نوآوری هائی برای شناختن نظام های پیچیده کشاورزی

از Hans R.Herren1

برگردان و برداشتی از: احمد محامد

طی پنجاه سال اخیر تولید ناخالص جهانی جهشی از هفت تا شصت تریلیون دلار امریکا در سال داشت. این افزایش اثرات ویرانگری روی منابع طبیعی قابل و غیرقابل تجدید گذاشته است. از سال 2003 میلادی تاکنون (سال 2011) حدود 27% از شرکت های ماهی گیری تعطیل  شده اند،  تولید مواد نفتی در بسیاری از کشورها کاهش یافته، پیش بینی می شود که طی یک دهه حتی زودتر این کم شدن به حدّاکثر برسد. آب کمیاب شده و فشار ناشی از کمبود آب زیاد گردید، تا بیست سال دیگر تولید آب برای تأمین فقط 60% نیازمندی های جهان کافی خواهد بود. آهنگ از بین رفتن  گونه های حیاتی و نباتی نسبت به ده سال پیش افزایش یافته است.

همه این واقعیت های غم انگیز با گوش و چشم ما آشناست. آنچه که متأسفانه کمتر خوب شناسائی شده کشاورزی است که یکی از بزرگ ترین و مهّم ترین عوامل در سناریو ناپایداری منابع طبیعی است. حالیه سهم کشاورزی در مصرف آب 75% ، در حالی که تولید و رهاسازی گازهای گلخانه ای کشاورزی 15% است. تقریباً 75% این مقدار رهاسازی گازهای گلخانه ای از کشورهای در حال توسعه است. حدود 11% از مقدار کلّ رهاسازی گازها ناشی از تخریب 13 میلیون هکتار جنگل در هر سال است که عمدتاً با تجاوز اراضی کشاورزی به جنگل ها صورت می گیرد. حالیه جمعیت جهان نزدیک 7 میلیارد نفر است، انتظار است که تا سال 2050 میلادی 35% تا 40% هم به آن اضافه شود. این افزایش جمعیت با رشد اقتصادی فزاینده نیازمندی های تغذیه و تولید غذا و علوفه و به خصوص مصرف گوشت را باز هم بالا خواهد برد.

آنطور که امروزه می شنویم کشاورزی دچار آشفتگی های شدیدی است. برای رفع دغدغه ها و عدم اعتمادهائی که در کشاورزی با آن مواجه خواهیم شد لازم است مطالعات و بررسی هائی در الگوی مصرف صورت گیرد و خیلی دقیق این فرهنگ پیچیده2 مورد بررسی قرار گیرد.

اغلب رابطه نزدیک، پیچیده و گاهی گره خورده ای بین کشاورزی و اجتماع انسانی و نظام های سیاسی و اداری ایجاد می شود و این پیچیدگی از منابع متعددی سرچشمه می گیرد:

1- کشاورزی تخصصی است که با تجربه زیاد و دانش به دست می آید. یک کشاورز موفق باید با خصوصیات طبیعی انواع محصولات و آب و هوای مناطق، نوع و حاصلخیزی خاک، مواد حاصلخیز کننده، بیماری ها و آفات، برنامه های آبیاری، روابط بازار عرضه و تقاضا و عوامل دیگر آشنا باشد. کشاورزی پایدار دانش فشرده ای است که نیاز به پژوهش های بیشتر و بررسی نتایج ابتکارات دارد.

2- کشاورزی پایدار دارای سیستم پیچیده ایست، چون در یک خلای اقتصادی اتفاق نمی افتد. تولید غذا فقط یک سوی این سیستم اقتصادی- اجتماعی تو در هم است. کشاورزی در بخش مناسبی از روابط اجتماعی قرار دارد که در آن دانش و مهارت و تجارب در سطح وسیعی در دسترس است و با مدیریت درست زمینه اقتصاد شکوفائی را فراهم می سازد. کشاورزی پایدار و با مدیریت علمی اساس یک توسعه اقتصادی و اجتماعی همآهنگ است. خصوصاً وقتی که بیشتر خانواده های آسیب پذیرتر اجتماعات مورد نظر و توجه قرار گیرند.

3- تولید مواد غذائی در محیط زیست طبیعی صورت می گیرد و به محیط طبیعی شکل دوباره ای  می دهد. اغلب کشاورزی با جنگل زدائی شروع شده و هم اکنون نیز می شود. به همین دلیل باید در همآهنگی با محیط زیست طبیعی از همه جهات مثل انواع غذاها، الیاف گیاهی، جذب کربن وسیله خاک، مصرف و آلودگی آب و هوا و… باشد.

اقدامات گذشته برای مشخص نمودن تدابیر و سیاست گذاری های مؤثر کشاورزی و جدا سازی آنها از متون و سیاق های محیط زیستی بدون داشتن شناخت درستی از روابط قوی آن ها میسّر نبود و نتایج غیرمنتظره و پیامدهای ناچیزی داشت. با تغییر روش های کشاورزی و پاره ای اقدامات این کار به طور کامل صورت نمی گرفت. محققین و سیاست گذاران کشاورزی و محیط زیست طبیعی باید به طور مستمر این روابط پیچیده را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.

خوشبختانه راه هائی برای انجام این مطالعات با مدل سازی های کمپیوتری وجود دارد. به ویژه  مدل های دینامیک (پویا) برای نشان دادن روش توسعه کشاورزی در روند پیچیده ای از روابط اجتماعی و اقتصادی زیست محیطی تهیه شده که برای بسیاری سئوالات با انجام محاسبات منظم و مقایسه نتایج سناریوهای مختلف جواب هائی پیدا می نماید. به طور مثال این مدل های محاسباتی پویا و نظام مند می توانند اثر انواع کودهای آلی و شیمیائی در تولید محصول و روی کیفیت خاک و مصرف آب و شکستن کربن در خاک مشخص نمایند و نقش مهمی در مهار افزایش تراکم گازهای گلخانه ای در هوا داشته باشند. این مدل ها در عین حال می توانند در دوره های میان مدت و بلند مدت تجارب کشاورزی پایداری را با امتیازات محیط زیستی و اقتصادی واقعی، به خصوص در کشورهای در حال توسعه، مورد بررسی قرار دهند.

انتقال از کشاورزی سنتی متداول جاری به کشاورزی پایدار از نظر محیط زیست نیاز به مدیریت بهتری در همه زمینه های کلیدی حاصلخیزی خاک، انواع گیاهی، آب و ارایه خدمات فنی و مالی دارد. تجارب حاصله از مدیریت درست در ایجاد مشاغل و کاهش رهاسازی گازهای گلخانه ای و افزایش درآمد و سرمایه گذاری مالی جدید هم فوق العاده مؤثر خواهد بود. اقدامات جدیدی همراه با سرمایه گذاری و همآهنگی و اشتراک مساعی در همه زمینه های کشاورزی، آب و جنگل و محیط زیست انجام می گیرد. سرمایه گذاری هم در چهار بخش به شرح زیر صورت خواهد گرفت.

■ در کاهش افت محصول قبل از برداشت. این افت به حدود 30% تولید هم می رسد.

■ برای کاهش افت محصول بعد از برداشت. در انبار داری و بکار بردن آن در مزرعه.

■ تجارب مدیریت کشاورزی برای افزایش حاصلخیزی خاک مزارع، حفاظت از خاک، استفاده از مواد آلی با رعایت پایداری محیط زیست، هزینه این کار گاهی به 80 تا 100 دلار امریکا در هر هکتار می رسد.

■ پژوهش، توسعه، ظرفیت سازی و مهارت آفرینی برای یک کشاورزی پایدار.

 سرمایه گذاری در این سطوح اثر قابل ملاحظه و همه جانبه ای در رشد اقتصادی یا ایجاد اشتغال، بهسازی تغذیه و کاهش اثرات منفی مصرف انرژی های فسیلی خواهد گذاشت.

یک اختلاف اساسی بین این راهبرد سرمایه گذاری و اشتغال طبق معمول3 اثرات آن روی ذخایر منابع طبیعی است. کشاورزی با توجه به نظرات محیط زیستی و سناریو اقتصاد سبز نشان می دهد که چرا توسعه اقتصادی و بهره برداری منابع طبیعی نباید به طور مشابه مورد ملاحظه قرار گیرند. نتایج مدل سازی نشان می دهند که استفاده از میانگین جهانی در سناریو سبز در میان مدت و مدت زمان بیشتر دسترسی زیادتر به مواد غذایی (افزایش میزان سرانه کالری در روز) را تضمین می نماید. اغلب محاسبات به این نتیجه می رسند که یک اقتصاد با رشد آهسته تر به علّت حفاظت از منابع طبیعی و تولید کربن کمتر در دوره ای کوتاه ناپایدارتر از رشد سریع تر در دوره زمانی بلند است. به این ترتیب سناریو سبز انعطاف بیشتری دارد. با رهاسازی کمتر به علّت وابستگی کمتر به سوخت های انرژی زای فسیلی و تأکید روی استفاده کافی و پایدار از منابع طبیعی، بالا رفتن دمای کره زمین و از بین رفتن منابع طبیعی مهار می گردد.

از طرف دیگر، سرمایه گذاری در روال توسعه (BAU) مصرف را تشدید می نماید که همراه با رشد اقتصادی بیشتر در بلند مدت و میان مدت و از دست رفتن منابع طبیعی و ادامه تهدید بلند مدت ویرانی هاست. وقتی که ذخایر مواد طبیعی به طور خیلی شدید و سریع شروع به نابودی می نمایند، حاصلخیزی خاک، منابع جنگلی، آب، محصولات دریائی و… کاهش می یابند، اقتصاد و اشتغال با بالا رفتن قیمت ها دچار نقیصه می گردند، مهاجرت های دسته جمعی افزایش می یابد. انقراض اقتصادی- اجتماعی با معیار بزرگ تری روی خواهد داد. در شبیه سازی هائی که روی کشاورزی سبز انجام گرفت، تمام تولیدات کشاورزی، دامی، دریائی و جنگلی در مقایسه با سناریو کشاورزی «مشاغل طبق معمول» (BAU) افزایش می یابد. اشتغال مستقیم و غیرمستقیم به طور قابل ملاحظه ای زیاد می شود، حتی اگر برداشت کل ثابت باقی بماند یا حتی بر اثر برداشت محصول بیشتر افت نماید.

کاهش تقاضای زمین رابطه مثبت بین سرمایه گذاری های کشاورزی، محیط زیستی و مدیریت جنگل ها را از راه افزایش برداشت، کیفیت بهتر خاک های برداشته شده از جنگل ها و استفاده از کودهای آلی را نشان می دهد. سرمایه گذاری برای اصلاح و افزایش کارآئی آب امکان می دهد که آب مصرفی کشاورزی در واحد سطح کمتر شود و از اثرات بد کم آبی، فشار آبیاری روی برداشت کاسته گردد. بهتر از همه اینکه رهاسازی گازهای گلخانه ای، استفاده از کودهای شیمیائی، جنگل زدایی و از بین رفتن اراضی زراعتی به طور خیلی زیادی نسبت به کشاورزی مشاغل طبق معمول (BAU) افت می نماید.

البته منطقی است اگر انتظار داشته باشیم سناریو سبز شاهد ترویج و توسعه دوّمین نسل سوخت های انرژی زا خواهد گردید. برآورد شده است که تا حدود 25%  زباله های کشاورزی و جنگل برای تولید سوخت آلی در دسترس قرار خواهد گرفت. با استفاده از اراضی حاشیه ای، این منابع خواهند توانست تا سال 2030 میلادی چندین میلیون شغل ایجاد نمایند و به طور مؤثری از عدم استفاده سوخت های فسیلی پشتیبانی نمایند. یک هشدار در این سناریو حفاظت بلند مدت حاصلخیزی خاک با سرمایه گذاری دوباره روی تمام محصولات، روی زباله؛ سوخت های انرژی زای آلی برای تولید مواد حاصلخیز کننده آلی است. در جهت حمایت از توسعه سوخت های انرژی زای آلی در رسیدن به پایداری از همه جهات باید مطالعات و پژوهش های بیشتری صورت گیرد.

برای داشتن دید فراگیر و بلند مدتی روی کشاورزی پایدار در آینده زمان کم و بیش از دست رفته و دیر شده است. تا چندی دیگر هیچ جای عذر و بهانه ای برای ترویج این نظر، که پژوهش های جدید کشاورزی تنها ابزار کار پیش برد این هدف است، باقی نخواهد ماند. بسیاری از کشورها همه اهداف توسعه هزاره را که در سال 2000 موافقت شده بود و بسیاری از آنها در رابطه کشاورزی با محیط زیست طبیعی و جامعه انسانی بود تا سال 2015 میلادی از دست خواهند داد. لزوماً باید اقدامات مؤثر و پایداری برای ایجاد تغییراتی در نمونه های فعلی کشاورزی صورت گیرد.

اقدامات مورد نیاز از محلی به محل دیگر فرق می نماید. کشاورزی کاملاً تابع شرایط محیط زیستی، مردمی و دیگر عوامل محلی است. تا جائی که سیستم های کشاورزی در متن بافت گسترده تری از محیط زیست طبیعی و اقتصاد و جامعه ارزیابی می گردد.

با اجرای این سناریو در صورت امکان همه علاقه مندان امکان خواهند یافت تا با در دست داشتن نتایج مورد انتظار یا غیر منتظره، درک و تصویری از راه حل ها در پیش داشته باشند. اگر ما بخواهیم روی بازآفرینی کشاورزی میلیاردها دلار هزینه نمائیم- روشن است که باید این کار را به انجام برسانیم- لازم است روی آموزش و عوامل زیربنایی کشاورزی هم سرمایه گذاری شود. ما باید کمک های مالی انحرافی را به سود تجارب کشاورزی حساب شده و پایدار محدود نمائیم و نمونه های مصرف را تغییر دهیم. این تنها راهی است که اختلاف بین مشاغل طبق معمول و غیرمعمول را تضمین می نماید.

 توضیحات:

1- صفحه 166 کتاب:   State of the world 2011 Innovation that Nourish the planet

THE WORLD WATCH INSTITUE INNOVETIONS

عنوان : Understandi Complex system

2-  (Cultur Agri)

3-  BAU) Business-as-usual)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current ye@r *