یاشار زینعلیمقدم
ایران برخوردار از فرهنگی است که در مکان، زمان و مدنیت هویت یافته است. اعتبار مکان که همعرض با سکونت و آداب یک جا نشینی است و اعتبار زمان که هم سنگ با منزلت و ارزش تاریخ وپیشینههای تاریخیست و اعتبار مدنیت که بانی مقام مادی حیات و فرامادی زندگی است، همه به لحاظخلق ارزش برای بزرگی بخشیدن به جایگاه آدمی، فرهنگ این آب، خاک، سرزمین و حافظهی جمعی راتدوین ساخته است.
در این زمان و در شرایط حاضر ابعاد ملی و فراملی، ما شدیداً نیازمند به فرهنگ پروری هستیم تافرهنگ سازی. فرهنگ پروری و فرهنگ سازی دو مقولهی جدای از هم هستند. ادغام این دو با یکدیگرو یا تفکر محض بر فرهنگسازی بدون اتکا به فرهنگپروری راه به عبث و بی راهه میبرد.
فرهنگ سازی، به مناسبت فرآیند محور و تولید فکر، تولید هنر و خلاقیت ارتباط دارد وجامعهی ما بهلحاظ ضعف در ساختارهای تولید فکر واندیشه و فراهم نبودن زیرساختها در ابتدا نیازمند تقویتبسترها، ساختارها و زیر ساختها از طریق فرهنگپروری است.
بخشی از فرهنگپروری، وابسته به نوع اعمال توجه به مراسم آیینی و باستانی، جشنهای ملی،ادبیات، هنر و موسیقی و در مجموع گسترش توجه به عناصر سازندهی فرهنگ است. شناخت و بسطشاخصهای فرهنگ ملی، مهمترین مطلبی است که برای بازیافت خود باید به آن بپردازیم.
فلسفهی فرهنگی جشنها و اعیاد در آیین ایرانی که منطبق با انتظارات، نیازهای طبیعی و طبیعتآدمی است، پرداختن به جوانب جسمانی، روحانی و روانی انسانی است تا از آن طریق به پرورش انسانسالم و شاداب بپردازد و در فرآیند خود، جامعه را با سلامت رفتارها و کنشها هدایت نماید. مهرگان،آبانگان، تیرگان، سده، چهارشنبه سوری، نوروز و…از جملهی آن جشنهاست که هر یک با نیت و هدفیخاص برگزار میشده و میگردد تا فراهم آورندهی شادی جسم و جان برای پرداخت به زندگی باشد.
از سوی دیگر، آیینها و جشنها در هر سرزمینی، بیانگر یگانگی جامعه و عامل تمییز تمدنها ازیکدیگر و نمادی از تسلسل و ارتباط معنایی در جریان و سیر تحولات فرنگی ـ اجتماعی هستند. بنابراینیکی از کمترین عوامل هستیبخش به ساختار فلسفی زندگی، عناصر، نمادها، نشانهها و مظاهر آیینی وفرهنگی است که پاسداری از آنها به منزلهی پاسداری از شخصیت جامعه است.
در این میان، برخی از آداب آئینی در مناطقی خاص به لحاظ برگزاری و میزان اهمیت تودهی مردمیبه آنها متفاوت میگردد و این همان چیزی است که درمورد برگزاری مراسم چهارشنبهسوری در آستارااتفاق میافتد تا آنجا که اهمیت این آداب از نوروز متفاوت و مهمتر تلقی میگردد.
در آستارا مراسم چهارشنبهی آخر سال (چهارشنبهسوری) یک روز تا یک هفته قبل از عید نوروز، درشب آخرین چهارشنبهی قبل از عید برگزار میشود.
در آستارای قدیم؛ آن هنگام که هنوز زندگی ماشینی تمام ارکان زندگی شهروندان را به تسخیر خود درنیاورده بود حداقل یک ماه و نیم به عید مانده پدران و مادران و سرپرست خانوادهها هر کدام بنا به وسعمالی و توانایی خود، برای خرید لباس خود و فرزندان به مغازههای پارچهفروشی مراجعه کرده پس ازخرید پارچه به خیاط مخصوص خود مراجعه کرده، پارچهها را تحویل خیاط داده و خواهش میکردند کهلباس بچهها را لااقل یک یا دو روز قبل از چهارشنبهی آخر سال به آنها تحویل دهند. این مساله نیز ازطرف خیاطها رعایت میشد چیزی که امروزه با مراجعه به بوتیکها به راحتی قابل رفع و رجوع است وتنها ارقام اسکناسها درشتتر گردیده است. امروزه مانند رسوم قدیمی این شهر فرهنگی یک هفته قبلاز چهارشنبه سوری (چهارشنبه آخر سال) کار خانه تکانی، انجام و از دهم تا ۱۵ اسفند در هر یک ازمنازل گندم و عدس در آب خیس میکنند و برای سفرهی چهارشنبه سوری و عید، سبزه میگذارند. درخیلی از خانوادهها گندم، عدس و نخود بو داده درست کرده و روز قبل از بو دادن، آن را در شیر یا آب معمولیخیس و پس از خشک کردن آن را بو میدهند، البته در این صورت دانهها درشتتر و خوردنیتر میگردد وبا آن سنجد، انجیر خشک، کشمش، بادام، نقل و…کرده و آجیل مخصوص چهارشنبه درست میکنند.یعنی؛ در واقع؛ یک نوع آجیل محلی تهیه میشود. جالب است که در آستارا برای چهارشنبه سوری نیزسفرهی هفت سین میآرایند. معمولاً در این شب تخم مرغها را با پوست پیاز رنگ میکنند و از روینقشهای آن فال میبینند.
عصر روز سهشنبه، شهروندان لباس نو به تن کرده به همراه خانواده به خیابان مرکزی شهر آمده و درجشن آتش بازی پرشوری که البته خالی از خطر نیست، شرکت میکنند. پس از بازگشت و جمع شدناهالی خانواده، بزرگ خانواده در چند نقطه از حیاط پوشال (کلش)، به تعداد یک، سه یا هفت عدد میگذارد(این تعداد رسمی است که از دیرباز و پیش از اسلام در میان ایرانیان رایج بوده) و مقارن غروب آفتابپوشالها را آتش میزنند و در طی این مراسم که نوعی جشن آتش محسوب میشود، مرد و زن، پیر وجوان با شوق و شادی کودکانهای از روی آتش میپرند و هم صدا به آتش خطاب میکنند و با لحندعاگونهای میگویند:«جوری، جوری…چهارشنبه» و یا «آتش سوری، آتش، آتش! سرخی تو از من، زردیمن از تو!» و در حین پریدن برای خود، خانواده و دوستان آرزوهای خوب نموده و بعد از آن راهی دیدنبزرگترها میشوند. جالب است که اگر عروس باردار در خانه باشد حتماً این عروس باید از روی آتش بپردو میگفتند: نوزاد خوشگل، زیبا و صورتش گلگون میشود.
این خطاب که به آتش میشود و شور وشوقی که در ضمن مراسم به نور و آتش نشان میدهند، علاقهبه آتش را که رمزی از آفتاب هم هست در سرود اینان منعکس میدارد. به علاوه با توجه به آن که درزمستان آفتاب کم یاب است و به ندرت دیده میشود، کسانی که مقارن غروب آفتاب، از روی آتش جستو خیز میکنند و به طور رمزی میکوشند تا خورشید غروب کننده را هم به رقابت با آتش و به تابش تشویقنمایند و بدین وسیله او را در آخرین روزهای زمستانی از خمودگی فصل سرما بیرون آورند.
پس از انجام این مراسم کهن، پس از روبوسی و گفتن تبریک و شادباش بر سر سفرهی شاممینشینند که لازم است اشاره نمایم غذاهای خاصی بر سر این سفره آورده میشود از جملهی آنها، پلو وماهی شکم پر (چولمگابالیغی)، تره ترشی، سبزی کوکو و سیر سبز است. پس از صرف شام کدبانوی خانهقدری از تره ترشی، سبزی کوکو، چند شاخه سیر سبز و کله ماهی را بر میداشتند و آنها را هنگام تنظیمسفرهی (خنچهی) هفت سین شب عید، کنار سفره قرار میدادند و اما خنچهی چهارشنبه سوری عبارتبود از: یک ظرف نسبتاً بزرگ تخم مرغ رنگ کرده و آجیل معمولی که قبلاً درست شده بود و یک ظرفشیرینی، شکلات، چند سکه پول و کتاب آسمانی.
مراسم «دست مال آتی» از دیگر مراسم جالبی است که برخی از جوانان و کودکان به آن مبادرتمیورزند و پس از زدن زنگ خانهی افراد آن قدر در پشت در باقی میمانند تا صاحب خانه در را باز کند وچیزی به آنها هدیه نماید. پیداست که خانهی اشخاص ثروتمند بیشتر مورد رجوع میشود. این رسمبه طور رمزی به اهل محل خاطرنشان میسازد که در بین شهروندان کسانی هستند که باید به آنهاکمک کرد. رسم بود که تعدادی از اهالی که در دلشان خواستی داشتند، به منازل همسایه برای فال گوشایستادن میرفتند، بنابراین بزرگ خانواده به همهی اعضای خانوادهی خود میسپرد که همه در این شبحرفهای خوب بزنند.
در گذشتهای نه چندان دور شب هنگام بر دستان اعضای خانواده حنا میگذاشتند تا صبح روز بعد دررودخانه شسته شود و صبح روز چهارشنبه قبل از طلوع آفتاب خانوادهها به کنار نهر یا رود میرفتند، تخممرغها را پوست کنده میخوردند و پوستها را با این نیت که اگر فال بدی بر آن نقش بسته، آب بشوید و باخود ببرد و از ایشان دور کند به آب میریختند و تعدادی از جوانها نیز دسته دسته در سرکوچهها مشغولتخم مرغ بازی میشدند، و سپس سه یا هفت مرتبه از روی آب روان میپریدند و هر بار مانند پریدن ازروی آتش نیت خیر میکردند. یک ترانهی عامیانه آذری در این باب وجود دارد که: «ننه دور گدک چایینباشینه، من آتیلیم بختیم آچیلسین…»، بعد از این که با صفای آب، دل را جلا دادند و ناکامیهای محتملرا به آب روان سپردند که به دور دستها ببرد، به خانه باز میگردند. پسرها و دخترهای جوان و دم بخت نیزهم دیگر را در آن جا میدیدند و میپسندیدند و اگر پسری از دختری خوشش میآمد، بعد از چند روزبرایش خواستگار میفرستاد و مراسم عروسی انجام میگرفت. اما امروزه این رسوم کم رنگ گشته و تنهابانوی خانه صبح هنگام بر روی همسر و سایر اعضای خانواده به نشانهی برکت آب میپاشد.
جالب است که اشاره کنیم؛ حجم پیامک هایی که در این شب ارسال میشود بیش از پیامهایتبریک ارسال شده در عید نوروز است.
امید است که هزارهها شاهد پایداری جشن آتش باشیم.
فصلنامه سیاسی - ادبی- فرهنگی
موسس: شادروان حاج علی فائق / تاسیس ۱۳۲۸
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: دکتر محمد علی فائق ايميل :
mfaegh AT yahoo.com
سردبیر: فریدون نوزاد
شورای دبیران: احمد اداره چی گیلانی، مهران برزگر ماچیانی، افشین پرتو، مصطفی فرض پور ماچیانی، دکتر عبد الکریم گلشنی، احمد محامد، دکتر غلامحسین مهدیزاده
نشانی:
ایران، گیلان، رشت، خیابان امام خمینی، مقابل بانک رفاه کارگران، کوچه فائق، شماره ۲۱۵، طبقه سوم
تلفکس: ۳۲۳۱۱۸۲-۰۱۳۱ صندوق پستی: ۱۶۷۷
اشتراک سالیانه داخل ایران با هزینه پست: ۴۵۰۰۰ ریال
اشتراک سالیانه خارج با هزینه پست: ۲۵ دلار
نشانی بانکی: ایران، گیلان، رشت، بانک تجارت (شعبه پورسینا)، شماره حساب جاری ۵۵۲۵۵، کد ۸۱۱۰ به نام دکتر محمد علی فائق
تمام حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به دکتر محمد علی فائق ميباشد.
راهاندازي، مسوول فني و بهروزرساني: عليرضا طياري.
پزشک ایمانی
فروردین ۹م، ۱۳۸۸ در زمان ۲:۱۰ ب.ظ
آداب آیینی چهارشنبهسوری در آستارا…
مقاله ای در زمینه آیین چهارشنبه سوری در آستارا به قلم دوست گرامی یاشار زینعلی مقدم …