قائمانِ به دوپا

محمود طیاری

این روز‌ها بدون استثناء، با Ellie و ماشینِ “فورد هایبِرد”ش ‌‌به گیم می‌رویم. گیم باشگاه بسیار بزرگی است با دستگاه‌های ورزشی بی‌شمار، که در آن، ‌قائمانِ به دو پا، به تاخت، تأسی بر چهارپایان گیرند! اما هرچه می‌روند، به جایی نمی‌رسند و در‌جایند، که تسمه‌کشیِ ارابه‌ی مردْ سوار ‌به شیوه ِبنْ ‌هور، بی کلاهِ گلادیاتوری، از عجایب آن است و به رؤیت‌مان رسید. این از رسوم مقبولِ دخترانی است که قصد پیه‌سوزیِ شکم و فربه‌سازی عضلاتِ ران و بازو دارند‌!-

دو استخر شنای بزرگ زمستانی، با آب سرد و ولرم؛ یک استخر شنای تابستانی، با سکوی پرش و شیرجه، دو جایگاه بلندِ غریق نجات و یک بوفه؛ دو سونای جوشان و آبشاری که از شکافِ دیوار در یک خط فشار، آب به روی سر و شانه‌ی ما می‌ریزد. سونای خشکی‌ که یک کوره آدم سوزی است، که دسته کلیدش به کمر فرشته آزادی است و هیزم خیس آن مائیم!

دو سالن بزرگ آموزشِ حرکات مؤزون و بَدَوی، که تنانگی در‌ آن به چیزی گرفته نمی‌شود؛ و به کار آب کردن چربی، و تناسب بدن است و آماده‌سازِ قشونی، که پروسه‌ی رقص و جنونِ جمعی‌ ‌را، در بازی ‌هفت رنگِ نور و سایه، در کنسرت‌های چندین هزار نفره‌ی آخرالزمانی، به تماشا وا می‌گذارد!

و اما، بر اين باورم در اين مرحله از سفر، فرصت پرداختن به هيچ جور تراوشاتِ قلمی و تأملاتِ تخم غاز شکنی، جز رفتن به باشگاه و صرف یک شامِ پان امریکنیِ خلاء پُر کن، برايم ميسر نباشد. چون زماني که Ellie، در خانه يا در موقعيتِ off هست، بايد آماده بيرون رفتن با او باشم؛ تا به خیلِ” قائمانِ به دو پا” در باشگاهِ “سونات آبی”‌اش  بپیوندیم. اما قبل از آمدنم به قاره سفید، ويارِ پرداختن به كارهاي خودم را در اين ديار داشتم.

حالا ببينم چه مي‌شود و جز لنِگ لاکْ‌‌ پشت دریایی به نیش، و بستنِ دُمِ خرچنگ کوبایی به ريش، كلنگِ كشف كدام مائده‌ی سفره خانه‌ای را، در اين نيم كره‌ي خاكي، بايد به زمين بزنيم!

 Feb 18 – 2012