شیدِ جاویدِ نوروز
محسن آریاپاد
نوروز از جشنهای کهنِ ایرانیان است که مانند اسطورههای اقوام گوناگونِ جهان، منشاء تاریخیِمعلومی ندارد. و با اینکه در اَوِستا به آن اشاره نشده، ولی در برخی از کتابهای تاریخی و مذهبیِ پهلوی ونوشتههای باستانی، به عنوان آئینِ پسندیدهی آریایی از آن یاد گردیده است.
انگیزهی یاد نشدهگیِ نوروز را در اَوِستا، از نوشتههای بجا ماندهی اسلامی، میتوان چنین برداشتنمود که اَوِستای اصلی، بسیار بزرگ و پُرعنوان، و بر روی دوازده هزار پوست گاو، با خط زرّین، نوشته شدهبود که زرتشت، آن را به گشتاسب، به شگونِ سی اُمین سال پادشاهیاش هدیه کرد.
(دین کرت) مینویسد، در دورهی پادشاهان هخامنشی، در ایران دو نسخه از اَوِستا بود، که اسکندرمقدونی، در لشکرکشیِ خود به آن سرزمین، یک نسخه از آن را در آتش سوزیِ نابخردانهی استخر سوزاندو نسخهی دوم را برای بهرهبرداریهای آموزشی ـ پژوهشیِ پزشکی و ستارهشناسی و فلسفی و تاریخی وجغرافیایی، با خود برد و دیگر بخشهای این کتاب ارزشمند هم، که نشان آموزههای آئینی و اخلاقی و پندمایهیی داشت، با گذشت زمان از میان رفت.
اَوِستای کنونی برآیندِ تلاشهای ارجمند بلاش اول اشکانی و اردشیر بابکان ساسانی و تنسر وپسرش شاپور و آذربُد مهر سپندان است، که به گردآوری و دوباره نگاری و بازسازیِ بازیافتههای اینکتاب دینی پرداختند که یک پنجم اَوستای اصلی است و به گمان فراوان، نویسههای بخشِ نوروزیِ آندر شمارِ نگاشتههای از میان رفته، دوباره نگاری نشد اما این آئین باستانی، به انگیزهی نیرومند بودن بهبُن داری و مردم پسندی و خوش یادوارگی و جایگاه ریشهییِ پندارهای بازشناسی شدهی تاریخیِایرانیان، به فراموشی سپرده نشده است.
به پیمندیِ نوشتههای باستانی و دانش ستارهشناسی ونگرشِ پدیدارهای سنگین وارهییِ آسمانی،نخستین روزِ بهار را، که آفتاب در گردش بُرجیاش، به نزدیکترین نشانهی بُرج حمل میرسد، (نوروز)مینامند.
در پذیرهگوییهای دانشِ یاد شدهی (هیات)، بُرج، به معنیِ بودگاه آسمانیِ ستارگان و یکی از دوازدهبخشِ فلکیِ آنست که در پیوارهنویسیِ زبان عربی، (حَمَل ـ ثور ـ جوزا ـ سرطان ـ اسد ـ میزان ـ سنبله ـعقرب ـ قوس ـ جَدی ـ دلو ـ حوت)، نامیده میشوند و برابرهای پارسیِ آنها، (فروردین ـ اردیبهشت ـخرداد ـ تیر ـ مرداد ـ شهریور ـ مهر ـ آبان ـ آذر ـ دی ـ بهمن ـ اسفند)، است و این پی وارگی را، توالیمیگویند که از خاور به باختر است و اگر سو، جابجا شود، خلافِ توالی مینامند.
به نگارشِ ابن الندیم، (اِبَرخُس)، بزرگترین هیات شناس باستانیِ یونان و پیدا کنندهی روشاُسطرلاب و استادِ بامیانجیِ بطلیموس بود و پیش از بطلمیوس دانش ستارهشناسی و رویکرد ستاره بینیداشت و نخستین کسی بود که در سدهی دوم پیش از میلاد، پهنهی بروج را، دوازده بخش نمود و پس ازآن، هر بخش، با روپدیدِ فلکیِ برابر با آن، نامگذاری شد و گذرِ خورشید، از برابر هر یک از برجها را، درپذیرشهای گاهشمارانه، یک ماه نامیدند.
نوشتههای بجا ماندهی کهن نشان میدهد که آریائیان، دو جشن بزرگ نوروز و مهرگان داشتند کهبرپاییِ آنها، پیش از دورهی ساسانیان، پیوارهگیِ زمانی نداشت و مانند جشن عید فطر مسلمانان، باگردش سال تغییر میکرد.
در سال ۴۶۷ ه . ق، جشن نوروز، با بیست و سوم برج حوت برابر شد که ۱۷ روز با آغاز سال نو، ماندگیداشت در این سال، سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی، فرمان گردآوری سالنامهی جلالی را داد وبرپایهی این سالنامه، نخستین روزِ بهارِ هر سال، برابر با برابرنهادگیِ آفتاب، به بُرج حمل، آغاز جشننوروز، به روش نیاکانِ آریایی پذیرفته و زمانمند شد و سازگار با گردش برجها و روندِ آفتاب، بنیادگذاریگردید که هر چهار سال، یک روز، به شمارگانِ روزهای سال افزوده یعنی سال چهارم، ۳۶۶ روز سالمندگردد و با گذشت هر بیست و هشت سال شمسی که هفت دورهی چهار ساله سپری میشود، به جایافزایشِ یک روز به پسین سالِ دوره هشتم، یک روز به نخستین سال دورهی نهم افزوده گردد. تا پیاپیبودگیِ سال جلالی و سازگاریِ زمانیِ آن، باشمارشهای گاهنامهییاش بهم نخورد و نزدیکترینسالهای جهان، به سالِ شمسیِ حقیقی باشد که ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه است.
دربارهی پیدایشِ نوروز، نوشتهها و گفتههای فراوانی ماندگار و فراگیر است که بیشتر آنها، سویهها وجنبههای اساطیری دارد و پی گشتِ آنها رسانای این برآیند است که جشن نوروز و پیشینهی آن، از آنِآریائیانِ ایرانی است و راستا برانگیزترینپذیرههای اسطورهیی این جشن همگانی، گویشمندِ این گزارهاست که نوروز، به دو روز گفته میشود ۱ ـ نوروز همگان (عامه)، روز اول فروردین هر سال که آفتاب، خود رابه اول برج حمل میرساند و آن را نوروز کوچک میگویند ۲ ـ نوروز ویژگان (خاصه)، روز ششم فروردین ونام این روز، خرداد است و آن را نوروز بزرگ مینامند.
نوشتهاند که پروردگار هستی بخش، جهان و هستیهای مادی و معنویِ وابسته به آن را، در روز نوروزِهمگان آفرید در این روز، هر هفت ستارهی دست اندر کارِ دگرگونیهای زمانی، در بودگاهِ خود، در اوججنبش و گردش بودند و اوج همهی آنها در نشانگاهِ نخستِ حمل (فروردین) بود و خواستِ فراگشایپروردگاری، شگونِ بخشایش یافت و آدم (ع) را آفرید به بالندگیِ این آفرینش، به این روز، پیشوندِ (نو)دادند و آن را نوروز نامیدند.
گویشمندیِ دومِ همگانی هم اینست که جمشید، پادشاه پیشدادی، که عربها او را (منوشلخ)مینامند، ناماش (جم) بود و به گشتن و تماشای جهان، دلبندی داشت. در شاهگشتِ پیرامونیاش بهآذربایجان، دستور داد تختِ طلاییِ شایستهیی، بر بلندایی چشم گیر، به سوی خاور، برایش بگذارند تا او،با تاج طلاییاش، بر آن بنشیند. رونماییِ خورشید و پراکنش آن بر تاج و تخت طلاییِ جم، و برآیندِبرگشتِ آن، پراکنشِ (شعاع) دوبارهی گستردهیی از روشنایی و زیبایی بود، که همساختیِ گیراییِ از تابشِپیوندی و سه گانهی مادی و معنویِ خورشید و طلا و نیروی کشش مندِ فرمانرواییِ جم را، در دیدگان وپندارِ بینندگان، آنچنان برانگیخت که شادمانیِ دلپذیر و بیمانندی را بنمایه کرد و سپردگیِ نابی رافراهم آورد تا پیروانش به پاسِ یادمانِ کامیارانه، واژهی (شید) را، که در زبان پهلوی، برابر واژهی پراکنشیا شعاع است، به واژهی (جم) بیافزایند و از آن پس، (جم)، جمشید شد یعنی جمی که آمیخته به شعاعِخورشید است.
در آن روز، جشن بزرگی برپا داشتند و شادیها نمودند و خوردند و نوشیدند و رقصیدند و به نیایشپروردگار توانا پرداختند و آن روزِ جاوید، به بهای یادماندههای گرانبهایش، در گمان مایههای ایرانیانِفرهنگ پرور و آئینپذیر، به نوروز همگان، شناسه یافت و ماندگار ماند و گویند در روز ششم فروردین ماه،جمشید دوباره بر تخت نشست و ویژگان و نامداران را به باشندگیاش پذیرفت و بار داد و نیکو داشت وآئین شادمانیِ ویژهیی برگزار کرد و پذیرفتهشدگان را که جایگاه کشورداری و مردم داری داشتند، پندهایمردم دارانه و جهان مدارانه دادو پیامهای پندوارانهی ایزد یکتا را به آنان یاد آور شد که چکیدهی آنچنین بود، پروردگار مهربان ما را آفرید تا همدیگر را یاری دهیم و مهربانی را میان خود بپرا کنیم و بهسپاسگزاریِ خداوند بخشاینده به آبهای پاکیزه، تن بشوئیم و او را نیایش کنیم و شادمان بزئیم و آئینِنیایش و مهرانگیزی و یاور زیستی را پیوسته گرامی بداریم.
گویند که این روز بزرگ به ارزندگی و نکوداریِ پیامهای شنیده شدهاش، به نوروزِ ویژگان (خاصه) نامورگردید و پس از آن، پادشاهان ایرانی، از آغاز نوروزِ همگان، تا پایان نوروزِ ویژگان را، که شش روز است،جشن میگرفتند و بار میدادند و نیازهای مردم را برآورده و زندانیان را آزاد میکردند و این آئینِ شادیبخش، از آن هنگام تاکنون، چون رسوبی جا خوش کرده در لابه لای گسترهی پنداشتهای اجتماعی وآئینپذیر و نوآورِ ایرانی، باورنشین است و بانوگراییهای دورهییِ جهانیِ ناشی از دگرگونیهای پیچیدهنگر و خط نشانهای (ایسمهای) جوراجور، گزند نمیبیند و به فراموشی سپرده نمیشود.
ایرانیانِ پیشینه دار و آئین پسند، همه ساله، نوروز را با یکپارچگی و برخورداری از شایستگی وبایستگیِ پایهمند و استوارانهی ملی و مذهبی خود، از آغاز سال نو، یعنی هنگامِ برابر مانیِ آفتاب بانقطهی اول بُرج فروردین، جشن میگیرند و اوج شادمانیِ این آئین، همان هنگامِ بخشش دوبارهیهستهی هستی، از سوی آفریدگار توانا به جهانِ ماده و معنا، یعنی آغاز سال نو است که بهرهاش ارزانیِ مااست و پربینندهترین رونمای هستی، در این لحظهی طلایی و فرا روندهی دلپذیر و جان گشا، سفرهیرنگینِ هفت سینِ نوروزی است که نماد گرایانه چیده میشود و هر سینِ آن یاد آورِ نمادی از نمادهایپایندگی و برازندگی و تندرستی و کامیاری و مهربانی و…است. این سفرهی نمادین که یادگارِ شکوه وپیشینهی کامکارانهی نیاکان ما است، چنان نیرومند است، که در دقایقِ نخستینِ سال، همهی ایرانیان،در هر جای دنیا که باشند در فراخوانِ او، و فراتر از آن، در اختیار اویند و با او زمزمههای گاهگذرانه میکنند.نمایش شکوهمندِ رنگین نگاری و پاک بینی و راستا بخشی و نیرو دهندگیِ این سفره، چشم براهانِ نوشدنِ سال را، در انگیزشی درون تاب میخیزاند تا در پی وارهگی دوبارهی آفتاب، همهی ایرانیانِ پیروِیکتاپرستی، پروردگار یگانه را بستانید و مسلمانانش بخوانند.
یا مقلّب القلوب و الابصار ـ یا مدّبر اللیل و النهار ـ یا محوّل الحول و الاحوال ـ حوّل حالنا الی احسنالحال.
از دیگر گفتههای پیرامونِ نوروز این است که، جمشید، نخستین بار در روزِ نوروز نیشکر را به دستخود شکست و آب آن را خورد و به دیگران خورانید تا شیرین مزگیِ او را بچشند.
پس از آن، از نیشکر، شکر گرفتند و خوردنیهای شیرین برای جشنها و مهمانیها پختند.
مینویسند خلفای اسلامی در آغاز خلافت، به نوروز بها ندادند ولی پس از آگاهی از هدایای نوروزی وافزایشِ درآمد خود، ارمغانهای نوروزی را از سوی مردم به خلفا و برگزیدگانشان، بایسته دانستند و هرسال بیشتر از سال پیش به اندازهی هدایا، میافزودند نخستین کسی که در دربارِ خلفا، هدایای نوروزی ومهرگانی را رواج داد، حجاج ابن یوسف بود که پس از چندگاهی، عمرابن عبدالعزیز، این رویه را که برآیندیجز تنگنای مالی برای هدیه دهندگانِ کم مایه به دربار خلفا نداشت، از بین برد شایستگیِ آئینِ ملی نوروزبیشتر در این است که ناخوشترین فرو کاستهای اجتماعی و دگرگونیهای آزاردهندهی سیاسیِپیشین، در درازنای تاریخی، مانند رویههای ستم کارانهی پادشاهان و خلفا و گماشتگان آنها و دشواریِدرگیریهای درون مرزی و قومی و جنگهای برون مرزی و آتش سوزیها و سیلها و زمین لرزهها وگرسنگیهای برآمده از قحطیها، که گاهی پررنجترین و پریشان کنندهترین دورهها را برای ایرانیانفراهم میآورد، نتوانست آئین نوروزی را از فرهنگِ ریشه دار ملی و ناخودآگاهِ قومیِ ایرانی ـ آریایی بزداید.
شاعران نامدار و نیک پندارِ سرزمین بزرگ ما ایران، از دورگاه تاکنون، هر کدام دربارهی نوروز،سرودههایی دارند که یا به شیوهیی از آن در همانندی (استعاره و تشبیه)، بهره جسته و یا از آن، دربرداشتهای چندگونهگی، همانستی (تمثیل)، آوردهاند که به یک نمونهی پیشارو از منوچهری بسندهمیشود.
آمدت نوروز و آمد جشنِ نوروزی فرازکامکارا کار گیتی تازه از سر گیر باز
کارنامهی گیلانیان فرهنگیار در برگزاریِ آئین نوروزی، بسیار درخشان است و از گذشتههای دور، دربرپاییِ این آئینِ پایه دار، باشندگیِ پررنگ دارند و با روشی آمیخته به آداب و باورداشتهایسرزمینیِشان، جلوتر از نوروز، از نیمهی دوم اسفندماه تا شب چهارشنبه سوری، و پس از آن به پیشوازنوروز و بهار میروند و تا روز سیزده فروردین، دید و بازدیدهای نوروزانه را پیوستگی میدهند.
شعرِ جنین
جان فزاینده بُرجِ فروردین
بالگردِ کرانِ هر بالین
گوشه آهنگِ زنگِ هستی را
مینوازد زپردههای یقین
جنبههای جوانه را پُرشید
میپراند زخوابِ صبحِ زمین
بستهگی را زگونههای فلک
میگشاید به رمزِ دفتربین
آنقدر نو پدیده را رازست
که بپرسی زخود، زآن و زاین
تازههای سواره بر مبنا
گاه درگود و گاه قلّه نشین
در نهان پایگاهِ زیبایی
هسته پاشندهیی بهینه گزین
دَهر در ساختارِ انگشتر
میدهد بهرهی نهفته نگین
دارد از جُنب و جوشِ جُنگِ جهان
روبهارانههای پندآگین
در فراچینِ پُربهاریِ خود
تاکنون کس نچیده نکته چنین
(پاد) را گر قلم بهار آید
شعر میگوید از زبانِ جنین
رشت ـ دوم فروردین ۱۳۸۶
منابع:
۱ ـ لغتنامهها و فرهنگهای فارسیِ دهخدا ـ معین ـبرهان قاطع.
۲ ـ مقالات نوروزیِ تقیزاده و دکتر معین، چاپشده در مجلاتِ قدیمیِ یادگار و جهان نو
۳ ـ مقالهی نوروزیِ سعید نفیسی، چاپ شده درسالنامه قدیمی فرهنگ کرمان.
۴ ـ نوروزنامهی مینوی
۵ ـ مندرجات کتابهای گاهشماری در ایران باستانو مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات فارسی و آثارالباقیه وخرده اَوِستا، که در کتابها و مجلات مختلف چاپشده است.
۶ ـ بندهش پهلوی ترجمهی یوستی.
۷ ـ تمدن اسلامی تألیف جرجی زیدان.
فصلنامه سیاسی - ادبی- فرهنگی
موسس: شادروان حاج علی فائق / تاسیس ۱۳۲۸
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: دکتر محمد علی فائق ايميل :
mfaegh AT yahoo.com
سردبیر: فریدون نوزاد
شورای دبیران: احمد اداره چی گیلانی، مهران برزگر ماچیانی، افشین پرتو، مصطفی فرض پور ماچیانی، دکتر عبد الکریم گلشنی، احمد محامد، دکتر غلامحسین مهدیزاده
نشانی:
ایران، گیلان، رشت، خیابان امام خمینی، مقابل بانک رفاه کارگران، کوچه فائق، شماره ۲۱۵، طبقه سوم
تلفکس: ۳۲۳۱۱۸۲-۰۱۳۱ صندوق پستی: ۱۶۷۷
اشتراک سالیانه داخل ایران با هزینه پست: ۴۵۰۰۰ ریال
اشتراک سالیانه خارج با هزینه پست: ۲۵ دلار
نشانی بانکی: ایران، گیلان، رشت، بانک تجارت (شعبه پورسینا)، شماره حساب جاری ۵۵۲۵۵، کد ۸۱۱۰ به نام دکتر محمد علی فائق
تمام حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به دکتر محمد علی فائق ميباشد.
راهاندازي، مسوول فني و بهروزرساني: عليرضا طياري.
پاسخ خود را بنویسید