‌دکتر محمد معین، دانشمندی‌ دیگر است، دانشمندی‌ بهین‌ از تبار دانشمندانی‌ که‌ گیلان‌ در این‌ دوران‌ از تاریخ‌ میهن‌ ارجمندمان‌ به‌ ایران‌ جاودانی‌ بخشیده‌ است.
‌دکتر محمد معین‌ شاگرد و دوست‌ استاد مینوی‌ روان‌ ابراهیم‌پور داود بوده‌ است.
‌پرفسورهانری‌ کربن‌ ایرانشناس‌ نامور فرانسوی‌ که‌ با دکتر محمد معین‌ دوستی‌ داشت‌ و، کتابی‌ چند با همکاری‌ یکدیگر پخش‌ کرده‌اند؛ نوشته‌ است:«او یکی‌ از مفاخر بزرگ‌ مردم‌ مشرق‌ زمین‌ و شاید به‌ جرات‌ بتوان‌ گفت، بشریت‌ بود…من‌ از او بسیار چیزها فرا گرفتم‌ و خاطرة‌ پرارج‌ آن‌ مرد بشردوست‌ و عاشق‌ فرهنگ‌ ایرانی‌ را تا واپسین‌ دم‌ به‌ یاد خواهم‌ داشت».
‌نهم‌ اردیبهشت‌ ماه‌ ۱۲۹۷ خورشیدی‌ در رشت‌ زاده‌ شد. از شگفتیهای‌ زندگیش‌ این‌ که‌ به‌ روزگار کودکی، مادر و پنج‌ روز پس‌ از او پدرش‌ در گذشتند. پدر بزرگ‌ به‌ سر پرستیش‌ پرداخت. خاندان‌ پدری‌ و مادریش‌ از روحانیان‌ شهر بودند.
‌در دارالفنون‌ دانش‌ آموخت. سپس‌ از دانشکدة‌ ادبیات‌ و دانشسرای‌ عالی‌ لیسانس‌ گرفت. به‌ سال‌ ۱۳۱۸ برای‌ گرفتن‌ دکترای‌ ادبیات‌ پارسی‌ به‌ دانشکدة‌ ادبیات‌ دانشگاه‌ تهران‌ درآمد. روز سه‌ شنبه‌ ۱۷ شهریور ۱۳۲۱ با پایان‌ نامة‌ «مزدیسنا و تأثیر آن‌ در ادبیات‌ پارسی» با قید «بسیار خوب‌ از سوی‌ استادان، دکترا گرفت. استاد راهنمایش، دانشمند بزرگ‌ و بی‌ همتا ابراهیم‌ پورداود بود.
‌پس‌ از آن‌ به‌ استادی‌ دانشگاهش‌ برگزیدند. از آغاز سال‌ ۱۳۲۴ برابر وصیتنامة‌ علامه‌ دهخدا ریاست‌ سازمان‌ لغت‌ نامه‌ را یافت. بدین‌ کار بزرگ‌ تا سال‌ ۱۳۴۵ در بود. سالی‌ که‌ بیماریش‌ بیاغازید.
‌نیما یوشیج‌ هم‌ بنا به‌ وصیتنامه‌ای‌ بررسی‌ و پخش‌ شعرهایش‌ را بدو واگذاشت. پس‌ از آذرماه‌ ۱۳۳۸ بدین‌ کار نیز در شد.
‌اگر آن‌ دو بزرگمرد چنان‌ کردند. انگیزششان‌ را بایستی‌ بازتابِ‌ دانش، پاکی، درستکاری، والاخویی‌ و نکومنشی‌ دکتر محمد معین‌ شمرد، نه‌ چیزی‌ دیگر.
‌زنده‌ یاد دکتر محمد معین‌ آنچنان‌ گشاده‌ روان‌ بود که‌ هیچگاه‌ به‌ زندگانی‌ اندکش‌ درست‌ کرداری‌ را فرو نگذاشت. اگر کوچکترین‌ شاگردش‌ را در نکته‌ای‌ ادبی‌ نگرشی‌ جز بینش‌ وی‌ بود ؛ آن‌ را به‌ نام‌ همو در پای‌ برگ‌ یا در پایان‌ کتاب‌ می‌آورد. گواهم‌ طرح‌ دستور زبان‌ پارسی‌ است.
‌باری، سیزدهم‌ تیرماه‌ یادمانی‌ بر آرامگاه‌ دکتر محمد معین‌ بر پای‌ بود. قرآنی‌ خوانده‌ آمد و، پیِ‌ آن، پخش‌ سرود جمهوری‌ اسلامی‌ بود و، خواندن‌ بیانیه‌ای‌ و، سخنان‌ آقای‌ مهندس‌ قهرمانی‌ استاندار خوش‌ سخن. پس‌ از اینها سخنرانی‌ شاگرد دکتر محمد معین، استاد دانشمند آقای‌ دکتر محمد روشن‌ و، سپس‌ آقای‌ دکتر تاج‌ بخش‌ سخنانی‌ نغز راندند و، آقای‌ فخر موسوی‌ شعری‌ خواندند؛ و آنگاه‌ آقای‌ دکتر اصغرنیا سخن‌ داشتند.
‌در پایان‌ خانم‌ دکتر مهدخت‌ معین‌ به‌ سپاس‌ برآمدند. ایشان‌ که‌ یادگاری‌ از آن‌ استاد فرزانة‌ بیمانندند هماره‌ تنشان‌ بی‌ گزند باد، و نیز برومند باد آن‌ همایون‌ درخت.
‌آنچه‌ در پی‌ خواهد آمد سخنان‌ آقای‌ دکتر محمد روشن‌ است‌ در آن‌ بزرگداشت. با سپاس‌ از ایشان.

‌گیلان‌ ما