مقدمه
نظامنوپایمشروطهاز همانآغاز با بحرانهایمتعدّدیمواجهبود. در واقعناکامیانقلابمشروطهرا باید در بحرانهایسیاسیـ اجتماعیو اقتصادیگوناگونیجستجو کرد کهنظامبرآمدهاز آنرامحاصرهکرده، و از حرکتو پیشرویآنجلوگیریمیکردند. اینبحرانها را بهدو دستهیدرونیو بیرونیمیتوانتقسیمکرد. یکیاز مهمترینبحرانهایدرونی، برآمدهاز متنمشروطه، عبارتبود از ستیز وکشمکشمداوماقلیّتتندرو مجلسـ برخوردار از حمایتانجمنهایافراطیبیروناز مجلسـ بااکثریتنمایندگانمعتدلآن. ایندو گروهکهبعداً در مجلسدوّمبهصورتدو حزبدمکراتو اعتدالظاهر شدند، موجد آشفتگیهایسیاسیبسیاریشدهبودند.
اما بحرانهایبیرونیکهغالباً برآمدهاز دسایسمخالفانمشروطهبود، عبارتبود از ایجاداغتشاشاتسراسریدر کشور توسّطاهرمهاینامرئی، و کارشکنیدر مقابلاقداماتمجلس، تا بدینوسیلهناکارآمدینظاممشروطهرا در ایجاد امنیّتنشانداده، و چنینبنمایند کهاینقدرتسنتّیسلطنتاستکهکارآمدیلازمرا برایادارهیکشور دارااست. از جملهیاینمخالفان، مرتجعاندرباری، و در راسآنشخصمحمد علیشاه، بود کهاز حمایتروسها نیز برخوردار بودهاست. بخشیدیگر از بحرانهایبیرونی، ناشیاز تعارضاتسیاسیـ ایدئولوژیکمشروعهخواهانبا مشروطهخواهان، بهویژهتندروانبود کهدر اینجا نیز دستدرباریاندر تشدید اختلافاتدیدهمیشد.
سرانجامبرایکاهشاینبحرانها و تضادها بود کهاصلاحطلبانو معتدلینمجلساستراتژی«آشتیشاهو مجلس» را در پیشگرفتند، تا نظاممشروطهرا در مداریمعتدلو جوّیآرامقرار دهند. ازاینرو، در اینراستا بود کهآناناتابک(امینالسلّطان)، صدراعظمپیشینرا ـ کهگفتهمیشد تحوّلیدرافکار ویبهوجود آمده، و تجربهیسیاسیلازمرا نیز اندوختهبود ـ بهایراندعوتکردند تا آناستراتژیرا بهپیشبرد. اما چنانکهخواهیمدید او نیز سرانجامنتوانستبر اینبحرانها چیرهشود، و ترور ویخود تبدیلبهیکیاز بحرانهایایندورهگردید.
چگونگیبازگشتاتابکبهایرانو تشکیلکابینه
امینالسلّطانیکیاز صدراعظمهایقدرتمند و پرماجرایدورهیناصرالدّینشاهو فرزندشمظفرالدینشاهبهشمار میرود. منابعموافقو مخالفوی، در ایندورهصفاتمتضاد و خصلتهایگوناگونیرا برایویبرشمردهاند. اینمنابعدر مجموعاو را فردیهوشیار وزیرک، سخی، بلند نظر، پرکار،سیاستمدار و دسیسهکار خواندهاند(۱). با اینهمه، چنینبهنظر میرسد کهماجراجوییهایسیاسیوینقشمهمّیرا در حیاتپرفراز و نشیب، و نهایتاً ترور ویایفا کردهاست.
پساز واقعهیرژی، کهروسها در آنقدرتنماییکرده، و منجر بهلغو امتیاز آندر سالقمریگردید، امینالسلطانهمراهبا ناصرالدّینشاهبهروسها گرایشیافتند. گرایشامینالسلّطانبهروسیه، و سپساستقراضبیهودهاز آندولتبرایمسافرتمظفرالدیّنشاهبهاروپا، کهنارضایتیمردمرا بهدنبالداشت، واگذاریعواید گمرکاتشمالبهآندولت، و نیز تغییر تعرفهگمرکات، کهبهزیانانگلیسیها تمامشدهبود، همهاز جملهیمهمترینعللعزلاتابکاز وزارتو خروجویاز کشور بهشمار میرفتند(۲). او در طیسهسالو هشتماهمسافرت(از جمادیالثانیتا ربیعالاوّل)،کهدر خارجاز کشور بهسر میبرد، در واقع«کیفر مخالفتبا انگلستان» را پسداد. او در اینمدّت، درممالکخاور دور، اروپا و آمریکا بهگردشپرداخته، و بهتفصیلهمهجا را سیاحتنمودهبود(۳). سرانجام،ویدر اوایلمشروطیتبهایراندعوتشد، تا در یکشرایطسیاسیطوفانی، سکّانکشتیمشروطیترابهدستگیرد.
هر چند کهمنابعطرفدار تندروانمعتقدند کهشاهاتابکرا برایاز بینبردنمشروطهبهایراندعوتکرد، ولیبهنظر میرسد کهزمینهیدعوتویقبلاز فوتمظفّرالدینشاه(۲۴ ذیقعده)، توسّطهوادارانبسیار او در ایرانفراهمشدهبود. از سویدیگر، مدارکبریتانیاییو هممنابعایرانینشانمیدهند کهاتابکدر طیسالهایتبعید و مسافرتبهکشورهایخارج، بهمشروطهگرایشیافته، و ازرفورمبنیادیدر ایرانگفتگو مینمود(۴). همچنین، ایننظریهوجود دارکهکسانیکهاتابکرا از قبلمیشناختند بهتغییر افکار او آگاهنبوده، و لذا همچناننسبتبهویبدبینبودند، بهویژهاینکهویاز راهروسیهوارد ایرانشدهبود(۵).
در حالیکهجناحنیرومند معتدلمجلس، چونبهبهانی، صنیعالدّولهرئیسمجلس، امینالضرّب،معینالتّجار، محمّد اسماعیلتبریزیو دیگرانطرفدار مراجعتاتابکبودهاند، گروهاقلیّتتندرو، چونتقیزاده، میرزا یحییاسکندری، میرزا ابراهیمآقا تبریزی، فلکالمعالیو چند تندیگر بهشدّتبا آنمخالفتمیکردند. ولیسرانجاماینگروهنیز در جلسهایخصوصیبا اکثرّیتمعتدلکنار آمدند(۶۹/ لذااتابکپساز ورود و مشورتبا طرفدارانخود، کهاکثریتمجلسرا تشکیلمیدادند، دولتخود را بهمجلسمعرّفیکرده، و با اکثریّتآرا(۷۸ رأی) رأیاعتماد گرفت. آنچهکهمجلسرا با اکثریّتآرا آمادهیپذیرشکابینهامینالسلّطانکردهبود، موضعمشکوکشاه، ناتوانیحکومتمرکزی، و هرجو مرجبیشاز اندازهاز یکسو، و از سویدیگر تواناییهایبود کهمجلسدر امینالسلطانبرایحلّ چنینبحرانهاییسراغداشت.
استراتژی«آشتیشاهو مجلس» و تعارضجریانهایسیاسی
پساز تشکیلکابینه، امینالسّلطانتمامکوششخود را برآشتیو سازشبینشاهو مجلسمتمرکزنمود. زیرا هماهنگیروابطبینسلطنت، دولت، و مجلساز مهمترینو حسّاسترینمسائلآنزمانبهشمار میرفت. او بهطور جدّیبهشاهگفتهبود کهمصلحتسلطنتو مجلسدر ایناستکهدر راهیکاتّحاد وطنپرستانهبکوشند. در سیاستخارجینیز او توانستمساعدتسفیرانانگلیسو فرانسهرا بهدستآورد، و میکوشید تا با کسبموافقتدولتروس، شاهرا از ستیز با مجلسبرحذر دارد. در همینراستا، مشیرالملکرا برایگفتگو بهپطرزبورگفرستادهبود تا با ایزولسکی، وزیر خارجهیآنکشور،مذاکرهنماید(۷). از سویدیگر، بنا بهسفارشاتابک، اسپرینگرایسسفیر انگلیسدر ملاقاتبا شاهبهویدرمورد دو جریانخطرناکهشدار دادهبود: یکیحرکتتندروانبود با همانهدفو روشجمعیّتهایروسیدر سال، یعنیجلبنظر مردمدر برانداختنسلطنتو عاملانآن. دیگردربارهیحرکاتو اعمالاطرافیانمرتجعشاهکهبهطور غیرمستقیمبهتندروانخدمتمیکردند. شاهدرپاسخاظهار داشت: درستاستکهمشروطهبهترینحکومتاست، اما نهاینمشروطیتکهاز آشوبطلبانو افراد بیاطّلاعتشکیلشدهاستکههر کسدر پیمنافعخویشاست، لذا انتخاباتباید تجدیدشده، و مجلسدیگریتشکیلگردد(۸).
در چنینشرایطیاتابکبینشاهو مجلسو مشروعهخواهانگیر کردهبود. انتظار شاهاز اتابکحذفمشروطهبود، در حالیکهمعتدلینمجلسو مشروطهنیز انتظار سازشدادنشاهبا مجلسرا از ویداشتند. اما بهمرور درباریانبدبینیشاهرا، و افراطیونبدبینیمجلسرا نسبتبهویدامنمیزدند.بدبینیشاهاز وقتیشروعشدهبود کهاتابک، کامرانمیرزا (پدرزنشاه) را از وزارتجنگبرکنار کرده، وخواهانعزلفرمانفرما و وزیر همایون، دو عضو دیگر وابستهبهدربار، از کابینهیخود شد. علاوهبر این،اتابکبهدرخواستمجلس، شاهرا تحتفشار قرار دادهبود تا رحیمخانرا ـ کهبهاشارهیشاهبهپسرشبیوکخاندستور گوشمالیعاملانانجمنتبریز را دادهبود ـ در تهراندستگیر و محاکمهنمایند(۹). مجموعهاینشرایطموجبخشمشاهنسبتبهاتابکشدهبود. از سویدیگر، همینخشمشدید شاهـ تا آنجا کهدرصدد قتلویبر میآید ـ نشاندهندهگرایشاتابکبهسویمجلسبود.
مسئلهمهمدر تشدید خصومتتندرواننسبتبهاتابکاینبود کهاینبار همتندروانبهدلیلفقدانبینشسیاسیلازمآلتدستدرباریانشدهبودند. بهعنوانمثال، هر چند کهدولتاتابکوارثاغتشاشاتگذشتهشدهبود، ولیشواهد نشانمیدادند کهایناغتشاشاتتوسطدرباریانو شاهدامنزدهمیشد، تا بهتندروانچنینالقا نمایند کهاتابکدرصدد برانداختنمشروطهاست.
در آنزماناغتشاشاتموجود ناشیاز چند عاملبود: نخستتبدیلسریعنظاممطلقهبهمشروطهکهذاتاً یکسریهرجو مرجرا بههمراهداشت، مانند برخورد انجمنهایایالتیو ولایتیکهاز نهادهایانقلابیبودهاند، با نهاد قدیمیحکومتدر اثر فقدانقانونمربوطه. دوّموجود ملّاکانبزرگکهقدرتمحلّیرا میراثخود دانسته، و عاملانآشوببهشمار میرفتند. سوّمکهمهمترینعاملبهشمارمیرفت، دسیسههایدربار و شاهعلیهمجلسدر جهتبیاعتبار کردنآنبود، و در واقعنوعیزورآزماییبا نظامجدید بود. در اینراستا عواملروسنیز بهحمایتاز دربار، و در پشتپردهعملمیکردند. بهاینترتیبمهمترینآشوبهاییکهدر اینزمانتوسطدرباریانتشدید میشدند، یکیمربوطبهقوامالملکشیرازیو فرزندانشدر شیراز، و دیگریمربوطبهحاجمحسنعراقیدر اراکبود کهریشهدارتر ازاغتشاشاتشیراز بود. اما قضیهیآذربایجانپیچیدهتر و گستردهتر بود: تجاوز نظامیروسها، مداخلاتمستمّر مجاهدینو انجمنایالتیدر امور روزمرّهیشهری، و نیز برخورد بیوکخانبا انجمنایالتیکهگفتهمیشد بهاشارهیشاهو بهمنظور گوشمالیآنبودهاست. ایناغتشاشاتباعثاعتراضشدیدمجلسبهشاهگردید، و در نتیجهویناگزیر حکمیبر توقیفو محاکمهرحیمخان، و عزلپسرشبیوکخاناز منصبرسمیصادر کرد(۱۰).
با ایجاد ایناغتشاشاتاز یکسو، و از سویدیگر اطلّاعاتبهظاهر موثقیکهدرباریان، بهویژهسعدالدّوله، مبنیبر دستداشتناتابکدر آنها، در اختیار کمیتهیانقلابگذاشتهبود، بهتندروانچنینالقا مینمود کهاتابکخیالفروشایران، یا قصد براندازیمجلسرا دارد. ایناطلاعاتمغرضانهوقتیباگذشتهیاتابکسنجیدهمیشد، بیشاز پیشباعثبرانگیختنتندروانمیگردید(۱۱). طبقگزارشاسپرینگرایس، سپهدار، فرمانفرما، علاءالدّوله، امیر بهادر جنگ، کامرانمیرزا، و بهویژهسعدالدّوله، برضدّ اتابکبهانجمنها کمکمالیمینمودند. سعدالدّولهعدّهایاز عمّالخود را در لباسمشروطهخواهانوارد همانانجمنها کرده، و آنانتوانستند بهسایر اعضا چنینالقا نمایند کهرئیسالوزرا و رئیسمجلس، صنیعالدّوله، هر دو خائنهستند. طبقهمینگزارش، هدفجاهطلبانهسعدالدّولهبراندزایکابینهیاتابکبود تا خود بتواند در راسیککابینهیجدید قرار گیرد. هدفمشترکاو با سایر درباریانچیزیجز انحلالمجلساز طریقایجاد آشوبدر سراسر کشور نبود(۱۲). تندرواننیز وقتیبا ورود اتابکو حمایتاکثریتمجلساز ویمواجهشده، و در تنگنا سیاسیقرار گرفتهبودند، آمادگیپذیرشهر گونهشایعهایرا داشتند. افراطیونچنینتبلیغمیکردند کهامینالسلّطاندائمدر حالانهداممشروطیتاست. انجمنآذربایجاننیز تبلیغمیکرد که«اتابکو صنیعالدّولههر دو برایبر همزدنمجلسهمفکرند»، و روزنامهیروحالقدسنیز نوشتکهاتابکچهار سالدر فرنگمشغولتوطئهعلیهایرانبوده، و اکنونبهایرانآمد تا تعهداتیرا کهبهروسو انگلیسدادهاستعملنماید(۱۳). دستگاهشایعهپراکنینیز بهمنظور برانگیختناذهانعمومیبهکار افتاده، و زمزمهیطرحترور همدر پایتختپیچیدهبود. چنانکهیحییدولتآبادی، یکروز قبلاز ترور اتابکبهمخبرالسلّطنههشدار دادهبود که: «اتابکرامیزنند و از برایتو همخطر است»، ولیاو پاسخداد نسبتبهمنسوء ظننیست(۱۴).
در هفتهآخر عمر دولتاتابک، ویهمچناندر تلاشآشتیدادنشاهبا مجلسبود. در حالیکهکشمکشدولتو سلطنتبهبحرانیتریننقطهیخود رسیدهبود، و دولتتصمیمداشتکهاگر شاهتسلیمنشد استعفا دهد، تندروانو مرتجعینسرگرمتوطئهترور اتابکبودند. از سویدیگر، افزایشاغتشاشاتتوسّطمرتجعیندر ولایات، و افزایششایعاتو فشارهایسیاسیتندرواندر پایتخت، باعثشد کهمجلسنتواند بهاتخاذ سیاستروشنینائلآید. تحتچنینشرایطیبود کهمباحثاتمجلسدرآنهفتهیآخر بیشتر پیرامونانتقاد از دولتو فشار در جهتاستعفایآنبود، و اینهمانچیزیبود کهاقلیّتتندرودر پیآنبودهاست. از مجموعمناظرهیپارلمانیچنینبر میآید کهمجلسنتوانستیکموضعمنسجمیدر برخوردبا آنمسئلهبزرگاتّخاذ نموده، و دولترا در جدالبا شاهیاریدهد.
ترور اتابکو پیامد آن
سرانجامصبحرجببرابر با ۳۱ اوت، هیأتوزیرانجهتاتمامحجّت، و یا استعفابهدربار رفت. لیکناتابکتوانستموافقتکتبیشاهرا در همراهیبا مجلسدریافتکند. ولیدر همانروز، پساز قرائتنامهیشاهدر مجلس، کهامید بهبهبودیمیرفت، در هنگامخروجاز مجلس، ویمورد اصابتچند گلولهییکیاز تندروانبهنامعبّاسآقا، صرّافو عضو انجمنآذربایجانواقعشده، وبهقتلآمد. آخرینتحقیقاتنشانمیدهند کهاینترور با پولو تلقیناتمرتجعیندرباری، و بهدستتندروانانجامشدهاست(۱۵). بهقولرایس، مرتجعینکهمیخواستند اتابکرا از میانبردارند،احساساتمشتیمشروطهخواه«خوشنیتولینادان» را، کهعضو انجمنها بودند، برافروختند، و تعصّبسیاسیآنها را چنانبرانگیختند کهارتکابچنینجنایتیبرایشاندشوار نبود.
یکمسئلهمهماینبود کهاینترور عجولانهکهدر یکجوّ خشونتـ کهبر اثر تبلیغاتدامنهداریبهوجود آمدهبود ـ انجامشده، واجازهنداد تا نتیجهیواقعیکوششهایاتابکدر روند آشتیدادنشاهبامجلسآشکار گردد. زیرا ویهمیشهامیدوار بود کهشاهرا واداربههمکاریبا مجلس، و مجلسرا وادار بههمکاریبا دولتنماید، تا بتواند بر اغتشاشاتچیرهشود. رایسگزارشداد کهبا محو شدناو ازصفحهیسیاستایران، دیگر کسیکهبتواند از حیثنفوذ و شخصیتبا ویبرابریکند یافتنمیشود، و«آتیهیمردمنیز حتّیاز حالحاضر همبدتر خواهد شد» (۱۶)، و اینهمانچیزیبود کهشاهو روسها ازآنمیخواستند بهنفعخویشاستفادهنمایند.
البتهدر تواناییامینالسلّطانـ آنچنانکهطرفدارانسادهلوحویاو را منجیایرانمیپنداشتند ـنباید مبالغهکرد. زیرا هنگامیکهجریانپیچیدهیحوادثبر دولتتحمیلگردید، او نتوانستکنترلکاملامور را بهدستگیرد. در آنروزگار پراکندگیقدرتو تداخلآنها مشکلهمهیدولتها بود. اماکفایتامینالسلطانرا در ایستادگیدر برابر سلطنتهیچیکاز وزرایدیگر در دورهیمشروطهیاولنداشتهاند. ولیافراطیونکوتهبینتر از آنبودند کهاینمسئلهیمهمرا دریابند. آنها امینالسلطانرابرداشتند تا مشیرالسلطنه، نوکر شخصیشاه، جانشینویشود، و بهتمشیتامور بپردازد.
پساز قتلاتابک، صنیعالدّولهنیز از ریاستمجلساستعفا داد. او نیز امیدوار بود کهاتابکبتواند شاهرا مجبور بهتمکینکرده، و از جنگو خونریزیجلوگیرینماید، و اینچیزیبود کهرئیسمجلسخود رابهتنهاییقادر بهانجامآننمیدید. زیرا از یکسو، شاهبر او بدگمانبوده، و تحریکاتیبر ضدّ ویانجاممیداد، واز سویدیگر، ویروشتندروانرا خلافمصلحتآنزمانمیدانست(۱۷). مشروطهینوپا کههنوز ریشهیمحکمینداشت، نمیتوانستروشهایخشونتبار را تحمّلنماید. عناصر تندرو، ازمعتقدانکمونیسمروسیتا فرقهیاجتماعیونو نمایندگانآنها در مجلس، در دانشسیاسیضعیفتر ازآنبودند کهبهمنظور ایجاد تحوّلتدریجیروشهایدمکراتیکرا اعمالنمایند. منطقخشونتآنانتقلیدیبود از شیوهیرفتار احزابانقلابیروسکهواکنشیبود بر خصلتاستبدادیخاصآنکشور (۱۸).اعمالچنینروشیدر مقابلیکنظامپارلمانیجدید در ایرانبسیار زیانبار بود. افراطیونسهمچندانیدر تکوینحرکتمشروطهخواهینداشتند، ولیبا استفادهاز حقوقآزادیحاصلشده، بهخشونترویآورده، و همانحقوقرا مورد تعرّضقرار دادند.
یکیدیگر از نتایجقتلاتابک، تقویتموضعتندروانبود کهتضعیفبیشتر مجلسرا در پیداشت.زیرا معتدلانکهاکثریّتمجلسرا در اختیار داشتند، از سرنوشتمجلسـ با قدرتیافتنتندروانواعمالخشونتآنانـ مأیوسو بیمناکشدند. از اینرو، از آنپسگرایشبرخینمایندگانبهسمتشاه،بهعنوانقدرتسنتیکهمیتوانستموجّد امنیتباشد، افزایشیافت. اینامر آغازیبرایتجزیهیپارلمانبهنفعشاهبود کهتا زماناستعفایاحتشامالسّلطنه، دوّمینرئیسمجلس، بهاوجخود رسید. درواقعبعد از جنبشمشروعهخواهی، کهتأثیر مهمّیدر تغییر سرنوشتانقلابداشت، قتلاتابکدوّمینحادثهایبهشمار میرفتکهباعثجداییتندروانو معتدلانشده، و شکافیدر مجلسبهنفعشاهبهوجود آورد.
نتیجه:
در مجموعچنینبهنظر میرسدکهعناصر و انجمنهایافراطی، بهدلیلضعفبینشسیاسیوفقدانتساهلو تعاملکافی، تا حدّیفریبسیاستمدارانکهنهکار درباری، و عناصر نفوذیو روسیراخورده، و نخستینگامرا برایورود بهیکبازیخطرناکبرداشتهبودند. آنها اجازهندادند تا نتیجهیکوششهایسیاسیاتابککاملاً آشکار گردد. علاوهبر این، در یکنظامسیاسیدمکراتیکمبتنیبرپارلمان، کهگروهها و احزابمیبایستاز طریقگفتمانو تعاملسیاسیبهچارهاندیشیبرایحلّمعظلاتبپردازند، جاییبرایعملیّاتخشونتبار و ترور باقینمیماند. اما بهنظر میرسد کهجریانهایسیاسیافراطیبهتکاملسیاسیلازمدستنیافته، و حساسیّتفضایسیاسی، و دشواریشرایطموجود را بهخوبیدرکنکردهبودند. در نتیجهاز فضایسیاسیبازکهبرآمدهاز انقلاببود، سوءاستفادهنموده، و بهحقوقسیاسیخویشو دیگرانضربهزدند.
از سویی، حوادثبعدینشاندادند کهترور اتابکهر چند مدتکوتاهیترسو سکوتمخالفانودرباریانرا در پیداشت، ولیبهستیز آنانبا مجلسو مشروطهپایاننبخشید. درگیریآنانبا مجلسبهزودیدگربارهآغاز شد، و جریانهایافراطینیز با تخریباستراتژی«آشتیشاهو مجلس» ـ کهمصلحاندر تعقیبآنبودند ـ با توّسلبههمانروشهایخشونتبار، فقطبهمقابلهبا معلولبرخواستهبودند. نتیجهیچنینروشهاییجز سرعتبخشیدنبهفرایند واژگونینظاممشروطهنبود.
فصلنامه سیاسی - ادبی- فرهنگی
موسس: شادروان حاج علی فائق / تاسیس ۱۳۲۸
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: دکتر محمد علی فائق ايميل :
mfaegh AT yahoo.com
سردبیر: فریدون نوزاد
شورای دبیران: احمد اداره چی گیلانی، مهران برزگر ماچیانی، افشین پرتو، مصطفی فرض پور ماچیانی، دکتر عبد الکریم گلشنی، احمد محامد، دکتر غلامحسین مهدیزاده
نشانی:
ایران، گیلان، رشت، خیابان امام خمینی، مقابل بانک رفاه کارگران، کوچه فائق، شماره ۲۱۵، طبقه سوم
تلفکس: ۳۲۳۱۱۸۲-۰۱۳۱ صندوق پستی: ۱۶۷۷
اشتراک سالیانه داخل ایران با هزینه پست: ۴۵۰۰۰ ریال
اشتراک سالیانه خارج با هزینه پست: ۲۵ دلار
نشانی بانکی: ایران، گیلان، رشت، بانک تجارت (شعبه پورسینا)، شماره حساب جاری ۵۵۲۵۵، کد ۸۱۱۰ به نام دکتر محمد علی فائق
تمام حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به دکتر محمد علی فائق ميباشد.
راهاندازي، مسوول فني و بهروزرساني: عليرضا طياري.
پاسخ خود را بنویسید