مصطفی فرض‌پور ماچیانی

نوشتار زیر را- که در حقیقت یادگار عمر است- به دوست شاعر و پژوهنده‌ی ارجمند آقای محمّد بشرا (درویش گیلانی) تقویم می‌کنم به احترام چهل و پنج سال دوستی و همگامی در ثبت و ضبط گویش گیلکی. دوستی‌ها پاینده باد!

در مناسبت‌های دیگر گفته و نوشته‌ام که دلبستگی من به گردآوری واژه‌ها و آیین‌ها و باورداشت‌های گویش گیلکی به دوران دانش‌آموزی برمی‌گردد.

در سال 40- 1339 خورشیدی که دانش‌آموز پنجم ادبی در دبیرستان داریوش لنگرود بودم، به سرپرستی دبیر فاضل و سلیم‌النفس، آقای داود جوادی، نشریه‌ای به نام «پیام داریوش» منتشر می‌کردم و در آن نشریه ستونی را به واژه‌ها و ضرب‌المثل‌های گیلکی اختصاص می‌دادم. دو شماره از این نشریه به کوشش من منتشر گردید- که بعض ناآگاهان کارم را به شوخی می‌گرفتند ولی من ادامه می‌دادم-. در مهرماه هزار و سیصد و  چهل و یک به دانشکده‌ی ادبیات تبریز راه یافتم. در آن‌جا علاقه‌ی من به فرهنگ توده بیشتر شد؛ چون می‌دیدم استادانی نامور در نشریه‌ی دانشکده‌ی ادبیّات تبریز- که از معتبرترین مجلّات دانشگاهی آن زمان بود- پژوهش‌های خود را درباره‌ی گویش‌های ایرانی انتشار می‌دهند؛ استادانی بزرگ هم‌چون: دکتر ماهیار نوّابی، محمّد امین ادیب طوسی، دکتر منوچهر مرتضوی، و بزرگانی هم‌چون دکتر احسان یارشاطر، قادر فتّاحی قاضی، عبدالعلی کارنگ، دکتر یحیی ذکاء و… در این زمینه قلم می‌زدند.

در یکی از جلسات انجمن ادبیِ دانشجویی، مقاله‌ای تحت عنوان «سخنی چند درباره‌ی لهجه‌ی ماچیانی و گاهنامه‌اش» نوشتم و خواندم که مورد تأیید و تشویق استادان و دانشجویان قرار گرفت. در همان جلسه استادان: مرحوم دکتر مرتضوی و مرحوم ادیب طوسی از من خواستند که نوشته را تکمیل کنم و برای چاپ به نشریّه‌ی دانشکده بسپارم. چنین کردم.

مقاله، تحت عنوان «زبان و فرهنگ ماچیان» در 4 شماره نشریه چاپ شد، با فارغ‌التحصیل شدن و برگشت به زادگاه و سپس اعزام به خدمت زیر پرچم، چاپ سلسله مقاله ناتمام ماند. با این‌که مسئولان نشریه از جمله استاد دکتر رشید عیوضی سرپرست نشریه با ارسال نامه محبّت‌آمیز و تأکید در چاپ مقاله؛ اما متأسفانه توفیق رفیق نشد (کپی نامه دکتر عیوضی ضمیمه است). استاد دکتر مرتضوی تأکید فرمودند پایان‌نامه‌ی مقطع لیسانس را «لهجه ماچیانی» قرار دهم و چنین کردم.

در سال هزار و سیصد و چهل و پنج خورشیدی درباره‌ واژه‌ی «پیشه» که در برهان قاطع به معنی «سوت سوتک» آمده بود ولی استاد مرحوم دکتر معین از قول علّامه دهخدا و مرحوم دکتر سجّادی آن را به «نیشه» تبدیل کرده بودند، مقاله‌ای تنظیم کردم و به استناد گویش‌های مختلف ایران «پیشه» را صحیح دانستم که در شماره‌ی 4 اسفند 1345 در نشریه‌ی دانشکده ادبیات تبریز چاپ شد و مورد عنایت صاحب‌نظران قرار گرفت (شماره‌ی چهارم، سال هیجدهم، زمستان 1345 شماره مسلسل 80) این مقاله به استاد دکتر معین تقویم شده بود.

در مهر چهل و شش پس از پایان خدمت نظام به آموزش و پرورش رشت پیوستم،.. در سال دوم تدریس با دوستانی که در گیلان در راه «گویش‌شناسی و فرهنگ عامه» گام می‌زدند آشنا شدم، پس از رایزنی «انجمن- پژوهشی گیل و دیلم» را تأسیس کردیم، مؤسسان:

شادروانان: سیدمحمّدتقی میرابوالقاسمی(سفیر)، هوشنگ مردکار، و آقایان علی‌اکبر مرادیان (بوسار)، محمّد بشرا (درویش گیلانی) و مصطفی فرض‌پور ماچیانی (جویا) بودند.

فراخوانی دادیم و آقای بدخشانی سرپرست وقت مجلّه‌ی تهران مصوّر ساختمان مجله را (واقع در خیابان شیک) در اختیار ما قرار دادند. روز موعود جمعیّتی زیاد دعوت را پذیره شدند، در آن نشست هدف تشکیل انجمن را بیان کردیم. جمعی سخن ما را به شوخی گرفتند و سخنان کنایه‌آمیز گفتند، امّا گروهی هم تشویق کردند.

اساسنامه و آیین‌نامه‌ای برای انجمن تنظیم کردیم و جهت تأیید و صدور پروانه فعالیّت به شهربانی سپردیم، پس از مدتی اشکالاتی وارد کردند، اصلاح کردیم به شهربانی دادیم، بار دیگر ایرادهایی از نوع «بنی اسرائیلی» گرفتند، نهایتاً پروانه‌ی فعّالیّت صادر نشد. در این زمان اداره‌ی کل فرهنگ و هنر تلفنی دعوت کرد تا جهت تأسیس «گیلان‌شناسی» به آن‌جا برویم. به اداره‌ی فرهنگ و هنر واقع در خیابان امین‌الضرب رفتیم، رئیس فرهنگ و هنر مرد موقّر و مبادی آدابی به نام «عابدین زنگنه» بود. آقای هوشنگ پورکریم را که اهل انزلی بود و نماینده‌ی وزارت فرهنگ و هنر که برای راه‌اندازی «گیلان‌شناسی» آمده‌اند به ما معرفی کرد، و درخواست کرد با ایشان همکاری کنیم. ما که به اصطلاح «از میان دو سنگ آرد می‌خواستیم» پذیرفتیم. آقای پورکریم در زمینه‌ی مردم‌شناسی و «تک‌نگاری» آثاری دارد، ایشان متأسفانه چند سال پیش در کشور سوئد به رحمت ایزدی پیوست.

کار پژوهش را با آقای پورکریم با شوق و همدلی، آغاز کردیم، برنامه‌هایی تنظیم شد و تصمیم گرفتیم نخست روستایی را مورد پژوهش قرار دهیم، قرعه به نام روستای «شیخانه‌ور» لاهیجان افتاد. به آن‌جا رفتیم، هر کدام قسمتی از کار را به عهده گرفتیم، من که به گویش شرق گیلان اشراف داشتم، ضبط واژه‌ها و فولکلور به من واگذار شد. ناهار را در «ایوان» حضرت شیخ زاهد با نان و پنیر و خیار صرف کردیم، جهت صرف چای به خانه پیرمرد محترمی وارد شدیم، مشغول چیدن چای بودند، آقای پورکریم با «متر» گوشت‌کوب و کَتَل و اسباب آشپزی را اندازه می‌گرفت که پیرمرد با لحنی این کار را به سُخره گرفت. در پایان تقریباً مواد خام آماده شد و به رشت برگشتیم.

روز بعد به انزلی رفتیم به دعوت رئیس آموزش و پرورش، گروهی در دفتر آموزش و پرورش گرد آمده بودند ضرب‌المثلی معروف می‌گوید: «کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد.» قضا را آقای اسلامی- رئیس آموزش ‌و پرورش انزلی همان کسی بود که «نشریه پیام داریوش» را در لنگرود با اجازه ایشان انتشار دادم.

از جمله حاضران در آن جمع، چند نفر از بازاریان بودند. گفت‌وگو درباره‌ی زبان و گویش و گردآوری ضرب‌المثل‌ها و آیین‌ها بود که یکی از حاضران با اعتراض بلند شد و گفت من رفتم چون همین حالا کشتی کالای مرا که «چرم» است بارگیری می‌کند و این حرف‌ها به دردم نمی‌خورد؛ شاید راست می‌گفت، در کار ما نانی نبود ان‌شاءالله «نامی» باشد! امّا او «کالا» می‌فرستد و در عوض «پول» می‌گیرد که متأسفانه امروزه هم «پول تنها معیار- ارزشهاست».

در انزلی مهندس ورزقانی به ما پیوست.

روز بعد به رودبار رفتیم و پژوهشی انجام گرفت و بعد آقای پورکریم- مأمور وزارت فرهنگ و هنر- به تهران رفت، اما نشانی به این نشانی، برای پیگیری کار به رشت بازنگشت و دریافتیم شاید وزارت متبوع به تعطیلی کشاندن «انجمن پژوهشی گیل و دیلم» را منظور نظر داشت؟! در این ایام سرپرستی روزنامه کیهان را در گیلان، نویسنده‌ی خوش‌ذوق و روزنامه‌نگار خوش‌سلیقه، شادروان محمّدتقی صالحپور تصدّی می‌کرد. از ما خواست مصاحبه‌ای در دفتر سرپرستی روزنامه داشته باشیم. چهر نفر از بنیانگذاران انجمن آقایان: سید محمّدتقی میرابوالقاسمی، علی‌اکبر مرادیان (بوسار)، محمّد بشرا و مصطفی فرض‌پور ماچیانی در این مصاحبه شرکت داشتند.

من گزیده‌ای از متن مصاحبه 43 سال پیش را به دو علّت در این‌جا ذکر می‌کنم:

نخست- روزهای خوش همکاری دوران جوانی را به یاد بشرای عزیز و دیگر دوستان بیاورم که: دوران خوش آن بود که با دوست بسر رفت…

دوم- یادی باشد به یادگار و هم تاریخی باشد از پیشینه (گیلان‌شناسی)، شاید دوستان «پژوهشکده گیلان‌شناسی» دانشگاه گیلان در بایگانی پژوهشکده به یادگار حفظ کنند تا همگان بدانند به قول صائب تبریزی:

این خط جاده‌ها که به صحرا نوشته‌اند

یـاران رفتـه با قلم پـا نوشتـه‌انـد.

نخستین کتابی که «انجمن پژوهشی گیل و دیلم» انتشار داد کتاب: «هنگی ایسه هنگی نی‌یه» اثر محمّد بشرا بود.

پس از تعطیلی انجمن، هر کدام از دوستان به کارشان ادامه دادند و می‌دهند و تاکنون کتاب‌ها و مقالات بسیاری نوشته‌اند و یا می‌نویسند…

علاقه‌ای که به «گویش گیلکی و لزوم گردآوری آن» داشته و دارم موجب شد تا در سال 1372 که معاونت آموزشی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی رشت را تصدّی می‌کردم، در تاریخ 29/7/1372 خورشیدی ساعت 3 بعدازظهر جمعی از ادیبان و شاعران و پژوهندگان فرهنگ……. را با دعوت‌نامه‌ای که به خط شادروان استاد فریدون پوررضا- هنرمند معروف آواهای گیلکی- بود، به دانشگاه دعوت کردم (کپی پیوست). جمعی زیاد پذیره شدند، سخنانی پرمغز و راهگشا بیان شد، یکی زان میان داستان چهار مقاله «در کیسه آرد نماند» را بیان کرد که یعنی باید «کارانه» باشد و چنین و چنان. متأسفانه عمر این انجمن هم چندان نپایید.

در سال 1384 در دفتر مجلّه «گیلان ما» مجدداً از اهمیت نوشتن «فرهنگ تطبیقی گیلان» سخن رفت، حاضران با ایجاد مؤسسه‌ای موافقت کردند. آقایان به این شرح: جعفر خمامی‌زاده، دکتر محمّدعلی فائق، فریدون نوزاد، دکتر سیّد حسن تائب، علی‌اکبر مرادیان، احمد محامد، محسن آریاپاد، هوشنگ عباسی، مهران برزگر ماچیانی، دکتر غلامحسن مهدی‌زاده، افشین پرتو، ابراهیم شکری، مصطفی فرض‌پور ماچیانی، مؤسّسه‌ی «فرهنگی- هنری مهرورزان گیلان‌پژوه» را پایه‌گذاری کردند. مؤسسه به ثبت رسید و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پروانه فعالیّت گرفت. به برکت وجود مؤسّسه در سال 1388، دوازده (همایش گیلان‌شناسی) در ساختمان خاتم‌الأنبیای رشت با شرکت اقشار مختلف مردم برگزار شد، که 12 نفر از گیلان‌شناسان به ترتیب زیر سخن گفتند:

1- فریدون نوزاد: تحت عنوان پیشگامی گیلان در تئاتر ایرانی

2- جعفر خمامی‌زاده: گیلان

3- دکتر محمدرضا خلعتبری: سابقه‌ی استقرار انسان در گیلان: فرضیه‌ها و نظریه‌ها

4- احمد محامد: مسئله‌ی جهانی آب و آب گیلان

5- زبان و ادبیات گیلکی: هوشنگ عباسی

6- مقدمه‌ای بر طب سنتی «گیل تجربه»: دکتر سیّد حسن تائب

7- علی‌اکبر مرادیان گروسی: زبان گیلکی و پیوستگی آن با زبان‌های بومی ایرانی

8- روبرت واهانیان: کنکاشی در کم و کیف منابع و ادبیات جنبش جنگل

9- حمید پورعیسی: تشیّع در گیلان

10- محسن آریاپاد: شعر گیلکی از گاه رونمایی آن تاکنون

11- دکتر سیّد هاشم موسوی: مردم‌شناسی جانوری در گیلان

12- مصطفی فرض‌پور ماچیانی: اشکور سرزمین شگفتیهای آفرینش

در هر جلسه پس از پایان سخنرانی شعرای گیلکی‌سرا که 26 نفر بودند، سروده‌های خود را می‌خواندند و در پایان، خنیاگران به خواندن «ترانه‌های» گیلکی می‌پرداختند. سخنرانی‌ها و اشعار در کتابی به نام «گیلان مهر» چاپ و پخش شد.

آن‌چه را که تا این‌جا از «تاریخچه گیلان‌شناسی» در خاطر داشتم و خود نیز در برپایی آن‌ها نقشی ایفا کرده‌ام نوشتم. امید این‌که صاحبنظران و آگاهان اگر انجمن یا انجمن‌هایی را می‌شناسند و از قلم افتاده باشد بنویسند تا «یادی باشد به یادگار».

گزیده‌ای از متن مصاحبه‌ی 43 سال پیش:

چندی پیش نشستی داشتیم با بنیانگزاران انجمن پژوهشی گیل و دیلم که در شرف تأسیس است و مقدماتش از هر نظر فراهم گردیده و دوستان صاحب ذوق سخت دست اندرکار بانجام رساندن آن هستند.

اینک پرسش‌ها و پاسخ‌ها:

علل تشکیل انجمن چیست؟

فرض‌پور: این کمبود در گیلان حس میشد که لااقل یک فرهنگ گیلکی یا تاریخ کامل گیلان و نظایر آن نوشته شود که تاکنون نشده و درک این نیاز که واقعاً گیلان در این جهت غریب مانده ما علاقمندان را گردهم آورده که لااقل پیشنهادکننده این موضوعات باشیم و از کلیه ادباء و شعراء فضلا و گیلانی یا غیرگیلانی که در زمینه گیلان‌شناسی تحقیقاتی دارند اثاری عرضه بداریم که بتواند خلاء ایجاد شده را ترمیم نماید.

اعضاء انجمن در حال حاضر چند نفرند؟

علی‌اکبر مرادیان: البته قابل توضیح است که اعضای انجمن بر دو دسته تقسیم میشوند.

اعضا پیوسته و اعضای وابسته، فعلاً اعضای پیوسته غیر از بنیانگزاران که در ابتدای مقال معرفی شدند عبارتند از آقایان سید محمود عسکری، مهدی داودی، هوشنگ مردکار، ناصر صبح‌خیز، هارون شفیعی، حاج محمدابرهیم رضائی که از فضلا و ادبای گیلانند، اما اعضای وابسته ممکن است، بلکه به یقین جمله اساتید و دانشمندان و فضلا و ادبائی خواهند بود که در مورد گیلان و گیلانشناسی آثاری دارند و تحقیقاتی بعمل آورده‌اند و صاحب‌نظر و وارد در موارد یاد شده هستند.