جهان‌هماره‌دست‌به‌گریبان‌پی‌آمد رویدادهائی‌است‌که‌در پشت‌سرداشته‌است‌و برای‌این‌که‌پی‌آمدها شیرین‌و روشن‌و خوش‌و خرم‌گردد باید در چند و چون‌رویدادها بررسی‌دقیق‌و آشنایی‌لازم‌راداشت‌و انگیزه‌ها را پیدا کرد، باید مسافت‌زمانی‌را در نظر گرفت‌و جنبه‌های‌تاریخی‌اجتماعی‌رویداد رامورد تجزیه‌و تحلیل‌قرار داد و با شناخت‌هویت‌ملی‌گام‌به‌پیش‌نهاد و فراموش‌کردن‌رویدادها جداشدن‌از هویت‌ملی‌است‌که‌هیچ‌ملتی‌نباید از آن‌فاصله‌بگیرد و بگوید گذشته‌گذشته‌است‌باید آینده‌رادریافت‌، در حالی‌که‌آینده‌بازتاب‌رویدادهایی‌است‌که‌در پشت‌سر داشته‌ایم‌چگونه‌می‌توان‌آن‌را گم‌کرده‌و این‌را پیدا نمود؟ اگر جامعه‌نو به‌پا خاسته‌ما مفاسد دردناک‌تحصن‌را می‌شناخت‌و متوجه‌می‌شدگشایش‌درِ سفارت‌خانه‌های‌بیگانه‌در دوران‌مشروطیت‌بی‌چشمداشتی‌نمی‌تواند باشد و بیگانگان‌بی‌سببی‌موقعیت‌و منافع‌خود را با خطر روبرو نمی‌سازند، آزادگان‌گرانقدری‌به‌دست‌دژخیمان‌باغشاه‌ومحمد علی‌شاه‌دژم‌خوی‌به‌خون‌خویش‌غسل‌شهادت‌نمی‌کردند. اگر حرمت‌شهادت‌میرزا کوچک‌جنگلی‌در ۱۱ آذرماه‌را پاس‌می‌داشتیم‌و نظاره‌گری‌بی‌تفاوت‌نمی‌بودیم‌اسیر دیکتاتوری‌پنجاه‌و اند ساله‌خاندان‌پهلوی‌نمی‌شدیم‌، اگر خیزش‌عاشقانه‌میرزا را برای‌سرافرازی‌ایرانی‌و به‌اهترازداشتن‌پرچم‌شرف‌و استقلال‌ملی‌به‌درستی‌درک‌می‌کردیم‌و، می‌فهمیدیم‌که‌چرا برای‌آزادی‌واستقلال‌و عدالت‌اجتماعی‌به‌مبارزه‌برخاسته‌است‌، می‌توانستیم‌دسیسه‌های‌بیگانگان‌و مثلث‌منحوس‌روس‌و انگلیس‌و دولت‌دست‌نشانده‌مرکزی‌را خنثی‌نماییم‌و اجازه‌ندهیم‌پس‌از شهادت‌،شخصیت‌ملی‌و والای‌او را تخریب‌نمایند.
وقتی‌که‌فاجعه‌اسف‌بار ملاسرا را پیش‌آوردند و در صفوف‌متحد و یک‌پارچه‌جانبازان‌جنگل‌تفرقه‌ایجاد کردند باید متوجه‌می‌شدیم‌که‌استعمارطلبان‌استثمارگر منافع‌خود را با زیر پا نهادن‌تمام‌مزیت‌های‌اخلاقی‌و بشری‌حفظ‌خواهد نمود، میرزا را با بحران‌های‌دردناک‌رو به‌رو خواهند ساخت‌، پای‌نظامیان‌دولتی‌به‌گیلان‌باز می‌شود، نهضت‌به‌سه‌چهار گروه‌خودسر تجزیه‌می‌گردد، دکتر حشمت‌تسلیم‌می‌شود، احسان‌الله‌دوستدار رضاخان‌را منجی‌شایسته‌ای‌شناخته‌و با دریافت‌مبلغی‌پول‌نقره‌رهسپار روسیه‌می‌شود، روتشتین‌به‌تامین‌نظر دولت‌خود در تنظیم‌قرارداد تجارتی‌توفیق‌یافته‌و قول‌می‌دهد در خاموش‌کردن‌نهضت‌جنگل‌یاور دولت‌مرکزی‌شود، بویژه‌که‌به‌گونه‌ای‌هم‌موافقت‌انگلیسی‌ها را به‌کمونیست‌های‌گرفتار تنگناهای‌اقتصادی‌جلب‌نموده‌بود، حزب‌کمونیست‌گیلان‌رامنحل‌می‌کنند و پیشه‌وری‌دبیر حزب‌به‌کشور شوراها باز می‌گردد آن‌وقت‌همین‌پیشه‌وری‌در ۱۳۲۴ درتبریز اعلام‌خودمختاری‌می‌کند، اگر پیشه‌وری‌در عقاید و نیات‌خود صادق‌بود، چرا در آن‌روزهایی‌که‌باید می‌ماند و می‌جنگید گریخت‌و نماند و در غم‌و درد ملتی‌در زنجیر شریک‌نگردید یک‌باره‌چه‌شد که‌کاسه‌ای‌داغ‌تر از آش‌شد چون‌نمی‌دانست‌، آذربایجانی‌ایرانی‌بوده‌و خواهد ماند، و هیچ‌گاه‌سایه‌تفکرجدائی‌بر ذهن‌درخشانش‌ننشسته‌و با چنین‌حقیقتی‌آن‌همه‌کشت‌و کشتار و خونریزی‌ها را باعث‌نمی‌شد.
وقتی‌که‌از قهر با تاریخ‌جداً گریزان‌شدیم‌می‌بینیم‌رویدادها را هیچ‌زمان‌نباید از یاد برد و سرفرازی‌ملت‌ها در پی‌آمدها، مدیون‌به‌تجزیه‌و تحلیل‌نشستن‌گذشته‌است‌.