یاشار زینلی مقدم
جامعه در هر مرحله از تحول که قرار گرفته باشد بشریت همواره بین گذشته و آینده قرار گرفته است.اما گذشته، حتا گذشتهی بسیار دور در زمینهی فرهنگ، هنر و زیباشناختی همیشه جذابتر از آیندهیبسیار نزدیک به نظر میرسد.
راه گذشته همواره کوتاهترین راه است. گذشتهای که گاه حتا در معماری بازسازی میشود همیشهقابل شناسایی است و به همین مناسبت خاطرهی شکلهای شناخته و آشنا را زنده میکند و به این سببآسانتر از شکلهای نامعلوم آیندهای مجهول مورد قبول قرار میگیرد.
از سال ۱۲۵۰ (ه ش) که به تدریج آستارا، ساختار شهری یافت نیازهای مرتبط با زندگی شهرنشینینیز درمردم آن پدیدار گشت. مردمی که به دلیل مجاورت با مردم شهرهای قفقاز و رفت و آمدهای مکرر بهروسیه به تدریج با فرهنگ مردمان اروپایی نیز آشنا گشته بودند.
در اول بار بازگشایی مرز در دوران پادشاهی قاجارها به تدریج شهر مرکز تجارت خانه هایی گشت کهصاحبان آنها افراد بومی و مهاجرین روشن فکر مناطق مجاور بودند. بدیهی بود که این افراد برایتجارت با آن سوی مرز و ادارهی امور دفاتر تجاری خود ناگزیر به تاسیس مدارسی به سبک نوین گشتندتا بتوانند افراد با سواد مورد نیاز را تربیت نمایند. حاصل این تجارت پدید آمدن یک اشرافیت نصفه و نیمهبود که بارزترین خصوصیات آن را میتوان در معماری خانهها و نیاز به تاسیس انجمن شهر در آنهایافت. (شهر آستارا زمانی که تهران در دعوای میان مشروطه خواهان و استبداد لگدمال شده بود، به طورشورایی اداره میشد).
با قدرت یافتن و پادشاهی رضاشاه، تردد مرزی و تجارت با اتحاد جماهیر شوروی به حالت رکوددرآمد که به تبع آن شهر در حالت سکون اقتصادی قرار گرفته و از نظر جغرافیایی نیز تبدیل به یک شهر باموقعیت کور ترانزیتی گردید که این سکون و آرامش منجر به پیدایش یک جامعهی آرمانی از نظرفرهنگی و اجتماعی شد و در نتیجه تحصیل و تربیت علمی در اوج توجهات مردم روشن فکر و بافرهنگش قرار گرفت. به طوری که آستارا تبدیل به باسوادترین شهر ایران شده و فرهیختگان و نخبگانعلمی و نظامی زیادی را تحویل جامعهی ایران نمود.
در نتیجه این کنشها ساختاری به نام ساختار شهری آستارا از ابعاد مختلفش نظیر اقتصادی،اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، به داشتی و زیست محیطی مورد توجه و تحلیل قرار گرفت.
واضح است که امکانات یک شهر با وسعت شمار نهادها و قدرت زندگی اقتصادی، تجاری، اجتماعیو فرهنگی آن متناسب است.
آستارا برای مردمی که درمناطق هم جوار و اطرافش زندگی میکنند، حکم آهن ربا دارد. این شهر بافرصت هایی که برای کسب درآمد و پیش رفت مالی میآفریند سراب زندگی بهتری را به مهاجران ارایهمیدهد.
با این که این مهاجران از هیچ یک از مزایای زندگی شهری برخوردار نیستند، هنوز امیدوارند که بااقامت گزیدن درحوزهی شهری آستارا بتوانند یک یا دو پله از نردبان سلسله مراتب اجتماعی بالا روند.
معمولاً تحقیق دربارهی منشا یک منظومهی شهری دشوار است و عواملی که در طی سالها بهتوسعهی آن کمک کرده یا مانع از رشدش شدهاند غالباً مشخص نیستند. دلایل این رشد تماماً یک فاکتوراقتصادی نیست، هر چند که در سالیان اخیر آستارا به دلیل بازگشایی مرز میان ایران و جمهوریآذربایجان و دارا بودن یک موقعیت ممتاز مرزی و امکان اشتغال زایی از این طریق تبدیل به یک هدفبرای مهاجرت گشته است. مهاجرینی که اغلب از نظر فرهنگی تفاوت بارزی با فرهنگ شهروندانآستارایی دارند.
این شهر در حال حاضر به دلیل رشد انفجاری جمعیت و مهاجرت هایی که هدف عمدهی آن فرار ازبی کاری و فقر است گرفتار رشد بی مفهومی گشته است که تفاوت قابل توجهی را با یک شهر دارای بافتارگانیک (حتا دی روزش) و شهری که شکل و کارکردهایش از همان آغاز با برنامهریزی دقیق معینشدهاند، نشان میدهد.
زیر فشار بازار تقاضا و رشد ناهم گون جمعیت ساختمانهای زیبا و متناسب با فرهنگ و اقلیم محیطکه نماد بارز آن بامهای سفالین بود در حال حاضر جای خود را به بناهای غول پیکر با فضای عمودیدادهاند و شهر ظاهر آشفته و ناهم گونی به خود گرفته است. این ناهم گونی با فرهنگ شهر بی گانه بوده وتحت نفوذ بازار، انبوه سازان و مراکز قدرت ایجاد شدهاند. ابنیه و محلات جدید ایجاد شده عاری از انسجامبوده و فاقد زیرساخت، تسهیلات و خدماتاند.
به معنای دیگر میتوان گفت که در سالهای پیش از بازگشایی مرز، شهر دارای روند آرامی از تغییرشکل و نوسازی متناسب با معماری و معیارهای فرهنگی بود که در طی زمان پیدایش شهر شکل گرفتهبود، اما در سالهای نزدیک گسستهای آشکاری در تحول فضایی و معماری ساختارهای شهریصورت گرفته است به طوری که تداوم فرهنگی و ساختار جمعیتی شهر نیز دچار گسست و هرج و مرجگردیده است.
فضایی که ساخته شده حجمی یافته که سابقاً تصور ناکردنی بود. در این فضا نقش ابزار جدید ومدرنبر ابزار فرهنگی و سنت غلبهی تمام دارد و این جهش در پیوند با مکانیسمهای اقتصادی تازهای که بازمینهی فرهنگی دی روز قطع پیوند کردهاند و دیگر جز به قوانین سودبری و احتکار گردن نمینهند؛انفجارآمیز میشود.
داستان ام روز این شهر داستان کش مکشها و ستیزهایی است که از دگرگونی اجتماعی درجامعهیام روزش بر میخیزد.
ام روز احساس میشود که فضای شهری و معماری که قبلاً باز و نامحدود بود عملاً جاذبهای اعمالمیکند و بیش از پیش احساس میشود فضا که قبلاً به نظر میرسید ناشی از فاصلهی میان اشیای مادیبود عملاً نیرویی دارد که اشیای مادی را به هم میپیوندد. رفته رفته ثابت گردیده که فضا عملا داراینیروی فعال پیوند دهنده است و این به طور قطع ناشی از طرز فکری است که نسبت به فن معماری وبرنامهریزی در شهر به وجود آمده است.
در حال حاضر کیفیت زندگی در آستارا به شدت پایین آمده است. آلودگی، سر و صدا، تهدید مداومبیماریهای مسری، گرانی و تورم افسار گسیخته، بالا رفتن نرخ وقوع جرایم و بزه کاری، بلوغ زودرس (بهدلیل عدم رعایت استانداردها که در آن دیوارها مانعی برای انتقال صدا نیستند و متاسفانه نوجوانان درمعرض بسیاری از مسایل پدر و مادر قرار میگیرند) و کم بود محسوس و مزمن تسهیلات عمومی، بهاییاست که بر دوش مردم با فرهنگ این شهر سنگینی میکند. از نظر جامعه شناختی میتوان به این پدیدههم چون آغاز یک فرهنگ تازهی شهری نگریست که خود از دل یک «معماری بدون معمار» متولد شدهاست.
با افزایش نرخ گرانی و تورم و هم چنین مطرح شدن آستارا به عنوان شهری که دارای رفاه نسبیاست؛ بزه کاران مناطق هم جوار جذب این شهر شده و نتیجهی منفی آن نابودی فرهنگ وامنیت شهراست.
از دیدگاهی دیگر خانه هایی که در گذشته به یک خانواده اختصاص داشت به ساختمانهای عظیمیمبدل گشتهاند که هر کدام گنجایش ۵۰ نفر را دارند بدون آن که ساکنینش از فرهنگ صحیح آپارتماننشینی برخوردار باشند. اتومبیلها و عابران به خیابانها سرازیر شده و تراکم جمعیت افزایش بیقاعدهای یافته است. بدین ترتیب آستارا نه تنها سخت دچار مشکل ترافیک و سرو صدا شده بلکه گرفتارنابسامانی وضع امنیتی نیز گشته است.
هنگامی که ساختمانهای مسکونی قدیم برای ساکنان آستارا تنگ آمد انبوهسازان آنها را ویران وبه جای آنها ساختمانهای عظیم و به هم پیوستهای بنا کردند؛ و با این کار چهرهی شهر در هم ریخت وبه خواستههای افراد و مقتضیات طبیعی توجهی نشد. این مکعبهای شیشهای که مورد پسند مهندسیبازار تقاضا است منجر به ویرانی حالت وحدتی شد که آستارای دی روز از آن برخوردار بود.
و این همان تفسیری است که کارشناسان، ام روز در توجیه پدیدهی رشد شهری بر آن اتفاق نظردارند، هر چند که در غالب اوقات تبعیضهای اجتماعی ناروایی را که در این پدیده وجود داشته نادیدهگرفته شده است. برجهای ساخته شدهی ام روزی عاری از روح پویای ساختمانهای زیبای متناسب بااقلیم آستارا هستند. شهر ام روز آستارا ارام آرام در حال تبدیل شدن به شهری عمودی است کهبخشهای آن فاصله چندانی از یک دیگر نخواهد داشت.
از سوی دیگر بایداشاره کرد که در چند دههی گذشته سازمانها و مراکز حکومتی ناظر بر مدیریتروند شهری با چگونگی کسب درآمد افراد و خانوادههای نیازمند، چگونگی گذران اوقات گروههای مختلفاجتماعی و نقش سازمانهای خانواده و محلات، بی گانه بودهاند و بدون توجه به زیر ساختهایفرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شهر استارا برنامه ریزی و اعمال مدیریت نمودهاند.
در حالی که سیستم اعمال کنندهی مدیریت امور شهری میتواند با هزینههای نسبتاً پایینی نیازهایاساسی شهر را تامین نماید. سیاست گذاران باید بپذیرند که اولویتهای شهروندان کم درآمد باید جهتپروژههای آنها را تعیین نماید و نه درآمدزایی انبوه سازان و این پروژهها باید تحت نظارت همین گروهاجرا شوند.
اما پرسش اساسی در این زمینه که ذهن هر شهروند استارایی را به خود معطوف میسازد این استکه در داوری بین دو جامعهی دی روز و ام روز استارا چه معیارهایی مهمتر از رضایت خاطر مردم و پایداری طبیعت، محیط زیست و خصوصاً فرهنگ معروف دیروز این شهر میتواند وجود داشته باشد؟ چهعواملی باعث فروپاشی و افت فرهنگی این شهر گشته است؟
به طور قطع جامعهی دی روز آستارا نقصهای بسیاری داشت و توسعه، بسیاری از این کاستیها راجبران کرده است؛ اما وقتی به روابط اساسی و مهم زندگی دقت میکنیم این توسعه چهرهی بسیارمتفاوتی پیدا میکند. وقتی از این دیدگاه خاص به تفاوت بین دیروز و امروز مینگریم، ناگزیر بایدبپذیریم که این توسعه دارای کمبودهایی جدی است. کاملاً روشن است که جامعهی دیروز با وجودتمامی کاستیها و محدودیتهای آن هم از لحاظ زیست محیطی و هم از لحاظ اجتماعی و فرهنگیپایدارتر بود.به کلام دیگر توسعه و پیشرفت نباید لزوماً به نابودی مزایا و جنبههای برتر اجتماعی،فرهنگی و زیست محیطی جوامع سنتی منجر شود.
در جامعهی دیروز بهرهبرداری از طبیعت چنان صورت گرفته بود که متقابلاً موجب پایداری طبیعت وتحکیم جامعهی انسانی میشد. آن چه در جامعهی دیروز پدید آمده بود نتیجهی بین طبیعت و جامعهیبشری بود که به موازات هم، به تدریج از طریق آزمون و خطا تکامل یافته بود. در این روند تکاملی، تغییر وتحول تدریجی و مستمر جامعه با اعتقاد عمیق به مرتبط بودن همهی پدیدهها به هم صورت گرفته بود.
اما امروز در شهر، خطر مهم این است که جامعهای فاقد هم بستگی شکل یافته است و در آن هر کسفقط به فکر خویش است. علایق به شدت مادی شده است و بر اساس آن، افراد شایستهی احترام،تحسین و نهایتاً طرف محبت شهروندان و حتا اطرافیان قرار میگیرند اما در عمل و در میان خانوادههایریشه دار و اصیل شهر، تأثیر این تلاش گاه به طور اجتناب ناپذیری معکوس است و شکافی که به اینصورت بین مردم به وجود آمده است اشکال مختلفی به خود گرفته است.
آستارا؛ شهر سبز در زمینهی آبی، شهر فرهنگ، شهر شمع دانیهای قرمز، شهر بوسهی باران برپهنهی بی کران آب، شهر سبز در سبز؛ همیشه سبز؛ که دیروزش شهر بی دیوارها بود به نشانهیفرهنگ و امنیت، ام روز، شهر بازار ساحلی، دست فروشهای بساط لباسهای بی کیفیت چینی و سرابوعدههای بهتر برای مهاجران گردیده است.
دور نمای آیندهی شهر با این زیر ساختهای بیمار و ناقص و اشتباهات فاجعهآمیز امیدوارکننده نبودهو نیاز به بازآفرینی در همهی زمینهها دارد چرا که معمولاً زمانی به بازآفرینی نیاز پیدا میشود که شیوهیتفکری بخواهد از متون کهن و یا متون باز، یک مفهوم و نه هر مفهومی برداشت کند.
فصلنامه سیاسی - ادبی- فرهنگی
موسس: شادروان حاج علی فائق / تاسیس ۱۳۲۸
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: دکتر محمد علی فائق ايميل :
mfaegh AT yahoo.com
سردبیر: فریدون نوزاد
شورای دبیران: احمد اداره چی گیلانی، مهران برزگر ماچیانی، افشین پرتو، مصطفی فرض پور ماچیانی، دکتر عبد الکریم گلشنی، احمد محامد، دکتر غلامحسین مهدیزاده
نشانی:
ایران، گیلان، رشت، خیابان امام خمینی، مقابل بانک رفاه کارگران، کوچه فائق، شماره ۲۱۵، طبقه سوم
تلفکس: ۳۲۳۱۱۸۲-۰۱۳۱ صندوق پستی: ۱۶۷۷
اشتراک سالیانه داخل ایران با هزینه پست: ۴۵۰۰۰ ریال
اشتراک سالیانه خارج با هزینه پست: ۲۵ دلار
نشانی بانکی: ایران، گیلان، رشت، بانک تجارت (شعبه پورسینا)، شماره حساب جاری ۵۵۲۵۵، کد ۸۱۱۰ به نام دکتر محمد علی فائق
تمام حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به دکتر محمد علی فائق ميباشد.
راهاندازي، مسوول فني و بهروزرساني: عليرضا طياري.
پاسخ خود را بنویسید