ابراهیم‌ شکری‌
کارشناس‌ ارشد مدیریت‌

واژه‌ی‌ جشن‌ از ریشه‌ی‌ «یز» Yaz و «یَسن‌» در زبان‌ اوستایی‌ و «بَج‌» در زبان‌ سانسکریت‌ و «ید»Yad در زبان‌ فرس‌ قدیم‌ و «یشتن‌» در زبان‌ پهلوی‌ مشتق‌ شده‌ است‌.
این‌ واژه‌ که‌ امروزه‌ برای‌ سرور و شادمانی‌ به‌ کار می‌رود در قدیم‌ به‌ مراسمی‌ گفته‌ می‌شده‌ که‌ ریشه‌ی‌دینی‌ و اعتقادی‌ داشته‌ است‌ و در واقع‌ جشن‌ نوروز نوعی‌ ستایش‌ و پرستش‌ خدای‌ بزرگ‌ و همراه‌ با سروروشادمانی‌ همگانی‌ بوده‌ است‌. جشن‌ نوروز در زیباترین‌ مقطع‌ از گردش‌ ایام‌ که‌ از لحاظ‌ جغرافیایی‌ سرآغازاعتدال‌ زمین‌ و زمان‌ است‌، طول‌ شب‌ و روز برابر می‌شود و هوا معتدل‌ می‌گردد واقع‌ می‌شود. (کتاب‌ ماه‌هنر، بهمن‌ و اسفند(۱۳۷۹ ص‌ ۳۳)
از این‌ رو در نقاط‌ مختلف‌ سرزمین‌ پهناور ایران‌ این‌ جشن‌ با پیشاهنگانی‌، نویدِ آمدن‌ِ خود را با زنده‌شدن‌ طبیعت‌ و اعتدال‌ وضع‌ هوا به‌ مردم‌ بشارت‌ می‌دهد تا مردم‌ منطقه‌ خود را برای‌ برپایی‌ جشن‌ نوروزمهیا کنند در این‌ نوشتار سعی‌ شده‌ به‌ برخی‌ از پیک‌های‌ نوروزی‌ که‌ در منطقه‌ هنوز رایج‌ است‌ اشاره‌ای‌مختصر شود.

نوروز خوانی‌: یا نوروز نو سال‌
نوروز خوانی‌ یا نوروز نو سال‌ که‌ با محتوای‌ شیعی‌ و همراه‌ با ستایش‌ امامان‌ شیعه‌ است‌ یکی‌ ازجلوه‌های‌ نوروز است‌ که‌ نشان‌ دهنده‌ی‌ امتزاج‌ فرهنگ‌ ایرانی‌ و اسلامی‌ است‌. گروه‌ نوروزخوانی‌ در منطقه‌(شفت‌) اولین‌ پیک‌ نوروزی‌ می‌تواند تلقی‌ شود زیرا قبل‌ از هر پیک‌ دیگری‌ ظاهر می‌شود. گروه‌ نوروزی‌خوانی‌ در قدیم‌ در دسته‌های‌ دو یا سه‌ نفری‌ از نیمه‌ اسفند در محله‌های‌ مختلف‌ شبها با فانوس‌ حرکت‌می‌کردند و خانه‌ به‌ خانه‌ از اواسط‌ شب‌ تا نزدیک‌ صبح‌ به‌ کار خود ادامه‌ می‌دادند و در هر خانه‌ای‌ که‌می‌رفتند پس‌ از خواندن‌ اشعار مذهبی‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ و گاهی‌ گیلکی‌ و نام‌ بردن‌ از امامان‌ شیعی‌ ومصائبی‌ که‌ بر آنان‌ وارد شده‌ بود از صاحبخانه‌ نیاز خود را می‌طلبیدند و صاحبخانه‌ به‌ فراخور حال‌ خودهدایایی‌ از جمله‌ برنج‌، تخم‌ مرغ‌ و حلوا و یا پول‌ نقد به‌ آنها می‌داد و سرخوان‌ پس‌ از دریافت‌ هدایا و دعا به‌جان‌ صاحبخانه‌ و آرزوی‌ عافیت‌ و سعادت‌ و شادمانی‌ برای‌ اهل‌ خانه‌ در آستانه‌ی‌ سال‌ نو، به‌ همراه‌ گروه‌خود، به‌ خانه‌ مجاور می‌رفت‌. این‌ گروه‌ تا یکی‌ دو هفته‌ قبل‌ از نوروز به‌ کار خود ادامه‌ می‌دادند که‌ در منطقه‌هنوز رایج‌ است‌. درباره‌ی‌ نوروز نو سال‌ یا همان‌ نوروز خوانی‌، میراحمد وکیلیان‌ در کتاب‌ ماه‌ هنر، بهمن‌ واسفند ۱۳۷۹ ص‌ ۳۶ ـ ۳۴ می‌نویسد:
«در فومنات‌ چند روز به‌ عید نوروز مانده‌ دسته‌های‌ دو نفره‌ روستایی‌ یا شهری‌ به‌ در خانه‌ها می‌روند وبشارت‌ آمدن‌ نوروز را به‌ صاحبخانه‌ می‌دهند و یکی‌ از این‌ دو، فانوسی‌ در دست‌ دارد و دیگری‌ کیسه‌ای‌ بردوش‌ که‌ هدایایی‌ جمع‌ آوری‌ شده‌ را در آن‌ می‌ریزند. این‌ دسته‌ها به‌ درِ هر خانه‌ای‌ که‌ می‌روند با خواندن‌ترانه‌های‌ شاد محلی‌ سال‌ نو را تبریک‌ می‌گویند و عیدی‌ خود را از جنس‌ یا پول‌ دریافت‌ می‌نمایند.

گُول‌ گُوله‌ چارشنبه‌ و چارشنبه‌ خاتون‌:
مراسم‌ گول‌ گوله‌ چارشنبه‌ در منطقه‌ (شفت‌) در غروب‌ آخر سه‌شنبه‌ اسفندماه‌ هر سال‌ یا شب‌چهارشنبه‌ برگزار می‌شود. در این‌ مراسم‌ ۳ تا ۷ دسته‌ از ساقه‌ی‌ شالی‌ را بنام‌ سراچینا(Sarachina) به‌فاصله‌ تقریباً یک‌ متر از یکدیگر قرار می‌دهند و پس‌ از آتش‌ زدن‌ دسته‌های‌ (سراچینا) روی‌ آن‌ می‌پرند وسرودی‌ می‌خوانند«گُول‌ گُوله‌ چارشنبه‌، نکبت‌ بشه‌ دولت‌ بایه‌» یعنی‌ گُل‌ گُل‌ِ چهارشنبه‌ نکبت‌ برود و دولت‌بیاید شادمانی‌ می‌کنند.
پس‌ از پایان‌ این‌ مراسم‌ دختران‌ِ دَم‌ِ بخت‌ و کسانیکه‌ حاجتی‌ دارند مراسم‌ دیگری‌ به‌ نام‌ (چارشنبه‌خاتون‌) برگزار می‌نمایند. در این‌ مراسم‌ کسی‌ که‌ حاجتی‌ دارد بشقابی‌ محتوی‌ پلوی‌ رنگی‌ و کوکوسبزی‌ وگاهی‌ ماهی‌، همراه‌ یک‌ قاشق‌ چوبی‌ آب‌ ندیده‌ و تکه‌ای‌ پارچه‌ی‌ آب‌ نرفته‌ مهیا می‌کنند و پارچه‌ را دورقاشق‌ گره‌ می‌زنند و پشت‌ِ دَرِ اتاق‌ و یا لب‌ِ چاه‌ آب‌ می‌گذارند تا (چهارشنبه‌ خاتون‌) از درون‌ چاه‌ بیرون‌بیاید.اگر چهارشنبه‌ خاتون‌ محتویات‌ بشقاب‌ را دست‌ بزند و یا گره‌ زده‌ شده‌ به‌ قاشق‌ چوبی‌ را در جهت‌وارونه‌ ببندد معلوم‌ می‌شود (چهارشنبه‌ خاتون‌) آمده‌ و آن‌ گره‌ را در جهت‌ عکس‌ عوض‌ کرده‌ است‌ و این‌عمل‌ نشانه‌ی‌ آن‌ است‌ که‌ نیت‌ صاحب‌ِ حاجت‌ برآورده‌ می‌شود.

چارشنبه‌ خاتون‌
از نظرِ باورداشت‌های‌ مردم‌ِ این‌ سامان‌ یک‌ شخصیت‌ِ از ما بهتران‌ یا (جن‌ِ مونث‌) می‌باشد و برای‌ظاهر شدن‌ او نباید سوزن‌ و یا هر چیز فلزی‌ در بشقاب‌ گذاشت‌ از بسم‌اللّه‌ گفتن‌ باید پرهیز کرد زیرا باگفتن‌ بسم‌ اله‌ (جن‌) ظاهر نمی‌شود و احتمالاً ممکنست‌ دشمنی‌ کند و یکی‌ از نشانه‌های‌ دشمنی‌ (جن‌)«بی‌ وقتی‌» یا ظاهر شدن‌ تاول‌ روی‌ صورت‌ و دستها می‌باشد.
گفته‌ می‌شود (چهارشنبه‌ سوری‌)، (خاتون‌ چهارشنبه‌)، سبز کردن‌ سبزه‌ و به‌ آب‌ سپردن‌ آن‌ درسیزدهمین‌ روز نوروز به‌ عنصر باروری‌ِ آب‌ و الهه‌ مربوط‌ به‌ آن‌ ربط‌ می‌یابد. این‌ اسطوره‌ را به‌ عنوان‌ یکی‌ ازژرف‌ ساخت‌های‌ اسطوره‌ای‌ ـ آئینی‌ نوروز، اعتقاد به‌ الهگانی‌ چون‌ (خاتون‌ چهارشنبه‌) در نزد گیلکان‌،(چهارشنبه‌ ننه‌) در نزد آذریان‌ می‌توان‌ یافت‌. نیاپرستی‌ هم‌ یکی‌ از اعتقادات‌ کهن‌ ادیان‌ قبل‌ از اسلام‌ درایران‌ بوده‌ است‌ این‌ آئین‌ در گیلان‌ علاوه‌ بر «شب‌ رقائب‌ raghayeb در شب‌ چهارشنبه‌ سوری‌ هم‌انجام‌ می‌گرفت‌…(میر چاالیاده‌) اسطوره‌شناس‌ معروف‌) اصل‌ تطهیر و آغاز سال‌ نو را یکی‌ از عناصر آئینی‌مربوط‌ به‌ پالایش‌ روح‌ انسان‌ کهن‌ در آغاز سال‌ نو می‌داند. این‌ عنصر چون‌ عنصر باران‌ با اصل‌ زایش‌ وبرکت‌ و باروری‌ ارتباط‌ دارد. پالایش‌ خانه‌ و تمیز نمودن‌ آن‌ خود به‌ نیکی‌ از عنصر تطهیر حکایت‌ می‌کند.در نزد گیلانیان‌ شست‌ و شو در نیمه‌ی‌ شب‌ چهارشنبه‌ سوری‌ و در آئین‌ فراخوانی‌ (خاتون‌ چهارشنبه‌) وکاشت‌ قولنج‌ دار(که‌ با شستن‌ تن‌ توام‌ است‌) می‌تواند در این‌ باور ریشه‌ داشته‌ باشد.
کتا ـ ماه‌ هنر، بهمن‌ و اسفند ۷۹ ص‌ ۳۰ ـ ۲۹
(پروفسور آزاد اُف‌) استاد دانشگاه‌ دولتی‌ باکو در همان‌ منبع‌ ص‌ ۲۵
جشن‌های‌ چهارشنبه‌ را به‌ شرح‌ زیر تقسیم‌ بندی‌ می‌کند:
«در دسته‌بندی‌ چهارشنبه‌ها، بعد از چهارشنبه‌ (آب‌ و آتش‌ و هوا)، چهارشنبه‌ (خاک‌) قرار می‌گیرد.چهارشنبه‌ آب‌ به‌ عنوان‌ چهارشنبه‌ تازه‌ آمده‌ (متولد شده‌) و موفقیت‌ آور برای‌ انسان‌ها محسوب‌ می‌شود وباین‌ خاطر برای‌ مردم‌ عزیز است‌ و به‌ آن‌ چهارشنبه‌ آب‌ها و گل‌ نیز می‌گویند. دومین‌ چهارشنبه‌،(چهارشنبه‌ آدی‌) یا چهارشنبه‌ آتش‌ است‌ و به‌ شب‌ِ آتش‌ معروف‌ است‌. این‌ چهارشنبه‌ اعتقادات‌ دفاع‌ ازآتش‌ و گرمی‌ را در بر می‌گیرد. سومین‌ چهارشنبه‌ با اعتقادات‌ (هوا)، هوای‌ تمیز و تغییرات‌ هوا و تازه‌ شدن‌هوا ارتباط‌ دارد و بین‌ مردم‌ به‌ نام‌ (چهارشنبه‌ بادی‌)، یا چهارشنبه‌ (هوا) و در بعضی‌ از روستاهای‌ مغان‌آذربایجان‌ به‌ نام‌ (چهارشنبه‌ حیدر) معروف‌ است‌.
آخرین‌ چهارشنبه‌ که‌ چهارشنبه‌ آخر است‌ به‌ نام‌ چهارشنبه‌ سوری‌، چهارشنبه‌ خاک‌ و چهارشنبه‌زمین‌ معروف‌ است‌. در این‌ چهارشنبه‌ به‌ خاک‌ بخار و گرمی‌ نفوذ می‌کند و در این‌ چهارشنبه‌ مراسم‌، آئین‌ ـباور ـ بازی‌ و جشن‌های‌ زیادی‌ برگزار می‌شود.

خانه‌ فوشُوری‌:
چند روز قبل‌ از برگزاری‌ آئین‌ (گول‌ گوله‌ چهارشنبه‌) و (چهارشنبه‌ خاتون‌) در منطقه‌ شفت‌ زنان‌ عملی‌ بنام‌(خانه‌ فوشور) یعنی‌ شستن‌ در و دیوار خانه‌ و (علاوه‌) کردن‌ ایوان‌ و اتاق‌های‌ گلی‌ خانه‌ خود مبادرت‌می‌ورزند این‌ عمل‌ برای‌ حفظ‌ بهداشت‌ خانه‌ و رنگ‌آمیزی‌ دیوارهای‌ گلی‌ انجام‌ می‌شود. برای‌ این‌ کار درشفت‌ عده‌ای‌ از زنان‌ به‌ همراه‌ مردان‌ برای‌ تهیه‌ نوعی‌ گل‌ِ اُخرا بنام‌ (تتل‌) به‌ معدنی‌ در اطراف‌ محلی‌ به‌نام‌ (نهزُم‌) می‌روند که‌ بآن‌ (تتل‌ چاه‌) می‌گویند.(تتل‌) به‌ رنگ‌ مغز پسته‌ای‌ بوده‌ که‌ پس‌ از تهیه‌ آن‌ از (تتل‌چاه‌) آنرا در تشتی‌ با آب‌ مخلوط‌ می‌کنند تا به‌ شکل‌ مایه‌ در بیاید سپس‌ جارو را به‌ آن‌ آغشته‌ می‌کنند و آن‌را به‌ دیوار گلی‌ِ خانه‌ می‌کوبند تا جذب‌ شود و رنگ‌ دیوار را برای‌ پیشواز از سال‌ جدید، تجدید می‌نمایند وکف‌ ایوان‌ واتاق‌های‌ گلی‌ را با مخلوطی‌ از گل‌ِ رس‌ و کاه‌ یا (سراچینا) که‌ در آب‌ حل‌ شده‌ است‌ می‌مالند وسوراخها و ناهمواری‌ کف‌ ایوان‌ و اتاق‌ها را می‌پوشانند و این‌ کار را (علاوه‌) کردن‌ می‌گویند و با این‌ کار به‌بهداشت‌ خانه‌ می‌رسند در بعضی‌ از نقاط‌ که‌ (تتل‌) پیدا نمی‌شود دیده‌ شده‌ است‌ با آهک‌ عمل‌ِ (خانه‌فرشُور) را انجام‌ می‌دهند.

عروس‌ گوله‌:
یکی‌ دیگر از پیک‌های‌ نوروزی‌ در منطقه‌ی‌ (شفت‌) مثل‌ دیگر نقاط‌ گیلان‌ جشن‌ (عروس‌ گوله‌) درشب‌ نوروز می‌باشد بعد از غروب‌ آفتاب‌ دسته‌های‌ (عروس‌ گوله‌) به‌ محله‌های‌ روستائی‌ و شهری‌ می‌ایند وبا همراهی‌ گروهی‌ از جوانان‌ محل‌ به‌ خواندن‌ اشعاری‌ که‌ آمدن‌ نوروز را بشارت‌ می‌دهد به‌ رقص‌ وپایکوبی‌می‌پردازند و هدایائی‌ از صاحب‌ خانه‌ (خانه‌ خوا) یعنی‌ صاحب‌ خانه‌ و (خانه‌ خوازن‌) یعنی‌ زن‌ صاحب‌ خانه‌دریافت‌ می‌کنند.
میر احمد وکیلیان‌ معتقد است‌: «قدمت‌ پیک‌های‌ نوروزی‌ را تا زمان‌ جمشید و هخامنشیان‌ می‌توان‌مشاهده‌ کرد» او ضمن‌ بر شمردن‌ پیک‌هائی‌ همچون‌ (نوروز نثار) (کوسه‌ گلین‌) (رشکی‌ و ماسی‌) ـ تکم‌چی‌ ـ سایا چی‌ ـ یملیک‌ چی‌ ـ آتش‌ افروز و حاجی‌ فیروز به‌ شرح‌ پیک‌ نوروزی‌ (عروس‌ کولشی‌) در گیلان‌می‌پردازد:
«عروس‌ کولشی‌» از نیمه‌ اسفند در محله‌ها راه‌ می‌افتند و با اجرای‌ نمایش‌های‌ طنزآمیز بشارت‌ آمدن‌نوروز را به‌ مردم‌ می‌دهند. دسته‌ (عروس‌ کولشی‌) عبارتند از یک‌ جوان‌ِ عاشق‌، یک‌ غول‌، یک‌ پیرمرد ودخترش‌ نازخانم‌ که‌ گروهی‌ از نوازندگان‌ محلی‌، هر یک‌ از این‌ دسته‌ها را همراهی‌ می‌کنند و به‌ دَرِ یک‌یک‌ خانه‌ها می‌روند. غول‌ لباسی‌ از (سراچینا) و (کولش‌) می‌پوشد و زنگوله‌ هایی‌ به‌ خود می‌آویزد و شکلی‌مهیب‌ از خود می‌سازد و عرعر می‌کند. عاشق‌ و نازخانم‌ هم‌ به‌ مغازله‌ می‌پردازند و به‌ اصطلاح‌ مراسم‌عروسی‌ به‌ جای‌ می‌آورند. پیرمرد هم‌ به‌ گردخانه‌ می‌گردد و هر چه‌ از وسایل‌ خانه‌ پیدا می‌کند به‌ وسط‌معرکه‌ می‌ریزد مرغ‌ و خروس‌ را هم‌ از لانه‌هایشان‌ بیرون‌ می‌کند و تخم‌ مرغ‌ها را هم‌ می‌شکند وهیچکس‌ را هم‌ حق‌ اعتراض‌ به‌ کارهای‌ دسته‌ «عروس‌ کولشی‌» نیست‌. کتاب‌ ماه‌ هنر / بهمن‌ و اسفند ۷۹ص‌ ۳۶ ـ ۳۴ همچنین‌ از همان‌ منبع‌ صفحه‌ ص‌ ۴۳ آمده‌ که‌ موضوع‌ نمایش‌ (عروس‌ گوله‌) دعوای‌ غول‌ و(پیربابو) برسر نازخانم‌ است‌ و بر سر این‌ دعوا قرار می‌شود (غول‌) با (پیربابو) کشتی‌ بگیرد و سرانجام‌(غول‌) پیروز می‌شود و همراه‌ (نازخانم‌) رقص‌ کنان‌ بازی‌ را به‌ پایان‌ می‌برد.»
در منطقه‌ (شفت‌) علاوه‌ بر نازخانم‌ یک‌ نقش‌ زنانه‌ دیگری‌ هم‌ به‌ نام‌ (گردخانم‌) وجود دارد و سرخوان‌در شعرش‌ از او یاد می‌کند«نازخانم‌ تونم‌ بیا/ گرد خان‌ تونم‌ بیا/ تی‌ وقته‌ عروسی‌ یا/ نوروز مبارک‌ باد/ نوروزترا مبارک‌…»
و در پایان‌ِ نمایش‌، غول‌ که‌ چوب‌ دستی‌ بلندی‌ در دست‌ دارد با برزمین‌ زدن‌ پیرمرد (نازخانم‌) رامی‌رباید و هدایای‌ خود را از صاحب‌ خانه‌ دریافت‌ می‌نماید.
بر اساس‌ تحقیقات‌ پژوهشکده‌ مردم‌شناسی‌ میراث‌ فرهنگی‌ کشور «نمایش‌ (عروس‌ گوله‌) ریشه‌ درسنت‌های‌ نمایشی‌ اسطوره‌های‌ کهن‌ مربوط‌ به‌ آغاز بهار دارد که‌ در آن‌ها نمادهای‌ سال‌ کهنه‌ و نو با هم‌به‌ ستیز بر می‌خیزند»
یعنی‌ در این‌ نمایش‌ پیرمرد به‌ عنوان‌ نماد سال‌ کهنه‌ است‌ که‌ باید شکست‌ بخورد و برود و (غول‌) نمادقدرت‌ و پیروزی‌ بهار بر سر ما می‌باشد و با آمدن‌ بهار، طبیعت‌ زنده‌ می‌شود و هوا به‌ اعتدال‌ می‌گراید وبنفشه‌ و گلها سر از خاک‌ برآورده‌اند و پرندگان‌ مهاجر بر می‌گردند و زندگی‌ رنگ‌ دیگری‌ به‌ خود می‌گیرد.

سفره‌ عید:
در شب‌ عید نوروز وسایلی‌ را که‌ قبلاً برای‌ تزئین‌ سفره‌ تهیه‌ کرده‌اند مهیا نموده‌ و بر سر سفره‌ عید که‌معمولاً در طبقه‌ دوم‌ خانه‌ (بوجور اتاق‌) پهن‌ شده‌ قرار می‌دهند.
سفره‌ هفت‌ سین‌ شامل‌: سبزه‌ ـ سیب‌ ـ سماق‌ ـ سرکه‌ ـ سیر ـ سنجد و سکه‌ می‌باشد. علاوه‌ بر آنهایک‌ اینه‌ و قرآن‌ را در کنار آن‌ها قرار می‌دهند.
خوراکیهای‌ دیگر سفره‌ شامل‌:
(انجیره‌ آب‌) ـ (آلبالو آب‌) ـ (اخته‌ آب‌) ـ تخم‌ مرغ‌ پخته‌ که‌ آنرا با پوست‌ پیاز در آب‌ می‌پزند تا متمایل‌به‌ رنگ‌ زرد شود) در بعضی‌ نقاط‌ دیگر کشور از روناس‌، کاه‌ و زاج‌ برای‌ این‌ کار استفاده‌ می‌شود ـ لاکو(نوعی‌ نان‌ برنجی‌) که‌ طرز تهیه‌ آنرا در این‌ بررسی‌ شرح‌ خواهیم‌ داد ـ یک‌ قداره‌ (نوعی‌ کاسه‌ چینی‌)برنج‌، که‌ روی‌ آن‌ یک‌ یا دو عدد تخم‌ مرغ‌ خام‌ قرار می‌دهند.
انواع‌ حلوا (پلادانه‌ حلوا) که‌ از برنج‌ درست‌ می‌شود ـ خالواش‌ حلوا ـ خنش‌ حلوا ـ دوشاب‌ حلوا (که‌ ازدوشاب‌ محلی‌) تهیه‌ می‌شود یک‌ یا دو عدد شکلات‌ خوری‌ نقل‌ و یک‌ عدد گلاب‌ پاش‌ می‌باشد.
صاحب‌ خانه‌، افراد فامیل‌، دوستان‌ و آشنایان‌ و همسایگانی‌ را که‌ به‌ دیدار آنها می‌آیند صبح‌ روز عیدمی‌پذیرد و پس‌ از روبوسی‌ و گفتن‌ (تی‌ عید ترا مبارک‌ ببه‌ ـ صد سال‌ به‌ اَ سالان‌ و…)مهمانان‌ را به‌ طبقه‌دوم‌ خانه‌ رهنمایی‌ می‌کند و به‌ کودکانی‌ که‌ به‌ عید دیدن‌ می‌آیند مقداری‌ (لاکو) و حلوا و تخم‌ مرغ‌ و گاهی‌پول‌ هدیه‌ می‌دهند. در این‌ دید و بازدید ابتدا کوچکترها به‌ دیدار بزرگترها آمده‌ و بزرگتر بعداً به‌ دیدار آنان‌می‌روند.

طرز تهیه‌ لاکو (Laku):
لاکو نوعی‌ نان‌ برنجی‌ است‌ که‌ در نواحی‌ (شفت‌) برای‌ عید نوروز تهیه‌ می‌کنند. این‌ نان‌ با (نان‌برنجی‌) که‌ در لنگرود تهیه‌ می‌شود و یا نان‌ (کشتا) که‌ درنواحی‌ اطراف‌ رشت‌، خمام‌ و لشت‌ نشاءو…) تهیه‌می‌کنند متفاوت‌ می‌باشد. (لاکو)، به‌ دو رنگ‌ سفید و زرد تهیه‌ می‌شود که‌ بسیار نازک‌ و نرم‌ و خوشمزه‌است‌.
نوعی‌ دیگر از آن‌ به‌ نام‌ (کرچه‌ لاکو) می‌باشد که‌ برشته‌ می‌باشد.
(لاکو) در گذشته‌ یکی‌ از سوقات‌ مهم‌ کشاورزان‌ منطقه‌ بود که‌ آنرا با برنج‌ سبز (جوکول‌) و همراه‌ بانوعی‌ کباب‌ بنام‌ (مرغ‌ِ کباب‌) که‌ نوعی‌ فسنجان‌ غلیظ‌ می‌باشد و یا ماهی‌ تنوری‌ و نوعی‌ جارو بنام‌ (ایسپیل‌جارو) به‌ عنوان‌ پیشکش‌ برای‌ ارباب‌ می‌بردند و در شب‌ عید هم‌ برای‌ پذیرایی‌ از میهمانان‌ نوروز تهیه‌می‌کنند.

مواد مورد نیاز برای‌ تهیه‌ لاکو بشرح‌ زیر است‌:
ـ برنج‌ سفید مَنَش‌ (ªmanes) شده‌، یعنی‌ برنجی‌ که‌ پس‌ از شستن‌ خشک‌ شده‌ است‌
ـ آرد برنج‌ِ (مَنَش‌) شده‌
ـ مقداری‌ آرد گندم‌ (برای‌ شیرین‌ شدن‌ لاکو)
ـ مقداری‌ زردچوبه‌
ـ کمی‌ روغن‌

مراحل‌ تهیه‌ لاکو:
آرد برنج‌ِ (مَنَش‌) شده‌ را با مقداری‌ آب‌ جوش‌ توام‌ کرده‌ و سپس‌ با دست‌ آنرا به‌ شکل‌ خمیر در می‌آورندسپس‌ خمیر را چونو کرده‌ و چونه‌ها را داخل‌ دیگی‌ که‌ دارای‌ آب‌ جوش‌ می‌باشد قرار می‌دهند تا مغز پخت‌شود سپس‌ آنرا از دیگ‌ بیرون‌ آورده‌ و دوباره‌ چونو می‌کنند اسم‌ خمیر بدست‌ آمده‌ در این‌ مرحله‌ رااصطلاحاً لاسو (Lasu) می‌گویند.
چنانچه‌ بخواهند (لاسو) به‌ شکل‌ زرد کهربائی‌ در بیاید قبلاً چونوی‌ (لاسو) را باز کرده‌ و به‌ داخل‌ آن‌مقداری‌ زردچوبه‌ می‌ریزند تا به‌ خورد خمیر برود. در غیر این‌ صورت‌ (لاسو) سفید خواهد بود. در این‌مرحله‌ (لاسو) را با کمک‌ آرد گندم‌ روی‌ تخته‌ای‌ پهن‌ می‌کنند تا به‌ صورت‌ ورق‌ نازکی‌ در بیاید و باوسیله‌ای‌ به‌ نام‌ فوکو (Foku) وسیله‌ای‌ گلی‌ به‌ شکل‌ گوشت‌ کوب‌ که‌ معمولاً کف‌ آن‌ اشکال‌ لوزی‌ دارد وکمی‌ آغشته‌ به‌ روغن‌ می‌باشد می‌کوبند تا نقش‌ دار شود. آنگاه‌ که‌ ورق‌ نازک‌ نقش‌ دار را به‌ ته‌ (گمجی‌) که‌روی‌ کلَه‌ (اجاق‌) به‌ شکل‌ وارونه‌ خوابانده‌اند می‌گذارند تا به‌ قدر کافی‌ گرمابگیرد و پخته‌ شود. محصول‌بدست‌ آمده‌ را لاکو می‌گویند که‌ بسیار خوشمزه‌ است‌ و شیرینی‌ (لاکو) بخاطر آرد گندمی‌ است‌ که‌ آنرا با آردبرنج‌ (مَنَش‌) شده‌ مخلوط‌ نموده‌اند.
با نگاهی‌ به‌ آنجه‌ که‌ درباره‌ی‌ پیک‌های‌ نوروزی‌ گفته‌ شد به‌ نظر می‌رسد مشترکات‌ زیادی‌ در آئین‌هاو باورداشتها و پیک‌های‌ نوروزی‌ بین‌ این‌ منطقه‌ (شفت‌) با نقاط‌ دیگر گیلان‌ و سرزمین‌ گیلان‌ با سرزمین‌پهناور میهن‌ عزیز ما وجود دارد.
عید نوروز خصلت‌ها و کارکردهای‌ وحدت‌ آفرینی‌ دارد.
با نوروز به‌ هویت‌ خود که‌ از مولفه‌های‌ زبان‌ و ادب‌ ـ تاریخ‌ و اسطوره‌، فلسفه‌ و جهان‌ بینی‌، تشکیل‌یافته‌ پی‌ می‌بریم‌.
با نوروز آئین‌ هایی‌ را که‌ ریشه‌ در کهن‌ الگوها داشته‌ و نشان‌ از هویت‌ قومی‌ ـ زبانی‌ و فرهنگی‌ ما داردآشنا می‌شویم‌ و بخاطر همین‌ خصلت‌ها و کارکردهاست‌ که‌ می‌گوئیم‌ نوروز ریشه‌ در اعماق‌ِ افکار، عواطف‌و اعمال‌ و عادات‌ ما دارد. نوروز خود سایه‌ای‌ از شخصیت‌ ماست‌.
اگر شخصیت‌ را افکار ـ عادات‌ و خصوصیات‌ ذهنی‌ و روانی‌ پایا و تثبیت‌ شده‌ای‌ از دوران‌ کودکی‌،نوجوانی‌ و بزرگ‌ سالی‌ خود تلقی‌ کنیم‌.