نگاهی به بیست و ششمین جشنواره‌ی تئاتر استانی و تجربه‌ی فستیوال ترابوزان

 وحید تقی‌زاده

غزاله جهان بین

 دنیا پیچیده‌تر از آن است که بتوان به توصیفش به آسانی دست یابیم، حتی بخواهیم برای اثبات آن حکمی در غیاب حقیقت صادر کنیم و در طی تاریخ، بشر نتوانسته اساس به چرایی وجودش دست یابد و لاجرم برای سلطه بر سوالات بی‌کران خود و هم‌چنین مرحمی برای هراس انگیزی اتفاق زندگی دست به نیایش و ایجاد آیین و رقص می‌زند برای بیان خود، که تئاتر از دل این مقوله هستی‌شناسانه شکل می‌گیرد. ادامه‌ی خواندن

سفر به سرزمین سفید به بهانه‌ی حضور در جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم کشورهای مسلمان کازان- تاتارستان روسیه

رضا مجلسی

مرکز جمهوری تاتارستان روسیه را در اینترنت و نقشه‌های فارسی “قازان” می‌نویسند، اما ما در طول سفرمان مثل روس‌ها “کازان” می‌گفتیم. تاتارستان جمهوری مسلمان‌نشین روسیه است و در بخش شرقی روسیه قرار دارد و حدود 800 کیلومتر با مسکو فاصله دارد. کازان به عنوان یک شهر دانشگاهی هم مشهور است و از ملیت‌های مختلف دانشجو دارد. بعد از مسکو و سن پترزبورگ، کازان سومین شهر مهم روسیه است. در واقع اگر سن پترزبورگ نماد فرهنگ غربی و اروپایی روسیه است، کازان بخش فرهنگ شرقی سرزمین پهناور روسیه را نمایندگی می‌کند. ادامه‌ی خواندن

آفتاب، ابر و کهربای آبی بستنی

سعید جوزانی کهن

تکه ابر کوچک حالا دیگر می آید

جلوی خورشید و نورش را ملایم می کند

گروه گروه از تنه‌ی لزج درخت انجیر پایین می‌آیند. زیر درخت تعداد بی‌شماری از آن‌ها در توده‌ای دایره‌وار ریخته‌اند، روی سوسکی و دارند با مشقت آن‌را می‌برند توی سوراخی که پای دیوار حفر کرده‌اند. آن‌هایی که بزرگترند با خنجرهای روی سرشان اعضای پیکر سوسک را از هم جدا می‌کنند و کوچک‌ترها آن‌ها را فرو می‌کنند، توی سوراخ. حواسش می‌رود پیِ شویدهای مادربزرگ که روی سفره‌ی گلمنگلی بنفش ریخته شده و آفتاب دارد آن‌ها را می‌خشکاند. به او سپرده است که چهارچشمی مراقب باشد تا مورچه‌ای، کرمی یا پروانه‌ای تویش نرود و زحماتش را به باد ندهد. خودش شاهد بوده که چطور شویدها را از باغچه چیده، پاک کرده، توی تشت پر از آب خوابانده و بعد روی سفره پهن کرده. ادامه‌ی خواندن

خستگی شب به یاد موسیو آرسن میناسیان نیکوکار

حسین نوروزی‌پور

هوا سرد بود. باران زمستان هم ادامه داشت. خیابان در سکوت شب هنوز آرام نبود. گوشه و کنار خیابان آدم‌هایی پنهان شده بودند. آدم‌هایی با چهره‌هایی که خستگی زندگانی را در خود آشکار می‌کردند. و این بود که مردمی را می‌شد دید که شرم و درد را به روی شانه خود می‌کشیدند. ادامه‌ی خواندن

كالبدگشا به‌ آن‌ها كه‌ مرگ‌ را زندگي‌ مي‌كنند

مانیا نیکویی

زيپ‌ كاور را باز كرد. جسد جواني‌ بود به‌ بيست‌ نرسيده‌، صورتش‌ كبود و لب‌ها سياه‌، انگشتان‌ دست‌ها منقبض‌ و درهم‌ جمع‌ شده‌. پيراهن‌ چسبان‌ زرد رنگي‌ به‌ تن‌ داشت‌ و شلوار جين‌ تنگي‌ به‌ پا. مهين‌ به ‌سمت‌ در رفت‌ با صداي‌ بلند گفت‌: دكتر آماده‌ است‌ بياييد. تيغ‌ جديدي‌ را بيرون‌ آورد و در دسته‌ محكم ‌كرد. ادامه‌ی خواندن

پس از رسیدن به بام نردبان را فراموش می‌کنند

 

کوروش جوانروح

 

1

علی‌رضا پنجه‌ای؟

۲

تولد 27/5/1340- ساوه- ساکن رشت

شاعر، روزنامه‌نگار و منتقد نوگرا

سابقه‌ی سردبیری نشریه‌های گیلان زمین، معین، گیله‌وای ادبی و عضو سردبیری هاتف، ادبیات و هنر کادح و ادبیات گیلان امروز.

مجموعه شعرها:

سوگ پاییزی 1357- همنفس سروهای جوان 1366- آن سوی مرز باد 1370- برشی از ستاره هذیانی 1370- گزینه شعر گیلان 1374- عشق اول (چاپ اول 1383)، (چاپ سوم 1390)- شب هیچ وقت نمی‌خوابد 1387- پیامبر کوچک 1387. ادامه‌ی خواندن

شعر و نقد ادبی (پرتاب در موازات شعر امروز عليه شعر امروز)

نیما گری‌های نسل جدید

احسان مهدیان

شعر را از هر نقطه كه آغاز كنيم لاجرم به نيما خواهيم رسيد؛ يعني نيما ضرورت و تداوم جرياني ادبي و فرهنگي است كه شعر ما آن را پذيرفته و در يك پروسه قابل تحليل سبك ها و گونه هاي مختلفي را زايش كرد كه نه تنها بر تفكر شاعران نوپرداز و خلاق امروز موثر افتاد، كه زبان و فرم و زيبايي شناختي آثار شاعران نوقدمايي را نيز دستخوش تحولي مشهود نموده است. ادامه‌ی خواندن