درنگی بر کنسرت هم‌آوایان تاسیان در تالار اندیشه تهران

 رضا کوچصفهانی

 گروه هم‌آوایان تاسیان متشکل از 11 نفر، در ساعت مقرّر با سازهای سنتور، کمانچه، کمانچه التو، نی، تنبک، نقاره، تارباس، دایره، سه‌تار، بر صحنه آمدند و ملودی‌ها و آهنگ‌های پیش‌بینی شده را یک‌یک به اجرا نشستند.

بروشور تدارک شده حکایت از آن داشت که قرار است با توجّه به وجه تسمیه‌ی گروه اجراها به صورت هم‌آوایی باشد.

به حسب معمول در آغاز، سازها با کوک سنتور رهبر گروه تنظیم شدند. بگذریم که برخی از سازهای زهی و کوبه‌ای از جمله تارباس و دایره ناکوک و بدصدا بوده و رهبر گروه وضعیت ناکوکی را به حساب رطوبت کولرها و جریان هوای سالن گذاشتند که اگر چنین باشد باید در سالن‌های تهران اجراهای بزرگ ارکسترال ناممکن و غیرعملی باشد.

در آغاز، اجرای قطعه‌ی بی‌کلام «شروه» نوید یک برنامه موسیقیایی و دلچسب و بی‌نقصی را می‌داد که قرار بود به تماشای آن بنشینیم. لیکن هر چه پیش رفتیم و قطعات انتخابی همکاری و همدمی بیشتر نوازندگان و هم‌خوانان را می‌طلبید نقص و عیب اجرا بیشتر نمایان شد.

اولاً اگر قرار بود قطعات به صورت همنوایی (کُر) اجرا شود به کرّات دیدیم که غالب ملودی‌ها سولیست یا خواننده تنها داشت. بدیهی است خواننده سولیست باید در درجه اوّل از صدایی رسا که جان‌مایه خوانندگی است برخوردار باشد تا فراز و فرود ملودی‌ها را به مدد صدای رسای خود به درستی اجرا کند که این امر به جهت نارسایی صدای تک‌خوانان و عدم تسلّط آن‌ها بر رمز و راز خوانندگی غیردلنشین و ناموزون بود.

در فرازهای هم‌خوانی، نوازندگان هم‌خوان از جمله نوازنده‌ی نی مجبور می‌شد که ثانیه‌هایی قبل از هم‌خوانی ساز و نواخت آن‌را فراموش نموده و ارکستر را از وجود ساز خود محروم و به مجمع نوازندگان، کاستی بخشد.

همه ملودی‌های اجرا شده در آغاز اجرا با توضیحات رهبر گروه همراه بود که به نظر می‌رسد اولاً ضروری نبوده و ثانیاً ناقص و نارسا بود.

شنیده و دیده‌ایم که مرحوم پوررضای بزرگ در برخی موارد که نیاز می‌دیدند، در اجراهای خود توضیحاتی به حضّار می‌دادند، لیکن توضیحات آن روانشاد و بیشتر از خاستگاه آفرینش ملودی و کاربرد آن حکایت داشت آن هم مدلّل و مستند.

از ده ملودی اجرا شده دو ملودی تم و فضای نواهای گیلانی نداشت و شنیدن آن‌ها مخاطب را با همه مظاهر گیلان عزیز مواجهه نمی‌داد چرا که قرار نیست هر ملودی با کلام گیلکی آهنگ گیلانی تلقّی شود.

امّا، شاه بیت اجرای جوانان عزیز و هنرمند که رهبر گروه در رابطه با آن توضیح چند دقیقه‌ای را ضروری دانستند مربوط می‌شود به آهنگی که به گفته رهبر گروه اختلاف موهوم بین انزلی‌چی جماعت با اهالی رشت دست‌مایه ساخت و پرداخت آن بوده است. خیلی مایل بودم در مواجهه تنگاتنگ به رهبر گروه عرض نمایم:

کدام فرهیخته‌ای این اختلاف موهوم را، راستین و واقعی می‌داند و نیز به واقع از دید آقایان بُعد این اختلاف به حدّی است که ضرورت ساخت یک ملودی با شعر خالتوری قادر به نهایی کردن آن است؟

به نظر نگارنده کارهایی از این قبیل نه در شأن هنر فاخر موسیقی است و نه مناسبتی با روابط اهالی دو شهر زیبای شمال مملکت دارد!

جوانان عزیز و هنرمندان محترم باید بدانند که حرکاتی از این قبیل اولاً به وضعیت و برداشت موهوم رنگ واقعیت می‌دهد و ثانیاً آن‌ها را از اهداف و آرمان ذات موسیقی به دور می‌اندازد. اشعار ملودی‌های اجرا شده هم آن جان‌مایه لازم را برای ارائه‌ به اهالی هنر نداشت.

عزیزان جوان و هنرمندان ولایت آگاه باشند که: قاصدان انتقال هنر راستین گیلان عزیز به همه مخاطبین هستند.

همگان به عینه دیدند، اجرای آهنگ جاودانه‌ی رعنا که دیگر به قول رهبر گروه آرم گیلانی جماعت شده است به چه اندازه پرنقص و شتابان اجرا شد، بایسته است:

شما که ناقلان فرهنگ و هنر سرزمین میرزای بزرگ هستید، برای اجراهای خود تعمّق بیشتری هزینه کرده، اهداف مشخصّی را ترسیم کنید. در آن صورت تمرین‌های مستمری داشته و از همه مهم‌تر مخاطب خود را عزیز و دارای شعور و شعار موسیقیایی بدانید. مگر نه این‌که در ردیف اوّل تالار بزرگانی چون استاد علی‌اکبر شکارچی، جناب وحدتی و مهندس مظفری از اکابر هنر موسیقی به تماشای آثارتان بودند؟

اگر شیوه‌ی اجراهای بزرگان موسیقی و سبک و سیاق کار آن‌ها دست‌مایه کارتان بود، تردید نکنیم هم ‌گروه‌تان پویا و مانا می‌شد و هم یک‌یک شماها به اهداف ترسیم شده نزدیک‌تر می‌شدید. والسّلام

تهران 3/3/1392

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current ye@r *