌ در حال‌ حاضر فعّال‌ و در دست‌ اجراست‌. جدولهای‌ ذیل‌ وضعیت‌ طرحهای‌ جنگلداری‌ رانشان‌ می‌دهد.

جدول‌ شماره‌ (۹): وضعیت‌ طرحهای‌ جنگلداری‌ فعال‌ به‌ تفکیک‌ استانهای‌ شمالی‌ (۱۳۸۶)

ردیف‌    استـان‌    تعداد طـرح‌    مساحت‌ ـ هکتار    درصد
۱    گیلان‌    ۳۱    ۲۶۹۲۷۶    ۵/۲۶
۲    مازندران‌ (نوشهر)    ۲۵    ۱۷۰۶۳۱    ۸/۱۶
۳    مازندران‌ (ساری‌)    ۵۴    ۴۳۰۵۷۹    ۴/۴۲
۴    گلستان‌    ۲۴    ۱۴۵۰۸۳    ۳/۱۴
جمع‌    ۱۳۴    ۱۰۱۵۵۶۹    ۱۰۰

جدول‌ شماره‌ (۱۰): وضعیت‌ طرحهای‌ جنگلداری‌ فعّال‌ به‌ تفکیک‌ مجریان‌ طرحها (۱۳۸۶)

ردیف‌    موضـوع‌    مساحت‌ ـ هکتار    درصـد
۱    مجریان‌ دولتی‌    ۴۹۰۱۲۳    ۲/۴۸
۲    مجریان‌ خصوصی‌    ۳۶۱۵۹۴    ۷/۳۵
۳    تعاونیهای‌ جنگل‌نشین‌    ۱۶۳۸۵۲    ۲/۱۶
جمع‌    ۱۰۱۵۵۶۹    ۱۰۰

از سال‌ ۱۳۳۹ تا ۱۳۸۰ بالغ‌ بر ۳/۴۵ میلیون‌ متر مکعب‌ در طرحهای‌ جنگلداری‌ شمال‌ کشور، در قالب‌کتابچه‌ طرحهای‌ جنگلداری‌ برداشت‌ شده‌ که‌ متوسط‌ سالیانه‌ آن‌ ۱/۱ میلیون‌ مترمکعب‌ است‌ (تاریخچه‌مدیریت‌ و وضعیت‌ طرحهای‌ جنگلداری‌ در جنگلهای‌ شمال‌ کشور، ۱۳۸۱)

۳ ـ ۵/ چالشهای‌ و چشم‌اندازها
مدیریت‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌، با چالشهای‌ چندی‌ روبه‌روست‌. این‌ چالشها با یکدیگر ارتباط‌ داشته‌و در لایه‌های‌ مختلف‌ ظهور می‌کنند. همچنین‌ تعدادی‌ از آنها در شکافها و چالشهای‌ دیگر ریشه‌ داشته‌ واز آنها ناشی‌ می‌شوند. این‌ مقاله‌، به‌ بررسی‌ تعدادی‌ از چالشهای‌ کهنه‌ و نو نیز می‌پردازد.

۳ ـ ۵ ـ ۱/ چالشهای‌ لایه‌ زیرین‌
الف‌) چالشهای‌ طبیعی‌: جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ در دامنه‌های‌ (روبه‌ دریای‌) البرز گسترده‌اند. این‌ رشته‌کوه‌ مهم‌، در امتداد چند گسل‌ اصلی‌ و در معرض‌ چندین‌ گسل‌ فرعی‌ است‌؛ شرایط‌ آب‌ و هوایی‌ مرطوب‌ ونیمه‌ مرطوب‌، دامنه‌های‌ پرشیب‌ و گسلهای‌ موجود، زمینه‌ لغزشها و رانشهای‌ زمین‌ را در این‌ جنگلهافراهم‌ کرده‌ است‌. در دو دهه‌ اوّل‌ مدیریت‌ علمی‌، به‌ این‌ مسائل‌ کمتر توجّه‌ می‌شد امّا پس‌ از آن‌، مطالعه‌زمین‌شناسی‌ نیز در ذیل‌ مطالعات‌ علوم‌ پایه‌ در تهیّه‌ طرحهای‌ جنگلداری‌ صورت‌ گرفت‌ و محدودیتهایی‌برای‌ احداث‌ جاده‌ و بهره‌برداری‌ در مناطق‌ مستعد لغزش‌ و رانش‌ در نظر گرفته‌ شد.
مسائل‌ آب‌ و هوایی‌، نمونه‌ دیگری‌ از چالشهای‌ طبیعی‌ است‌. شّدت‌ تابش‌ آفتاب‌، وجود فصل‌ خشک‌،باران‌ دانه‌ درشت‌ و سرمای‌ دیررس‌ بهاره‌ و زودرس‌ پاییزه‌ از ویژگیهای‌ اقلیمی‌ مشکل‌آفرین‌ جنگلهای‌شمال‌ ایران‌ به‌ شمار می‌رود. متأسّفانه‌ ایستگاههای‌ هواشناسی‌ انگشت‌شماری‌ در داخل‌ این‌ جنگلهاوجود دارد وبه‌ ناچار در مطالعه‌ عوامل‌ اقلیمی‌، با استفاده‌ از داده‌های‌ ایستگاههای‌ هواشناسی‌ خارج‌ ازجنگل‌ و الگوسازی‌ براساس‌ فرمولهای‌ ریاضی‌ و آماری‌، داده‌های‌ مورد نیاز محاسبه‌ و برآورد می‌شود که‌دقّت‌ مورد نیاز را نخواهد داشت‌.
طغیان‌ آفات‌ و بیماریها، از دیگر موارد چالشهای‌ طبیعی‌ است‌ که‌ در این‌ مورد متأسّفانه‌ بخش‌ جنگل‌حتّی‌ از امکانات‌ ابتدایی‌ نیز بی‌بهره‌ است‌. به‌عنوان‌ نمونه‌، بیماری‌ مرگ‌ نارون‌، گونه‌ کم‌نظیر ملچ‌ را تا مرزنابودی‌ کامل‌ رساند امّا هیچ‌ اقدام‌ مشهودی‌، دست‌ کم‌ در زمینه‌ شناخت‌ بیشتر این‌ بیماری‌ صورت‌نگرفت‌.
ب‌) چالشهای‌ توسعه‌ نیافتگی‌: این‌ چالش‌ دیرپا که‌ از عوامل‌ مهم‌ّ تخریب‌ جنگل‌ به‌ شمار می‌رود، درگذشته‌ به‌ صورت‌ گسترش‌ زمین‌ کشاورزی‌ از طریق‌ جنگل‌زدایی‌، زغال‌گیری‌ گسترده‌ و بی‌رویه‌، دامداری‌در جنگل‌ و… بروز می‌یافت‌ امّا اینک‌ به‌ صورت‌ عبور مسیرهای‌ جاده‌، بزرگراه‌، برق‌، نفت‌، گاز و…،بهره‌برداری‌ از معادن‌ به‌ ویژه‌ زغال‌ سنگ‌، دفن‌ زباله‌های‌ شهری‌ و روستایی‌ و بالاخره‌ تقاضای‌ زمینهای‌جنگلی‌ برای‌ طرحهای‌ توسعه‌ و عمران‌ شامل‌ شهرکهای‌ صنعتی‌، شهرکهای‌ مسکونی‌، پادگانهای‌نظامی‌، مراکز اداری‌ و ورزشی‌، واحدهای‌ دامپروری‌ (گاوداری‌، مرغداری‌ و…)، زنبورداری‌ و پرورش‌ ماهی‌ ودر این‌ واخر واگذاری‌ عرصه‌ به‌ دامداران‌ برای‌ خروج‌ از جنگل‌ رخ‌ نشان‌ می‌دهد.
ج‌) چالش‌های‌ علمی‌ ـ فنّی‌: دانش‌ مدیریت‌ جنگل‌، همانند سایر علوم‌ جدید در کشورهای‌ غربی‌ پاگرفته‌ و غربیان‌ با دانش‌ آموخته‌های‌ آنان‌، نخستین‌ گامها را در شناسایی‌ گونه‌های‌ جنگلی‌ و انتخاب‌ وترویج‌ شیوه‌های‌ جنگل‌شناسی‌ در ایران‌ برداشته‌اند. نامهایی‌ چون‌ شریکر، بوبک‌، گائوبا، گلایزر،ظهیرالدّین‌، سیّد محمّد، خطک‌، ترگوبوف‌، اتر و… نامهای‌ آشنایی‌ در جنگلبانی‌ ایران‌ به‌شمار می‌روند.
متأسّفانه‌ هیچ‌ میراث‌ قابل‌ استفاده‌ای‌ از مردم‌ زمانهای‌ گذشته‌ در بهره‌برداری‌ اصولی‌ از جنگلهای‌شمال‌ ایران‌ باقی‌ نمانده‌ و انطباق‌ درست‌ اصول‌ علمی‌ دانش‌ نوین‌ بر شرایط‌ ویژه‌ این‌ جنگلها که‌ از چهاردهه‌ قبل‌ آغاز شده‌ است‌ با توجّه‌ به‌ دیربازده‌ بودن‌ فعّالیت‌ در این‌ بخش‌ و کاستیهای‌ اجرایی‌ چون‌ نبودپژوهش‌، ارزیابی‌ و پایش‌ و تکیه‌ بر روش‌ آزمون‌ و خطا، نیازمند زمان‌ طولانی‌ برای‌ کسب‌ نتیجه‌ است‌.
د) چالشهای‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌: افزایش‌ جمعیت‌ در آبادیها و روستاهای‌ داخل‌ و حاشیه‌ جنگل‌ وکمبود زمین‌ برای‌ کشاورزی‌ و دامداری‌ به‌ جنگل‌زدایی‌ ختم‌ و سبب‌ کاهش‌ تدریجی‌ و مداوم‌ مساحت‌جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ شده‌ است‌. روستاهای‌ زیادی‌ در داخل‌ جنگل‌ می‌توان‌ یافت‌ که‌ ابتدا سرای‌دامداری‌ یک‌ یا چند خانوار بوده‌ و به‌ تدریج‌ به‌ آبادی‌ یا روستا تبدیل‌ شده‌ است‌. برابر گزارش‌ طرح‌ جامع‌مقدماتی‌، ۴۲ درصد آبادیهای‌ داخل‌ جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ کمتر از ۵ خانوار و ۶۸ درصد آن‌ کمتر از ۲۰خانوار جمعیت‌ داشته‌اند (نجّاران‌، ۱۳۶۶). شیوه‌های‌ کهن‌ کار و زندگی‌ نیز از دیگر جنبه‌های‌ این‌ نوع‌چالش‌ است‌.
دامداری‌ در جنگل‌ از شیوه‌های‌ قدیمی‌ فعّالیتهای‌ تولیدی‌ در جنگل‌ است‌ و در سالهای‌ قبل‌ از ملّی‌شدن‌، دامداران‌ جنگل‌نشین‌ از طریق‌ پرداخت‌ باج‌ (بهره‌ مالکانه‌) به‌ مالکان‌ جنگل‌ از چراگاههای‌ جنگلی‌استفاده‌ می‌کردند و پس‌ از ملّی‌ شدن‌ جنگلها نیز این‌ شیوه‌ تولید، با صدور پروانه‌ چرا، به‌ دست‌ دولت‌ برای‌مراتع‌ مشجّر (جنگلها) ادامه‌ یافت‌.
با آغاز مدیریت‌ علمی‌، ابتدا دولت‌ سیاست‌ اصلاح‌ و کنترل‌ چرای‌ دام‌ را در پیش‌ گرفت‌، بدین‌ معنی‌ که‌چرای‌ دام‌ در مناطق‌ برداشت‌ متمرکز (دانگهای‌ زادآوری‌) به‌ کلّی‌ ممنوع‌ و در مناطق‌ دیگر تحت‌ ضوابطی‌آزاد اعلام‌ شد. برای‌ جبران‌ کمبود علوفه‌، برنامه‌ علوفه‌ کاری‌ در زمینهای‌ جنگل‌ جلگه‌ای‌ پیش‌بینی‌ و اجراشد. این‌ سیاستها به‌ هر دلیل‌ با موفّقیت‌ همراه‌ نبود و سرانجام‌ به‌ منع‌ مطلق‌ چرای‌ دام‌ در تمام‌ جنگلهاختم‌ شد.
دامداری‌ در جنگل‌، چالشی‌ دیرپا فرا راه‌ مدیریت‌ جنگلهای‌ شمال‌ است‌. چالشی‌ که‌ هنوز تعادل‌نیافته‌ و به‌ فرجام‌ نرسیده‌ است‌.
ه) چالش‌ مالکیت‌: از سال‌ ۱۲۹۹ شمسی‌ که‌ یک‌ گروه‌ ۴ نفره‌ از طرف‌ دولت‌ مأموریت‌ یافت‌ تا بانقشه‌برداری‌ از جنگلهای‌ شمال‌، جنگلهای‌ خالصه‌ و شخصی‌ و نیز مخروبه‌ و تولیدی‌ را از هم‌ تفکیک‌کند، رگه‌هایی‌ از چالش‌ مالکیت‌ مشهود شد. اطلاعی‌ از ترکیب‌ مالکیت‌ جنگل‌ بین‌ بخشهای‌ مختلف‌خصوصی‌، موقوفه‌ و خالصه‌ در آن‌ مقطع‌ در دست‌ نیست‌. بعدها اداره‌ املاک‌ و مستغلات‌ پهلوی‌، بسیاری‌ ازجنگلها را به‌ نام‌ رضا شاه‌ به‌ ثبت‌ رساند امّا با سقوط‌ پهلوی‌ اوّل‌، مالکان‌ قبلی‌ با طرح‌ شکایت‌ در دادگاه‌،مؤفّق‌ به‌ بازپس‌گیری‌ مالکیت‌ جنگل‌ شدند تا آنکه‌ در سال‌ ۱۳۴۱ طی‌ فرمانی‌ کلّیه‌ جنگلها و از جمله‌جنگلهای‌ شمال‌، ملّی‌ اعلام‌ شد.
در حال‌ حاضر و پس‌ از گذشت‌ ۴۰ سال‌ هنوز مراحل‌ قانونی‌ مالکیت‌ این‌ جنگلها و کار صدور سندمالکیت‌ به‌ نام‌ دولت‌ پایان‌ نیافته‌ است‌. برعکس‌، پاره‌ای‌ دعاوی‌ از سوی‌ اشخاص‌ مبنی‌ بر داشتن‌ سندمالکیت‌ عرصه‌های‌ جنگلی‌ در مراجع‌ دادگستری‌ مطرح‌ است‌ که‌ در پی‌ تغییر کاربری‌ زمینهای‌ جنگلی‌ به‌سایر کاربریها هستند.
در بهمن‌ ۱۳۸۱ یک‌ مقام‌ رسمی‌ (معاون‌ سازمان‌ جنگلها و مراتع‌ کشور) اعلام‌ کرد: هم‌ اکنون‌ حدود۷۰ درصد جنگلهای‌ شمال‌ کشور تحت‌ تملّک‌ دولت‌ است‌ و تا دو سال‌ آینده‌ کل‌ّ آن‌ به‌ تملّک‌ دولت‌درخواهد آمد. (روزنامه‌ ایران‌، ۵ بهمن‌ ۱۳۸۱).
شایان‌ ذکر است‌ که‌ صدور سند مالکیت‌ به‌ نام‌ دولت‌ لزوماً به‌ معنای‌ اعمال‌ مالکیت‌ نخواهد بود.

۳ ـ ۵ ـ ۲/ چالشهای‌ لایه‌ بالایی‌
الف‌) چالش‌ حقوق‌ عرفی‌: جنگل‌نشینان‌ برای‌ سوخت‌، مصارف‌ ساختمانی‌ و محصور کردن‌ مزارع‌،چرای‌ دام‌ و… به‌ جنگل‌ وابسته‌اند. برابر قانون‌ حفاظت‌ و بهره‌برداری‌ از جنگلها (۱۳۴۶) سازمان‌جنگلبانی‌ ایران‌ مجاز (نه‌ مکلّف‌) به‌ تأمین‌ این‌ نیازهاست‌. به‌ علّت‌ تقدّم‌ عرف‌ بر قانون‌، در کنار خدمات‌دولتی‌، بهره‌برداری‌ سنّتی‌ جنگل‌نشینان‌ به‌ طور آشکار و پنهان‌ از جنگل‌ ادامه‌ یافت‌ و همزمان‌ طرحهای‌جنگلداری‌ نیز به‌ اجرا درآمد. بهره‌برداری‌ همزمان‌، با برنامه‌ و بدون‌ برنامه‌، فشار دوگانه‌ای‌ بر جنگل‌ واردساخته‌ و می‌سازد. این‌ چالش‌ کهنه‌ هنوز تا حدّ قابل‌ قبول‌ کاهش‌ و تخفیف‌ نیافته‌، اگرچه‌ در چند سال‌اخیر با عقب‌نشینی‌ اعلام‌ نشده‌ بخش‌ دولتی‌، میزان‌ برداشت‌ سالیانه‌ از طرحهای‌ جنگلداری‌ به‌ میزان‌چشمگیری‌ کاهش‌ یافته‌ و به‌ این‌ ترتیب‌ از فشار دوگانه‌ بر عرصه‌ کاسته‌ شده‌ است‌.
ب‌) چالشهای‌ سازمانی‌: عدّه‌ای‌ از پژوهشگران‌ سال‌ عزیمت‌ گروه‌ چهار نفره‌ نقشه‌بردار را به‌جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ (۱۲۹۹) سال‌ آغاز جنگلبانی‌ ایران‌ به‌ حساب‌ آورده‌اند؛ در این‌ صورت‌ تشکیلات‌متوّلی‌ جنگلهای‌ کشور ۸۰ سال‌ عمر دارد امّا گروهی‌ دیگر مقاطعی‌ چون‌ سال‌ تشکیل‌ دایره‌ جنگلبانی‌(۱۳۱۸) یا بنگاه‌ جنگلها (۱۳۲۸) را در وزارت‌ فلاحت‌ (کشاورزی‌) مبنا قرار داده‌اند. به‌ هر حال‌ در این‌زمان‌ کوتاه‌، این‌ تشکیلات‌ بارها دستخوش‌ تغییر و بین‌ وزارتخانه‌های‌ مختلف‌ دست‌ به‌ دست‌ شده‌ ومدت‌ کوتاهی‌ نیز تا سطح‌ وزارتخانه‌ ارتقا یافته‌ است‌. تحوّلات‌ پی‌درپی‌، انرژی‌ و توان‌ زیادی‌ را مصرف‌کرده‌ یا به‌ تعبیری‌ به‌ هدر داده‌ و با فرسودگی‌ نیروها، توان‌ سیاستگذاری‌ اصولی‌ و واقع‌بینانه‌ و اجرای‌ آن‌ راسلب‌ کرده‌ است‌.
ارتقاء جایگاه‌ متوّلی‌ جنگل‌ (سازمان‌ منابع‌ طبیعی‌ کشور) در ساختار دولتی‌ گام‌ مهمّی‌ در تخفیف‌چالش‌ سازمانی‌ و تشکیلاتی‌ و زمینه‌ساز عملکرد بهتر و اصولی‌تر آن‌ خواهد بود.
ج‌) چالشهای‌ زیست‌ محیطی‌: سرعت‌ روند تخریب‌ طبیعت‌ به‌ دست‌ انسان‌ معاصر از یک‌ سو و رشدآگاهیهای‌ عمومی‌ در مورد اهمیت‌ منابع‌ طبیعی‌ و محیط‌ زیست‌ از سوی‌ دیگر، زمینه‌ساز چالش‌ نوینی‌شده‌ است‌ که‌ از آن‌ به‌عنوان‌ چالش‌ زیست‌ محیطی‌ یاد می‌شود.
این‌ چالش‌ با برگزاری‌ کنفرانس‌ ریو (۱۹۹۲) و اجلاس‌ ژوهانسبورگ‌ (۲۰۰۲) ابعادی‌ جهانی‌ یافت‌ ومورد توجّه‌ مردم‌ جهان‌ به‌ ویژه‌ افراد و سازمانهای‌ غیردولتی‌ (NGO) طرفدار محیط‌ زیست‌ قرار گرفت‌.
این‌ چالش‌ خواه‌ ناخواه‌ بر تصمیمات‌ سیاستگذاران‌ منابع‌ طبیعی‌ تأثیر خواهد گذاشت‌ و متقابلاً سعی‌بر این‌ خواهد بود که‌ این‌ شور و احساس‌ به‌ سمت‌ شعور و آگاهی‌ علمی‌ سوق‌ داده‌ شود.
لازم‌ است‌ سازمان‌ دولتی‌ محیط‌ زیست‌ شاخصهای‌ زیست‌ محیطی‌ جنگل‌ را تعیین‌ و اعلام‌ و باارزیابیهای‌ دوره‌ای‌، انحراف‌ معیار عملکردها را به‌ شیوه‌ علمی‌ تعیین‌ و بخشهای‌ اجرایی‌ را به‌ رعایت‌معیارها و استانداردهای‌ زیست‌ محیطی‌ وادار کند.
د) چالش‌ بهره‌برداریهای‌ نوین‌: در مقابل‌ چالش‌ زیست‌ محیطی‌، چالش‌ بهره‌برداریهای‌ نوین‌ از منابع‌جنگلی‌ قرار دارد. نمونه‌هایی‌ از این‌ چالشها جمع‌آوری‌ قارچ‌ و گیاهان‌ زینتی‌ و دارویی‌ از جنگلها و نیزطبیعت‌گردی‌ بی‌روّیه‌ و استفاده‌ تفرّجگاهی‌ بیش‌ از حدّ توان‌ جنگل‌ است‌.

۴/ جمع‌بندی‌ و نتیجه‌گیری‌ نهایی‌
جنگلهای‌ شمال‌ ایران‌ تنها جنگل‌ در کشور است‌ که‌ علاوه‌ بر عملکردهای‌ زیست‌ محیطی‌ قابلیت‌تولید چوب‌های‌ تجاری‌ را دارد و از آن‌ مهمتر به‌ علّت‌ دیرینه‌گی‌ یک‌ بانک‌ ژن‌ طبیعی‌ و عظیم‌ محسوب‌می‌شود. مساحت‌ این‌ جنگلها ظرف‌ دهه‌های‌ گذشته‌ کاهش‌ یافته‌ و دست‌ کم‌ هر سال‌ ۵ هزار هکتار ازوسعت‌ آن‌ کم‌ شده‌ و علاوه‌ بر آن‌ از نظر کیفیت‌ نیز دستخوش‌ تغییراتی‌ شده‌ است‌. از آغاز دهه‌ چهل‌ وهمزمان‌ با ملّی‌ شدن‌ جنگلها سیاستهای‌ دولت‌ در مدیریت‌ این‌ جنگلها اعمال‌ شده‌ امّا به‌ علّت‌مجموعه‌ای‌ از چالشها کاستیهای‌ فراوانی‌ در توسعه‌ پایدار جنگل‌ وجود دارد. این‌ چالشها در انواع‌ طبیعی‌،توسعه‌ نیافتگی‌، علمی‌، فنّی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌، مالکیت‌، حقوقی‌ عرفی‌، تشکیلاتی‌، زیست‌ محیطی‌ وبهره‌برداریهای‌ نوین‌ طرح‌ و در دو لایه‌ زیرین‌ و بالایی‌ بررسی‌ شد. کاستیهای‌ مدیریت‌ بر جنگلهای‌شمال‌ عبارت‌ است‌ از:
ــ کم‌ توجّهی‌ به‌ نقش‌ مردم‌ محلّی‌ در برنامه‌ریزی‌ و اجرای‌ طرحها؛
ــ برخورد غیراصولی‌ با بهره‌برداری‌ عرفی‌ و سنّتی‌؛
ــ پایین‌ بودن‌ دانش‌ فنّی‌، فناوری‌ و ضعف‌ زیربناها؛
ــ نبود انطباق‌ خلّاقانه‌ بین‌ اصول‌ علم‌ جنگلداری‌ و شرایط‌ ویژه‌ جنگلهای‌ شمال‌؛
ــ فقدان‌ ارزیابی‌ و پایش‌ مستمر؛
ــ فقدان‌ شاخص‌ برای‌ ارزیابی‌ زیست‌ محیطی‌.
و در مقابل‌، دستاوردها و توانمندیهای‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از:
ــ گسترش‌ کادر علمی‌ و کارشناسی‌ در دانشگاهها، پژوهشکده‌ها و مراکز اجرایی‌؛
ــ شکل‌گیری‌ دانش‌ جنگلبانی‌ بومی‌ و شناخت‌ بهتر عرصه‌ها و روشها؛
ــ سرمایه‌گذاری‌ مناسب‌ در جنگل‌ (جاده‌، ساختمان‌، جنگل‌ دست‌ کاشت‌،…)
ــ شکل‌گیری‌ صنایع‌ سلولزی‌ وابسته‌ به‌ جنگل‌ و بازار مصرف‌ قابل‌ اطمینان‌؛
ــ گسترش‌ آگاهی‌ عمومی‌ در زمینه‌ اهمیت‌ جنگلها.
در چشم‌انداز توسعه‌ نیز پیشنهادهای‌ زیر مطرح‌ می‌شود:
۱) ارتقای‌ جایگاه‌ تشکیلات‌ متوّلی‌ منابع‌ طبیعی‌ در ساختار اداری‌ کشور؛
۲) گسترش‌ زیربناهای‌ علمی‌ و فنّی‌ (ایجاد ایستگاههای‌ هواشناسی‌ در جنگل‌، مرکز مبارزه‌ با آفات‌ وبیماریهای‌ جنگل‌، مرکز پژوهشهای‌ کاربردی‌ جنگل‌ و…)؛
۳) توجّه‌ به‌ نقش‌ مردم‌ محلّی‌ و جلب‌ مشارکت‌ واقعی‌ آنان‌ در طرّاحی‌ و اجرا؛
۴) یک‌ دست‌ کردن‌ مدیریت‌ سیاسی‌ حوزه‌های‌ آبخیز کوهستانی‌ (جنگلی‌) شمال‌ ایران‌؛
۵) اجرای‌ طرحهای‌ جامع‌ توسعه‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌ در حوزه‌های‌ آبخیز زیر نظر سازمان‌ مدیریت‌ وبرنامه‌ریزی‌ و با مشارکت‌ کلیّه‌ سازمانها و اداره‌های‌ ذیربط‌؛
۶) محور قرار دادن‌ توسعه‌ پایدار جنگل‌ در آبخیزهای‌ شمال‌ کشور در مقایسه‌ با سایر کاربریها، عملیات‌عمرانی‌ و فعّالیتهای‌ اقتصادی‌؛
۷) تعیین‌ شاخصهای‌ زیست‌ محیطی‌، نهادینه‌ کردن‌ پایش‌ عملکردها و ارزیابی‌ دوره‌ای‌ از آن‌؛
8) برداشت‌ ملایم‌ (کمتر از میزان‌ رویش‌) از جنگل‌ تا حل‌ّ دوگانگیهای‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌؛
۹) سرمایه‌گذاری‌ زیربنایی‌ بخش‌ دولتی‌ و کاهش‌ بهره‌ مالکانه‌ دولتی‌ در برداشت‌ از درختان‌ جنگلها؛
۱۰) کاهش‌ نقش‌ سرمایه‌گذاران‌ و افزایش‌ نقش‌ متخصّصان‌ و جوانان‌ روستایی‌ در مدیریت‌ جنگلها؛

منابع‌ و مآخذ:

۱ ـ «تاریخچه‌ مدیریت‌ و وضعیت‌ طرحهای‌جنگلداری‌ در جنگلهای‌ شمال‌ کشور»، سازمان‌جنگلها، مراتع‌ و آبخیزداری‌ کشور، ۱۳۸۱/
۲ ـ زیره‌ای‌، محمّد حسین‌. «تحلیل‌ و ارزیابی‌ساختار تشکیلاتی‌ جنگلبانی‌ ایران‌»، ۱۳۸۱/
۳ ـ سعید، ارسطو. «مبانی‌ اقتصادی‌ علمی‌ اداره‌جنگلها»، انتشارات‌ دانشگاه‌ تهران‌، چاپ‌ اوّل‌،۱۳۷۴/
۴ ـ مروی‌ مهاجر، محمّدرضا. «پیدایش‌ جنگل‌»روزنامه‌ ایران‌، آذر ۱۳۸۱/
۵ ـ مشتاق‌ کهنمویی‌، محمّد حسن‌. «وضعیت‌ کمّی‌ وکیفی‌ جنگلهای‌ شمال‌ کشور»، جلد (۱)، بازنگری‌طرح‌ جامع‌ مقدّمانی‌ جنگلهای‌ شمال‌ کشور،مطالعات‌ دوره‌ پنجم‌، ۱۳۷۵، سازمان‌ جنگلها،مراتع‌ و آبخیزداری‌ کشور.
۶ ـ مقالات‌ همایش‌ ملّی‌ مدیریت‌ جنگلهای‌ شمال‌ وتوسعه‌ پایدار، جلد (۱)، مجموعه‌ سخنرانیها،انتشارات‌ سازمان‌ جنگلها و مراتع‌ کشور، چاپ‌ اوّل‌،۱۳۸۰/
۷ ـ منطقی‌، علی‌ و مریم‌ سمّاک‌. «اعلام‌ آمار بهنگام‌از سطح‌ جنگلهای‌ شمال‌ کشور و بررسی‌ تغییرات‌حاصل‌ شده‌»، ۱۳۸۲/
۸ ـ نجّاران‌، قنبرعلی‌. «سیاست‌ جنگلداری‌ طبیعی‌ ومختصری‌ از مشخصات‌ جنگلهای‌ شمال‌ کشوربراساس‌ طرح‌ جامع‌ مقدّماتی‌»، سمینار سیاست‌جنگلداری‌، تیرماه‌ ۱۳۷۶، گرگان‌.
۹ ـ «نگرشی‌ بر جنگلهای‌ شمال‌ کشور»، وزارت‌جهاد کشاورزی‌ و سازمان‌ جنگلها، مراتع‌ وآبخیزداری‌ کشور، شهریور ۱۳۸۱/