منوچهر هدایتی‌ خوشکلام‌
سین‌ ساغر ـ بس‌ بود ما را، نگارا روز عید
گونباشد هفت‌ سین‌ رندان‌ دُرد آشام‌ را

قاآنی‌

ایرانیان‌ که‌ خود را میراث‌ دار فرهنگی‌ انسانی‌ و مدنیّتی‌ دیرپا می‌دانند، در گرامیداشت‌ معنویت‌یادگارهای‌ هستی‌ شناسانه‌ «نیاکان‌ خویش‌» هماره‌ کوشا بوده‌اند، بویژه‌ در برگزاری‌ جشنها و آیین‌هایی‌که‌ افزون‌ بر دل‌ انگیزی‌ و بهجت‌ خیزی‌ مقبولیتی‌ همگانی‌ جهانی‌ نیز یافته‌، و با تاریخ‌ و رجاوند، وسرنوشت‌ تاریخی‌اش‌ پیوندی‌ پایدار دارد. او در این‌ راه‌، از دل‌ و جان‌ مایه‌ می‌نهد و پنجاه‌ روز پیش‌ ازپدیدار شدن‌ نوروز با افروختن‌ آتش‌ بهمن‌ درجشن‌ سده‌ به‌ پیشواز موکبش‌ می‌رود، با آتش‌ افروزی‌چهارشنبه‌ سوری‌ مقدمش‌ را ارج‌ می‌گذارد، خانه‌ و کاشانه‌ را به‌ میمنت‌ ورودش‌ می‌روبد، و دل‌ و جان‌ راهماهنگ‌ با طراوت‌ سبزینة‌ بهار به‌ زلالی‌ مهر و شادخواهی‌ و شادخواری‌ می‌پالاید، در چنین‌ هنگامه‌ای‌،در دستی‌ گل‌ و به‌ دیگر دست‌ جوانه‌های‌ سبز گندم‌، در چکاچک‌ سپندسوزان‌ به‌ استقبالش‌ می‌شتابد. ازروزهای‌ نخستینة‌ اسفند، دانه‌های‌ گندم‌ را در بشقابی‌، کاسه‌ای‌ و گاه‌ بر بدنة‌ کوزه‌ای‌ خیسانده‌، و به‌ سبزشدنش‌ می‌پردازد، و برای‌ ارایش‌ خوان‌ نوروزی‌ آماده‌اش‌ می‌کند، این‌ سنت‌ زیبا و پسندیدة‌ سفره‌ چینی‌ که‌از همان‌ آغاز بی‌ نشان‌، از ورای‌ اعصار و قرون‌ دور، فقط‌ با رویاندن‌ و سبز کردن‌ دانه‌های‌ غلّات‌ و حبوبات‌در هفت‌ یا دوازده‌ ظرف‌، ارایش‌ می‌یافت‌، رسمی‌ است‌ نمادین‌ از زایش‌ و رویش‌ دگربارة‌ طبیعت‌ و فرارسیدن‌ بهار و بهارانه‌ها. در زمانة‌ ما این‌ سفره‌ را با هفت‌ چیز مختلف‌ از گل‌ و گیاه‌ و خوردنیها که‌ حرف‌پیشین‌ نام‌ هر یک‌ از آنها با (س‌) آغاز می‌شود، می‌آرایند. افزون‌ بر سبزة‌ نورسیدة‌ گندم‌ که‌ محور اصلی‌ واوّلیة‌ این‌ تدارک‌ است‌، می‌توان‌ از سیب‌، سنجد، سرکه‌، سماق‌، سپند، سیر، و در صورت‌ دسترسی‌ نداشتن‌به‌ هر یک‌ از اینها از سکنجبین‌، سمنو، سرشیر، سنگک‌ (نان‌) سکّه‌ (طلا ـ نقره‌) استفاده‌ کرد.
معمولاً زرتشتیان‌ که‌ سیر را به‌ سبب‌ بدبویی‌، نمادی‌ از انگرمئینیو(angramainyu) می‌دانند، در این‌سفره‌ آرایی‌ به‌ کار نمی‌گیرند. تخم‌ مرغ‌ رنگ‌ شده‌. آینه‌، چراغ‌، نارنج‌، ماهی‌ قرمز و تنگ‌ آب‌، که‌ آینه‌ وچراغ‌ و شمع‌ مظهر نور و روشنایی‌، خوبی‌ ونیکی‌ و گریزانندة‌ اهریمن‌. آب‌ و ماهی‌ و نارنج‌ نشانة‌ زندگی‌ وحیات‌، تخم‌ مرغ‌ مظهر افرینش‌ و زایش‌، از آرایه‌های‌ بهشگون‌ سفرة‌ هفت‌ سین‌ هستند در این‌ میان‌،گروهی‌ بر این‌ باور کهن‌ پای‌ بندند که‌ زمین‌ بر روی‌ شاخ‌ گاوی‌ قرار دارد و آن‌ گاو خود بر پشت‌ ماهی‌یی‌ایستاده‌، و آن‌ ماهی‌ در دریایی‌ شناور است‌. و در لحظة‌ تحویل‌ سال‌، گاو، زمین‌ را از شاخی‌ به‌ شاخ‌ دیگرمنتقل‌ می‌کند و در این‌ انتقال‌ تکانی‌ بر زمین‌ وارد می‌شود و اینان‌ با این‌ پندار، با گذاردن‌ تخم‌ مرغ‌ برسطح‌ اینه‌ و یا با قرار دادن‌ نارنج‌ در آب‌، معتقدند که‌ بر اثر تکان‌ وارده‌ بر زمین‌، این‌ دو، تخم‌ مرغ‌ و نارنج‌نیز تکان‌ خواهند خورد، و در نتیجه‌ لحظة‌ تحویل‌ سال‌ نو، بخوبی‌ معلوم‌ خواهد شد. دربارة‌ سرکه‌ نیز که‌یکی‌ از آرایه‌های‌ سفره‌ هفت‌ سین‌ است‌، بسیاری‌ معتقدند تا پیش‌ از اسلام‌، شراب‌ یکی‌ از ملزومات‌ لوازم‌سفرة‌ هفت‌ سین‌ بوده‌، اما پس‌ از اسلام‌ بخاطر حرام‌ بودن‌ شراب‌، سرکه‌ را که‌ تخمیر شدة‌ آب‌ انگور است‌،جایگزین‌ آن‌ کرده‌اند. همچنین‌ است‌ که‌ ایرانیان‌ شیعه‌، افزون‌ بر آرایه‌ هایی‌ که‌ بر شمردیم‌، بر پایة‌ باوری‌راستین‌، کلام‌ اللّه‌ مجید و تمثال‌ مبارک‌ حضرت‌ علی‌ (ع‌) را زینت‌بخش‌ سفرة‌ هفت‌ سین‌ می‌کنند، وپاره‌ای‌ از آنان‌ نیز بر این‌ اعتقادند که‌ هفت‌ سین‌ اشارتی‌ است‌ به‌ هفت‌ آیة‌ قرآن‌ کریم‌ که‌ با سلام‌ آغازمی‌شود، و از این‌ روی‌ سفرة‌ هفت‌ سین‌ را سفرة‌ هفت‌ سلام‌ می‌خوانند. برای‌ ریشه‌یابی‌ این‌ سفرة‌ نمادین‌و مراسم‌ هفت‌ سین‌، با رجوع‌ به‌ متون‌ قدیم‌ می‌توان‌ بر معتبرترین‌ اسناد و شواهد تاریخی‌ دست‌ یافت‌.«جاحظ‌» محقّق‌ و نویسندة‌ بزرگ‌ عرب‌، درکتاب‌ معروفش‌ «المحاسن‌ والاضداد» می‌نویسد:«در ایران‌کهن‌، بیست‌ و پنج‌ روز پیش‌ از نوروز در صحن‌ دارالملک‌، دوازده‌ ستون‌ از خشت‌ خام‌ برپا می‌شد که‌ برستونی‌ گندم‌، و بر دیگر ستونها به‌ ترتیب‌، جو، برنج‌، باقلی‌، کاجیله‌، ارزن‌، ذرّت‌، لوبیا، نخود، کنجد،عدس‌ و ماش‌ می‌کاشتند، و اینها را نمی‌چیدند مگر به‌ غنا و ترنّم‌. در ششمین‌ روز نوروز، این‌ حبوب‌ رامی‌کندند و تا روز مهر از ماه‌ فروردین‌ (شانزدهم‌ فروردین‌) آن‌ را جمع‌ نمی‌کردند. این‌ حبوب‌ را برای‌ تفأل‌می‌کاشتند، و گمان‌ می‌کردند که‌ هر یک‌ از آنها که‌ نیکوتر و بارورتر شود، محصول‌ آن‌ در آن‌ سال‌ فراوان‌خواهد بود، و با نظر کردن‌ در جو، بویژه‌ تبرّک‌ می‌جستند» (ابوریحان‌ بیرونی‌ ـ ۴۴۰ ـ ۳۶۰ ه ق‌) پژوهندة‌راستین‌ تاریخ‌، در اثر نامبردارش‌ «آثارالباقیه‌ عن‌ القرون‌ الخالیه‌» ضمن‌ اینکه‌ مراسم‌ سنتّی‌ هفت‌ سین‌ رااز عهد جمشید جم‌ می‌داند، می‌نویسد: «این‌ مراسم‌ در ایران‌ پایدار ماند که‌ روز نوروز در کنارخانه‌، هفت‌صنف‌ غلّات‌ در هفت‌ استوانه‌ بکارند، و از روییدن‌ این‌ غلّات‌ به‌ خوبی‌ و بدی‌ زراعت‌ و حاصل‌ سالانه‌ حدس‌بزنند» در این‌ هر دو متن‌، افزون‌ بر اینکه‌ ذوق‌ لطیف‌ و زیبا پسند ایرانی‌ در آراستن‌ سفرة‌ هفت‌ سین‌ وگزینش‌ آرایه‌های‌ آن‌ به‌ پسندیده‌ترین‌ روش‌ نمایانست‌، احساس‌ هستی‌ شناسانة‌ او نیز بخوبی‌ مشهوداست‌؛ از اینکه‌ رویاندن‌ سبزی‌ عیدانه‌ بر دوازده‌ ستون‌، یا در هفت‌ استوانه‌، رهیافتی‌ باشد بر چگونگی‌کارکاشت‌ و برداشت‌ در سال‌ پیش‌ رو، و نیز تأکیدی‌ بر این‌ نظر که‌ در اساطیر ایرانی‌ گزارش‌ شده‌، گرایش‌ایرانیان‌ به‌ خوراک‌ گیاهی‌ بسیار بیشتر از خوردن‌ گوشت‌ حیوانات‌ اهلی‌ می‌بوده‌ است‌، چنانچه‌ در شاهنامه‌می‌خوانیم‌:
فراوان‌ نبود آن‌ زمان‌ پرورش‌
که‌ کمتر بُد از کشتنی‌ هاخورش‌
جز از رستنی‌ها نخوردند
چیززهر چ‌ از زمین‌ سر بر آورد نیز
و دیوان‌ غذای‌ ضحّاک‌ دژ خوی‌ را از گوشت‌ فراهم‌ می‌آورند تا خوی‌ اهریمنی‌ وی‌ را بیشتر تقویت‌ کنند.و اما چه‌ شد که‌ هفت‌ سین‌ شد، نه‌ کم‌ و نه‌ بیشش‌، مثلاً شش‌ یا هشت‌ سین‌. باید دانست‌ شمارگان‌ هفت‌،از آن‌ سوی‌ درازنای‌ تاریخ‌، به‌ دلایلی‌ خیالین‌، نه‌ علمی‌ و تجربی‌، توّجه‌ انسانها را به‌ خود مشغول‌ داشته‌، وبرای‌ این‌ عدد، چه‌ در امور نیک‌ و اهورایی‌ و چه‌ در امور پلشتی‌ و اهریمنی‌، ویژگیهایی‌ متافیزیکی‌ قائل‌بودند. نخستین‌ قومی‌ که‌ به‌ رازوارگی‌ این‌ عدد دامن‌ زد. سومریها بودند که‌ در قالب‌ پرستش‌ انواع‌ ستارگان‌شناخته‌ شده‌ تا آن‌ زمان‌، به‌ عنوان‌ خدایواره‌ هایی‌ حاکم‌ بر سرنوشت‌ آدمی‌ به‌ این‌ باور رسیده‌ بودند، باوری‌که‌ بعدها اندک‌ اندک‌ در میان‌ اقوام‌ دیگر ریشه‌ گرفت‌ و در ذهن‌ و ضمیرشان‌ نهادینه‌ شد، و نخستین‌بازتاب‌ آن‌ در فرهنگ‌ آریایی‌، در آیین‌ ایرانی‌ مهر تجلّی‌ یافت‌، که‌ قداست‌ فضیلت‌ هفت‌ گانه‌ در نزدمهریان‌، و درجات‌ هفتگانة‌ روحانی‌ در آن‌ آیین‌ از نمونه‌های‌ آنست‌. و پسین‌تر از آن‌ دوران‌ نیز نقش‌ عددهفت‌ در ادبیات‌ دری‌ و عرفان‌ ایرانی‌ ـ اسلامی‌ بسیار چشمگیر و پررنگ‌ چهره‌ می‌نماید. هفت‌ طبقة‌آسمان‌، هفت‌ طبقة‌ زمین‌، هفت‌ کوه‌ و هفت‌ دریا، هفت‌ کشور، هفت‌ اقلیم‌، هفت‌ ایزد در مانویّت‌، هفت‌شهر عشق‌، هفت‌ وادی‌ عرفان‌ و بسیاری‌ هفت‌های‌ دیگر. استاد جاودانه‌ یاد، گزارشگر راستین‌ فصلهای‌دیرو دور، پورداوود را، نظری‌ دیگر است‌، می‌گویند امکان‌ دارد هفت‌ سین‌ اشاره‌ای‌ باشد به‌ هفت‌ سپنتایاهفت‌ اَمشاسپند که‌ عبارتند از شش‌ ایزد مقرّب‌ اهورمزدا، بهمن‌، اردیبهشت‌، شهریور، اسفند، خرداد،اَمرداد، و بر سر همة‌ اینها خود اهورمزدا یا سپنتا مئینیو(Sapentamainyu). پاره‌ای‌ از باورمندان‌ رسوم‌کهن‌ را عقیده‌ براینست‌ که‌ نام‌ پیشین‌ این‌ خوان‌ نوروزی‌، هفت‌ چین‌ بوده‌، بدین‌ معنی‌ که‌ از هفت‌ روییدنی‌،خوشه‌ای‌، بوته‌ای‌ و یا شاخه‌ای‌، چون‌ شاخة‌ گل‌ یا خوشة‌ گندم‌ فراهم‌ می‌آوردند، و سفرة‌ هفت‌ چین‌ رابدآنهامی‌ آراستند، و در این‌ کار بیشترین‌ نظر بر این‌ بود تا از روییدنیهایی‌ بهره‌ برند که‌ اَمشاسپندان‌ راشایسته‌ است‌، چون‌ سنبل‌، سوسن‌، بیدمشک‌ و…بعدها با گسترش‌ عربی‌ در پارسی‌ حرف‌ (س‌) جایگزین‌(چ‌) پارسی‌ گردید، و هفت‌ چین‌، هفت‌ سین‌ نام‌ گرفت‌.
در این‌ صدسالة‌ اخیر، گروهی‌ بر پایة‌ این‌ نظر که‌ بر سفرة‌ هفت‌ سین‌ باستانیان‌ تا پیش‌ از اسلام‌شراب‌ هم‌ جای‌ داشته‌، این‌ اندیشه‌ را ارائه‌ دادند که‌ هفت‌ سین‌ در اصل‌ هفت‌ شین‌، و حرف‌ پیشین‌ نام‌موادّ آرایندة‌ عنوان‌ نوروزی‌ (ش‌) می‌بوده‌ است‌. چون‌ شمع‌ و شهد و شکر. باید گفت‌ این‌ اندیشه‌، اصالت‌ وپشتوانة‌ تاریخی‌ ندارد، و زاییدة‌ اندیشة‌ هوسناکانة‌ آدمیانیست‌ تفنن‌ جو، چنانچه‌ شاعری‌ به‌ نام‌«محمدخان‌ ایزدی‌» همعصر ناصرالدینشاه‌ قاجار، هفت‌ واژه‌ را در دو بیت‌ زیر، ردیف‌ کرد، تا نظر نادرست‌خود را به‌ اثبات‌ رساند:
«هفت‌ سین‌ بر خوان‌ بنه‌، اینک‌ به‌ رسم‌ ملک‌ جم‌
گرنداری‌ هفت‌ سین‌، پیش‌ آر، ترکاهفت‌ شین‌

شمع‌ و شیرینی‌، شراب‌ و شاهد و شهد و شکر
پس‌ شمامه‌ زان‌ دوزلف‌ مُشک‌ بوی‌ عنبرین‌»
غافل‌ از اینکه‌ در زبانهای‌ ایرانی‌ پیش‌ از اسلام‌ واژة‌ شراب‌ وجود نداشته‌ و واژگانی‌ چون‌ شمع‌، شراب‌،شاهد و شهد و شلمه‌، واژگان‌ عربی‌ دخیل‌ در پارسی‌اند و جایی‌ در زبانهای‌ باستانی‌ ایران‌ ندارند.


پی‌ نوشت‌:
۱ ـ کاجیله‌: «گیاهی‌ از تیرة‌ مرکّبات‌ که‌ ساقة‌ آن‌ به‌ بلندی‌ پنجاه‌ سانتیمتر می‌رسد»