جعفر خمامیزاده
پیشگفتار:
تاریخ کشورمان جدا از فرهنگ دیرپا، بسیار پربار و غنی، انباشته از رخدادهایی است که گاه بالنده ونشاط بخش و زمانی هم زبون و یاس اور جلوه میکنند.
در این دوگانگی در تاریخ معاصر ما، از یک سو مردانی مانند ستارخان، باقرخان، معزالسلطان، سرداراسعد و دیگر مردانی مانند سید حسن مدرس و همانندهای او و از دیگر سو کسانی مانند عین الدوله، وثوقالدوله، علاءالدوله و افرادی از زمرهی آنان در برابر نگاهمان قرار میگیرند.
اما سخن بر سر آن است که جز مردم ما، کسانی از کشورهای دیگر نیز تنها به سائقهی حسآزادیخواهی خود در سیاه ترین و تلخترین روزهای تاریخ کشورمان به یاری ما برخاستند. در هنگامی کهتازیانهی استبداد بر سر تبریزیان فرود میآمد و رشت در آتش ناامنی میسوخت سرفرازان تاریخ، کسانیچون باسکرویل جوان، یپرم خان کارکشته، دلیر و بی پروا، حیدرخان عمواقلی و صدها تن دیگر از افرادارمنی، گرجی و بلغاری به کمک ما شتافتند و در همین راه در این سرزمین جان باختند.
اینک بر ما است که به فدارکاریهای چنین کسانی ارج بگذاریم و جانفشانیهایشان را پاس بداریم واز یاد نبریم که ما وامدار فضیلت اخلاقی آنان میباشیم و بکوشیم تا به درستی این دین را ادا نمائیم.
بارون دو نرمانBaron de Norman
بارون دو نرمان بلژیکی، مهندس مخصوص دولت علیه ایران بود که مدیریت روزنامهی «لاپاتری»را به عهده داشت، روزنامهی (لاپاتری La patrie) نخستین روزنامهای بود که به زبان فرانسه در ایرانمنتشر میگردید.
اولین شمارهی آن، روز نهم محرم سال ۱۲۹۳، زمان پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار انتشار یافت وتوانست در فضای اختناقآمیز دوران، تولد ژورنالیسم مردمی و مسئول را اعلام نماید. ارزش والای اینروزنامه سبب شد تا «لرد کرزن» نویسندهی انگلیسی بگوید: «لاپاتری از شگفتیهای منحصر تاریخروزنامه نگاری است».
این روزنامه را میرزا حسین خان مشیرالدوله سپهسالار، که بعد از مرحوم میرزا تقی خان امیرکبیر بیشاز هر کس در راه اصلاح اوضاع خراب ایران، و وارد کردن اصول جدید تمدن و ترقی در این کشور کوشیدهاست، بنیان نهاد.
همین که سرمقالهی این شماره از روزنامه را برای شاه خواندند، او که به شکیبایی در شنیدن هر گونهسخنی دربارهی آزادی خو نکرده بود و این گونه گفتار را بر نمیتابید آزرده خاطر شد و دستور داد تا تمامینسخههای آن را نابود کنند و از این پس مدیر بلژیکی روزنامه هم مورد بی مهری شاه قرار گرفت.
روزنامهی لاپاتری توانست به عنوان نمونهی بارز نسل مطبوعات انقلابی با پخش رایحهی آزادیفضای آلوده به تباهی ایران را عطرآگین سازد.
با کمال تأسف، ازاین نخستین و آخرین شمارهی روزنامه جز آنچه که چند مسافر اروپایی درسفرنامههای خود آوردهاند هیچ نسخهای به دست نیامد و آنچه که در زیر از سرمقالهی لاپاتری دیدهمیشود از سفرنامهی خانم کارلاسرنا (Carla Serena) از مردم ایتالیا برداشت شده است.
خوانندگان و هم قلمان ما بدانند که دولت علیه اعلیحضرت شاه به ما اجازه دادهاند که روزنامهای به دوزبان فارسی و فرانسه منتشر نمائیم. در شمارهی اول لازم میدانیم روشی را که برای این روزنامه انتخابکرده و همه وقت نیز نصب العین ما خواهد بود به اطلاع عامه برسانیم.
مملکت ایران تاکنون روزنامهی صمیمی نداشت که بتواند چنانکه باید آن را به ممالک بیگانهبشناساند و در صورت لزوم از منافع آن دفاع کند.
هم قلمی ما روزنامهی «ایران»، که روزنامهی رسمی دولتی است، البته تاکنون در این راه مصدرخدمات بسیار شده ولی چون تنها به زبان فارسی نگاشته میشود دامنهی انتشار آن وسعتی ندارد و کمترکسی در خارجه آن را میشناسد. منظور ما این است که این نقیصه را رفع کنیم و هم قلمان اروپایی خود رااز کلیه مسائل مهمهی سیاسی یا عمومی که به ایران مربوط است بیاگاهانیم. ضمناً خوشوقت خواهیم شدکه با ایشان در باب این امر در مواقع لازمه به مباحثه بپردازیم و چون از تصادم افکار برق حقیقت جستنمیکند میخواهیم از این مباحثه به همین نتیجه برسیم و برق حقیقت را در ایران ظاهر کنیم.
بنابراین از عالم مطبوعات اروپایی متوقع چنانیم که ما را نیز در انجمن اهل فکر و بحث شایستهیمقامی بدانند اگر چه آن مقام کوچک باشد، چه هنوز ما تازه کاریم و جز چنین مقام توقع دیگر نداریم.لیکن امیدواریم که از تجربه و خبرت همکاران اروپایی خود، که در این میدان سابقهی بسیار دارند،استفاده کنیم و خیر این استفادات را شامل حال ایران بنمائیم.
در باب مسائل داخلی البته ما با نهایت بی طرفی سخن خواهیم راند و به هیچ دستهای منتسبنیستیم و نمیخواهیم که به جائی منتسب باشیم و از هر گونه قیدی آزادیم و به هیچ مقام رسمی بستگینداریم، تنها غرض ما خدمت به مملکت و نشان دادن حوائج حقیقی آن است.
حمایت از ترقی هر وقت که پیش آید مسلک ما است و با تمام قوا از آن تقویت خواهیم کرد. لیکنهیچ وقت خود را به مرتبهی متملقان پست تنزیل نخواهیم داد، و دولت را بیهوده مورد تمجید قرارنمیدهیم، بلکه روش ما دفاع از حق و عیب جویی از حرکت زشت است هر کس مظهر حق و قانون باشداز او حمایت خواهیم نمود ولی اگر اعمال او برخلاف حق و قانون بود به انتقاد و ملامت او قیام میکنیمتوجه به زندگانی خصوصی و نام و نشان اشخاص کار ما نیست، در این مرحله نه اینکه ما فقط بی طرفمیمانیم بلکه کاملاً چشم خود را میبندیم، چشم عیب جویی ما فقط متوجه اعمال و حرکاتی است که به۲منافع سیاسی مملکت صدمه بزند و موجب خسران و ضرر باشد.
بنابراین مقدمات مبارزه بر ضد هر گونه تعدی و افراط و تفریط و احترام به دین و شاه راس اساسیماست. شعار ما ترقی و عدالت و مساوات است به جز این مرامی نداریم.
از آنجا که وطن پرستی برای هر فرد از افراد یک ملت بزرگترین فضیلتها است ما نیز روزنامهی خودرا وطن لاپاتری نام گذاشتهایم. در ایران معمولاًغرض از وطن پرستی همان پرستش سرزمین مولودی رامیدانند. در صورتی که وطنپرستی در معنی جامع، متضمن محبت به پادشاه و احترام به قوانین ومؤسسات و اطاعت از حکومت نیز هست.
یکی از نویسندگان فرانسوی میگوید: هر کس دلی پاک دارد وطن خود را عزیز میشمارد.
از خداوند توفیق میخواهیم که خوانندگان ما به میمنت این اسمی که انتخاب کردهایم روزنامهی ما رابه حسن قبول تلقی کنند تا ما نیز برای آنکه شایستهی این عنایت شویم با تمام قوا بکوشیم و در هر وقتو هر مقام مدافع حقوق ملک و ملت باشیم.
* * *
بازیل
این مرد صاحب امتیاز روزنامهی ارمنی زبان آراود(Aravod) و نیز روزنامهی «ایران ما» بود.
۱ ـ روزنامهی آراود ارگان حزب داشناکسیون ارامنه به شمار میرفت و در سال ۱۳۲۷ ه ق (۱۹۰۹م.) بهصورت هفتگی در تبریز منتشر میگردید. پخش روزنامهی آراود به سبب داشتن عقاید آزادیطلبی درقفقاز ممنوع بود. مدیریت این روزنامه را مسیو بازیل به عهده داشت و آن را در چاپخانهی تهران کهمتعلق به خودش بود به صورت هفتگی با تیراژ ۷۰۰ تا ۸۰۰ شماره چاپ و منتشر مینمود.
برای آشنایی با نوشتههای این روزنامه برگردان مقالهای به وسیلهی «کارن خانلاری» با عنوانکنسسیون (Les Concession) در زیر آورده میشود:
«مسئلهای که با چهرهی کریه خود عناصر آگاه را مضطرب ساخته مسئلهی امتیازات اقتصادی استکه میتواند از جالبترین و مهمترین مسئلههای روز شناخته شود.
تردیدی نیست که امروز ایران تحت یوغ اجانب و خصوصاً روسیه و انگلیس قرار دارد. حدود اختیاراتو امتیازات هر یک از آنها در ایران، از حدود اختیارات و امتیازات کشورمان بیشتر است. حکومت مرکزی براساس قراردادها و امتیازاتی که با دست خود به امضاء رسانده است فاقد حق بهرهبرداری از منابع و معادنو احداث راههای آهن میباشد.
اگر ثروتمندان ما واقعاً در فکر اعتلای میهن میباشند چرا دولت را از غرق شدن در منجلاب بحراناقتصادی نجات نمیدهند. تا دیر نشده است مصلحت ایجاب میکند که به این سیاست خانمان براندازخاتمه داده شود. باید بذل و بخششهای رایگان را متوقف ساخت و کشور را از استعمار خارجی و استثمارداخلی رهایی بخشید».
۲ ـ روزنامهی ایران نو
صاحب امتیاز این روزنامه «مسیو بازیل» بود و روزنامه با پول و سرمایهی او اداره میشد. انتشارروزنامه در موقعی صورت گرفت که ریاست کل شهربانی ایران به یپرم خان واگذار شده بود.
مسیو بازیل با تامین هزینههای روزنامهی «ایران نو» خدمت نمایانی به مشروطیت و به حقیقتپیوستن آزادی در ایران نموده است. این روزنامه به سال ۱۳۲۷ ه ق تاسیس یافته و به صورت روزانه درتهران به چاپ میرسید. مدیریت روزنامه با «دکتر مورل» بود.
روزنامهی «ایران نو» ناشر افکار دمکراتها بود و سید محمد شبستری که به «ابوالضیاء» مشهور بودمدیریت این روزنامه را به عهده داشت، مقالههای تندی درمخالفت با استبداد دولت ایران و پشتیبان آنیعنی دولت روسیهی تزاری انتشار میداد.
روزنامهی «ایران نو» با سقوط دولت سپهدار و روی کار آمدن صمصام السلطنه رئیس ایل بختیاریآغاز به کار نهاد.این روزنامه در سرمقالهی شمارهی «۱۰۲» سال سوم، شعبان ۱۳۲۹ ه ق (۲۵ ژوئیهی۱۹۱۱) چنین مینویسد:
«اینک کلیه مشروطه خواهان و وطن پرستان کاملاً با هم متحد و متفق در عقب سر مجلس شورایملی ایستادگی دارند». و بعد از چند سطر ادامه میدهد:
«حالا دیگر وقتی است که محمد علی میرزای مفسد، خائن، شرور و یک مشت دزد که به دور او گردآمده و به سر حد ایران دستبردی زده، بدانند که با ملت ایران و استقلال و حریت و مشروطیت این مملکتبه دست خارجه نمیتوان بازی نمود. این یک مشت دزد خائن بدانند که زمان استبداد و شهوت رانی وتاخت و تاز آنان مدتی است سپری شده و دیگر ملت ایران در تحت استبداد و ظلم و بندگی قاجاریهنخواهد رفت…».
روزنامهی ایران نو با چاپ این سرمقاله توقیف شد تا اینکه پس از دو هفته در روز سیزدهم شعبانحکم بر رفع توقیف «ایران نو» صادر گردید.
پس از رفع توقیف شمارههای ۱۰۳ و ۱۰۴ این روزنامهها با هم منتشر شد و همراه این شماره اعلانمهم و هشدار گونهای از طرف فرقهی دمکرات خطاب به ملت ایران نیز توزیع گردید که در آن بی پروا واستوار از دسیسهها و تجاوزات امپریالیستهای روسیه تزاری و یا انگلستان پرده برداشت که بخشکوتاهی از آن به نظر میرسد:
«ایرانیان!!…گذشته غمناک، اوضاع حالیه اسفناک و آینده وخیم و وحشتناک. آیا این حالت رقتانگیزتا کی؟ این بیچارگی و فلاکت تا چند؟ باید دانست. که این بدبختیها از کجا هست؟
دولتین روس و انگیس، یعنی آن پیش قراولان ارتجاع در مراکز مختلف مملکت ایران از به کار بردنوسایل تایید و تشجیع ارتجاع پرستان داخلی آنی فروگذار نمینمایند زیرا مسلم است که بدون این طریقاستیلای به ایران و ایرانیان برای آنها غیر ممکن الوقوع خواهد بود.
دولت روس و انگلیس در صددند که آزادی ملت و استقلال مملکت و شرف تاریخی ایرانیان را بهدست ایرانی محو و نابود کنند…ولی این ملت کُشهای بی رحم میخواهند ما را به قبرستان اضمحلالفرستند بدون آن که صدایی برآوریم. همین آزادیخواهان پَرآز میخواهند ما را منهدم و قلع و قمع نمایندبدون آن که یک فریاد دردناک تاثرآوری بکشیم. این حق شکنهای بی انصاف میخواهند حیثیت وانسانیت را قطعاً از ما ملت مظلوم بردارند. این دشمنان آزادی ایران حق مدافعه و پروتست را بدون هیچقبح و خجالتی از ما سلب میکنند.
دولتین حق شکن انگلستان و روس اظهار میدارند که دولت ایران اگر میخواهد دچار استیلا و تغلبخارجیها نباشد باید مطیع عوامل و منقاد هوسات و میل نظامیان عالم بلع کن ما باشد.
سبحان اللّه…عجب تقاضایی، که ملت ایران کار کن خیالات و دستخوش هوسات دشمنان خودباشد. اما تصوری است محال. کدام ایرانی حقیقی است که مرگ به افتخار و قهرمانیت را بر یک مرگ وننگ به سکوت ترجیح ندهد؟ غاصبین حقوق ملی دنیا و محو کنندگان آزادی ایران منتظرند که رودخانههااز خون ایرانی جاری شود و دامن آن غاصبین حقوق در پیشگاه دموکراسی دنیا آلوده نگردد.
برخیز ای ملت ایران برخیز
برای دفاع آزادی، برای دفاع وطن، برای دفاع شرافت و افتخار ملی».
پروفسور ادوارد گرانویل برون (Brawne Edward G.)
براون، خاورشناس معروف انگلیسی، در هفتم فوریه ۱۸۶۲ میلادی، هشتم شعبان ۱۲۷۸ ه ق درانگلستان دیده به جهان گشود. او در آوریل سال ۸ ـ ۱۸۸۷ به ایران آمد و از آغاز خیزش مشروطیت،۱۳۲۴ ه ق. تا شروع جنگ جهانی اول با بلند کردن فریاد اعتراض خود در مخالفت با سیاستهایاستعماری روس و انگلیس به دفاع از حقانیت ایران پرداخت.
او با نوشتن مقالههای بسیاری در روزنامههای آنروزی تمامی تلاش خود را برای آگاه ساختن ذهنجهانیان درجنایاتی که دو دولت استعمارگر روس و انگلیس در ایران مرتکب میشدند، به کار گرفت و باچاپ برگردان بیشتر این مقالهها در روزنامههای فارسی دورهی مشروطیت مردم ما نیز در جریانکوششهای او قرار میگرفتند. براون در دفاع از حقانیت ایران و خیزش مشروطیت به انجام دیدارهایی باسران و سیاستمداران دولت انگلیس در آن عصر پرداخت و کنفرانس هایی برای روشن ساختن افکارعمومی مردم جهان برگزار نمود.
گرچه این خاورشناس نامبردار به هنگام توقف درایران با صرف کوششهای زیاد و تألیف آثارگرانبهایی در زمینههای مختلف فرهنگ و ادب ایران خدمت نمایانی در بخشیدن غنایی بیشتر بهگنجینهی فرهنگ و تمدن ایران به انجام رساند و از این راه به احترامی شایسته درجمع فرهیختگانکشورمان دست یافت اما این استاد بزرگ دانشگاه کمبریج با نمایاندن شور و احساس مردم دوستی وآزاداندیشی خود و گامهای بلندی که در دفاع از آزادی میهن ما برداشت بهتر و بیشتر توانست عزت وافتخارش را ماندگار سازد.
فصلنامه سیاسی - ادبی- فرهنگی
موسس: شادروان حاج علی فائق / تاسیس ۱۳۲۸
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: دکتر محمد علی فائق ايميل :
mfaegh AT yahoo.com
سردبیر: فریدون نوزاد
شورای دبیران: احمد اداره چی گیلانی، مهران برزگر ماچیانی، افشین پرتو، مصطفی فرض پور ماچیانی، دکتر عبد الکریم گلشنی، احمد محامد، دکتر غلامحسین مهدیزاده
نشانی:
ایران، گیلان، رشت، خیابان امام خمینی، مقابل بانک رفاه کارگران، کوچه فائق، شماره ۲۱۵، طبقه سوم
تلفکس: ۳۲۳۱۱۸۲-۰۱۳۱ صندوق پستی: ۱۶۷۷
اشتراک سالیانه داخل ایران با هزینه پست: ۴۵۰۰۰ ریال
اشتراک سالیانه خارج با هزینه پست: ۲۵ دلار
نشانی بانکی: ایران، گیلان، رشت، بانک تجارت (شعبه پورسینا)، شماره حساب جاری ۵۵۲۵۵، کد ۸۱۱۰ به نام دکتر محمد علی فائق
تمام حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به دکتر محمد علی فائق ميباشد.
راهاندازي، مسوول فني و بهروزرساني: عليرضا طياري.
پاسخ خود را بنویسید