فراقی جانکاه

بار دیگر دست قهار طبیعت یکی از یاران «گیلان‌ما» را از جمـع دوستـان گـرفت. پس از بـزرگانی چـون استاد میرابوالقاسمی، استاد فرض‌پورماچیانی، این‌بار مهندس احمد محامد، یکی از یاران همیشگی مجلّه، به ملکوت پیوست و جمع دوستانش را در شورا به ماتم نشـاند. او براستی نمونة بارز سکوت و آرامش و نجابت بود، هیچ‌گـاه بی‌جهت و بدون دلیل کلمه‌ای را بر زبان
ادامه‌ی خواندن

زنده‌یاد اللهیار صالح (1277- 1360 ﻫ .ش) و با روایت‌هایی از شادروانان «ایرج افشار» و «دکتر خسرو سعیدی» و… سید جعفر مهرداد

الفضل ما شهدت به الاعداء

متانت و شکیبایی، آزادمنشی، شهامت و بی‌غرضی و سلامت نفس نمونه‌وار زنده‌یاد اللهیار صالح و ایمان و استواری او در وطن‌دوستی و دلبستگی بیش از اندازه به زادگاهش کاشان، زبانزدِ دوستداران و یاران نزدیکش است.
مخالفان سیاسی و حتی دشمنان او هم به این خصایل اخلاقی و شایستگی‌هایش معترف بوده‌اند.
درباره این رجل سیاسی پرهیزکار ایران به جدّ می‌توان گفت «فائق آنکه دشمن آن را اعتراف کند» (مرزبان‌نامه)
مرور اجمالی بر رویدادهای حیات اجتماعی و سیاسی این خدمتگزار خوشنام، ادای دین است به همه کسانی که پس از مرگ، حیات دوباره یافتند و نام نیک بلند به یادگار گذاشتند.
حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد زمانه را ورقی، دفتری و دیوانیست
چکیده رویدادهای مهم و قابل توجه زندگی و مناصب اداری و سیاسی شادروان اللهیار صالح در دو دوره متمایز یادآوری می‌شود. ادامه‌ی خواندن

پرونده‌ای برای شعر گیلکی *** عباس گلستانی

چکیده:
گیلان در تاریخ ادبیات خود، از گذشته‌های دور، فاقد ادبیات مکتوب به زبان گیلکی بوده است و این شاید به گفته‌ی کریم کشاورز نداشتن خط و محرومیت در ارتباط با مبادلات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در قلمرو حاکمیت ساسانیان، سامانیان و بعد از آن باشد. برخلاف امروز که آگاهی و میزان با سوادان در گیلان بیش از هر زمان دیگر بالاست، در دوره‌های پیشین، نه خط داشتند نه سواد. اما، گیلان با همه‌ی موانع موجود درگذشته، خالی از ادب و فرهنگ نبود و یادگارهایی از خود به جای گذاشته است از جمله اشعاری که در سده‌های چهارم و پنجم هجری قمری سروده شده است و چند بیتی در تاریخ ادبیات گیلان به ثبت هم رسیده است.
اما نخستین شاعر گیلانی‌ که از او به عنوان اولین سراینده‌ی شعر گیلکی نام برده می‌شود، پیرشرفشاه دولایی معروف به سید شرفشاه است که ازعارفان قرن هشتم ه. ق می‌باشد. او در دوبیتی‌سرایی مهارت داشت و 772 دوبیتی که هر یک از آنها را خود “چهاردانه” نام نهاده و خارج از وزن هجایی سنتی سروده شده از او به یادگار مانده است. بعد از او تا انقلاب مشروطه، تاریخ ادبیات و شعر گیلان، دیگر نام شاعری را با عنوان شاعر گیلکی‌سرا، در خود ثبت نکرده است. به عبارتی، گیلان درعمر تقریباً هفت هزار ساله‌ی خود، تا آن مقطع از تاریخ، بیش از سه شاعر گیلک زبان نداشته است. اما از دوره‌ی مشروطه‌خواهی تا به امروز، گیلان شاعران فراوان و خلاقی را هم در حوزه‌ی زبان مادری و قومی خود و هم در حوزه‌ی زبان رسمی کشور به جامعه‌ی هنری معرفی کرده است. انقلاب مشروطه، زمینی بود که بذر شعر و ادبیات گیلان در آن روییده شد.

واژگان کلیدی: مشروطه، گیلان، زبان، تاریخ، شعر، تجدد
ادامه‌ی خواندن

خودباوری

چنین گفت: گر بسته باشد دری
درِ آرزوهای ما بسته شد
چه خوش بود احوال گیلان ما
هوا بود دلکش، زمین لاله‌وش
صفا داشت دریای آبی ما
زن و مرد سرگرم کار و تلاش
جوانان دانا و نیکو نهاد
بهین خطّة ما همه زرنگار
همه شهرها، کوکبی تابناک ادامه‌ی خواندن

اسدالله عمادی (حیران مازندرانی)

هنوز نیم نَفَس هست و…
هنوز نیم نَفَس هست و زندگی، با ماست هنـوز این دلِ شوریده، عاشقِ فرداست
هنـوز نبضِ علف می‌زنـد بـه صحـراها و در تخیّل بـاران، زمیـن مـا، زیباست
به شصت سالگی این دل، هنوز می‌کوبَد پُـر از تـلاطـمِ امـواجِ آبـیِ دریـاست
غـزل غـزل، سُخنت عاشقـانه می‌بویم که تا به گریه نگویی، که آدمی تنهاست