حسن علی محمودی
با قتل امین بدست طاهر، خلافت بر مأمون که مادرش ایرانی بوده است گردید و ارکان خلافت وی بهیکباره تحت سیطرة فضل بن سهل و برادرش حسن که از نژادة ایرانی نو مسلمان بودند درآمد ولی چیرگیخاندان سهل بر دستگاه خلافت خوشایند تازیان نبود چون فضل در نهان در آرزوی برکشیدن آل علی بودو در روزگاری که به سفارض فضل حکومت علاق به برادرش حسن واگذار گردید دورة زبونی عربان آغازشد و فریادهای اعتراض از هر سو به خلیفه که در این هنگام با تمهیدات فضل شهر هزار و یک شب راوانهاده و مسند خلافت خود را در مرو گسترانیده بود هرگز بگوش نمیگرفت ولی عجبا که چشم و گوشمأمون وسیله ولیعهدش ثامن الائمه به اوضاع و احوال دستگاه خلافت باز شد و بدینگونه بود که فضل بههنگام عزیمت با مأمون بسوی بغداد، در حمام سرخس کشته شد و پس از چندی نیز، امام هشتم شیعیانبا خوردن انگور مسموم گردید.
ولی با تمامی شتاب خلیفه جهت جلوگیری از جنبشها و نارضائیهای برخاسته، خیلی دیر شده بود و دراین میان طاهربن الحسین که بحکرانی خراسان فرستاده شده بود، علم استقلال آندیار برافراشت و مرگناگهانی طاهر نیز مانع بحکومت رسیدن خاندان وی در این خطه نشد و با پژواک استقلال خراسان،شهرهای طبرستان و آذربایجان نیز چون ققنوس دوباره سر از خاکستر بیرون کشیدند و شراره این آتشکه با سرکوب خونین یزیدین بن مهلب سردار دژمخوی تازی در گرگان نهفته مانده بود به ناگهان به سال۱۶۰ هجری به پایمردی ونداد هرمزد وسپهبد شروین و سمغان ولاش شعله کشید و تازیان و نومسلمانانرا فرا گرفت تا آنجا که شیر زنان طبری که با جبار یا باکراه تن به ازدواج عربان داده بودند، ریش و گریبانشویهایشانرا میگرفتند و آنانرا تحویل برپا خاستگان میگذاشتند و در آذربایجان نیز جنبش خرم دینان نهتنها با تازیان و آئین آنان در ستیز بودند. بلکه با آندسته از ایرانیانی که در آرزوی تجدید کیش زرتشتیبودند و در این موقع منویات خود را در براندازی خرم دینان، با تازیان هماهنگ میدیدند نیز میستیزیدندو بی تردید از جمله عواملی که افشین شاهزادة اشروسنه را به رویارویی با بابک واداشت باید در نقاط وخصومت ریشه دار زرتشتیان با مزدکیان هم مورد لحاظ قرار داد، چه خرمدینان از بقایای پیروان مزدکبودند که پس از قلع و قمع خونین آنان وسیلة نوشیروان در شهرهای آذربایجان، ارمنستان، همدان، ری،اصفهان و گرگان پراکنده شده و درباورهای خود استوار مانده بودند و بروایت سیاست نامه، خرمدینان حتیقبل از ظهور جاویدان و بابک، در این شهرها و روستاهای آن به تبلیغ آئین خود مشغول بودند.
و بهر روی از دغدغههای بسیار مهم مهدی و هاردن خلفای عباسی، ظهور و بروز دوباره جنبش خرمدینان بوده است.
متأسفانه منابع تاریخی درخصوص ماهیت و اندیشه رهروان این آئین به اغراض و تعصبات آلودهاست و اما آنچه از مجموع باورداشتهای آنان مستفاد است این است که گرویدگان این جنبش بمانندبیشترین فرقههائیکه بعد از اسلام به نیت استقلالطلبی قد افراشتند به نوعی تناسخ معتقد بودند چنانچهسنباد، استادسیس، مقنع که یکی پس از دیگری علم طغیان علیه دستگاه ظلم و جور خلافت برداشتند،مدّعی حلول روح ابومسلم در خود شدند که به نظر حرکتی در راستای پاسداشت خاطرة قیام دلاورخراسانی بوده که به غدر بدست منصور خلیفه عباسی به قتل رسیده بود.
و در شرح حال و زندگی و دورة بابک با وصف پریشانگوئیهای قلم؟؟؟، آنچه را که با حقیقت راسترمیآید این است که وی از فرزندان مطهربن فاطمه دختر ابومسلم بوده است که تعصبات مورخین اسلامیدر بد جلوه دادن سیمای مردانه و نژادهاش او را بورطة اتهام و کین کشی کشانیدهاند که اشباه و نظائر آن درتاریخ بسیار است ولی با این وصف آنچه از مجموع روایات و نوشتههای مورخین دریافت میشود ایناست که نهضت با یک، نهضتی تودهای و متشکّل از روستائیان و مردم کوهپایه ستمدیده ارمنستان وآذربایجان بودند که بمدت بیست سال خواب و آرامش دربار خلافت مأمون و معتصم را آشفت و مکرّر بدنةسپاه دشمن را در هم شکست و در این مدت افزون بر پانصد هزار نفر از تازیان ومزدوران آنان به خاکهلاک افتادند که سرانجام در سال ۲۲۰ هجری، معتصم خیدربن کاوس شاهزاده اشروسنه معروف بهافشین را با وعده حکومت آذربایجان و ارمنستان، با سپاهی گران به رویارویی بابک فرستاد که داستانجنگهای سه ساله آنان به تفصیل در روایات مورخین اسلامی آمده است.
و حسرت بسیار اینکه در کشاکش بیدادگریها و بی رسمیهای تازیان بر مردم بی پناه وطن ما،افشینها بجای رهایی وطن و مردمش از یوغ بیگانه، تنها بدنبال احیای امتیازات از دست رفته خود آنهمبر بهایی بودند و عجیب اینکه افشین برخلاف لاف و گزافی که در بغداد در حمایت ایرانیان میزد، اینکدر آذربایجان بحیله در برانداختن ایرانیانی که تحت امر بابک با تازیان در آویخته بودند باخواست معتصمهماهنگی میکرد و سرانجام نیز دلاور آذربایجانی که دل در گرو استقلال و عظمت ایران و ایرانی داشتدر دام دلنوازیهای دروغین افشین افتاد و با خیانت سهل بن سنباط حاکم ارمنستان که از هدایای افشیندلگرم شده بود، بدست دشمن اسیر شد و بابک در آن هنگام که از غور میزبان خود آگاه شد، بانک برآورد«مرا باین جهودان ارزان فروختی، اگر مال و زر میخواستی بیش از آنچه اینان دادند میدادم».
بابک را با غل و زنجیر به سامرا آوردند و بامر خلیفه دژخیم دستهای او را قطع کرد و نوشتهاند، چونیکدستش را بریدند دست دیگرش را در خون خود آغشته کرد و بروی خود مالید، خلیفه حکمت این کار راپرسید و بابک در حالی که خلیفه را در حسرت یک آه گذاشته بود گفت: چون خون از من برود، رخسارمبزردی گراید، گونه خود را با خون سرخ کردم تا نپنداری از بیم زرد شده است». آری چنین بود آئینایرانخواهان، و نژاده پاک ایرانی هرگز کبود نمیمیرد.
منابع:
۱ ـ تاریخ طبری
۲ ـ سیاستنامه ـ خواجه نظام الملک
۳ ـ تاریخ اسلام ـ دکتر علی اکبر فیاض نشر دانشگاه همدان
۴ ـ تاریخ طبرستان ج ۱
۵ ـ تاریخ عرب قبل از اسلام ـ تقریرات سید حسن تقیزاده در دانشکده علوم معقول و منقول
۶ ـ بابک خرم دین ـ سعید نفیسی
فصلنامه سیاسی - ادبی- فرهنگی
موسس: شادروان حاج علی فائق / تاسیس ۱۳۲۸
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: دکتر محمد علی فائق ايميل :
mfaegh AT yahoo.com
سردبیر: فریدون نوزاد
شورای دبیران: احمد اداره چی گیلانی، مهران برزگر ماچیانی، افشین پرتو، مصطفی فرض پور ماچیانی، دکتر عبد الکریم گلشنی، احمد محامد، دکتر غلامحسین مهدیزاده
نشانی:
ایران، گیلان، رشت، خیابان امام خمینی، مقابل بانک رفاه کارگران، کوچه فائق، شماره ۲۱۵، طبقه سوم
تلفکس: ۳۲۳۱۱۸۲-۰۱۳۱ صندوق پستی: ۱۶۷۷
اشتراک سالیانه داخل ایران با هزینه پست: ۴۵۰۰۰ ریال
اشتراک سالیانه خارج با هزینه پست: ۲۵ دلار
نشانی بانکی: ایران، گیلان، رشت، بانک تجارت (شعبه پورسینا)، شماره حساب جاری ۵۵۲۵۵، کد ۸۱۱۰ به نام دکتر محمد علی فائق
تمام حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به دکتر محمد علی فائق ميباشد.
راهاندازي، مسوول فني و بهروزرساني: عليرضا طياري.
پاسخ خود را بنویسید