سید رضا کوچصفهانی

به همّت و تدبیر هیئت محترم اجرایی خانه‌ی فرهنگ گیلان، از اهالی فرهنگ، ادب و هنر استان دعوت شده بود تا در یکی از روزهای پایانی سال 1393 در ساعت ده و سی دقیقه صبح در محوّطه‌ی مسجد سلیمانداراب رشت حضور به هم رسانیده و از این رهگذر یاد و تجلیلی داشته باشند، از آرمیدگان ابدی آن محوّطه. آن‌ها که در وادی فرهنگ، ادب و هنر استان‌مان حضوری جانانه و همّتی درخور داشتند.
علیرغم هوای بارانی و سرمای زمستانی، شیفتگان مسائل فرهنگی و هنری ولایت‌مان در ساعت مقرّر در محوّطه‌ی مسجد گرد آمدند و محفل با سخنرانی چند تن از مشاهیر استان از جمله جناب شمس لنگرودی و نثار شاخه‌های گل بر مزار نامداران فرهنگ و ادب و هنر گیلان عزیز خاتمه یافت.

لازم به ذکر است که به جهت بارش باران و سرمای هوا، مراسم بر مزار میرزای بزرگ که الحمدالله مسقّف است برگزار شده بود.
آن‌چه سبب گردید تا با ذکر موارد فوق به آن بپردازم، مقوله‌ی دیگری است که در زیر به آن اشاره خواهد شد: گفتن و نوشتن این مطلب که مسافران و مهمانان غیربومی وقتی به رشت می‌آیند، طالب و مشتاق رفتن به مزار میرزای بزرگ می‌باشند، مسئله‌ای روشن و تکراری است.
همان‌طور که اشاره شد، مراسم در روزهای پایانی سال و بر سر مزار میرزا کوچک جنگلی برپا بود.
گفتنی است، در آستانه‌ی ورود به سال جدید کلیه مسئولین دست‌اندر کار استان، خود را برای پذیرش مهمانان نوروزی مهیّا و حیطه مسئولیت خود را به سر و سامان می‌رساندند و در جهت دست‌یابی به این هدف همگان تلاشی مضاعف داشتند. امّا نمی‌دانم چرا در این برو و بیاهای بایسته، میرزای بزرگ از یاد رفته بود.
مگر نه این است که رفتن و دیدار از مزار میرزاکوچک‌خان از اولویت‌های مسافرین غیراستانی است؟
بنابراین تردید نیست که متولّی مربوطه می‌بایست، مکان را از هر نظر آماده بازدید و پذیرش مهمانان می‌کرد. امّا چشمانتان روز بد نبیند که با تأسّف فراوان مشاهده شد مکان بی‌شباهت به محلّی متروکه نیست. کف سنگ شده‌ی محوّطه‌ی مزار بسیار کثیف و نروبیده بود.
سنگ مرمر مزار را خاک و گرد و غباری فراوان و لکه‌های تیره ملموس پوشانده بود تا آن‌جا که بیننده تصور می‌کرد دیر زمانی است کسی به سراغ میرزا نیامده است.
شیشه‌ی بگذاشته بر سنگ مزار نیز از بی‌لطفی مسئولین بی‌نصیب نمانده و فوق‌العاده کثیف و بد منظر و حتّی در نقاطی لکّه‌های سیاه داشت.
سبزه یا بهتر بگوییم زرده بنهاده بر مزار گویی که چند روزیست رنگ آب ندیده و در نتیجه بد نما و حکایت از بی‌توجّهی می‌کرد.
من که در راستای تجلیل از مفاخر خفته در خاک آن سامان به آن‌جا رفته بودم با مشاهده موارد فوق مثل همه‌ی حاضران از خود سؤالات زیر را داشتم:
1. مگر خدای ناکرده میرزای بزرگ را از زمره‌ی مفاخر مملکت و استان خارج نموده‌اند؟
2. مگر مزار میرزا قرار نیست میعادگاه عاشقان و میهن‌دوستان میهمان باشد؟
3. اگر چنین است خیل عظیم مراجعین به آن‌جا پس از مشاهده‌ی مناظر یاد شده چه احساسی خواهند داشت؟
پاسخ و داوری موضوع را به متولّیان و مسئولین وامی‌گذارم و از صمیم قلب زمزمه می‌کنم:
در قلب‌های مردم عاشق مزار مفاخر است. والسّلام
16/1/1394