نگاهی کوتاه بر تصویر بهار در شعر کودک
حمیرا خدابنده
باز کن آن پنجره را بازکن
رو به بهار و همهی زندگی
بهار در چشم انداز شاعران همیشه از جایگاه و منزلت ویژهای برخوردار بوده است. بوی خوش گل وریاحین که جام جام را لبریز از عطر شکوفههای نشاط و شادابی میسازد، در فحوای کلام بسیاری از ادبا وسرایندگان، بارها تکرار شده است. بیان زیباییهای طبیعت، آواز خوش پرندگان، هوای مطبوع، نغمهخوانی هزار بر شاخسارانی سبز، باران خوش بهاری، لطافت طربانگیز غنچهها و شکوفهها، جلوه گریرنگین کمان و…تابلوی زیبایی از فلسفهی هستیست که در منظر دیدگان عاشق، مُهر سکوت بر لبمینهد و بندگانی خاشع و خاضع را به ستایش ایزد متعال وا میدارد تا رموز آفرینش را به شکرانهی تمامزیباییهای طبیعت، هر روز به سجده نشینند و شکرگذار آلای بی دریغ حضرت حق باشند. آفریدگاری راکه بزرگ و بی همتاست و در آواز چشمه ساران، در ترنم لطیف شاخههایی که با چرخش مواج باد ملایمبهاری، آرام میرقصند و خورشیدی که به ناز میتابد و جان از گرمای وجود مطبوعش سرشار از سُکر وشکر میشود، هماره میتوان حضور لایزالش را حس کرد.
از دیرباز در دواوین شعرا، هماره، مدح و وصف بهاری، تصویری جداییناپذیر از ساختار اصلی شعربوده که بارها تکرار شده. رودکی که او را استاد سخن و مقدم شعرای عجم مینامند در توصیف بهارمیگوید:
آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
با صد هزار زینت و آرایش عجیب
شاید که مرد پیر بدین گه جوان شد
گیتی بدیل یافت شباب از پی مشیب
و یا در این شعر از کسایی مروزی که بهار این گونه وصف شده است:
باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا
و آراست بوستان را نیسان به فرش دیبا
آمد نسیم سنبل با مشک و با قرنفل
و آورد نامهی گل باد صبا به صهبا
ابوالفرج رونی نیز بهار را با تمام زیباییهای مسحور کنندهاش با ذوق و شوقی شاعرانه چنین بیانمیکند:
نوروز جوان کرد بدل پیر و جوان را
ایام جوانی ست زمین را و زمان را
هر سال درین فصل بر آرد فلک پیر
چون طبع جوانان جهان دوست جهان را
از این دست اشعار که در بردارندهی حس مخیّل و سرشار از شوق شاعران میباشد، در میانسرایندگان متقدم و متاخر بوفور یافت میشود. حسی که با تعلق و دلبستگی به وصف زیباییهای منحصربه فردش مملو از مضامین عاشقانه و عارفانه است.
شاعران کودک نیز از این تاثیرپذیری بی بهره نیستند و با تمام نبوغ و خلاقیت کلامی خود تلاشدرجهت تبیین بهار و زیباییهای شگفتانگیز آن دارند. اگر چه ساختار کلی شعر کودک و بزرگسال بااندکی تفاوت، هدف زیبا شناختی را بدنبال میکند اما شاعر کودک تلاش میکند با توجه به وزنی روان وساده و با استفاده از صناعات ادبی و بدیعی مناسب، تشبیهات محسوس، تفویف، تکریر، تجنیس، تناسبو تخیلات قابل فهم برای کودک و نوجوان، افق تازهای از اندیشهها و ارزشها را در او بازتاباند. اگر چه درشعر بزرگسال فهم معانی و درون مایهی ابیات بسیار مورد توجهی خواننده است اما کودکان در اشعاریمتناسب با سن و سالشان باشد، از ریتم و آهنگ شعر، احساس لذت بیشتری دارند. از این رو، شاعر کودکو نوجوان تلاش میکند به سادگی اشعاری را بسراید تا بازگوکنندهی احساسات و اندیشه هایی عمیق وژرف باشد و در عین حال به نوعی بازگو کنندهی حس و حال کودکی درون او شود.
لذا بهار این نقشپذیر بی مثال در شعر کودک از جایگاه خاصی برخوردار میباشد. و در بیشتر فضایاشعار شاعران کودک جلوه گری مینماید. گاه این تصاویر با بار معنایی گسترده همراه است و گاه نیز بسیارساده در بردارندهی حس و حال شاعریست که به کودک عشق میورزد و کودکی درون خود را میجوید.
موراگ استایلز میگوید:«اشعار فراوانی درمورد کودکان موجود است.بسیاری از بهترین اشعاری کهتاکنون سروده شده دربارهی دوران کودکیست که در بیشتر آنها شاعران درجستجوی فراز و نشیب جذابدوران کودکی خود هستند.»
این تصاویر با مفاهیم متفاوتی در شعر کودک بروز و ظهور مییابد. گاه این نقش مایهها با موتیفهای
تصویری بسیار زیبا که در فضای اشعار وجود دارند و دارای بار معنایی گستردهای هستند مانند باران،درخت، جنگل، غنچه، گل، شکوفه، جوانه، رنگین کمان و…نمود مییابد و گاه درنقش مهربان پدر، مادر،پدر بزرگ و…مینشیند و یا حال و هوای بهار را با تمام طراوت و تازگی خود به طرق مختلف بیان میدارد.حُسن مطلعی که با فرّ نوبهار، واژگانی از گل و ریحان را دامن دامن بر بستر سبز اندیشه میافشاند و ذوق رابه تدبر و تامل در آیات هستی فرا میخواند. از این رو، با توجه به گونه گونی و تنوع اشعار کودکان، اگربخواهیم موتیفهای تصویری شاعران کودک را از بهار بیان کنم، میتوان آن را به چند دسته تقسیم نمود:
ـ بهار به منظور پرورش حس دینی و تبیین مقولهی خداشناسی شامل توحید، معاد و نبوت
ـ بهار در طبیعت و بیان زیباییهای شگفتانگیز آن
ـ بهار جایگزین شخصیتها و حوادث حماسی و رخدادهای ملی
ـ بهار در نقش پدر، مادر و…
ـ بهار در معنای لبخند دوستی و محبت
ـ بهار برای بیان آرزوهای کودکانه
ـ بهار به عنوان فصل آغاز تلاش و کار
۱ـ بهار به منظور پرورش حس دینی و تبیین مقولهی خداشناسی
در این دسته از اشعار، شاعر تلاش میکند با توجه به زبان، تخیل، وزن و موسیقی درونی و بیرونیشعر، اشعاری را به منظور توسیع خداشناسی و پرورش حس دینی در کودک بیافریند. این گونه اشعاربازتابی از فطرت خداجوی انسانهاست که در آن انسان به تعمق در کنه هستی میپردازد و آفرینندهیمهربان را شکر میگوید و تمام زیباییهای طبیعت را در فصل بهار میستاید و آن را ناشی از تجلی قدرتخداوند بزرگ میداند.جعفر ابراهیمی در شعر خداوند توانا میگوید:
وقتی که آب پاک چشمه / در باغ و صحرا گشت جاری/ وقتی که خندیدند در باغ/ گلهای زیبایبهاری/ دیدم زتو صدها نشانه/ در چهرهی زیبای دنیا/ دیدم ترا هر لحظه هر جا/ آهای خداوندتوانا
و یا در این شعر با نام خداوند:
شعر خدا را میتوان خواند/ در شاخه و برگ درختان / در فصل گرما و بهاران / در فصل پاییز وزمستان / شعر کتاب آفرینش / زیباترین شعر جهانست / شعری که خوش آهنگ و زیباست /شعری که موزون و روان است
زنده یاد قیصر امین پور در شعر قانون بهار نیز این گونه میسراید:
که بود از دور آمد بار دیگر / که از نو سبز شد صحرا سراسر / به زیر سقف باز آمد پرستو/ به رویبام باز آمد کبوتر / درختان جامههای نو خریدند/ لباس کهنهی خود رادریدند/ که بود از دور گلها
را صدا کرد/ که از خواب زمستانی پریدند/ که گل را داد دستور دمیدن/ به آهو داد فرمان رمیدن/درخت میوه دور از دسترس بود/ که داده شاخه را درس خمیدن
او در پایان شعر، فصل بهار را فصلی گلگون مینامد که بیدار کردن زمین خفته اولین قانون بهار استو تمام آفرینندگی به اذن خداوند متعال جاری شده است.
زنده یاد پروین دولت آبادی نیز در این شعر به زیبایی آفریدگار توانا را میستاید وبهار و باغ و گل را ازنشانههای او مینامد. او در شعر خدا میگوید:
به مادر گفتم آخر این خدا کیست/ که هم در خانهی ما هست و هم نیست/ به من آهسته مادرگفت فرزند/ خدا را در دل خود جوی یک چند/ خدا در بوی و رنگ گل نهانست / بهار و باغ و گلاز او نشان است
در شعر کلاس بهار نیز محمد حسین حسینی خداوند مهربان را میستاید او شکوفایی درختان رانمونهای از قدرت الهی میشناسد. فضا در این شعر بسیار صمیمیست:
اجازه گل بدهم / که بود گفت این را/ گرفت سوی خدا/ درخت بود انگار/ همان که این راگفت/ خدا اجازه که داد / شکوفه کرد و شکفت/ سر کلاس بهار/ درخت تنبل نیست/ صدآفرینبه درخت/ که نمرهاش شده بیست
در جایی دیگر شاعر بهار را هدیهای از خداوند مهربان میداند و در شعر بهاران میگوید:
میکشد دست نوازش / شاپرک بر چهرهی گل/ از سر شاخ درختان / میرسد آوای بلبل / آمدهفصل بهاران / رفته فصل سخت سرما/ وه که چه خوب است و زیبا / هدیههای تو خدایا ایننگاه در میان آثار شاعران بارها تکرار شده که به جهت جلوگیری از اطالهی کلام به ذکر همین چند موردبسنده میکنیم.
۲ ـ بهار در طبیعت و بیان زیباییهای شگفتانگیز آن.
بهار با تمام جاذبههای منحصر به فردش همیشه درذهن مخیل شاعر نقش میبندد و سراینده بابازگویی زیباییهای بهار، شوق و شوری مضاعف را بر دل خواننده مینشاند. شعر کودک نیز ای ایناحساس بهارانه مستثنی نیست. شاعران کودک نیز به انحای گوناگون سعی در نمایاندن چهرهی زیبایبهاری دارند. گاهی بهار در تعابیر شعر کودک دارای معانی شگرف، عجیب و مسحور کننده است.
اگر چه روانی و ساده گویی یکی از مهمترین عناصر شعر کودک است اما استفاده از ایماژهای تصویریروان و ساده نه تنها ساختار شعر کودک را به هم نریخته بلکه با استحکام زبانی، قدرت اثر بخشی آن راافزون ساخته از این رو فهم معانی آن را ساده نموده است. در این دسته از اشعار، بهار یعنی به سر رسیدنسرما و آغاز بهار. با آمدن بهار طبیعت جامهای نو بر تن میکند. درختان سبز میشوند، گلها وا شده وزمزمهی جویباران از دل کوه به گوش میرسد. آنچه در این اشعار وجود دارد شبیه قصاید بهاریه است کهبه سادگی و روانی احساس شاعرانهی سرایندهی شعر کودک را بازگو میکند.
در این اشعار تصاویری زیبا و مخیل ساخته و پرداخته میشود که چون نقش هایی زیبا با رنگ هاییاز نور و ناز ذهن خلاق کودک را تهییج میکند. در واقع اشعار این قسم از شاعران طبیعت گرایانه است کهزیباییهای نهفته در آن به چیرگی بیان میگردد:
آهای آهای بهاره / بهاره سبزه زاره / ببین دوباره بلبل / نشسته بر روی گل / چلچله با ترانه /میسازه آشیانه / عطر گل بهاران / شکوفههای خندان / بهبه بهار آمد/ سبزه به بار آمد به سررسیدن زمستان و آمدن بهار همان گونه که در شعر بزرگسال نشاط بخش است در شعر کودک نیز شکلدهنده و کامل کنندهی شادمانی اوست:
بچهها بهار / گلها واشدند/ برفها پا شدند/ از رو سبزهها / از رو کوهسار / بچهها بهار/ دارهرو درخت/ میخونه به گوش/ پوستین را بکن/ قبا را بپوش/ بیدار شو بیدار/ بچهها بهار/ دارندمیروند/ دارند میپرند/ زنبور از لونه / بابا از خونه / همه پی کار / بچهها بهار بهار آغاز رویشاست و در شعر کودک با دستان سبزش به همه چیز جلوهای دیگر میبخشد:
باز ابر مهربان نو بهار/ برفراز آسمان پرواز کرد/ دست خود را بر سر صحرا کشید / اخم سبزغنچهها را باز کرد
سرسبزی باغ و صحرا، دسته دسته آوردن سنبل توسط بهار، رخت نو بر تن دشت پوشیدن، گل آوردندرختها، پر شدن چشمههای خفته در یخ دوباره از آب زلال، برخاستن زمین خفته از خواب، نسیم پاکنوروزی، سرور و شادی بلبل، رقص پروانه، بیدار شدن هر بوته از خواب، آب شدن ذره ذرهی برفها، واشدن گلهای سرخ دوستی در باغ و دشت و کوه، شکفتن گلها، پرشدن باغ از بوی باد، خندهی گل، باران،سبزی و…از تشبیهات و ترکیباتی ست که فراوان در شعر کودک آمده و شاعر در تمام آن تلاش میکند کهلطایف و ظرایف طبیعت را به چیرگی بستاید و بهارانهترین آوازها را بسراید:
وقتی که باغ لخت و خالی / پیراهنی از گل به تن کرد/ وقتی که باران بهاری / دشت و بیابان راچمن کرد
وقتی بهار آمد به صحرا/ بیدار شد هر بوته از خواب/ درروستاهای کوچک ما / شد ذره ذرهبرفها آب
و یا در این شعر:
نسیم پاک نوروزی / ز سوی کوهستار آمد/ صدا زد از دل صحرا / بهار آمد بهار آمد
و این شعر زنده یاد قیصر امینپور:
تا ابر شکوفه بار در باغ شکفت / با زمزمهی جویبار در باغ شکفت / پروانه لطیفهای به گوشگل گفت / گل خنده زد و بهار در باغ شکفت
رنگ سبز شایعترین رنگی ست که معرف فصل بهار است و این رنگ واره، بارها در اشعار کودکانهآمده:
ای بهار/ ای بهار سبز بیا/ تو بیا جاودان به خانهی ما
و این شعر از پارسا:
من پرنده نیستم ولی/ بال میزنم/ در هوای تازهی بهار/ من جوانه نیستم ولی/ سبز سبزمیشوم/ بر تن درختها سوار
این رنگ در ترانههای نوازشی نیز جلوه مییابد:
سبزه بهاره دخترم / یه سبزه زاره دخترم / چشاش سیاهه دخترم / راست راستی ماهه دخترم/ بهار سبزه سبزه / هر چی بگی میارزه
و در این شعر از کتاب آواز توکا:
دوره گرد پیر/ مینوازد ز راه دور/ میرسد بهار/ با صدای ساز او / سبز میشود چنار
۳ ـ بهار جایگزین شخصیتها و حوادث حماسی، ملی
در این دسته از اشعار، شاعر شخصیتهای حماسی خود را میستاید و پیروزی آنان را چون بهاریمیداند که از راه میرسد:
زکوه و دشت میآید / نسیم شاد نوروزی / زسوی جبهه میآید/ سرود فتح و پیروزی
و یا در این شعر:
یخهای بهمن آب شد / از گرمی دلهای ما / آمد بهار دوستی / بر میهن زیبای ما
و یا در این شعر از خانم شکوه قاسم نیا که شخصیت مذهبی مانند بهار عظیم و عزیز است:
تو بزرگی و عظیمی و عزیز/ ذرهای ناچیزم / تو بهاری و بهاری و بهار/ من کی ام پاییزم
همچنین داود لطف اللّه حضرت ختمی مرتبت را میستاید و او را قاصد خالق بهار مینامد:
تو جلوهی حقیقتی / خاکی آسمان نشین/ روح بلند آفتاب/ در شب غربت زمین/ ای تو پیامآور عشق/ قاصد خالق بهار/ از تو جوانه میزند/ لحظه به لحظه روزگار
۴ ـ بهار به عنوان باورداشتی کهن و مراسمی آیینی
بهار در اشعار شاعران کودک با نمادهای همیشگی و سمبلهای باستانی مانند کاشتن سبزه، ماهیقرمز، دیده بوسی، تخم مرغ رنگ شده و…در ذهن کودک نهادینه میشود و علاوه بر آشنایی او باآیینهای باستانی، لذائذ کودکی را نیز تداعی میکند.
ماهی قرمز:
خانه لبریز میشود هر روز/ باز از لحظههای سبز دعا/ یا کریمی نماز میخواند/ باز بر پشتبام خانهی ما / مادرم در کنار پاشویه/ بر لبش خنده نقش میبندد/ ماهی سرخ حوض خوشحالاست/ خواهر من بهاره میخندد
عید:
عید آمد و صحرا/ از سبزه و گل پیرهنی دوخت/ با خندهی گلها / هر گوشهی دشت آتشافروخت
جشن نوروز:
بهار پشت شیشه / جشن جوانه / خنده و دیده بوسی /خانه به خانه / عید شما مبارک / عیدشما هم / همیشه دوست باشیم / همیشه با هم
کاشتن سبزه در عید:
توی یک بشقاب کوچک / ریختم یک مشت دانه / آب دادم تا که کم کم / دانه هایم زد جوانه /سبزه در بشقاب کوچک / مژده میداد از بهاران / عید میآمد دوباره / با صدای شاد باران
عید و نمادهای جذاب و آشنای او در ترانه بازیها جلوهی خاصی مییابد مانند حاجی فیروز:
بهار: منم منم بهارم / گل و شکوفه دارم / دیشب نه امروز اومدم/ بچهها: همراه کی / بهار: باحاجی فیروز اومدم / سبزه و سنبل با منه/ هزار تا بلبل با منه/ اومدهام که کار کنم/ک درختاروبیدار کنم / بچهها: بفرما آی بفرما/ خوش اومدین به اینجا
۵ ـ بهار در نقش پدر و مادر
یکی دیگر از موتیفهای شعر کودک جایگزینی بهار در نقش پدر، مادر، پدر بزرگ و…است. شاعروجود پدر یا مادر را مانند بهار میشناسد و بهارانه او را میستاید. مانند این شعر از سپاهی یونسی:
باز میبینمش آن گوشهی باغ / پدرم را که بهاری شده است / زیر سرسبزی زیبای درخت /پرآواز قناری شده است
یا در این شعر از قیصر امینپور:
پس پدر کی زجبهه میآید / باز کودک زمادرش پرسید/ گفت مادر به کودکش که بهار/ غنچههاو شکوفهها که رسید
مادر نیز نمادی از زیباییهای بهارانه است که شاعر از آن به مثابهی سمبلی از سبزی و طراوت یادمیکند:
خندههایت زیباست / مثل آغاز بهار/ مثل رفتن به سفر / دیدن منظره از توی قطار/حرفهای تو قشنگ/ مثل رویا و خیال / مثل صبحی شاداب /زیر باران دلانگیز شمال
۶ ـ بهار درمعنای لبخند و دوستی
در این گونه اشعار بهار با پیامی از محبت و دوستی همراه است که قلبها را به هم نزدیک میسازد.شعبانی در شعر گلهای دوستی میگوید:
در اتاقی پر از سیاهی شب / غم من از ستاره میبارید/ تا نسیم سپیده مژده به لب/ بال خود رابه شیشهها کوبید/ رفتم از شوق دیدن گلها / باز کردم نگاه پنجره را / کوک کردم در آسمان بهار/در دل باغ، ساز زنجره را
در این اشعار بهار لبخند است و محبت که وقتی در گوشهی لب مینشیند، دلها بهاری میشود. درواقعبهار، آغاز تحولی نو در زندگی اجتماعیست و آمدنش یکی از بشارتهای مهم در زندگی میباشد:
میشود باستاره در مهتاب/ مثل رودی زلال جاری شد/ میشود با تبسمی آبی/ بر لب آسمانبهاری شد و یا در این شعر:
دوباره آمد و واکرد/ بهار پنجرهها را / میان کوچه رها کرد/ پرندگان صدا را / نهال کوچککوچه/ جوانه کرد و جوان شد/ دوباره جوی محبت/ به باغ و کوچه روان شد
و این شعر از شعبانی:
وقتی بهار آمد به صحرا / از پنجره ما را صدا کرد / گلهای سرخ دوستی را/ در باغ و دشت وکوه واکرد
۷ ـ بهار برای بیان آرزوهای کودکانه
آرزوهای کودکانه و رسیدن به تمام آنچه کودک چشم انتظار رسیدن به آن است با بهار تعبیر میشود:چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت / چه شد آن آرزوهای بهاری / چرا در پشت میله خط خطی شد /صدای صاف آواز قناری
و یا در این شعر از ابراهیمی که آرزوی دیدن بهار تکرار میشود:
بهار سبز و شیرینم / تو کی از راه میآیی/ تو کی از آسمان / ناگاه میآیی/ تو را من چشم درراهم شباهنگام / که باز آیی / و من خواهم سرود آن روز/ هزاران شعر نیمایی / و خواهم ریخت/صدها دسته گل / در پیش پای تو / و خواهم خواند باز شعر باز باران را / برای تو
و یا این شعر از خانم شعباننژاد و آرزویی که با دیدن بهار به پایان میرسد:
باز کن پنجره را / که من و چلچلهها منتظریم / آن طرف پر شده از بوی بهار/ پر شده از نفسنرم نسیم
درخت دارد انتظار میکشد/ و به باغ رفته رفته پیر میشود / نگاه چشمهها به راه خشک شد /بهار من بیا که دیر میشود.
اگر من خاک بودم / دلم میخواست در فصل بهاران/ زرود و چشمه سازم هفت دریا / کهخورشیدی درخشان / کند بر آب دریاها تماشا.
۸ ـ بهار به عنوان فصل آغاز تلاش و کار
بهار فصل شروع کار است. شاعران از آن بهعنوان فصل تلاش یاد میکنند. شروع سال تحصیلی نیزبا بهار تعبیر میشود. جعفر ابراهیمی در شعر فصل مدرسه از آن به عنوان آغاز کار و تلاش نام میبرد:
این فصل مانند بهار است / در باغ سرسبز دبستان / پرگل شود هر جای این باغ / از کودکان ونوجوانان/باز آغاز یک فصل تازه / باز پرواز صدها کبوتر / باز آغاز فصلی که در باغ / خنده گلمیکند بار دیگر / باز آمدن صدها شکوفه / از سر شاخساران انبوه / باز میجوشد آرام آرام /قصههایی زلال از دل کوه / میرسد از بهاران دیگر / فوج دنبالهدار پرستو / مثل یک بادبادک که دراوج / میزند موج این سو و آن سو
و یا در این شعر از سیدسعید هاشمی که بهار آغاز تمام زندگیست:
باز کن آن پنجره را باز کن / رو به بهار و همهی زندگی
گاه تلاش و کار با تفرج کردن و گشتن تعبیر میشود:
بهاران دسته دسته سنبل آورد / دوباره دشت رخت نو به تن کرد / درخت خانهی ما هم گلآورد. و یا این شعر: دوباره چشمههای خفته در یخ / شد از آب زلال و پاک لبریز / زمین خفته بازاز خواب برخاست / برای سیر و گشت از جای برخیز
آنچه بهعنوان نمونه، به اختصار بیان شد، بیانگر گوشهای از حس و حال بهارانهی شاعرانیست که بااستفاده از نقش مایههای متناسب با حس تجربی و درک کودکان از واقعیتهای موجود سروده شده است.شاعرانی که برای تداعی دوران کودکی خویش، کودکی درون خود را از یاد نبردهاند و هماره با ذوقی کودکانهاز شوق بهار گفتهاند.
«هر گاه میخواستم برای کودکان شعر بگویم همه چیز تحت کنترل آنها بود. اول از همه پیش از آنکه بزرگ باشی، تلاش کن کودک باشی و اجازه ندهی که هیچ چیز در این فرآیند دخالت کند.
دیوید مک کورد»(۴)
فهرست منابع:
۱ ـ صفا. ذبیحالله. تاریخ ادبیات ایران، ج ۱،انتشارات فردوس، چاپ دوازدهم، تهران، ۱۳۷۱/
۲ ـ صفا. ذبیحالله، تاریخ ادبیات ایران، انتشاراتفردوس، ج ۲، چاپ دوازدهم، تهران، ۱۳۷۱/
۳ ـ ابراهیمی. جعفر، باغ سبز شعرها، انتشاراتکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، چاپ اول،تهران، ۱۳۶۵/
۴ ـ امینپور. قیصر، مثل چشمه مثل رود، انتشاراتسروش، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۵/
۵ ـ دولت آبادی. پروین، گل بادام، انتشارات کانونپرورش فکری، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۶/
۶ ـ حسینی. محمد حسین. کلاس بهار، انتشاراتکانون پرورش فکری، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۴/
۷ ـ شعبانی. اسدالله، گل آفتابگردان، انتشارات کانونپرورش فکری، تهران، چاپ اول.
۸ ـ شعبانی. پارسا، پر از پرندهام، انتشارات سروش،تهران، ۱۳۸۱/
۹ ـ سلاجقه. پروین، از این باغ شرقی، نظریههاینقد شعر کودک و نوجوان، انتشارات کانون پرورشفکری، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۵/
۱۰ ـ رحماندوست، مصطفی، ترانههای نوازش،انتشارات کانون پرورش فکری، تهران، چاپ اول،۱۳۸۵/
۱۱ ـ شعبانی. اسدالله، آواز توکا، انتشارات توکا،چاپ دوم، تهران، ۱۳۸۱/
۱۲ـ لطفالله. داود. سلام گل محمدی، انتشاراتکانون پرروش فکری، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۵/
۱۳ ـ محمدی. محمد حسین، یک آسمان کنجشک،انتشارات کانون پرورش فکری، چاپ اول، تهران،۱۳۸۱/
۱۴ ـ شعبانی. اسدالله، پروانه و گل سر، انتشاراتکانون پرورش فکری، چاپ دوم، ۱۳۷۸/
۱۵ ـ شعبانی. اسدالله، عصا و اسب چوبی، انتشاراتکانون پرورش فکری، تهران، چاپ اول.
۱۶ ـ شعبان نژاد. افسانه، بازی شعر نمایش،انتشارات کانون پرورش فکری تهران، چاپ اول،۱۳۸۵/
۱۷ ـ لطفالله، داود، پرنده و فال، انتشارات کانونپرورش فکری، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۴/
۱۸ ـ ابراهیمی. جعفر، به خاطر پرندهها، انتشاراتکانون پرورش فکری، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۶/
۱۹ ـ شعباننژاد، افسانه، شیشهی آواز، انتشاراتکانون پرورش فکری، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۲/
۲۰ ـ ملکی. بیوک، باز باران، انتشارات کانونپرورش فکری، تهران، چاپ اول.
۲۱ ـ هاشمی. سیدسعید، داستان منظوم زندگیپیامبر، انتشارات کانون پرورش فکری، چاپ اول،تهران، ۱۳۸۵/
۲۲ ـ امینپور، قیصر. شعر کودکی، انتشاراتمروارید، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۵/
فصلنامه سیاسی - ادبی- فرهنگی
موسس: شادروان حاج علی فائق / تاسیس ۱۳۲۸
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: دکتر محمد علی فائق ايميل :
mfaegh AT yahoo.com
سردبیر: فریدون نوزاد
شورای دبیران: احمد اداره چی گیلانی، مهران برزگر ماچیانی، افشین پرتو، مصطفی فرض پور ماچیانی، دکتر عبد الکریم گلشنی، احمد محامد، دکتر غلامحسین مهدیزاده
نشانی:
ایران، گیلان، رشت، خیابان امام خمینی، مقابل بانک رفاه کارگران، کوچه فائق، شماره ۲۱۵، طبقه سوم
تلفکس: ۳۲۳۱۱۸۲-۰۱۳۱ صندوق پستی: ۱۶۷۷
اشتراک سالیانه داخل ایران با هزینه پست: ۴۵۰۰۰ ریال
اشتراک سالیانه خارج با هزینه پست: ۲۵ دلار
نشانی بانکی: ایران، گیلان، رشت، بانک تجارت (شعبه پورسینا)، شماره حساب جاری ۵۵۲۵۵، کد ۸۱۱۰ به نام دکتر محمد علی فائق
تمام حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به دکتر محمد علی فائق ميباشد.
راهاندازي، مسوول فني و بهروزرساني: عليرضا طياري.
پاسخ خود را بنویسید