منوچهر هدایتی‌خوشکلام‌

شب‌یلدا، شب‌توّلد ایزد مهر، شب‌میلاد دوبارة‌خورشید با فروغ‌ظلمت‌شکنش‌. یلدا(۱) واژه‌ایست‌سُریانی‌(۲) به‌معنی‌میلاد و زایش‌، از آن‌روی‌به‌واپسین‌شب‌پاییز و درازترین‌شب‌سال‌، نام‌داده‌شد که‌پایان‌ظلمت‌دراز آهنگش‌، آبستن‌سحرگاه‌فرداییست‌که‌آفتابش‌به‌برج‌جَدْی‌(۳) منتقل‌می‌شود، و به‌گفتة‌دانشمند ایرانی‌، ابوریحان‌بیرونی‌، در اثر بزرگش‌«آثارالباقیه‌» «در این‌روز، نور از حدّ نقصان‌، به‌حدّزیادت‌» پدیدار آید. ایرانیان‌باستان‌تا پیش‌از پیدایش‌کیش‌یکتایی‌زرتشت‌، خدای‌ْ واره‌های‌گوناگون‌، به‌روایتی‌بیش‌از بیست‌خدایواره‌(۴) را باور داشتند، از جمله‌، خدایوارة‌مهر که‌فرزند آناهیتا ایزد بانوی‌آب‌، واز ایزدان‌بزرگ‌بود. و بر این‌باور بودند که‌در آغازین‌روز زمستان‌، خدایوارة‌خورشید یا ایزد مهر مغلوب‌ناشدنی‌و شکست‌ناپذیر، میلادی‌دوباره‌می‌آغازد. این‌گونه‌بود که‌شب‌پیشین‌این‌روز را به‌گرامیداشت‌زایش‌خورشید تا پاسی‌از شب‌بیدار می‌ماندند، و با انواع‌سرگرمیها با بیان‌داستانهای‌تاریخی‌وسرگذشت‌پیشینیان‌و پهلوانان‌، با خواندن‌شاهنامه‌، و در این‌شش‌هفت‌سدة‌اخیر با فال‌گرفتن‌از دیوان‌حافظ‌، و خوردن‌میوه‌هایی‌چون‌هندوانه‌و انار و آجیل‌و تنقّلات‌دیگر، به‌شب‌زنده‌داری‌می‌نشستند،تاپگاهان‌، طلوع‌خورشید را شاهد باشند، با این‌باور بی‌آلایش‌که‌میلاد خدا خورشیدشان‌در غاری‌در کوه‌هرا ـ البرزکوه‌ـ روی‌می‌دهد، و سپس‌از این‌جایگاه‌سربر می‌کشد و با فروغش‌مرگ‌تاریکی‌را به‌ارمغان‌می‌آورد، و هر روز بیشتر از روز پیش‌، انوار زندگی‌بخشش‌را بر زمینیان‌ارزانی‌می‌دارد، به‌خجستگی‌چنین‌میلادی‌آیین‌هایی‌در تقدیس‌و نیایش‌ایزد مهر، همراه‌جشن‌و شادمانی‌برگزار می‌کردند، که‌در تاریخ‌پیدایی‌و شکل‌گیری‌مدنیت‌و فرهنگ‌ایران‌، با نام‌آیین‌مهر یا میترائیسم‌به‌یادگار ماندگار مانده‌است‌. برپایة‌برداشت‌پژوهشگران‌و آن‌گونه‌که‌از کلام‌فردوسی‌بزرگ‌بر می‌آید، بنیانگذار این‌آیین‌، هوشنگ‌شاه‌پیشدادی‌پسر سیامک‌و نوة‌کیومرث‌بوده‌است‌:

«که‌ما رازدین‌بهی‌ننگ‌نیست‌به‌گیتی‌به‌از دین‌هوشنگ‌نیست‌
همه‌راه‌داد است‌و آیین‌مهرنظر کرده‌اندر شمار سپهر»
مهر، به‌اوستایی‌میثره‌، در پارسی‌میانه‌میتَر، در سانسکریت‌میترة‌و در زبانهای‌اروپایی‌میترا، ازخدایان‌هند و ایرانی‌به‌معنی‌خورشید وایزد نگهبان‌مهر و دوستی‌و عهد و پیمان‌است‌، در آیین‌زرتشت‌نیز با آنکه‌از پایگاه‌خدایوارگی‌پیشین‌، شأن‌نزول‌می‌یابد، به‌شایستگی‌در اوستا بویژه‌در یشتها به‌جایگاه‌ایزدان‌یاور اهورامزدا نشانده‌می‌شود. سده‌ها پیش‌از میلاد مسیح‌از دوران‌اوجگیری‌هخامنشیان‌و گسترش‌پادشاهی‌آنان‌بر گسترایی‌پهناور از شرق‌و عالم‌بویژه‌پس‌از استیلای‌اسکندر مقدونی‌وسلوکیان‌جانشین‌وی‌که‌در آمیختگی‌ایرانیان‌و مردمان‌خطّة‌یونان‌و روم‌، بخصوص‌با برخوردهای‌نظامی‌متعدّد، بیش‌از پیش‌به‌هم‌تنید، و پس‌از آن‌نیز در دوران‌سالة‌فرمانروایان‌اشکانی‌، آیین‌ایرانی‌مهر که‌دین‌رسمی‌کشور بود، به‌میانگنی‌ِ سربازان‌اشکانی‌و رومی‌، به‌روم‌و از آنجا توسّط‌لژیونهای‌رومی‌به‌سراسر اروپای‌شناخته‌شدة‌آن‌روزگاران‌راه‌یافت‌و به‌قلمروهای‌پهناورتری‌سایه‌گسترد، تا آنجا که‌می‌توان‌کشف‌آثار و بقایای‌مهرابه‌ها، پرستشگاههای‌مهری‌، را در دهه‌های‌اخیر درانگلستان‌و جای‌جای‌اروپا از جمله‌کشف‌مجسمة‌نیم‌تنة‌میترا در شهر مارتینی‌سوئیس‌با کتیبه‌های‌ویژة‌نیایشگاه‌مهریان‌، به‌گواهی‌گرفت‌. آیین‌مهر حدود پنج‌سده‌، از دو سدة‌پیش‌از میلاد، تا بیش‌از سه‌سده‌، پس‌از ظهور مسیحیت‌، نظام‌اندیشگی‌حاکم‌بر اروپا و دین‌رسمی‌امپراتوری‌روم‌بوده‌و حتّا شماری‌از امپراتوران‌روم‌از باورمندان‌به‌آن‌بوده‌اند. اگر چه‌میترائیسم‌اروپا، در روش‌اندک‌دوگانگی‌با مهرپرستی‌ایرانیان‌داشت‌، اما ریشه‌و بنیاد از کیش‌مهر ایرانی‌و آبشخورش‌در این‌فرهنگ‌بود، که‌این‌، خود نیز ازپگاه‌تاریخ‌، از هزاره‌های‌اسطوره‌پنداری‌، اندیشة‌ایرانی‌را به‌چالش‌گرفته‌بود. برپایة‌این‌اعتقاد، اروپای‌میترایی‌هم‌واپسین‌شب‌پاییز را همانند ایرانیان‌به‌گرامیداشت‌میلاد مهر جشن‌می‌گرفت‌که‌این‌جشن‌در تقویم‌یولیانی‌(۵) روم‌بر روز ۲۱ دسامبر منطبق‌بود. در این‌سه‌قرنی‌که‌مسیحیت‌می‌رفت‌تا در جوامع‌رومی‌و اروپایی‌جاخوش‌کند و به‌صورت‌هماوردی‌میدان‌خواه‌و فزونی‌طلب‌در برابر آیین‌مهر در آید،مسیحیان‌بی‌اطلاع‌از تاریخ‌واقعی‌توّلد مسیح‌، یادمان‌میلادش‌را بر پایة‌محاسبه‌های‌نادرست‌وفرضی‌،در روزهای‌مختلفی‌از سال‌چون‌ششم‌ژانویه‌، اول‌مارچ‌، و پانزده‌سپتامبر جشن‌می‌گرفتند. در سال‌میلادی‌، کنستانتین‌کبیر، امپراتور روم‌که‌به‌مسیحیت‌گرایشی‌قلبی‌پیدا کرده‌و بعدها نیز به‌لقب‌پدرکلیسانامور شد، با صدور فرمانی‌که‌به‌نام‌منشور میلان‌در تاریخ‌به‌ثبت‌آمده‌، مسیحیت‌را به‌رسمیّت‌شناخت‌و در حقیقت‌با این‌منشور کیش‌مهر را منسوخ‌و آیین‌مسیح‌را جایگزین‌آن‌کرد. از این‌پس‌بودکه‌مسیحیان‌در اجرای‌مراسم‌دینی‌و فعالیتهای‌مذهبی‌و حتّا تبلیغاتی‌آزادی‌عمل‌گسترده‌ای‌به‌دست‌آوردند. این‌موفقیت‌آنها دگرگونی‌شگرفی‌را در مناسبات‌اجتماعی‌آن‌روزگار روم‌پدید آورد. کلیساییان‌بااستفاده‌از فرصت‌پیش‌آمده‌تبلیغات‌وسیع‌واشکاری‌را آغازیدند، کاری‌که‌پیش‌از این‌یارای‌دست‌یازیدن‌به‌آن‌را نداشتند و جولانگهی‌برای‌خودی‌نشان‌دادن‌و تبلیغات‌در اختیارشان‌نبود، و بیشترین‌اعمال‌و نیایشهای‌مذهبی‌را در خفا و پنهانی‌انجام‌می‌دادند. این‌اقدام‌کنستانتین‌سبب‌گردید تاگروههای‌بیشتری‌از مردم‌روم‌کیش‌آبا و اجدادی‌خود، آیین‌مهر را وانهاده‌و به‌مسیحیت‌بگروند. آنها دراین‌جابه‌جایی‌عقیدتی‌فرهنگی‌، آداب‌و سنن‌مهری‌را که‌در ذهن‌و ضمیرشان‌نهادینه‌شده‌بود،ناخودآگاه‌و بر طریق‌عادت‌و اعتقاد، به‌کیش‌جدید منتقل‌می‌کردند. باورمندی‌به‌رستاخیز، غسل‌تعمید،نواختن‌ناقوس‌و نوازندگی‌و سرودخوانی‌در کلیساها، افروختن‌شمع‌در مراسم‌مذهبی‌، آراستن‌سرو در ایام‌کریسمس‌که‌نمادیست‌از سرو آریایی‌، تقسیم‌نان‌و شراب‌، نقش‌صلیب‌به‌جای‌خورشید مهریان‌، تشابه‌کلاه‌پاپها به‌کلاه‌مهریان‌«رمه‌تِر» زایش‌مسیح‌را در اصطبل‌تمثیلی‌از توّلد مهر در غار، و نامگذاری‌یکی‌از روزهای‌هفته‌به‌نام‌خورشید، سان‌دی‌Sunday ـ یکشنبه‌روز مقدس‌مسیحیان‌، و شماری‌دیگراز جملة‌آداب‌و رسوم‌میترایی‌است‌که‌به‌آیین‌مسیح‌راه‌یافته‌و امروزه‌از فرایض‌جدایی‌ناپذیر آن‌آیین‌گشته‌است‌. حتّا گفته‌می‌شود که‌کلیسای‌نُتردام‌پاریس‌بر روی‌بقایای‌یک‌مهرابة‌قدیمی‌میترایی‌بناشده‌است‌. همچنین‌در منشور میلان‌آشکارا اعلام‌شده‌بود، چون‌عیسا مسیح‌همزاد نور و مظهر انوارالهی‌است‌زاد روزش‌همین‌روز ۲۱ دسامبر است‌که‌مهریان‌به‌غلط‌آن‌را از آن‌خود و روز میلاد ایزدمهرشان‌دانسته‌اند. بنابراین‌سالهای‌سال‌این‌روز به‌عنوان‌روز میلاد مسیح‌شناخته‌می‌شد. اما با پیش‌آمدن‌سالهای‌کبیسه‌و اشتباه‌در گاهشماری‌، این‌روز هم‌به‌بیست‌و پنجم‌دسامبر تغییر یافت‌، و سرانجام‌به‌منظور پیشگیری‌از پراکندگی‌بیشتر، به‌فرمان‌پاپ‌لیبریوس‌قدیس‌در سال‌۳۵۴ میلادی‌زاد روزمسیح‌رسماً در روز بیست‌و پنج‌دسامبر، اعلام‌و تثبیت‌گردید. از اینجاست‌که‌می‌بینیم‌امروزه‌مسیحیان‌جهان‌، بویژه‌پیروان‌کلیسای‌رومان‌کاتولیک‌، جشن‌میلاد مسیح‌را چهار روز پس‌از زادروز مهر، برگزارمی‌کنند، بجز کلیسای‌ارتودکس‌شرق‌ـ خورآیی‌ـ و ارامنة‌گریگوری‌که‌بر اعتقادی‌دیرپازاد روز مسیح‌راهمچنان‌به‌روز ششم‌ژانویه‌باور دارند. و در این‌میان‌ایرانیان‌باورمند به‌بن‌مایه‌های‌فرهنگ‌ملی‌آذر برابر ۲۱ دسامبر، واپسین‌شب‌پاییز را به‌گرامیداشت‌میلاد ایزد مهر، با نام‌شب‌یلدا یا شب‌چلّه‌پاس‌می‌نهند. در تاریخ‌اسطوره‌ای‌ایران‌و به‌روایت‌شاهنامه‌آمده‌که‌هوشنگ‌شاه‌پیشدادی‌در دهم‌بهمن‌ماه‌ـ روز جشن‌سده‌ـ به‌کشف‌آتش‌نایل‌آمد.بنابراین‌ایرانیان‌باستان‌چهل‌روز اوّل‌زمستان‌، از اوّل‌دی‌تادهم‌بهمن‌را چلّه‌بزرگ‌، و بیست‌روز و بیست‌شب‌باقیماندة‌این‌ماه‌ـ از دهم‌تا آخرین‌روز بهمن‌ـرا چلّه‌کوچک‌نام‌داده‌اند، و اوّلین‌شب‌چلّه‌بزرگ‌یا شب‌یلدا را که‌به‌تحقیق‌دو ساعتی‌بیشتر از دیگر شبهای‌سالست‌با مراسم‌ویژة‌جشن‌و سرور، به‌سر می‌آورند که‌آتش‌این‌شوق‌برگزاری‌تا جاودانة‌تاریخ‌برقرارباد. امروزه‌شب‌یلدا یادگاری‌نیک‌از دورنای‌تاریخ‌خردورزی‌ایرانیان‌است‌که‌هزاره‌های‌پرفراز و فرود وتاریکی‌را پشت‌سر نهاده‌و با قامتی‌استوار و بی‌تزلزل‌، روی‌بر زایش‌مهر و نور و سرور دارند.
و اما گویندگان‌ذوق‌آفرین‌ما، با تشبیه‌درازی‌و سیاهی‌گیسوی‌یار به‌بلندی‌و سیاهی‌شب‌یلدا،جذّابیت‌و تخییل‌شعر پارسی‌را به‌فصاحت‌و شیرینی‌نشانده‌اند. از جمله‌:سعدی‌:
روز رویش‌، چو برانداخت‌نقاب‌از سرزلف‌گویی‌از روز قیامت‌، شب‌یلدا برخاست‌
اوحدی‌: شب‌هجرانت‌ای‌دلبر، شب‌یلداست‌پنداری‌رُخت‌نوروز و دیدار تو، عید ماست‌پنداری‌
سعدی‌: برآی‌ای‌صبح‌مشتاقان‌اگر هنگام‌روز آمدکه‌بگرفت‌این‌شب‌یلدا، ملال‌از ماه‌و پروینم‌
سعدی‌: نظر به‌روی‌تو هر بامداد نوروزیست‌شب‌فراق‌تو هر گه‌که‌هست‌، یلداییست‌
خاقانی‌: همه‌شبهای‌غم‌آبستن‌ِ روز طربست‌یوسف‌ِ روز، به‌چاه‌شب‌یلدا بینند
صائب‌: می‌کند زلف‌سیاه‌تو به‌دلهای‌حزین‌آنچه‌با خسته‌روانان‌شب‌یلدا نکند
از آنجمن‌آرا: شب‌یلدای‌غمم‌را سحری‌پیدا نیست‌گریه‌های‌سحرم‌را اثری‌پیدا نیست‌
* * *
یلداترین‌شبان‌ِ دراز آهنگ‌
گسترده‌است‌، ظلمت‌سردش‌به‌روی‌شهر
بگرفت‌راه‌ِ روشن‌دیدار،
و شهرِ تب‌زده‌، خفته‌است‌، بی‌هنگام‌،
در آغوش‌بیعاری‌و از خویش‌، بیخویشی‌.
در سکوت‌دلسیاه‌ِ این‌شب‌تاریک‌،
که‌وحشت‌از در و دیوار می‌بارد.
سرما، استخوانسوز است‌.
حسرت‌گرمای‌«کُلَه‌آتش‌بهمن‌» به‌دل‌مانده‌ست‌.
لحظه‌، لحظه‌های‌گنگ‌،
بی‌هدف‌، تنها و خسته‌، راه‌می‌پویم‌.
دیدگان‌حسرتم‌بر اختر قطبی‌ست‌ـ با او گفتگو دارم‌ـ
وی‌نوشتم‌، از دور، جرعه‌جرعه‌از سراب‌نور،
لحظه‌، لحظه‌های‌گنگ‌تنهاییست‌…!
«کجا دانند حال‌ما سبکباران‌ساحلها»
* * *

پانویس‌ها:

۱ ـ یلدا: واژه‌ای‌سریانی‌به‌معنی‌زایش‌و تولّد که‌به‌عربی‌راه‌یافته‌و میلاد عربی‌برگرفته‌از این‌واژه‌است‌.در بخش‌حماسی‌شاهنامة‌ما میلاد نام‌یکی‌از پهلوانان‌ایرانی‌و پدر گرگین‌است‌و در آن‌هنگام‌که‌کیکاووس‌به‌مازندران‌می‌رفت‌ایران‌را به‌او سپرد.
به‌میلاد بسپرد ایران‌زمین‌کلید در گنج‌و تاج‌و نگین‌
به‌باور پاره‌ای‌از پژوهشگران‌، میلاد در شاهنامه‌مصّحف‌میترادات‌= مهرداد است‌
۲ ـ سُریانی‌: زبان‌قومی‌سامی‌نژاد، خویشاوند قوم‌آرامی‌، منسوب‌به‌سورستان‌، بخشهایی‌از سوریه‌ولبنان‌و عراق‌کنونی‌، زبانی‌که‌بازبان‌یونانی‌باستان‌رابطه‌ای‌تنگاتنگ‌دارد.
۳ ـ جَدْی‌ْ: (به‌فتح‌جیم‌و سکون‌دال‌) برج‌دهم‌ازبرجهای‌دوازده‌گانه‌. اوّل‌جَدی‌تقریباً برابر است‌باهفتم‌دی‌ماه‌از سال‌خورشیدی‌و جُدَی‌(به‌ضم‌ّ جیم‌و فتح‌دال‌) نام‌ستارة‌قطبی‌.
۴ ـ خدایواره‌: این‌واژة‌مرکّب‌(خدای‌+ واره‌) را سالهاپیش‌در جایی‌، نمی‌دانم‌از کدام‌نویسندة‌با ذوق‌خواندم‌که‌درمعنی‌رب‌النّوع‌آورده‌بود. پسندیدم‌و درنوشته‌هایم‌به‌کار گرفتم‌.
۵ ـ تقویم‌یولیانی‌: تقویم‌ژولیان‌سزار رومیان‌که‌تاسال‌میلادی‌کاربرد داشت‌. در این‌سال‌پاپ‌گریگوری‌سیزدهم‌با تغییراتی‌در آن‌ـ با استفاده‌ازتقویم‌جلالی‌، خورشیدی‌ایرانی‌ـ آن‌را به‌صورت‌تقویم‌میلادی‌کنونی‌در آورد.
منابع‌: با نگاه‌به‌لغتنامة‌دهخدا.