جعفر خمامیزاده
مراتب تشکر خود را از سروران گرامی جناب آقای دکتر حسن صالحی، جناب آقای دکترسیدحسن تائب و استاد مصطفی فرضپور ماچیانی که در تکمیل این نوشته از محبت آنانبرخوردار بودهام تقدیم میدارم.
از سمت چپ کوچهی بلورچیان بعد از یک پیچ به طرف راست و دکانهایی در دو طرف به مسجدیمیرسیم که در گذشته «یهودی تپه» نامیده میشد. علت این نامگذاری آنست که در یک روز دوشنبه کهنم نم باران میبارید و باران مختصری بود مرد یهودی دوره گردی بازوی زنی مسلمان کوتاه قد لاغز اندامو سفید چهره را نیشگون میگیرد. فریاد «وامحمدا» بلند میشود و مردم دست به کشتار یهودیان میزنند وتمامی یهودیان محلهی آنها «یهودی تپهی امروزی» را میکشند و جسد آنها را روی هم انباشته و در زیرمسجد مدفون میسازند تعدادی از یهودیان هم در محلهی استادسرای رشت ساکن بودند، آنها نیز بهسمت سیاهکل روانه گشته و در «جهودمحله» مدخل سیاهکل ساکن شدند. شغل یهودیها عرقکشی وعرق فروشی بود و روی این اصل در آن زمان عرق سیاهکل شهرتی مانند خُلّرشیراز داشت. بعد از اینجریان دولت اموال یهودیان را مصادره کرد.
حدود سالهای ۱۲۶۰ در زمان سلطنت محمدشاه قاجار، یعنی چند سالی بعد از شیوع و با در گیلانبود، که مرحوم حاج حسن جفرودی با سیزده برادر و یک خواهر خود از جفرود به رشت آمده و خانههایمصادره شدهی کوچهای را که بعدها کوچهی جفرودی نام گرفت خریداری نمود. مرحوم حاج حسنجفرودی که برادر بزرگ آنها بود محل کنیسه یا نمازخانهی یهودیان را خریداری نموده و در آنجا سکونتمینماید و هم در آنجا بود که مرحوم محمد جفرودی پدر آقایان دکتر ابراهیم و مهندس اسماعیلجفرودی چشم به جهان میگشاید.
این زمان مقارن با حکومت حاج میرزا قاسم خان والی، پسر نایبالسلطنه عضدی در گیلان بود و از اویادگارهای جالب توجهی به جا مانده است که معروفترین آنها عبارتند از:
۱ ـ میرزا قاسمی که بسیار مورد علاقهی والی بود.
۲ ـ میرزا قاسم خان در سفری که به مکه رفته بود به هنگام بازگشت تخم یک نوع برنج را از نجف بهگیلان آورد و چون خودش فردی معتقد به مبانی اسلام و ائمهی اطهار بود نام این برنج را به نام مولایخود حضرت علی علیه السلام برنج «مولائی» نامید.
۳ ـ در شهر طاق رو بازوی به نام «طاق و لیخانی» در جریان بود. عمق این طاق آنچنان بود که اگر کسیسوار بر اسب از درون آن میگذشت دیده نمیشد.
۴ ـ مقابل کارخانهی سابق ادارهچی کمی بالاتر از پپسی کولا رودخانهی کوچکی دیده میشد که به نام«شازده رودخان» معروف بود و نام آن از «شاهزاده» والی گیلان گرفته شده بود که از شاهزادگان قاجار وفرزند نایبالسلطنه بود.
این رود از کنار جادهی رشت سنگر «دوشنبه سابق» از ورودی رودخانهی سیاهرود، رودخانهای که درسمت خاوری رشت به نام سیاهرود از پل عراق و پل صیقلان رودبار میگذرد، عبور داده میشد و حدود۵۰ هکتار از زمینهای قلعه سرا را آبیاری میکرد و حالیه مسیر آن عوض شده است.
خانهای که شادروان حاج حسن جفرودی در آن اقامت داشت دارای درخت آزاد و چوب صمد بود وانواع میوهها و مرکبات در آن دیده میشد. مساحت خانه با ابعاد ۱۰۰*۱۰۰ نشان میداد که این خانهشاید سابقهای حدود ۳۰۰ سال دارد. این خانه وسط ساز بود و ایوانی با ۲۶ متر طول و ۶ متر عرض داشتکه بعدها مرکز تجمع آزادیخواهان گردید و اعضای انجمنهای ایالتی و ولایتی در همانجا جمع میشدند.در همین خانه وقتی ظلالسلطان را پس از مشروطیت مجبور کردند به اروپا برود محمد جفرودی که منشیانجمن ایالتی و ولایتی بود بطور مسلح او را تا انزلی بدرقه کرد و بعد از رفتن ظلالسلطان نامهای که بهتهران فرستاده شد با خط محمد جفرودی بود که با این عنوان شروع میشد «ساحت مقدس مجلسشورای ملی شیداللّه ارکانه. دور زغن گذشته و نوبت بلبل فرا رسیده است». و در آن جریان فرستادن ظلالسلطان به اروپا به مجلس اعلام گردیده بود.
آقای دکتر ابراهیم جفرودی در نیمهی دوم سال ۱۲۹۴ شمسی چشم به جهان باز کرد و چون در اوایلسالهای صدور شناسنامه معمولاً ماه تولد قید نمیگردید بعدها موقع تعویض شناسنامه تاریخ تولد را اولمهر مینوشتند، به همین سبب تاریخ تولد ایشان در شناسنامه ۱/۷/۱۲۹۴ قید گردیده است. او دورانتحصیل را از مدرسهی ملی ترقی آغاز کرد که ابتدا در پشت بازار ساغریسازان بعد از خانهی طالش خان وابتدای کوچهی تحویلی واقع بود. با هوش سرشار و کوشش فراوانی که داشت کلاسهای دبیرستان را باموفقیت پشت سر گذاشت و به صورت دانش آموزی ممتاز به تحصیل در رشتهی پزشکی پرداخت و درسال ۱۳۲۰ پس از دریافت دانشنامهی پزشکی به رشت بازگشت و به مداوای بیماران مشغول گردید.سالهای زیادی عهده دار ریاست نظام پزشکی گیلان و رئیس جمعیت شیر و خورشید سرخ و عضوموسسات عام المنفعه دیگر بود. ایشان از ابتدای تشکیل جمعیت مهرورزان گیل در جلسات این انجمنحضور مییافتند. این انجمن به همت آقای دکتر محمد علی فایق که سالهای زیادی ریاست بهداریآموزشگاهها را بهعهده داشتند و از این راه خدمات بسیاری به انجام رساندهاند، در بعدازظهر اولینپنجشنبه هر ماه تشکیل میگردد و پذیرای حضور حدود ۴۰ نفر از فرهیختگان دکتر، مهندس، قاضی،دبیر و صاحبان مشاغل آزاد میباشد که از این شهر و یا دیگر شهرها سعی میکنند پیش از شروع جلسهکه سر ساعت پنج میباشد به جمع حاضران بپیوندند.
دکتر جفرودی مردی ادیب و فاضل، نویسندهای چیرهدست و شاعری خوش قریحه و توانا بودند.شایسته است برای نشان دادن مراتب انساندوستی این در گذشتهی گرامی که از مناعت طبعی بالابرخوردار بودهاند دو سروده از ایشان را با عنوانهای آزادگی و، انسان باش به نظر برساند.
۱ ـ آزادگی:
جهان دایم به کام خویش دیدن
فلک در قبضهی فرمان کشیدن
بسی سال و بسی ماه و بسی روز
چو نوح از عمر و عزت بهره دیدن
چو ابراهیم از شوق گلستان
میان شعلهی آتش دویدن
بفرمان الهی از عصایی
چو موسی اژدهایی آفریدن
چو عیسای پیمبر معجزآسا
روان بر قالب بیجان دمیدن
شنا کردن چو ماهی در ته آب
توانستن چنان مرغان پریدن
زمه رویان و زیبایان عالم
گل وصل همه بی ناز چیدن
در آغوش بتان ماه سیما
بناز و غمزه هر شب آرمیدن
بآسانی تمام ملک هستی
بیک جو یابیک ارزن خریدن
به نیکی شهره آفاق گشتن
همه لذات عالم را چشیدن
بههر منصب که خواهی یافتن دست
باوج آرزوی خود رسیدن
به تدبیر و به تقدیر مساعد
زانواع بلا سالم جهیدن
زانواع بلابل مرگ محتومب
لطف ایزد قادر رهیدن
طبیبا این همه هرگز نیرزد
ک ازدونان دمی منت کشیدن
وگر باید کشیدن این بنا چار
همان بهتر دل از دنیا بریدن
۲ ـ انسان باش:
گرت زدست برآید چو شمع تابان باش
بسوز خویشتن و جمع را فروزان باش
فضای تیرهی کاشانهای منور کن
چو آفتاب درخشنده نور افشان باش
زدستگیری بیچارگان دریغ مکن
همیشه مونس و غمخوار بینوایان باش
ببند تا بتوانی کمر بخدمت خلق
بدینوسیله تو خود در پناه یزدان باش
پریش تا نشود خاطرت اگر خواهی
بفکر راحت درمانده پریشان باش
چه گویمت که چنین باش یا چنان ایدوست
ببین که ارزش انسان بچیست انسان باش
بگوی نیک و بیندیش نیک و نیکی کن
هماره پیرو رسم و ره نیاکان باش
بهیچ روی مرنجان زخویش خاطر کس
وگردلی زغم آزردهای پشیمان باش
بزهد خشک و ریاکی توان مسلمان شد
تو با فضیلت و تقوای خود مسلمان باش
بذکر و سبحه و سجاده پارسا نشوی
بکف نفس برو پارسای دوران باش
تو ای رفیق برای بقاء ملک وجود
گهی چو مهر درخشان گهی چوباران باش
مبند عهد وفا با کسی چو نتوانی
ولیک عهد چو بستی درست پیمان باش
اگر قبول قضاوت کنی میان دوکس
دو دیده بسته و خنجر بدست و میزان باش
خرابکاری و ویرانگری بس آسان است
برو تو در پی اصلاح و فکر عمران باش
تو را چه حاصل اگر عمرو خوب یازید است
تو نیکوئی کن و خود در شمار خوبان باش
دروغ و حیله و نیرنگ کارنامرد است
براستی و صفا کوش و مرد ایمان باش
زجهل و بی خبری بهرهای نخواهی برد
بکوش و درصدد کسب علم و عرفان باش
برهنمانی دانا زگمرهی بگریزب
رهبری خرد رهنمای نادان باش
بحکم عقل بپرهیز از وساوس نفس
بترس و برحذر از خدعههای شیطان باش
بهوش باش و زتدبیر رخ متاب ولیک
سر از قضا و قدر هم مپیچ و فرمان باش
حدیث جسم مگو چون فناپذیر بود
بقا اگرطلبی فکر قوّت جان باش
مسلم است که گمنام زیستن سهل است
بنام نیک توانی اگر نمایان باش
تو برتری زملک در مقام و از این رو
نگویمت که ملک باش گویم انسان باش
طبیب خسته دلی را بصحبتی بنواز
چنانکه رنجه تنی را دواو درمان باش
از آقای دکتر جفرودی سه فرزند پسر «فرهاد ـ فرخ ـ حمید» و دو دختر «هما ـ هایده» به یادگار باقیماندهاند.
روانش شاد و یادش گرامی باد
فصلنامه سیاسی - ادبی- فرهنگی
موسس: شادروان حاج علی فائق / تاسیس ۱۳۲۸
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: دکتر محمد علی فائق ايميل :
mfaegh AT yahoo.com
سردبیر: فریدون نوزاد
شورای دبیران: احمد اداره چی گیلانی، مهران برزگر ماچیانی، افشین پرتو، مصطفی فرض پور ماچیانی، دکتر عبد الکریم گلشنی، احمد محامد، دکتر غلامحسین مهدیزاده
نشانی:
ایران، گیلان، رشت، خیابان امام خمینی، مقابل بانک رفاه کارگران، کوچه فائق، شماره ۲۱۵، طبقه سوم
تلفکس: ۳۲۳۱۱۸۲-۰۱۳۱ صندوق پستی: ۱۶۷۷
اشتراک سالیانه داخل ایران با هزینه پست: ۴۵۰۰۰ ریال
اشتراک سالیانه خارج با هزینه پست: ۲۵ دلار
نشانی بانکی: ایران، گیلان، رشت، بانک تجارت (شعبه پورسینا)، شماره حساب جاری ۵۵۲۵۵، کد ۸۱۱۰ به نام دکتر محمد علی فائق
تمام حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به دکتر محمد علی فائق ميباشد.
راهاندازي، مسوول فني و بهروزرساني: عليرضا طياري.
پاسخ خود را بنویسید