«بیجار اوی بیجار! این تی آب، این تی دونه
مو خویم بوشوم خونه
قوشه بزن باقلا دونه، لیلیکی دونه واتره وئبینید داره جی، ارّه جی
عزبونه ره بوبو، قرضه ره بوبو، مال و منال زندیگی بوبو…» یک سرود شالیکاری
(شالیزار! ای شالیزار! من می‌خواهم به خانه بروم، این آب تو، این دانه‌ی تو! خوشه بزن به اندازه‌ی دانه‌ی انگور دانه لیلکی. ترا با دهره و ارّه ببرند، برای جوانان (خرج عروسی باش)، برای قرض باش، مال و منال زندگی باش…)

برنج اساس و پایه‌ی تولید کشاورزی گیلان است، شالیزار نه تنها به عنوان زمین زراعی، اقتصاد و کار تولیدی قابل اهمیت است، بلکه مجموعه‌ای از آئین‌ها و باورها و سرودها و ترانه‌ها و به‌ویژه فرهنگ فولکلور را نیز همراه دارد. فروپاشی کشت برنج، نابودی فولکلور شالیکاری را به دنبال می‌آورد. با نگاهی سرانگشتی به آمار تولید برنج، ارزش و اهمیت حیاتی این محصول را می‌توان دریافت. استان گیلان با مساحتی بالغ بر 14820 کیلومتر مربع، دارای 230 هزار هکتار، سطح کشت برنج دارد که حدود 40 درصد برنج کشور را تأمین می‌کند و عملکرد تولید برنج به طور متوسط در گیلان 2 تا 5/2 تن در هکتار است. شالیکار گیلانی با انواع مشکلات تولیدی از کاشت و داشت و برداشت و فروش مواجه است. کمبود آب زراعی، افزایش بی‌اندازه‌ی هزینه‌های جاری و تولید از جمله ابزارهای کشت، کارگر، سموم و کود، خرج‌های آبیاری و بدتر از همه واردات بی‌رویه‌ی برنج خارجی توان از شالیکاران ستانده است.
افزون بر آن انواع آفات و بیماری‌های بومی و غیربومی برنج نظیر: کرم ساقه‌خوار، شب‌پره، سرخرطومی، زنجره، کرم سبز برگ‌خوار، مگس خزانه، بلاست، بیماری‌های لکه قهوه‌ای، سیاهک پنهان، بیماری‌های ویروسی و انواع انگل‌ها و غیره، تولید برنج را با مشکلات روزافزون مواجه ساخته است. به همین علت کم‌کم بسیاری از شالیکاران ترجیح می‌دهند، نوع و شیوه‌ی تولید خود را تغییر دهند و در برخی از روستاهای ساحلی و مناطق دیگر، زمین‌ها را به بساز و بفروش‌ها برای ویلا و ساختمان‌سازی می‌فروشند.
همه‌ی کسانی که در رابطه با برنج‌کار خدماتی می‌کنند از کارخانه‌داران برنج‌کوبی، علافان، دلالان، تعاونی‌های توزیع و فروش و صدور، دارای تشکل‌های صنفی، حتی سندیکا و اتحادیه هستند تا از منافع‌شان دفاع کنند و هر ساله بر حسب نوع کار، قیمت‌ها را بالا می‌برند و این چیز بدی نیست! تنها شالیکاران دست تنها مانده‌اند، برنجکاران پراکنده‌اند. نه تشکلی دارند تا از حقوق‌شان دفاع کند و نه سخنگویی دارند تا دردهایشان را بازتاب دهد.
پرسش این است «مرکز تحقیقات برنج» چه کاری انجام می‌دهد؟ فقط روی انواع واریته‌های برنج‌ تحقیق می‌کند! بیاید یک کاری بکند، با یک مطالعه‌ی کوچک ببیند در پنج ساله‌ی اخیر چند درصد هزینه‌های تولید و کشت برنج و خرج زندگی بالا رفته و از آن سو، برنج چند درصد افزایش قیمت داشته است.
شالیکاری می‌تواند، عامل توسعه‌ی گیلان در رشته‌های مختلف باشد، افزایش تولید برنج و بازیافت ضایعات و مشتقات شالی و صنایع مربوط به آن می‌تواند، به رونق اقتصاد گیلان کمک کند، استفاده از جشن‌های کاشت و داشت و برداشت، موسیقی فولکلور شالی، جشنواره‌های برنج می‌تواند عامل رشد گردشگری و درآمد و توسعه‌ی پایدار برای گیلان باشد. اندک اندک به کجا می‌رویم، جنگل‌ها را فسردیم، تالاب‌ها را خشکاندیم و رودخانه‌ها را آلودیم، اینک نوبت شالیزاران است! شالیکاران تنها مانده‌اند، تا دیر نشده شالیکاران را دریابیم. ﻫ . ع