دکتر نصرت‌اله آصف‌پور*

                                                              خـرد بـرتـر از هر چه ایـزدت داد         سـتـایـش خــرد را بـه از راه داد

خــرد افسر شـهـــریــاران بــود        خــرد زیــور نــامـــداران بـــود

خرد چشم جان است چون بنگری        تو بی چشم شادان جهـان نسپری

در بخش تأسیسات بیمارستان آریا جوانی به نام آقای رضا پورربانی متولد 1366 خمام اشتغال به کار دارد، که چند سالی است با کنجکاوی افکارش را به تحقیق، نوآوری و کشف راهکارهای جدید متمرکز کرده است، هر از گاهی مژده و نوید ابداع تازه‌ای از او به گوش می‌رسد. یک بار ساخت دستگاه پیش آگاهی برای وقوع زلزله است، بار دیگر ایجاد وسیله‌ای نو برای تهویه و ایجاد هوای مطبوع و…

چند روز پیش این جوان نزد من آمد و جزوه‌ای را عرضه کرد که ظاهراً از افکار، اقدامات و راه و روش‌هایی که بدان پرداخته، سخن می‌گوید و در ضمن توصیه‌هایی برای نسل جوان و تشویق و ترغیب آنان برای ورود به این عرصه گسترده، وسیع و پایان‌ناپذیر نوآوری و اکتشافات در بر دارد. او از من درخواست کرد که درباره‌ی این جزوه مطلبی بنویسم. از آن‌جا که لازم است مسأله تفکر و کنجکاوی هر چه بهتر و بیشتر مورد توجه نسل جوان و دغدغه خاطر آن‌ها قرار گیرد، تا ما بتوانیم غفلت و کوتاهی بسیار طولانی گذشته‌های دور خود را از پرداختن به علم و دانش عقلی که با کمال تأسف از آن غفلت شده و بار چندین دهه و حتی بیشتر عقب‌ماندگی را بر ما تحمیل کرده است، جبران کنیم، و در آینده با داشتن خیل بی‌شماری از پژوهشگران این مرز و بوم بتوانیم با خاطری آسوده فارغ از مشکلات عدیده و فراوانی که امروزه روز دائم با آن روبرو هستیم و دست و پنجه نرم می‌کنیم موقعیتی به دست آوریم که با پیشرفت، توسعه و ترقی شاهد آبادانی، رفاه و محیط سالم در کشورمان باشیم و به مانند گذشته‌های بسیار دور جایگاه ممتاز، یگانه و زبانزد جهانی خودمان را دوباره پیدا کنیم، بر آن شدم تا مختصری تا آن‌جا که مقدور است قلمی کنم.

ما برای رسیدن به جایگاه واقعی کشور خود و آن‌چه به درستی استحقاق و شرایط لازم آن‌را داریم چاره‌ای جز یک تحول فکری یک نوع رنسانس، بینش و نگرشی تازه آن‌گونه که مغرب زمینان انجام دادند و به درستی ما بسی بیشتر و مناسبتر شرایط انجام آن‌را داشتیم و از آن با بی‌توجهی غافل ماندیم، نداریم. در آن دوران کشور ما با داشتن عالمان، دانشمندان بزرگ و فراوان خود دست‌کم یک سر و گردن از آن‌ها جلوتر بود و کتاب‌های ما در دانشگاه‌های آنان تدریس می‌شد و غرب همیشه در پی دانش و معرفت رو به شرق داشت. نوشتن چنین جزوه‌هایی و آشنا شدن نسل جوان با این‌گونه تفکر و قدم گذاشتن در راه تفحص و تحقیق و تحریک طبع کنجکاو و جستجوگر آنان گامی است بی‌نهایت نوید دهنده و امیدوار‌کننده، گرچه برای نیل به این هدف و شاید بهتر بگویم آرزو نیاز به بستر‌سازی مناسب، کار و عمل دارد که از عهده‌ یک نوشته برنمی‌آید. و برنامه‌ریزی و اقدامات فراوان پایه‌ای و ریشه‌ای می‌طلبد آن‌هم از هنگام تولد، طفولیت، از آغاز نحوه تفکر و تربیت در خانواده، مدارس، دانشگاه و بالاخره این جامعه است که بایستی بستر و زمینه آن را فراهم کند و این‌کار همان‌طور که اشاره شد با ضرورت تغییر تفکر و اندیشه آغاز می‌گردد و به‌طوری که از تجربیات تاریخی برمی‌آید تنها راهکار موجود برای پیشرفت پیدا کردن جایگاهی مطلوب در میان کشورهای مترقی جهان است وگرنه چنان‌چه در بر همین پاشنه بگردد و ما در صدد و تکاپوی استفاده درست و بجا از مغز و اندیشه‌هایمان نشویم هم‌چنان در دور باطل خواهیم چرخید. و همواره شاهد جلای وطن و کوچ جوانان خوش‌فکر و اکناف مختلف جهان خواهیم بود. بزرگ‌ترین سرمایه و گوهرهای بی‌مثالی که ما به دست خود و به راحتی از دست می‌دهیم تا آن‌جا که مشاهده می‌کنیم دغدغه و نگرانی پیر شدن جمعیت و تلاش برای زاد و ولد بیشتر موجب نگرانی و دغدغه خاطر مسئولین گردیده گرچه از راه قانون و مجازات بدون این‌که بستری مناسب و امکانات مورد لزوم و محیطی که جوانان بتوانند در آن به راحتی به رشد و ثمر برسند برسند کاری از پیش نخواهد رفت. البته ما در این دیرکرد و تأخیر طولانی یک برد هم داریم و آن پند گرفتن و اجتناب از عوارض این سر ترقی در غرب است که خواسته یا ناخواسته بدان گرفتار شدند و عالمان و خردمندان آن دیار همواره متذکر شده و راهکارهایی را برای زدودن آن‌ها مطالعه و پیشنهاد نمی‌کنند. در نتیجه اگر مسائل را به درستی با فکر آزاد و عقل سالم مورد مطالعه قرار دهیم شاید بتوانیم از ورود به زمینه بسیاری از این اشتباهات از ابتدا پرهیز کنیم. حتی همین امروز هم در این کره خاکی ما که نوابغی بزرگ زندگی می‌کنند اقوامی هستند که از ابتدایی‌ترین اصول مدنیت بی‌اطلاعند و قدرت درک آن‌ها از بعضی حیوانات باهوش و تربیت شده کمتر است و به دلیل اعتقاد به سنّت‌های خرافی کهن و تبعیت از عادات موروثی اجداد و بزرگان قبیله هنوز هم در وضع انسان‌های ماقبل تاریخ باقی مانده در کنار خرس، ماموت و جانوران وحشی زندگی می‌کنند و در کوخ‌هایی که از برگ درختان ساخته‌اند سکونت دارند. جهان امروز گرچه با شتاب و سرعت زاید‌الوصفی راه تحقیق، تفحص و نوآوری را ادامه می‌دهد و حتی در مدت زمانی کوتاه‌تر از یک دهه چهره عوض می‌کند و انبوهی از محققان و کاشفان را در آزمایشگاه‌ها، کارگاه‌ها و… مدام در تلاش و کوشش شبانه‌روزی مشغول کرده است. ولی بضرس قاطع می‌توان گفت که تنها محدودی از این انسان‌ها وجود دارند که استحقاق نام انسان مدرن را دارا می‌باشند. آنان افراد نادری هستند که مسائل بنیادی و اصولی تمام رشته‌های علمی و هم‌چنین کارایی و نکات ضعف نتایج علمی به دست آمده را همواره در دید و آگاهی خود حاضر و آماده دارند. خود آگاهی یک انسان مدرن مانند یک رنگین‌کمان روی جهان کشیده شده است و هیچ‌کس نمی‌داند در کجا با زمین تماس حاصل می‌کند. از این‌که نشان دادن و مشخص کردن آن ممکن نیست، نمی‌توان گفت که این رنگین‌کمان وجود ندارد. بگذار به دنبال پیدا کردن (حوری و پری) برویم که این راز را در اختیار دارند، راز جام‌های زرین را که رنگین‌کمان روی آن‌ها بر زمین آرمیده است.

ضمن توصیه مطالعه این جزوه به جوانان عزیز این مرز و بوم و انتظار هر چه بیشتر ورود آنان به عرصه ابداع و نوآوری برای این جوان برومند و خانواده‌اش سلامتی و کامیابی آرزومندم.

ایـکـه از دفـتـر عقـل آیت عـشـق آمــوزی        ترسـم ایـن نکتـه تحـقیـق نـدانی دانسـت

سنگ و گل را کند از یمن نظر  لعل و عقیق        هـر کـه قـدر نفـس بـاد یـمــانی دانسـت

حافظ این گوهـر منظوم که از طبع انگیخت

ز  اثـر  تـربـیــت  آصـف ثــانـی دانـسـت

شاد و پیروز باشید


* مدیرعامل بیمارستان آریا