هندوانه‌ آرژانتین‌!

امور اجتماعی‌ که‌ جزیی‌ از زندگی‌ فرد اجتماعی‌ است‌ گاهی‌ به‌ گونه‌ای‌ شکل‌ می‌گیرند و پیش‌ می‌روندکه‌ افراد جامعه‌ آگاهانه‌ یا ناخودآگاه‌ به‌ بسیاری‌ از هنجارها و ناهنجارهای‌ روزمره‌ به‌ راحتی‌ تن‌ می‌دهند وآنها را جزیی‌ از زندگی‌ خود قرار می‌دهند. این‌ امور می‌توانند بسیاری‌ از نیازهای‌ سادة‌ زندگی‌ تا مسائل‌پیچیدة‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ و فرهنگی‌ را شامل‌ شوند، که‌ با مرور زمان‌ و تکرار مداوم‌ به‌ صورت‌ فرهنگی‌پایدار در می‌آید و قطعاً در درازمدّت‌ بر کار و تلاش‌، رفتارهای‌ اجتماعی‌، نحوة‌ مصرف‌ و بسیاری‌ مسائل‌دیگر تاثیر بسزایی‌ خواهد گذاشت‌، که‌ شاید بخش‌ زیادی‌ از مشکلات‌ اجتماعی‌ امروز ریشه‌ در این‌ گونه‌رفتارهای‌ گذشتگان‌ داشته‌، که‌ جای‌ بحث‌ و تأمل‌ فراوان‌ دارد.
هدف‌ از این‌ مقدمه‌چینی‌ پیش‌ کشیدن‌ یکی‌ از مسائل‌ ساده‌ اجتماعی‌ ماست‌، که‌ اکنون‌ به‌ طور فراگیردر کشور گسترش‌ یافته‌ و ظاهراً به‌ منظور تامین‌ نیازهای‌ مردم‌ صورت‌ می‌گیرد، ولی‌ یقیناً آیندة‌ درخشانی‌نمی‌توان‌ برای‌ آن‌ تصور کرد، چون‌ جز تنبلی‌ و مصرف‌ گرایی‌ بیشتر و بی‌ حدّ و مرز را به‌ دنبال‌ نخواهدداشت‌، و قطعاً این‌ امر برای‌ هر کشور و ملّتی‌ می‌تواند خطرناک‌ باشد، که‌ انشاءالله‌ چنین‌ نخواهد شد.
چندی‌ پیش‌، عصر جمعه‌ای‌ چند نفر از دوستان‌ جمع‌ بودند، علی‌ آقا که‌ همیشه‌ در این‌ گونه‌ جلسات‌زودتر از همه‌ حاضر می‌شد، آخرین‌ نفری‌ بود که‌ حضور پیدا کرد. چای‌ خود را هنوز به‌ اتمام‌ نرسانده‌ بود که‌شکایت‌ از گرانفروشی‌ بازاریان‌ را آغاز کرد، از جمله‌ پرسید که‌ شما یک‌ هندوانه‌ کوچک‌ به‌ قیمت‌ شش‌هزار تومان‌ شنیده‌اید؟ از پیش‌ میوه‌ فروش‌ محلّه‌ ما، که‌ درمرور زمان‌ مدعی‌ دوستی‌ با من‌ است‌،هندوانه‌ای‌ را انتخاب‌ کردم‌، بعد از اینکه‌ وزن‌ کرد، قیمتش‌ را اعلام‌ داشت‌، که‌ وقتی‌ از او علت‌ گرانی‌ راپرسیدم‌، گفت‌ در نوع‌ خود بی‌نظیر است‌، از کشور آرژانتین‌ وارد شده‌ است‌. با خود گفتم‌ چه‌ دروغ‌شاخداری‌؟! یکی‌ از حاضران‌ جلسه‌ خطاب‌ به‌ علی‌ آقا اظهار داشت‌ که‌ میوه‌ فروش‌ محله‌ شما دروغ‌نگفته‌، انواع‌ و اقسام‌ میوه‌ها، از مرکبات‌ و به‌ و گلابی‌ و خوج‌(!) و خربزه‌ و انگور و غیره‌، حتی‌ سیر و پیاز،وحتی‌ وسایل‌ پیش‌ افتاده‌ای‌ مانند سوزن‌ و سنجاق‌ و پیچ‌ و مهره‌ و مهر(نماز) از کشورهایی‌ چون‌ ترکیه‌ وچین‌ و ونزوئلا و بورکینافاسو و کومور و…وارد می‌شوند. دوست‌ ما با شنیدن‌ این‌ حرف‌ها، خطاب‌ به‌ آقاغلامحسین‌، که‌ ما را در کارخانه‌ یاری‌ می‌دهد و اهل‌ یکی‌ از روستاهای‌ سنگر است‌ و ارادتی‌ خاص‌ هم‌ به‌علی‌ آقا دارد، گفت‌ تا چای‌ دوّم‌ را بیاورد. علی‌ آقااز آقاغلامحسین‌ سوال‌ کرد که‌ در ده‌ شما خیار و خربزه‌ وهندوانه‌ و امثال‌ آن‌ هنوز فراوان‌ وجود دارد؟ آقا غلامحسین‌ در پاسخ‌ گفت‌ که‌ روستائیان‌ ده‌ ما انواع‌ میوه‌هاو حتی‌ تخم‌ مرغ‌ و جوجه‌ و چیزهای‌ دیگر را از بازار رشت‌ می‌خرند! مخصوصاً بعد از اینکه‌ صاحب‌ زمین‌شدند، اربابی‌ زندگی‌ می‌کنند؟! علی‌ آقای‌ عزیز ما دیگر کفرش‌ در آمد. از حاضرین‌ سوال‌ کرد، مگرفراموش‌ کردید که‌ از همین‌ دهات‌ دور و نزدیک‌ رشت‌ انواع‌ هندوانه‌ و خربزه‌ و میوه‌ها را می‌آوردند و مردم‌ بارغبت‌ و لذّت‌ مصرف‌ می‌کردند! و امروز کار ما به‌ آنجا رسیده‌ که‌ باید میوه‌ را از کشورهای‌ خارج‌ وارد کنیم‌؟!دوست‌ دیگر به‌ علی‌ آقا گفت‌: دوست‌ عزیز، همه‌ این‌ میوه‌ها و سایر اجناس‌ ریز و درشت‌، همه‌ و همه‌، اگرکمی‌ توّجه‌ کنی‌، بوی‌ نفت‌ می‌دهند؛ ساده‌تر بگویم‌، آن‌ها، به‌ ویژه‌ آن‌ به‌ اصطلاح‌ صنعتی‌ها وپیشرفته‌ها!که‌ خریداران‌ اصلی‌ نفت‌اند، و برخی‌ از توسعه‌ نیافته‌ها که‌ خریدار محصولات‌ ما هستند، به‌ ما بدهکارند؛ بامحبّتی‌ که‌ دارند، سعی‌ می‌کنند در پرداخت‌ بدهی‌ خود خوش‌ قول‌ باشند، ترتیبی‌ اتخاذ می‌کنند که‌ در عین‌حال‌ رفع‌ مایحتاج‌ ما بشود و بدهی‌های‌ خود را تسویه‌ نمایند. بنابراین‌ مشاهده‌ این‌ همه‌ کالاهای‌جورواجور، اعم‌ از متاع‌های‌ صنعتی‌ و الکترونیکی‌ و میوه‌ها و غیره‌، در بازارهای‌ ما امری‌ طبیعی‌ و برای‌رفع‌ احتیاجات‌ مردم‌ است‌! خودت‌ را بیش‌ از این‌ آزار نده‌ و بهتر است‌ از میوه‌ فروش‌ محله‌ نیز عذرخواهی‌کنی‌ و از گناهی‌ که‌ کرده‌ای‌ و او را دروغگو دانسته‌ای‌ پوزش‌ بخواهی‌ و با اطمینان‌ کامل‌ بدانی‌ که‌ هندوانه‌ ازآرژانتین‌ آمده‌ است‌!
محمد علی‌ فائق‌

طهمورث‌ ساجدی‌

ابراهیم‌ فخرائی‌ در کتاب‌ سردار جنگل‌، که‌ راهگشای‌ مطالعات‌ نهضت‌ جنگل‌ از سال‌ ۱۳۴۴ به‌ بعدشد، از منابع‌ ایرانی‌ و گاه‌ بیگانه‌ استفاده‌ کرد و ناباورانه‌ اثرش‌ را نه‌ در سطح‌ ملی‌ بلکه‌ در سطح‌ بین‌ المللی‌شناساند، بینشی‌ که‌ مثمر ثمر واقع‌ شد و به‌ دنبال‌ آن‌ کتاب‌های‌ چندی‌ به‌ نگارش‌ درآمدند و یا این‌ که‌ترجمه‌ شدند. خسرو شاکری‌، که‌ راه‌ امروزی‌تر و یا بهتر دانشگاهی‌ را برای‌ رسالت‌ ایران‌ پژوهی‌ وبالاخص‌ گیلان‌ پژوهی‌ خود در پیش‌ گرفته‌ است‌، در میلاد زخم‌ از مأخذ فارسی‌ و به‌ ویژه‌ خارجی‌درابعاد گسترده‌ و متنوع‌ بهرة‌ عالمانه‌ای‌ برده‌ و رساله‌ای‌ جامع‌ دربارة‌ نهضت‌ جنگل‌، ابعاد منطقه‌ای‌، فرامنطقه‌ای‌ و نیز چهرة‌ «فرهمند» (کاریسماتیک‌) کوچک‌ خان‌ ارائه‌ کرده‌ است‌، چون‌ که‌ در چنین‌ اوضاع‌ واحوالی‌ لازم‌ است‌ بصیرت‌ بر احساسات‌ فائق‌ شود و نهضتی‌ که‌ توجه‌ چندین‌ قدرت‌ خارجی‌ را در طول‌جنگ‌ جهانی‌ اول‌ به‌ خود جلب‌ کرده‌ بود و در نتیجه‌ هر یک‌ اطلاعاتی‌ را به‌ فراخور منافع‌ و اهداف‌ خودجمع‌ آوری‌ و منتشر کرده‌ بودند، به‌ دقت‌ بازبینی‌ و مقایسه‌ شود تا اثری‌ که‌ بدین‌ شکل‌ به‌ دست‌ می‌رسدویژگی‌ هایی‌ نسبت‌ به‌ تألیفات‌ پیشین‌ داشته‌ باشد. شاکری‌ به‌ این‌ مهم‌ دست‌ یازیده‌ و در بخش‌ هایی‌ ازتحقیقات‌ خویش‌ به‌ جای‌ تألیف‌ به‌ تصنیف‌ پرداخته‌اند و ظاهراً هم‌ از این‌ امر شاکراند.
ادامه مطلب را بخوانید »

دکتر حسن‌ کهنسال‌ واجارگاه‌ (دانشگاه‌ گیلان‌)

چکیده‌:
در ابتدای‌ قرن‌ بیستم‌، رقابتهای‌ استعماری‌ امپراطوریهای‌ انگلستان‌ و روسیه‌ بر سر ایران‌ شروع‌ شد. باظهور قدرتمند آلمان‌ در عرصة‌ سیاست‌ جهانی‌ و ضعف‌ روسها در آسیا و خاور دور باعث‌ شد که‌ دولتهای‌انگلستان‌ و روسیه‌ رقابتهای‌ میان‌ خود را کنار گذاشته‌ و قرارداد ۱۹۰۷ میلادی‌ را منعقد کردند. توسعه‌اختلافهای‌ میان‌ آلمان‌ و روسیه‌ از یکطرف‌ و آلمان‌ و انگلستان‌ از سوی‌ دیگر در ایران‌ جزیی‌ از مناقشاتی‌ بودکه‌ قدرتهای‌ بزرگ‌ را وارد عرصه‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ (۱۸ ـ ۱۹۱۴ م‌) نمود. با وصف‌ اعلام‌ بیطرفی‌ ایران‌ درجنگ‌ جهانی‌ اول‌، مناطق‌ شمالی‌ و جنوبی‌ ایران‌ توسط‌ روسیه‌ و انگلستان‌ به‌ تصرف‌ درآمدند.
در چنین‌ شرایطی‌ در اطراف‌ و اکناف‌ ایران‌ افرادی‌ یافت‌ شدند که‌ هدفشان‌ تامین‌ آزادی‌ و استقلال‌ وخروج‌ بیگانگان‌ از کشور بودند. ضعف‌ دولت‌ مرکزی‌ و اوضاع‌ نابسامان‌ اقتصادی‌ ریشه‌ نهضتهایی‌ چون‌نهضت‌ جنگل‌ به‌ رهبری‌ میرزا کوچک‌ خان‌ در گیلان‌ در زمان‌ جنگ‌ جهانی‌ اول‌ بود.
با انقلاب‌ روسیه‌ در سال‌ ۱۹۱۷ میلادی‌ و خروج‌ نیروهای‌ آن‌ کشور از شمال‌ ایران‌ و لغو قرارداد ۱۹۰۷ م‌و پیروزی‌ متفقین‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌، انگلستان‌ با تحمیل‌ قرارداد ۱۹۱۹ م‌ در زمان‌ نخست‌ وزیری‌ وثوق‌الدوله‌ خواستار تحقق‌ سلطه‌ کامل‌ سیاسی‌، اقتصادی‌ و نظامی‌ بر ایران‌ شد.
اعتراضات‌ زیادی‌ از جانب‌ شخصیت‌ها بر علیه‌ قرارداد ۱۹۱۹ م‌ در ایران‌ صورت‌ گرفت‌ که‌ دررأس‌ آنهامی‌توان‌ آیت‌ الله‌ مدرس‌ را نام‌ برد. در زمان‌ قرارداد، نهضت‌ جنگل‌، که‌ به‌ رهبری‌ میرزا کوچک‌ خان‌ به‌فعالیتهای‌ خود در خروج‌ بیگانگان‌ از کشور ادامه‌ می‌داد، آن‌ را سند فروش‌ ایران‌ نامگذاری‌ کرد. میرزا ونهضت‌ جنگل‌ به‌ مناسبتهای‌ مختلف‌ در اعلامیه‌ها، سخنرانیها و مذاکرات‌ سیاسی‌، علاوه‌ بر متهم‌ نمودن‌وثوق‌ الدوله‌، خواستار لغو معاهده‌های‌ استعماری‌ از جمله‌ قرار داد ۱۹۱۹ م‌ می‌شدند.
قرارداد ۱۹۱۹ که‌ عملاً با اعتراضات‌ گوناگون‌ مردم‌ ایران‌ منسوخ‌ شده‌ بود در تاریخ‌ ۲۴ فوریه‌ ۱۹۲۱ م‌/۸ اسفند ۱۲۹۹ ش‌ رسماً از جانب‌ دولت‌ ایران‌ لغو گردید.
دولت‌ شوروی‌ پس‌ از انجام‌ قرارداد با ایران‌ و انگلستان‌، حمایت‌ خود را از نهضت‌ جنگل‌ خاتمه‌ داد ودولت‌ ایران‌ با مساعدت‌ انگلستان‌ نهضت‌ جنگل‌ را سرکوب‌ کرد.
واژه‌های‌ کلیدی‌: نهضت‌ جنگل‌ ـ میرزا کوچک‌ خان‌ ـ انگلستان‌ ـ قرارداد ۱۹۱۹ میلادی‌.

ادامه مطلب را بخوانید »

شرح‌ غزلی‌ از حافظ‌

۱۸ تیر ۱۳۸۸ نشريه: گيلان ما

دکتر نصرت‌الله‌ فروهر

رازی‌ که‌ به‌ غیر تو نگفتیم‌ و نگوییم‌با دوست‌ بگوییم‌ که‌ او محرم‌ راز است‌
مطالبی‌ که‌ به‌ بهانه‌ی‌ شرح‌ غزلی‌ از حافظ‌ پرداخته‌ شده‌ است‌ بدان‌ منظور نبوده‌ است‌ که‌ برنوشته‌های‌ حافظ‌ پژوه‌ نکته‌یی‌ بگیرد یا از تلاش‌ فکری‌ آنان‌ بی‌ اهمیت‌ بگذرد و رنجشان‌ را نادیده‌ بگیردو نیز بر آن‌ نیست‌ که‌ به‌ این‌ بهانه‌ اسم‌ و رسمی‌ ـ که‌ دیگران‌ را حاصل‌ است‌ ـ به‌ دست‌ آورد. بلکه‌ درخلوت‌انزوای‌ خود گاهگاهی‌ در لابه‌ لای‌ متون‌ نظم‌ و نثر این‌ سرزمین‌ دیر سال‌ غوطه‌ می‌خورد و از خلال‌ آن‌متون‌، تاریخ‌ را در حرکت‌ جبری‌ آرامش‌ ناپذیرش‌ می‌نگرد، بر گستره‌ی‌ زمان‌ خیره‌ می‌شود و پدیده‌ی‌«مکان‌» را درخویش‌ می‌نوردد و اگر مجالی‌ و توانی‌ داشت‌ اندیشه‌های‌ خود را بر روی‌ کاغذ نقش‌ می‌کندشاید بتواند بدین‌ وسیله‌ چراغی‌ کم‌ نور پیش‌ پای‌ ظلمت‌ زدگان‌ شب‌ دیجور بنشاند، یا فروغی‌ از مهر وخردورزی‌ را به‌ تاریکی‌ ناآگاهی‌ ناآگاهان‌ بتاباند که‌ شاید با این‌ تامل‌ گرد و غبار گرفته‌ را فرو شویند وجهان‌ و هستی‌ را با دیدگانی‌ صاف‌ بنگرند. یکی‌ از اندیشه‌ وران‌ غرب‌ گفت‌: من‌ می‌اندیشم‌، پس‌ هستم‌.زیرا اندیشیدن‌ همان‌ هستی‌ است‌ به‌ عبارت‌ دیگر، انسانی‌ که‌ می‌اندیشد را می‌توان‌ «موجود به‌ معنی‌خاص‌ آن‌» دانست‌ در غیر این‌ صورت‌ به‌ گفته‌ی‌ سعدی‌ «ددانی‌ هستند که‌ به‌ صورت‌ انسان‌ مصورند» و هرموجود چیزی‌ می‌آفریند که‌ می‌اندیشد.
ادامه مطلب را بخوانید »

دکتر اسماعیل‌ شفق‌
(دانشیار دانشگاه‌ بوعلی‌سینا)

کمتر ملتی‌ را می‌توان‌ یافت‌ که‌ همچون‌ قوم‌ ایرانی‌ جوهرة‌ فرهنگ‌ قومی‌ خویش‌ را پس‌ از پشت‌سرگذاشتن‌ طوفانهای‌ بنیان‌ کن‌ تاریخی‌، که‌ در آن‌ رخ‌ داده‌ است‌، همچنان‌ حفظ‌ کند. هجوم‌ ظالمانة‌ مغول‌و سلطة‌ غاصبانة‌ اقوام‌ ترک‌نژاد نظیر غزنویان‌ و سلجوقیان‌ و خوارزمشاهیان‌، که‌ هر یک‌ قرنها برسرنوشت‌ مردم‌ ایران‌ حکومت‌ کردند، هر قوم‌ دیگری‌ را از پای‌ در می‌آوردند و سنن‌ قومی‌ و هنجارهای‌فرهنگی‌ او را به‌ بوتة‌ فراموشی‌ می‌سپردند.
آنچه‌ که‌ به‌ یک‌ ملّت‌ هویت‌ مستقل‌ می‌دهد و او را از سایر ملل‌ متمایز می‌سازد، فرهنگ‌ است‌. زمانی‌متفکران‌ گذشته‌ انسان‌ را موجودی‌ سخنگو می‌دانستند«الأنسان‌ُ حیوان‌ُ ناطق‌ُ»، امروزه‌ تحت‌ تأثیردست‌ آوردهای‌ فناوری‌ در تعریف‌ انسان‌ می‌گویند«انسان‌ موجودی‌ ابزار ساز است‌». بر همگان‌ روشن‌است‌ که‌ بسیاری‌ از حیوانات‌ نیز برای‌ بقای‌ حیات‌ خود از ابزار استفاده‌ می‌کنند، بنابراین‌ تعریفی‌ این‌ چنین‌از انسان‌ ارائه‌ کردن‌، نادیده‌ گرفتن‌ حقیقتی‌ است‌ که‌ می‌تواند وجه‌ ممیزّة‌ شایسته‌ای‌ باشد میان‌ انسان‌ وموجودات‌ دیگر. انسان‌ موجودی‌ سخنور است‌، این‌ درست‌، و برای‌ پیشبرد امور معاش‌ خود از ابزار نیزاستفاده‌ می‌کند، امّا آنچه‌ که‌ درحقیقت‌ انسان‌ را از سایر موجودات‌ متمایز و منفّک‌ می‌سازد«فرهنگ‌»است‌.لذا می‌توان‌ گفت‌ که‌ «انسان‌ موجودی‌ فرهنگی‌ است‌».
حال‌ که‌ سخن‌ از فرهنگ‌ رفته‌ است‌ باید گفت‌ که‌ دو تعریف‌ جداگانه‌ از فرهنگ‌ می‌توان‌ ارائه‌ داد که‌هر یک‌ به‌ حوزه‌ و افق‌ خاصی‌ تعلق‌ دارد. بدین‌ معنی‌ که‌ فرهنگ‌ عامه‌ (فرهنگ‌ عمومی‌) روش‌ زندگی‌کردن‌ و اندیشیدنی‌ است‌ که‌ از مجموعة‌ دانسته‌ها و تجربیات‌ واعتقادات‌ یک‌ قوم‌ حاصل‌ می‌شود. به‌عبارت‌ دیگر فرهنگ‌ عمومی‌ استنباطی‌ است‌ که‌ ملّتی‌ در طی‌ قرنهای‌ متمادی‌ از هنجارهای‌ گوناگون‌زندگی‌ به‌ دست‌ می‌آورد. هر چقدر قومی‌ کهن‌تر و دیرسال‌تر باشد غنای‌ فرهنگ‌ آن‌ نیز بیشتر می‌تواندبود. زیرا آن‌ استنتاج‌ فرهنگی‌اش‌ که‌ بدان‌ اشاره‌ رفت‌ از مجموع‌ رخدادها و تردّد افکار و اعتقادات‌ و رسوم‌گوناگون‌ در طول‌ تاریخ‌ حاصل‌ می‌شود و رسوب‌ می‌بندد.
ادامه مطلب را بخوانید »

خاطره‌ها و دلتنگیها

۱۸ تیر ۱۳۸۸ نشريه: گيلان ما

احمد علی‌دوست‌

به‌ نام‌ خدا، آفریدگار قلم‌، زیبایی‌ و عشق‌ و با درود به‌ مهرورزان‌ عزیز/
تکلیف‌ شد که‌ در سخنرانی‌ ماهانة‌ انجمن‌ مهرورزان‌ گیل‌ سهمی‌ داشته‌ باشم‌. در حالیکه‌ ارباب‌ دانش‌و ادب‌ پیش‌ از این‌ در زمینه‌های‌ مختلف‌ تاریخ‌ و پژوهش‌ و شعر سخنهای‌ نغز بسیار گفته‌اند به‌ دنبال‌مطلبی‌ دندانگیر و مناسب‌ احوال‌ بودم‌ که‌ خوشبختانه‌ سخنرانی‌ شیوا و شنیدنی‌ دوست‌ ارجمندم‌ احمداداره‌چی‌ در آبان‌ ماه‌ گذشته‌ و موضوع‌ جالب‌ آن‌ دربارة‌ سفر به‌ تاجیکستان‌ از ذهنم‌ گذشت‌ و عنوان‌ رایافتم‌. اطمینان‌ دارم‌ همة‌ ما از شنیدن‌ نکاتی‌ که‌ در این‌ سخنرانی‌ درباره‌ی‌ دلبستگیهای‌ دیرین‌ مردم‌تاجیکستان‌ به‌ سنتها، آداب‌ و رسوم‌، آیینها و بزرگیهای‌ گذشته‌ ما گفته‌ شد احساس‌ غرور کرده‌ایم‌ ؛ اما درمن‌ همراه‌ با غرور دلتنگی‌ هم‌ ایجاد کرد، دلتنگی‌ خود گم‌ کرده‌ای‌ که‌ جز پشیمانی‌ گزیری‌ ندارد. بنابراین‌ بااستفاده‌ از حوصله‌تان‌ از خاطره‌ها و دلتنگیها می‌گویم‌.
از هزاره‌های‌ دور و تمدن‌ و فرهنگی‌ که‌ دیرینگی‌ آن‌ به‌ عنوان‌ مبدأ و مبتدا شناخته‌ شده‌ و هِگِل‌ تاریخ‌ایران‌ را سرآغاز تاریخ‌ جهان‌ دانسته‌ است‌ نمی‌گویم‌. قصّه‌ درد آلود حملة‌ تازیان‌ و ایلغارهای‌ وحشیانه‌ای‌ ازاین‌ دست‌ هم‌ زخمهای‌ کهنه‌ را تازه‌ می‌کند و ملال‌ می‌آورد. از قرن‌ دوم‌ بعد از هجرت‌ آغاز می‌کنم‌ که‌ زنده‌نام‌ استاد دکتر زرین‌ کوب‌ آن‌ را دو قرن‌ سکوت‌ و در عین‌ حال‌ دو قرن‌ آشوب‌ و غوغا نامیده‌ است‌ که‌ «درطی‌ آن‌ از ایرانی‌ خاموش‌ سخن‌ جز بر زبان‌ شمشیر نرفت‌». دو قرنی‌ که‌ شرایط‌ دوران‌ بی‌ تاریخی‌ را دارد وحرفی‌ از مقولة‌ تاریخ‌ درباره‌ی‌ آن‌ نمی‌توان‌ گفت‌. چون‌ در سراسر این‌ دوره‌ بر اثر استیلای‌ تدریجی‌ اعراب‌بر پهنة‌ گستردة‌ این‌ مرز و بوم‌ که‌ با خونریزی‌ و ستیزه‌جویی‌ بی‌ وقفه‌ دوام‌ داشت‌، روزگار بر ایرانیان‌ پاک‌نهاد با اسارتها و حقارتها گذشت‌. اما چنانکه‌ می‌دانیم‌ طوفان‌ سهمگین‌ و خروشانی‌ که‌ همه‌ جا را زیر و روکرد، شهرها و آبادیها را به‌ ویرانی‌ کشید، جانها گرفت‌ و مالها به‌ تاراج‌ برد، سرانجام‌ با نهضت‌ سیاه‌جامگان‌ و دلیری‌ جانانة‌ ایرانیان‌ غیرتمندی‌ چون‌ ابومسلم‌ و مازیار و مردآویج‌ و بابک‌ و افشین‌ فرو نشست‌و سیادت‌ عرب‌ رفته‌ رفته‌ بر باد رفت‌ که‌ شاعران‌ عرب‌ بر زوال‌ آن‌ نُدبه‌ها کردند.
از آن‌ پس‌ با توسعه‌ قدرت‌ طاهریان‌ در خراسان‌ و سپس‌ قیام‌ یعقوب‌ لیث‌ و مرداویج‌ زیادی‌ بر ضدخلفای‌ عباسی‌، سلسله‌هایی‌ تا حدّی‌ مستقل‌ مانند صفاریان‌ و آل‌ بویه‌ و آل‌ زیار در جای‌ جای‌ ایران‌ و باظهور سامانیان‌ که‌ خود در آغاز حال‌، عمّال‌ و اتباع‌ طاهریان‌ بودند تمدن‌ تازه‌ای‌ در شرق‌ ایران‌، یعنی‌درخوارزم‌ آغاز شد و از بخارا تا سمرقند بالیدن‌ گرفت‌ و در پایان‌ شب‌ هولناکی‌ که‌ در وحشت‌ و سکوت‌ دوقرن‌ هول‌انگیز گذشت‌ مملکت‌ دوباره‌ تا حدی‌ به‌ سامان‌ و قرار خویش‌ بازآمد.
ادامه مطلب را بخوانید »

گيلان ما به هيچ سازماني وابستگي ندارد و هزينه هايش تنها از راه فروش نسخه هاي آن تامين مي شود......گيلان ما در پايان هر فصل منتشر مي‌شود و از عموم نويسندگان مقاله مي پذيرد......mfaegh AT yahoo.com.........

گیلان ما

فصلنامه سیاسی - ادبی- فرهنگی
موسس: شادروان حاج علی فائق / تاسیس ۱۳۲۸
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: دکتر محمد علی فائق ايميل :
mfaegh AT yahoo.com
سردبیر: فریدون نوزاد شورای دبیران: احمد اداره چی گیلانی، مهران برزگر ماچیانی، افشین پرتو، مصطفی فرض پور ماچیانی، دکتر عبد الکریم گلشنی، احمد محامد، دکتر غلامحسین مهدیزاده
نشانی: ایران، گیلان، رشت، خیابان امام خمینی، مقابل بانک رفاه کارگران، کوچه فائق، شماره ۲۱۵، طبقه سوم

تلفکس: ۳۲۳۱۱۸۲-۰۱۳۱ صندوق پستی: ۱۶۷۷

اشتراک سالیانه داخل ایران با هزینه پست: ۴۵۰۰۰ ریال

اشتراک سالیانه خارج با هزینه پست: ۲۵ دلار

نشانی بانکی: ایران، گیلان، رشت، بانک تجارت (شعبه پورسینا)، شماره حساب جاری ۵۵۲۵۵، کد ۸۱۱۰ به نام دکتر محمد علی فائق



تمام حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به دکتر محمد علی فائق مي‌باشد.
راه‌اندازي، مسوول فني و به‌روزرساني: عليرضا طياري.